« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد مسلم داوری

1405/06/21

بسم الله الرحمن الرحیم



بسم الله الرحمن الرحيم

جلسه پنجم

1405/06/21

بررسی روایت ابو جریر قمی در باب پاسخ به ندای والدین در حال نماز كلام و بحث ما در فعل كثير و قليل بود گفتیم که به مناسبت ولو اینکه این بحث در قول و کلام نیست لکن چون در آنجا این روایت ذکر نشده است در اینجا آن را ذکر می کنیم.

عرض کردیم این روایتی که درباره کلام واقع شده روایت ابو جرير از ابوالحسن موسى عليه السلام است؛ روایت هفتم از باب نهم روایت چنین است:

وبإسناده عن محمد بن على بن محبوب، عن حمزة بن يعلى عن على بن إدريس، عن محمد عن أخيه أبي جرير عن أبي الحسن موسى عليه السلام قال: « إن الرجل إذا كان في الصلاة فدعاه الوالد فليسبح، فإذا دعته الوالدة فليقل لبیک.»

گفتیم که این روایت را از جهت سندی باید بررسی کنیم که آیا میشود این روایت را معتبر دانست یا خیر از جهت دلالت نیز روایت مطلب مهمی دارد؛ زیرا میان «والد» و «والدة» فرق گذاشته است.

بررسی دلالت روایت

اگر پدر انسان را صدا بزند و شخص در حال نماز باشد حضرت می فرماید: فليسبح»؛ یعنی تسبیح بگوید ظاهر این است که شخص با گفتن تسبیح اعلام کند که من در حال نماز هستم. در نتیجه پدر صبر میکند تا نماز او تمام شود و بعد کاری را که میخواهد به او بگوید یا از او بخواهد انجام می دهد. اما اگر مادر او را صدا بزند حضرت می فرماید: «فليقل لبیک».

لبیک ظاهرش کلام آدمی است و از ادعیه نیز محسوب نمی شود؛ یعنی این گونه نیست که شخص آن را به عنوان دعا یا قرآن بخواند. اگر لبیک به عنوان دعا یا قرآن بود، اشکالی نداشت و مانند سایر اذکار و ادعیه بود. اما ظاهر روايت این است که لبیک خطاب و پاسخ به شخص است؛ مانند اینکه انسان بگوید: «نعم نعم لبیک»؛ یعنی بله بفرمایید من در خدمت شما هستم و هر امری دارید انجام میدهم. پس ظاهر لبیک این است که کلام آدمی است.

بنابراین روایت دلالت میکند که در چنین موردی نماز قطع میشود؛ زیرا وقتی انسان میگوید لبیک و در خدمت مادر قرار میگیرد ظاهرش این است که از نماز خارج میشود و می رود کاری را که مادر از او خواسته انجام میدهد. در نتیجه این کار موجب قطع نمازمی شود. به خلاف مورد پدر که حضرت می فرماید: «فليسبح»؛ یعنی تسبیح بگو و با ذکر به پدر اعلام کن که مشغول نماز هستی در آنجا نماز را قطع نمی کند.

بنابراین ظاهر روایت این است که میان پاسخ دادن به پدر و پاسخ دادن به مادر تفاوت وجود

دارد؛ در مورد پدر می فرماید تسبیح بگو و نماز را قطع نکن اما در مورد مادر می فرماید لبیک بگو که ظاهر آن پاسخ کلامی و خروج از نماز است.

احتمال اختصاص روایت به نماز نافله

ممکن است بعضی از فقها گفته باشند که این روایت مربوط به نماز نافله است.

این روایت را شیخ در تهذیب نقل کرده است و در ذیل آن در برخی نسخه ها تعبیر «فی نافلة» آمده است. لكن این عبارت در اصل روایت به صورت مطلق ذکر شده و شیخ نیز روایت را مطلقاً نقل کرده است؛ یعنی در خود روایت تفصیلی میان نماز نافله و فریضه وجود ندارد. ظاهر روایت نیز این است که مربوط به نماز فریضه باشد؛ زیرا اگر روایت درباره نماز نافله بود دیگر این تفصیل چندان معنا نداشت. در نماز نافله، انسان میتواند نماز را اختیاراً قطع کند؛ بنابراین اگر پدر او را صدا بزند و بخواهد به او پاسخ دهد، می توانست نماز نافله را قطع کند و پاسخ دهد. اما روایت می فرماید اگر پدر صدا زد، فليسبح»؛ یعنی نماز را قطع نکند و با تسبیح پاسخ دهد.

این تعبیر ظاهر در این است که مورد نماز فریضه است؛ زیرا در نماز نافله اصل جواز قطع وجود دارد.

