1405/06/22
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحيم
جلسه ششم
٢٢/٦/١٤٠٥
مبطل نهم الأكل والشرب
ماتن صاحب عروة می فرماید:
التاسع الأكل والشرب الماحيان للصورة فتبطل الصلاة بهما عمدا كانا أو سهوا والأحوط الاجتناب عما كان منهما مفوتا للموالاة العرفية عمدا، نعم لا بأس بابتلاع بقايا الطعام الباقية في الفم أو بين الأسنان، وكذا بابتلاع قليل من السكر الذي يذوب وينزل شيئا فشيئا، ويستثنى أيضا ما ورد في النص بالخصوص من جواز شرب الماء لمن كان مشغولا بالدعاء في صلاة الوتر وكان عازما على الصوم في ذلك اليوم، ويخشى مفاجأة الفجر وهو عطشان والماء أمامه ومحتاج إلى خطوتين أو ثلاثة فإنه يجوز له التخطي والشرب حتى یروی وإن طال زمانه إذا لم يفعل غير ذلك من منافيات الصلاة، حتى إذا أراد العود إلى مكانه رجع القهقرى لئلا يستدبر القبلة، والأحوط الاقتصار على الوتر المندوب، وكذا على خصوص شرب الماء فلا يلحق به الأكل وغيره، نعم الأقوى عدم الاقتصار على الوتر ولا على حال الدعاء فيلحق به مطلق النافلة وغير حال الدعاء وإن كان الأحوط الاقتصار.»
این مسئله نهمین مسئله از مباحث قواطع و مبطلات نماز است. از قواطع نماز اکل و شرب است ماتن می فرماید کسی که در نماز اکل کند و همچنین شرب کند یعنی بیاشامد یا چیزی بخورد این موجب بطلان نماز میشود. همچنین فرقی نمیکند که اکل و شرب عمداً باشد یا سهواً. البته چند مورد نیز استثنا شده است که در آن موارد اکل و شرب اشکالی ندارد و موجب بطلان نماز نمی شود.
بنابراین در این مسئله سه جهت مورد بحث قرار می گیرد:
جهت اول حکم و موضوع اكل و شرب و اینکه چه مقدار از اکل و شرب موجب بطلان نماز
می شود.
جهت دوم اینکه آیا در این حکم بین عمد و سهو تفاوتی وجود دارد یا خیر یعنی آیا اکل و شرب عمداً موجب بطلان است ولی سهواً موجب بطلان نیست یا اینکه چه عمداً و و چه سهوا موجب بطلان میشود؟
جهت سوم مستثنيات مسئله و مواردی که اکل و شرب در نماز در آنها اشکالی ندارد. در کلام ماتن چند مورد استثنا شده است.
جهت اول حكم و موضوع اكل و شرب
اما جهت اول از حيث حکم و موضوع اکل و شرب ظاهراً اشکالی نیست در اینکه اگر اکل كثير باشد، موجب بطلان نماز است؛ مثلاً کسی ده دقیقه مشغول خوردن باشد یا پنج دقیقه مشغول خوردن یا آشامیدن باشد. اگر اکل و شرب به مقدار کثیر باشد، در بطلان نماز به آن اشکالی نیست.
همچنین ظاهراً اشکالی نیست در اینکه اگر اکل و شرب بسیار نادر و اندک باشد، موجب بطلان نیست؛ مثلاً یک دانه گندم را در حال نماز بخورد یا یک قطره آب را در حال نماز فرو ببرد. این مقدار نیز ظاهراً موجب بطلان نماز نیست.
آنچه مورد بحث و اشکال است اكل و شرب قليل است؛ مثلاً کسی در نماز یک لقمه یا دو لقمه بخورد به گونه ای که اکل او زیاد نباشد و عنوان اکل کثیر بر آن صدق نکند. یا مثلاً یک جرعه یا دو جرعه آب بیا شامد، به نحوی که شرب او کثیر نباشد. آیا چنین اکل و شربی موجب بطلان نماز میشود یا خیر؟
در این مسئله شیخ به نحو مطلق فرموده است که اجماع وجود دارد بر اینکه اکل و شرب موجب بطلان نماز است؛ یعنی نفرموده اند که اکل و شرب كثير مراد است یا قلیل بلکه دعوای اجماع کرده اند بر اینکه اکل و شرب موجب بطلان نماز است. جماعت دیگری نیز بعد از شیخ دعوای اجماع کرده اند.
البته نسبت به اکل و شرب کثیر که گفتیم بلا اشكال موجب بطلان است محل اصلی بحث نیست. بحث عمده در اکل و شرب قلیل است. حال که عنوان اکل و شرب بر آن صدق میکند یعنی عرفاً میگویند این شخص در حال نماز اکل کرد یا در حال نماز شرب کرد، آیا همین مقدار موجب بطلان نماز میشود یا خیر؟
این مسئله شبیه همان مسئله قبلی است که در بحث فعل مطرح شد. آنجا گفتیم فعل كثير و فعل قلیل آیا موجب بطلان نماز میشود یا خیر؟ و گفتیم نص صریح و واضحی نداریم که دلالت کند بر اینکه فعل قليل مبطل است یا مبطل نیست. در آنجا گفتیم باید ببینیم آیا فعل مذكور ماحی صورت صلات است یا خیر.
در اینجا نیز همین سخن جاری است نسبت به اکل و شرب گفته اند که چون نص صحيح و صریحی نداریم که به طور خاص بر بطلان نماز به وسیله اکل و شرب دلالت کند، باید ببینیم مستند حکم چیست.
مستند اول: اجماع
مستند اول ممکن است اجماع باشد. یعنی به واسطه اجماعی که شیخ ادعا کرده است، بگوییم موضوع حکم مطلق اکل و شرب است و هر اکل و شربی که در نماز انجام شود، موجب بطلان نماز است.
اگر مستند اجماع باشد معنایش این است که نفس اكل و شرب هر اکل و شربی که باشد، در نماز موجب بطلان است جماعتی این مطلب را گفته اند و ظاهر مستمسک» نیز این است که این وجه را پذیرفته است.
مستند دوم: محو صورت نماز و اخلال به موالات
مستند دوم این است که ملاک محو صورت نماز باشد؛ یعنی اگر اکل و شرب به گونه ای باشد که صورت نماز را از بین ببرد به نحوی که عرفاً نگویند این شخص در حال نماز خواندن است بلکه بگویند مشغول اکل و شرب است در این صورت موجب بطلان است. اگر اکل و شرب ماحی صورت صلات باشد، موجب بطلان خواهد بود؛ وگرنه خیر. ملاک دیگری که در اینجا مطرح شده، اخلال به موالات است. یعنی اگر اکل و شرب به نحوی باشد که با موالات نماز منافات داشته باشد، موجب بطلان خواهد بود. در حقیقت این وجه نیز به همان معنا برمی گردد که گفته شود این شخص دیگر نماز نمی خواند و صورت نماز از بین رفته است.
بنابراین بر اساس این قول اگر یک لقمه باشد معلوم نیست که این مقدار موجب محو صورت نماز باشد. اگر یک جرعه آب بیاشامد نیز صورت نماز از بین نمی رود؛ زیرا عرف می گوید این شخص نماز میخواند هر چند یک لقمه نیز خورده یا یک جرعه آب نیز آشامیده است. پس مستند دوم یا محو صورت نماز است و یا اخلال به موالات.
ظاهر ماتن و جماعت کثیری از جمله سيدنا الاستاد قائل به این هستند که اگر اکل و شرب ماحی صورت نماز باشد یا موجب اخلال به موالات باشد، موجب بطلان است و اگر چنین نباشد، موجب بطلان نیست.
بنابراین اگر یک لقمه باشد معلوم نیست که ماحی صورت نماز باشد؛ یا اگر یک جرعه آب بخورد صورت نماز از بین نمی رود و عرفاً همچنان صدق میکند که در حال نماز است.
مستند سوم: معهودیت و ارتكاز متشرعه
مستند سوم این است که ممکن است وجه حکم معهودیت و ارتکاز متشرعه باشد؛ یعنی اگل و شرب با نماز منافات دارد و این منافات در نزد متشرعه روشن و مسلم است.
اینکه شخص نماز بخواند و در همان حال مشغول اكل و شرب باشد در ارتکاز متشرعه با نماز خواندن منافات دارد. متشرعه می گویند کسی که نماز می خواند نباید مشغول اكل و شرب باشد.
بعضی از فقها، مانند صاحب جواهر و برخی دیگر از این جهت استفاده کرده اند که اکل و شرب با نماز منافات دارد.