اما در مورد مادر می فرماید: «فليقل لبیک اگر بنا بود روایت اختصاص به نماز نافله داشته باشد باز هم پاسخ دادن با لبیک و قطع نماز نافله اشکال خاصی نداشت؛ زیرا قطع نماز نافله جایز است.

بنابراین این تفصیل میان پدر و مادر با توجه به ظاهر روایت قرینه ای است بر اینکه روایت ناظر به نماز فریضه است.

البته اگر روایت را اعم بدانیم و بگوییم شامل نافله و فریضه هر دو میشود مانعی ندارد؛ زیرا در خود روایت اختصاصی به نافله وجود ندارد.

اهمیت روایت در باب اکرام مادر

ظاهر روایت این است که میان پدر و مادر تفاوت گذاشته شده و این مسئله با اهمیت اکرام مادر ارتباط دارد.

قبلاً گفتیم که روایات زیادی درباره اهمیت مادر و اکرام او داریم این روایت نیز یکی از روایاتی است که بر اهمیت مادر دلالت میکند؛ به این معنا که اگر مادر فرزند خود را صدا بزند و چیزی از او بخواهد یا از او طلب کند که کاری برای او انجام دهد باید به او پاسخ بدهد و بگوید: «لبیک».

لبیک یعنی بله بفرمایید من در خدمت شما هستم. کسی که در خدمت دیگری قرار می گیرد ظاهرش این است که می رود و آن کاری را که از او خواسته شده انجام می دهد. بنابراین اگر شخص در حال نماز به مادر خود بگوید لبیک و برای انجام خواسته او اقدام کند، قطعاً نماز او باطل میشود؛ به خلاف اینکه در پاسخ به پدر فلیسبح» بگوید و نماز خود را ادامه دهد. از این جهت این روایت اهمیت زیادی دارد.

عدم تعرض فقها به روایت از جهت دلالت

همین یک روایت در این باب است که شیخ ذکر کرده است و در کتاب «تهذیب» آمده است. در کتب دیگری که ما بررسی کردیم کسی را پیدا نکردیم که متعرض این روایت شده باشد و از حيث دلالت درباره آن بحث کرده باشد.

در کتب فقهی نیز تا آنجا که بررسی کردیم، فقها متعرض این روایت نشده اند و درباره مفاد آن بحثی نکرده اند.

در بعضی از کتب روایت نقل شده است اما بحثی از جهت دلالت آن نشده است.

بنابراین از جهت دلالت همان طور که عرض کردیم ظاهر روایت بسیار خوب و قوی است؛ لكن فقها به حسب ظاهر متعرض آن نشده اند و درباره دلالت آن بحث نکرده اند.

البته ممكن است گفته شود که اگر لبیک را به قصد دعا یا به قصد خداوند بگوید دیگر چه تفاوتی با فليسبح خواهد داشت؟ اگر لبیک به قصد دعا و ذکر خدا گفته شود، دیگر کلام آدمی نخواهد بود و مانند فليسبح» میشود.

اما پاسخ این است که ظاهر روایت چنین نیست ظاهر لبیک در اینجا پاسخ دادن به مادر است؛ یعنی شخص میگوید من در خدمت شما هستم و هر چه بفرمایید انجام میدهم. بنابراین این لبیک جواب دادن به ندای مادر است نه دعایی که انسان برای خداوند می خواند.

پس از جهت دلالت روایت دلالت خوبی دارد و اشکال عمده ای در ظهور آن دیده نمی شود.

بررسی سند روایت

اما از جهت سند باید بررسی کنیم که آیا این روایت معتبر است یا خیر.

سند روایت چنین است:

وبإسناده عن محمد بن على بن محبوب، عن حمزة بن يعلى، عن على بن إدريس، عن محمد عن أخيه أبي جرير عن أبي الحسن موسى عليه السلام.

ابتدای سند، یعنی «محمد بن على بن محبوب از بزرگان و ثقات است و در و ثاقت او اشکالی وجود ندارد.

حمزة بن يعلی نیز مورد بحث قرار گرفته و در رجال نجاشی درباره او مطلبی وجود دارد که موجب وثاقت اوست و از این جهت اشکالی در او نیست.

على بن إدريس نيز مورد بحث قرار گرفته است. درباره او تعبير صاحب الرضا آمده است. این تعبیر اگر بر وثاقت او دلالت نکند دست کم بر حسن حال او دلالت میکند و از این جهت نیز مشکل اساسی وجود ندارد.

اما در مورد محمد، عن أخيه أبي جرير باید بحث بیشتری صورت گیرد.