از کلمات صاحب جواهر استفاده میشود که حتی کودکان نیز این مطلب را می فهمند؛ یعنی بچه ها هم می دانند که کسی که نماز می خواند دیگر مشغول اکل و شرب نیست و این دو با یکدیگر جمع نمی شوند.
اگر این وجه را بپذیریم میتوان حکم به بطلان نماز کرد ولو اینکه اکل و شرب قلیل باشد؛ حتی اگر یک لقمه باشد. زیرا همین مقدار نیز عرفاً صدق میکند که شخص در حال نماز اکل کرده است.
مستند چهارم: اعراض از نماز
مستند چهارم این است که اکل و شرب دلالت و اشاره به اعراض از نماز دارد. یعنی کسی که در حال نماز مشغول اكل و شرب میشود گویا دیگر قصد ادامه نماز ندارد و از نماز اعراض کرده است. بنابراین اگل و شرب به عنوان اماره و اشاره ای بر اعراض از نماز موجب بطلان خواهد بود.
این وجه نیز تقریباً به همان وجه قبلی بر می گردد؛ یعنی اگر شخص یک لقمه یا دو لقمه بخورد گفته میشود که این عمل اشاره به اعراض او از نماز دارد و در نتیجه نمازش باطل است. بنابراین عمده وجوهی که از کلمات فقها برای مستند حكم استفاده میشود چهار وجه است:
اجماع
محو صورت نماز یا اخلال به موالات
معهودیت و ارتکاز متشرعه بر منافات اكل و شرب با نماز
دلالت اكل و شرب بر اعراض از نماز
این چهار وجه ممکن است مستند حکم به بطلان اكل و شرب در نماز قرار گرفته باشد.
بررسی ادله چهارگانه:
البته همان طور که گفتیم اگر این مستندها را بپذیریم در حکم تفاوت ایجاد میشود. سيدنا الاستاد رحمه الله در همه این وجوه اشکال کرده اند و دیگران نیز اشکالاتی مطرح کرده اند.
اشکال به اجماع
اما نسبت به اجماع اولاً اجماع شيخ اجماع منقول است و اجماع شیخ که بر اساس قاعده لطف به اجماع استناد میکند اجماعی حدسی است نه اینکه اجماع حسی باشد و مستقیماً از رأى معصوم عليه السلام خبر بدهد.
این اولاً.
ثانياً بر فرض اینکه اصل دعوای اجماع نیز صحیح باشد، خلاف آن وجود دارد. جماعتی از فقها گفته اند که اگر اکل و شرب قلیل باشد، موجب بطلان نماز نیست.
از جمله از متأخرین و متقدمين، محقق در «المعتبر و اردبیلی در «فوائد» خود و همچنین صاحب حدائق، صاحب مدارک صاحب كشف اللثام و صاحب مفاتيح و جمع کثیری از فقها گفته اند که اگر اکل و شرب کم باشد اشکالی ندارد و مبطل نماز نیست؛ اما اگر زیاد باشد مبطل است.
بنابراین اینجا اجماع تمام نیست و نمیتوانیم به این اجماع برای اثبات بطلان مطلق اکل و شرب تمسک کنیم.
اشکال به محو صورت نماز
اما مستند دوم که گفته شد ملاک محو صورت نماز است روشن است که محو صورت نماز در صورتی است که اکل و شرب زیاد باشد نه اینکه هر اکل و شربی ماحی صورت نماز باشد.
بله، اگر اکل و شرب زیاد باشد فعل كثير انجام داده است و فعل كثير موجب بطلان نماز
میشود. بنابراین اگر اکل و شرب كثير باشد از جهت اینکه فعل كثير انجام شده و صورت نماز را از بین برده است موجب بطلان خواهد بود.
اما بعضی از کلمات فقها استفاده کرده اند که حتی اگل و شرب قليل نيز فعل كثير است؛ مثلاً در ذکری» و «تذکره چنین استفاده ای شده است. گفته اند هر اکل و شربی فعل کثیر است؛ زیرا شخص بايد لقمه را بردارد بگیرد تناول کند، آن را در دهان بگذارد بجود و سپس فرو ببرد. بنابراین یک لقمه متشکل از افعال متعددی است و مجموع این افعال ممکن است فعل كثير محسوب شود.
این استدلال را این گونه جواب داده اند که اگر انحلال موضوع و تجزیه آن به افعال متعدد ملاک باشد بسیاری از افعال دیگر نیز باید فعل كثير محسوب شوند. مثلاً شخص می خواهد دستمال خود را از جیب بیرون بیاورد و دهان یا عرق خود را پاک کند. برای این کار باید دستش را داخل جیب ببرد، دستمال را پیدا کند آن را بیرون بیاورد، دستش را بالا بیاورد و صورت خود را پاک کند. یا مثلاً اگر انگشترش در جیب باشد باید دستش را داخل جیب ببرد انگشتر را پیدا کند، آن را بیرون بیاورد، در دست خود قرار دهد و سپس دستش را بالا بیاورد.
تمام اینها افعال متعددی است؛ در حالی که احدی از فقها نگفته است که چنین افعالي فعل كثير و موجب بطلان نماز است. دلیلی نیز نداریم که فقیهی چنین چیزی گفته باشد. بنابراین صرف انحلال یک عمل به افعال متعدد نمیتواند موجب شود که بگوییم یک لقمه خوردن فعل کثیر است.
پس نمی توان گفت مطلق اكل و شرب موجب محو صورت نماز میشود یا مطلق اكل و شرب فعل كثير است و از این جهت نماز را باطل می کند.
اشکال به اخلال به موالات
همچنین نمی توان به طور مطلق گفت هر اکل و شربی با موالات نماز منافات دارد؛ زیرا یک لقمه یا یک جرعه آب در صورتی که کم باشد لزوماً موجب اخلال به موالات عرفیه نیست.
اشکال به ارتكاز متشرعه
اما وجه سوم یعنی اینکه اکل و شرب با نماز در نزد متشرعه منافات دارد این نیز محل
اشکال است.
گفته شده است که این امر در نزد متشرعه معهود است که اگل و شرب با نماز جمع نمی شود. اما سؤال این است که چه کسی گفته این معهودیت ثابت است؟
همان طور که گفتیم جماعتی از فقها تصریح کرده اند که اگر اکل و شرب قليل باشد، مبطل نیست. بنابراین چنین معهودیتی ثابت نیست.
بر فرض اینکه چنین ارتکازی هم وجود داشته باشد، ارتکاز متشرعه زمانی حجت و معتبر است که اتصال آن به زمان ائمه عليهم السلام احراز شود.
اما از کجا میتوانیم احراز کنیم که این ارتکاز متصل به زمان ائمه عليهم السلام بوده است؟ دعوای اجماع در این مسئله از زمان شیخ مطرح شده است و قبل از شیخ مسئله به این شکل مطرح نبوده است. بنابراین اینکه بگوییم این ارتکاز از زمان ائمه عليهم السلام وجود داشته و به ما رسیده است قابل اثبات نیست؛ خصوصاً اینکه چنین مطلبی به صورت صریح در روایات نیز وارد نشده است. پس نمیتوانیم صرف ارتكاز موجود در زمانهای متأخر را دلیل شرعی قرار دهیم. ممکن است گفته شود که حتی کودکان نیز این مطلب را میفهمند و این نشان دهنده وضوح آن است.
در جواب میگوییم کودک تابع پدر و مادر خود است و آنچه در ذهن پدران و مادران وجود
دارد، به کودک منتقل میشود. چه بسا این ارتکاز به این جهت شکل گرفته باشد که اکل و شرب در نماز لااقل مكروه يا خلاف شأن نماز است و مردم آن را انجام نمی دهند. در نتیجه کودک نیز تصور میکند که اگل و شرب با نماز منافات دارد و موجب بطلان است. بنابراین صرف این امر که حتی کودکان نیز چنین چیزی را میفهمند نمیتواند کاشف از یک ارتكاز متصل به زمان معصومين عليهم السلام باشد.
اشکال به اعراض از نماز
اما وجه چهارم که گفته شد اکل و شرب علامت و اشاره بر اعراض از نماز است این نیز محل اشکال است.
چه دلیلی داریم که اگل و شرب به خصوص اكل و شرب قليل علامت اعراض از نماز باشد؟ ممكن است شخص همچنان قصد نماز داشته باشد و فقط یک لقمه بخورد یا یک جرعه آب بیا شامد و سپس نماز خود را ادامه
بنابراین دلیلی نداریم که نفس این اکل و شرب دلالت بر اعراض از نماز داشته باشد.
در نتیجه این وجوه چهارگانه همگی محل اشکال است.