بررسی «أبو جرير قمی»

در مورد أبو جرير» در معجم رجال الحديث بحث شده و گفته شده است که این کنیه چند نفر اطلاق شده است؛ چهار نفر با کنیه أبو جرير» شناخته شده اند که دو نفر از آنان معروف ترند یکی زکریا بن إدريس و دیگری زکریا بن عبد الصمد».

هر دو نیز صاحب کتاب هستند و از میان این افراد زكريا بن إدريس معروف تر است. اکنون باید ببینیم آیا زکریا بن إدريس ثقه است یا خیر. در مورد خود زكريا بن إدريس وجوهی برای اثبات و ثاقت او ذکر شده و مورد مناقشه قرار گرفته است.

یکی از این وجوه روایتی است که در آن آمده است زكريا بن إدريس از دنیا رفته بود و محمد بن عيسی نقل میکند که نزد حضرت بودم و شب در خدمت حضرت بودم در آنجا سخن از أبو جرير قمی به میان آمد و حضرت بر او ترحم کردند. برخی خواسته اند از این ترحم، وثاقت زكريا بن إدريس را استفاده کنند؛ لکن گفته شده است که صرف ترحم حتی اگر امام علیه السلام بر شخصی ترحم کند دلالت بر وثاقت او نمی کند. بنابراین از این جهت نمی توان و ثاقت او را ثابت کرد. همچنین تعبیر صاحب الرضا نیز به تنهایی دلالت بر و ثاقت نمی کند.

علامه نیز درباره او تعبير وجه من أصحابنا» را ذکر کرده است و گفته شده که این تعبیر را از کلام نجاشی استفاده کرده است. لكن وجه من أصحابنا» نیز به خودی خود دلالت بر وثاقت نمی کند بلکه حتی اگر دلالت بر حسن کند برای اثبات و ثاقت کافی نیست.

روایت ابن أبي عمير و صفوان از زكريا بن إدريس

وجه چهارمی که برای و ثاقت زكريا بن إدريس ذكر شده این است که مشایخ ثقات مانند ابن أبي عمير و صفوان از او روایت کرده اند. گفته شده است که لا يروى ولا يرسل إلا عن ثقة»؛ بنابراین اگر ابن أبي عمیر و صفوان از کسی روایت کنند، می توان و ثاقت آن شخص را استفاده کرد.

لكن این مبنا نيز مورد مناقشه قرار گرفته است؛ زیرا صرف روایت ابن أبي عمير یا صفوان از شخصی دلالت بر و ثاقت آن شخص نمی کند. بنابراین بر اساس این وجوه ممکن است گفته شود که و ثاقت زكريا بن إدريس ثابت نشده است.

البته در اینجا نکته ای وجود دارد. در جایی که درباره «أبو جرير» بحث شده گفته شده است که «أبو جرير» بر چهار نفر اطلاق میشود و دو نفر از آنها معروف هستند یکی زکریا بن إدريس و دیگری زکریا بن عبد الصمد هر دو نیز قمی هستند و در برخی از این افراد و ثاقت ثابت است.

اما در مورد خود زكريا بن إدريس، همان طور که عرض کردیم ممکن است در کلام برخی از بزرگان و ثاقت او ثابت دانسته نشده باشد.

نظر در و ثاقت زكريا بن إدريس

به نظر ما مجموعه قرائن موجود درباره زکریا بن إدريس اهمیت دارد.

اولاً تعبير صاحب الرضا مطرح است؛ ثانیاً ترحم امام علیه السلام بر او پس از وفاتش مطرح است؛ و ثالثاً مهمتر از همه روایت مشایخ از اوست.

ما در اینجا بر روایت ابن أبي عمير و صفوان از او تکیه میکنیم و این قرینه را نسبت به سایر قرائن مهم تر می دانیم.

بنابراین از نظر ما زكريا بن إدريس، همان «أبو جریر قمی، معتبر و ثقه است.

باقی ماندن اشکال در «محمد»

با این حال یک نفر در سند باقی میماند که باید درباره او بحث کنیم و آن محمد در عبارت عن على بن إدريس، عن محمد، عن أخيه أبي جرير»است. در اینجا دو نسخه وجود دارد.

طبق نسخه اول عبارت چنین است:

عن على بن إدريس، عن محمد، عن أخيه أبي جرير.

بر اساس این نسخه محمد باید محمد بن إدريس باشد؛ زیرا وقتی میگوید «عن أخيه أبي جریر مراد این است که محمد برادر ابو جریر است. اگر ابو جرير همان زكريا بن إدريس باشد، «محمد میشود محمد بن إدريس، برادر زكريا بن إدري

اما درباره محمد بن إدريس در کتب رجال مطلبی که بتوان بر اساس آن و ثاقت او را اثبات کرد وجود ندارد و شخص در این جهت مهمل است؛ یعنی کسی درباره او سخنی نگفته که بتوان وثاقت یا اعتبار او را اثبات کرد.