نتیجه بحث در اکل و شرب قليل
بنابراین گفته اند اکل و شرب کثیر اگر به گونه ای باشد که صورت نماز را محو کند، بلا اشکال موجب بطلان نماز است؛ زیرا از یک طرف از متن ماتن صاحب عروة استفاده میشود که چنین عملی موجب بطلان است و از طرف دیگر فعل کثیر نیز موجب بطلان نماز است. همچنین ممکن است دعوای اجماع شیخ را حمل بر همین مورد کنیم؛ یعنی مراد از اکل و شرب در دعوای اجماع اکل و شرب کثیری باشد که صورت نماز را از بین میبرد نه اینکه هر اکل و شرب قلیلی نیز مبطل باشد.
بنابراین نمیتوانیم با دلیل تمام و قطعی بگوییم که اكل و شرب قليل موجب بطلان نماز است. محقق همدانی نیز فرموده اند که ما از جهت دلیل نمیتوانیم بطلان اكل و شرب قلیل را اثبات کنیم؛ یعنی اگر اكل و شرب قلیل باشد مشکل از جهت دلیل وجود دارد.
بنابراین اگر کسی در نماز یک لقمه بخورد یا مقدار کمی آب بیا شامد نمیتوانیم به طور روشن و قطعی حکم به بطلان نماز کنیم و بگوییم چنین اکل و شربی مبطل است.
البته ظاهراً همان طور که در بحث فعل كثير و در بحث کلام گذشت در اینجا نيز لا ينبغي تركه و اجتناب از اکل و شرب قليل، خصوصاً با توجه به برخی روایات قابل توجه است. خصوصاً اینکه ماتن در ادامه مسئله مواردی را از اکل و شرب استثنا میکند و روایتی را مطرح میکند که شخص در حال نماز نافله بلکه نماز وتر میتواند آب بیاشامد؛ زیرا می خواهد روزه بگیرد.
پس اصل مسئله در روایات سابقه داشته و در ذهن اصحاب نیز مطرح بوده است. بنابراین این ادعا که چون مسئله قبل از شیخ مطرح نبوده است پس معهودیت آن از زمان ائمه عليهم السلام قابل اثبات نیست با توجه به روایاتی که در این زمینه وارد شده تمام نیست.
روایتی که در ادامه خواهیم گفت در باب استثنا وارد شده و روایت معتبر و قابل استنادی است و نشان می دهد که مسئله اكل و شرب در حال نماز دست کم در برخی فروض در زمان ائمه عليهم السلام مطرح بوده است.
بنابراین کسی که ادعا کند اگر اکل و شرب قلیل باشد و صورت نماز را نیز از بین نبرد، اشکالی ندارد از جهت دلیل ممکن است سخن قابل توجهی داشته باشد؛ لکن با توجه به اینکه ترک آن مناسب با احتیاط است نمیتوان به سادگی از آن عبور کرد.
این نسبت به حکم و موضوع اكل و شرب.
جهت دوم عمد و سهو
اما نسبت به اینکه آیا اکل و شرب عمداً و سهواً هر دو مبطل هستند یا خیر ماتن می فرماید فرقی بین عمد و سهو نیست و اکل و شرب چه عمداً باشد و چه سهوا موجب بطلان است. کسانی که ملاک را محو صورت نماز دانسته اند نیز میگویند فرقی میان عمد و سهو نیست؛ زیرا اگر موضوع بطلان، محو صورت نماز باشد چیزی که صورت نماز را از بین می برد چه عمداً انجام شود و چه سهوا در هر دو صورت صورت نماز از بین رفته است.
طبق این مبنا اگر اکل و شرب ماحی صورت نماز باشد، قاعده لا تعاد» نیز در اینجا جاری نمی شود؛ زیرا قاعده لا تعاد» در جایی جاری میشود که چیزی از اجزای نماز ترک یا کم و زیاد شده باشد در حالی که اکل و شرب ماحی صورت نماز است.
بنابراین بر اساس این مبنا باید بگوییم اكل و شرب عمداً و سهواً، مو موجب بطلان نماز است. اما جماعتی قائل شده اند که اکل و شرب عمداً مبطل است ولی سهواً مبطل نیست.
از جمله از کلام سید حكيم رحمه الله در حاشیه ایشان چنین استفاده میشود. برخی دیگر نیز احتياط کرده اند.
در مقابل بسیاری از فقها مطابق متن ماتن گفته اند که فرقی میان عمد و سهو نیست.
عده ای نیز گفته اند اکل و شرب در صورت عمد موجب بطلان است ولی در صورت سهو مبطل نیست. این قول به جماعتی از فقها نسبت داده شده است و در کلمات برخی از قدما نیز چنین مطلبی دیده میشود؛ حتى ممكن است به شهید نسبت داده شده باشد چنان که در جامع المقاصد این مطلب به شهید نسبت داده شده است.
البته در برخی کلمات این قول با قيد تعمد ذكر شده است.
وجه اینکه این گروه میان عمد و سهو تفصیل داده اند این است که اگر مستند حکم همان اجماعی باشد که شیخ ادعا کرده است یا اگر مستند معهودیت و منافات اکل و شرب با نماز در نزد متشرعه باشد و یا اگر اکل و شرب را علامت اعراض از نماز بدانیم در این صورت ممكن است بين عمد و سهو فرق گذاشته شود.
زیرا در صورت عمد، شخص عمداً اكل و شرب کرده است و اگر آن را موجب بطلان بدانیم قاعده لا تعاد نمیتواند مانع بطلان شود.
اما اگر سهوا اکل و شرب کند در صورتی که صورت نماز همچنان باقی باشد، می توان گفت قاعده لا تعاد جاری میشود؛ زیرا شخص قصد اعراض از نماز نداشته و هنوز عنوان نماز بر عمل او صدق میکند.
به تعبیر دیگر شخص در ضمن نماز این عمل را انجام داده است، در حالی که نباید آن را انجام می داد؛ اما چون سهوا انجام داده، عدم جواز آن با قاعده لا تعاد برداشته می شود، مشروط بر اینکه از ارکان نماز نباشد.
بنابراین اگر اکل و شرب را از این جهت تحلیل کنیم ممکن است میان عمد و سهو تفصیل داده شود.
اما کسانی که ملاک را محو صورت نماز میدانند حق ندارند میان عمد و سهو فرق بگذارند؛ زیرا اگر موضوع محو صورت نماز باشد، در هر دو صورت صورت نماز از بین رفته است.
اخلال به موالات عرفيه
اما اگر اکل و شرب موجب اخلال به موالات عرفیه باشد در این صورت نیز بحث همان مسئله ای است که قبلاً در باب فعل کثیر مطرح شد.
در آنجا گفتیم برخی از فقها معتقدند اگر فعلی موجب اخلال به موالات عرفيه شود، اقوی این است که نماز باطل باشد؛ مانند محقق نائینی رحمه الله و نیز سید گلپایگانی رحمه الله و شیخ آل یاسین و جماعتی دیگر.
این بزرگواران در چنین موردی احتیاط وجوبی کرده اند یا قائل شده اند که اخلال به موالات موجب بطلان است.
در مقابل جماعتی گفته اند که بطلان در این فرض ثابت نیست و ظاهر کلام برخی مانند صاحب عروه این است که احتیاط در اینجا استحبابی است؛ چنان که در مسئله قبل نیز گفتیم که ظاهر عبارت ایشان استحباب احتیاط است.
جماعتی نیز تصریح کرده اند که این احتیاط استحبابی است و از جمله سيدنا الاستاد و برخی تلاميذش و دیگران چنین مطلبی را مطرح کرده اند.
بنابراین نسبت به این دو مورد یعنی اکل و شرب قلیل و نیز اخلال به موالات عرفيه دلیل قطعی بر بطلان در همه فروض نداریم و مسئله نیازمند دقت بیشتر است.
جهت سوم مستثنيات
اما جهت سوم موارد استثنایی است که در کلام ماتن برای اکل و شرب ذکر شده است.
در کلام ماتن سه مورد برای اکل و شرب ذکر شده که در آنها اکل و شرب موجب بطلان نماز نیست.
از جمله باقی مانده های غذا که در دهان و بین دندانها باقی مانده و شخص در حال نماز آنها را فرو می برد و نیز مقدار کمی آب که در دهان یا فضای دهان باقی مانده و به تدریج ذوب و در اثنای نماز فرو می رود.
همچنین مورد دیگری ذکر شده که شخص در نماز وتر مشغول دعاست و قصد دارد فردای آن روز روزه بگیرد و برای سحری یا رفع تشنگی آب می آشامد.
تفصیل این موارد و روایات مربوط به آنها ان شاء الله در بحث آینده مطرح خواهد شد.