بنابراین اگر این نسخه را بپذیریم از این جهت نمیتوان سند روایت را معتبر دانست.

نسخه دوم

اما نسخه دوم این است:

عن على بن إدريس محمد عن أخيه أبي جریر یا به نحوی که محمد مربوط به علی بن إدريس باشد.

در این صورت مسئله متفاوت میشود؛ زیرا اگر على بن إدريس همان شخص معتبر باشد دیگر اشکال از این جهت برطرف می شود.

درباره على بن إدریس گفتیم که همان شخصی است که از او به عنوان صاحب الرضا ياد شده و از این جهت معتبر است.

بنابراین میان این دو نسخه اختلاف وجود دارد.

در تهذیب نیز دو نسخه در این عبارت دیده شده است. در برخی نسخه ها عبارت به این صورت آمده و در برخی نسخه ها صورت دیگری نقل شده است. در وسائل نیز در نسخه قدیم و جدید اختلاف در نقل این سند دیده می شود.

بنابراین چون میان دو نسخه تردید وجود دارد نمیتوان با اطمینان گفت که مراد از «محمد» چه کسی است.

اگر محمد همان محمد بن إدريس، برادر زكريا بن إدريس، باشد و ثاقت او ثابت نیست و سند از این جهت معتبر نخواهد بود. اما اگر نسخه ای را بپذیریم که در آن شخص معتبر دیگری در سند قرار گرفته باشد، سند قابل تصحيح خواهد بود.

پس با توجه به این تردید نمیتوان از طریق این سند به صورت قطعی حکم به اعتبار روایت کرد.

تصحیح سند از طریق دیگری

اکنون سؤال این است که آیا میتوان این روایت را از طریق دیگری معتبر کرد یا خیر؟

به نظر میرسد یک راه برای تصحیح وجود دارد و آن مراجعه به طریق شیخ به کتاب زکریا بن إدريس، أبي جریر قمی، است.

شیخ طوسی به کتاب او طریق دارد. درست است که ممکن است طریق شیخ به خود کتاب زكريا بن إدريس ضعیف باشد، اما در آن طریق شخصی مانند «أحمد بن محمد بن خالد البرقى» وجود دارد که از این کتاب روایت کرده است.

شیخ به جميع كتب و روايات احمد بن محمد بن خالد برقی طریق صحیح دارد.

بنابراین اگر ثابت شود که این روایت در کتاب زکريا بن إدريس بوده و احمد بن محمد بن خالد برقی آن را از کتاب او نقل کرده است میتوان از این طریق سند روایت را تصحیح کرد. یعنی ما به جای اینکه فقط به سند موجود در این روایت نگاه کنیم از طریق کتاب مؤلف و طرق شیخ به آن کتاب سند را تصحیح می کنیم.

در اینجا ممکن است گفته شود که طریق خود شیخ به کتاب زكريا بن إدريس ضعیف است؛ اما اگر یکی از کسانی که در طریق قرار گرفته مانند احمد بن محمد بن خالد برقی از کتاب او روایت کرده باشد و شیخ نیز به جمیع كتب و روايات احمد بن محمد بن خالد طريق صحيح داشته باشد میتوان از این راه استفاده کرد. پس از این طریق سند قابل تصحیح است.

طريق صدوق و شیخ

راه دیگری نیز قابل ذکر است و آن طریق صدوق است.

اگر ثابت شود که کتاب مورد نظر و روایت مورد بحث از طریق صدوق به شیخ رسیده و شیخ نیز این روایت را نقل کرده است میتوان از طریق طرق صدوق و شیخ نسبت به تصحیح استفاده کرد.

یعنی اگر گفته شود که شیخ تمام روايات و كتب صدوق را از طرق معتبر دریافت کرده و این روایت نیز در مجموعه روايات مورد نقل او قرار داشته است این راه نیز میتواند در تصحیح سند مورد استفاده قرار گیرد.

پس از این جهت نیز میتوان برای تصحیح روایت راهی پیدا کرد. بنابراین ما دو راه برای تصحیح سند داریم یکی از طریق احمد بن محمد بن خالد برقی و طريق صحيح شيخ به کتب و روایات او و دیگری از طریق طرق صدوق.

در نتیجه اگرچه سند روایت در صورت ملاحظه نسخه های موجود و تردید در محمد» دچار اشکال است اما با توجه به طرق دیگری که برای کتاب و روایات زكريا بن إدريس وجود دارد می توان برای اعتبار روایت راهی پیدا کرد.

والحمد لله رب العالمين.

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo