« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد مسلم داوری

1405/06/16

بسم الله الرحمن الرحیم



بسم الله الرحمن الرحيم

جلسه دوم 16/6/1405

مسئله فعل کثیر در نماز

بحث ما در مسئله فعل کثیر بود. یکی از قواطع و مبطلات نماز فعل كثير است که درباره آن ادعای اجماع شده و این اجماع حتى ميان عامه و خاصه نیز مطرح گردیده است. در مقابل درباره فعل قليل نيز ادعای اجماع شده است که مبطل نماز نیست و موجب بطلان نماز نمی شود.

در این مسئله سه جهت برای بحث وجود دارد. جهت اول بحث در حکم و موضوع فعل كثير است.

اقسام افعال واقع شده در نماز

همانگونه که دیروز عرض شد افعالی که ممکن است در حال نماز از مکلف صادر شود بر چند قسم است.

قسم اول: افعال مباح

برخی از افعال در حال نماز مباح هستند. روايات متعددی وجود دارد که جواز بعضی از افعال قليل را در نماز استفاده میکنیم. بنابراین فعل قلیل میتواند در عین اینکه فعل قلیل است مباح نیز باشد و فی نفسه اشکالی نداشته باشد.

قسم دوم: افعال مكروه

قسم دوم افعالی است که مکروه اند. این افعال موجب بطلان نماز نمیشوند، بلکه موجب نقص در نماز و کاهش ثواب آن می گردند معنای کراهت در اینجا این نیست که نماز باطل باشد، بلکه نماز صحیح است اما ثواب آن کاهش پیدا می کند. این موارد متعدد است و از روایات استفاده میشود که ان شاء الله در جای خود به تفصیل خواهد آمد.

از جمله روایت پنجم از باب سوم از ابواب قواطع نماز است:

وبإسناده عن سعد عن محمد بن الحسين، عن جعفر بن بشير عن حماد ابن عثمان عن عبد الحميد عن عبد الملك قال: سألت أبا عبد الله عليه السلام عن الالتفات في الصلاة أيقطع الصلاة؟ فقال لا وما أحب أن يفعل.»

مفاد روایت این است که التفات در نماز موجب بطلان نماز نیست؛ اما امام علیه السلام آن را دوست نمی دارد. پس معلوم میشود که این عمل موجب بطلان نماز نیست بلکه مکروه است. روایت دیگری نیز در همین باب یعنی روایت هشتم از امام رضا علیه السلام نقل شده است: محمد بن إدريس في آخر السرائر نقلا " من كتاب الجامع للبزنطي صاحب الرضا (عليه السلام) قال : سألته عن الرجل يلتفت في صلاته هل يقطع ذلك صلاته، قال: إذا كانت الفريضة والتفت إلى خلفه فقد قطع صلاته فيعيد ما صلى ولا يعتد به وإن كانت نافلة لا يقطع ذلك صلاته ولكن لا.

از این روایت نیز استفاده میشود که اصل التفات در برخی موارد موجب بطلان نیست و کراهت دارد هر چند در موارد خاص ممكن است حکم دیگری پیدا کند.

همچنین روايات متعددی وجود دارد که بر کراهت برخی حرکات در نماز دلالت میکنند.

برای نمونه در باب اول از ابواب کیفیت نماز روایت پنجم از حماد بن عیسی از ابی عبدالله علیه السلام نقل شده است.

وبالإسنادين الأولين عن حماد، عن حريز، عن زرارة، عن أبي جعفر (عليه السلام) قال: إذا أقمت إلى الصلاة فعليك بالاقبال على صلاتك فإنما لك منها ما أقبلت عليه، ولا تعبث فيها بيديك ولا برأسك ولا بلحيتك، ولا تحدث نفسك، ولا تتثأب، ولا تتمط، ولا تكفر فإنما يفعل ذلك المجوس ولا تلثم، ولا تحتفز، وتفرج كما يتفرج البعير، ولا تقع

على قدميك، ولا تفترش ذراعيك ولا تفرقع أصابعك فان ذلك كله نقصان من الصلاة، ولا تقم إلى الصلاة متكاسلا ولا متناعسا ولا متثاقلا فإنها من خلال النفاق، فان الله سبحانه نهى المؤمنين أن يقوموا إلى الصلاة وهم سكارى، يعني سكر النوم، وقال للمنافقين: وإذا قاموا إلى الصلاة قاموا کسالى يراؤن الناس ولا يذكرون الله إلا قليلا.

یعنی هنگامی که برای نماز می ایستی باید با اقبال و توجه به نماز بایستی؛ زیرا از نماز تنها آن مقدار برای تو خواهد بود که با اقبال و توجه انجام داده ای .

مفاد این روایات نهی از مجموعه ای از حرکات و رفتارها در نماز است که موجب نقص نماز میشوند. البته بحث از تکثیر فعل و اینکه چه مقدار از این افعال موجب بطلان می شود مسئله دیگری است که بعداً خواهد آمد.

این موارد را به عنوان نمونه ذکر کردیم و ان شاء الله در ادامه تفصیل آنها خواهد آمد.

قسم سوم افعالی که موجب بطلان نماز میشوند

قسم سوم از افعال در نماز افعالی است که موجب بطلان نماز میشوند؛ یعنی انجام آنها در نماز به نحوی با صحت نماز منافات دارد.

این قسم نیز دارای موارد متعددی است:

اول اگر انسان کاری انجام دهد که موجب محو ماهیت نماز شود؛ یعنی عرفاً گفته شود این شخص دیگر در حال نماز خواندن نیست بلکه مشغول انجام کار دیگری است. در این صورت نماز باطل میشود.

دوم اگر کاری انجام دهد که موجب از بین رفتن موالات در نماز شود. نماز باید دارای اتصال و موالات باشد. اگر فاصله ای ایجاد شود که عرفاً موالات نماز از بین برود نماز باطل خواهد شد. حتى سكوت طولانی نیز میتواند در برخی موارد موجب از بین رفتن موالات شود؛ زیرا دیگر

اجزای نماز به یکدیگر متصل و مرتبط محسوب نمیشوند.

سوم اینکه فعلی را به عنوان جزء نماز انجام دهد در حالی که آن فعل شرعاً جزء نماز نیست. مثلاً دست ها را روی یکدیگر قرار دهد و این کار را به عنوان جزء نماز چه به قصد وجوب چه به قصد استحباب، انجام دهد؛ در صورتی که چنین جزئیتی از سوی شارع ثابت نشده باشد این کار از مصادیق زیادی در نماز خواهد بود و موجب بطلان میشود.

بنابراین اگر فعلی به عنوان جزء نماز و با قصد جزئیت انجام شود، در حالی که شارع آن را جزء نماز قرار نداده است این زیادی در نماز موجب بطلان خواهد بود.

قسم چهارم فعل كثير

قسم چهارم که محل بحث ماست - آن است که انسان در حال نماز فعل كثير انجام دهد؛ بدون اینکه آن فعل را به عنوان جزء نماز انجام دهد و بدون اینکه قصد وجوب يا استحباب جزئیت داشته باشد.

مسئله ما در همین قسم چهارم است.

در اقسام پیشین حکم تا حدود زیادی روشن است اگر فعل موجب محو نماز شود، نماز باطل است؛ اگر موجب از بین رفتن موالات شود نماز باطل است و اگر فعلی به قصد جزئیت در نماز آورده شود و شرعاً جزء نماز نباشد، موجب بطلان خواهد بود.

اما اگر شخص فعلی را انجام دهد که نه به عنوان جزء نماز است نه قصد وجوب و استحباب جزئیت در آن وجود دارد ولی آن فعل کثیر است آیا نماز باطل میشود یا خیر؟

در اینجا گفته شده است که فعل کثیر مبطل نماز است و در مقابل درباره فعل قليل ادعای اجماع شده که مبطل نماز نیست.

بنابراین بحث اصلی این است که فعل کثیر چیست؟ و ضابطه كثير بودن فعل چیست؟

اقوال در ضابطه فعل كثير

در تعیین موضوع «فعل كثير اقوال و تفاسير مختلفی مطرح شده است.

قول اول: فعل كثير فعلی است که ماهیت نماز را محو کند

برخی گفته اند مراد از فعل كثير، فعلى است که به اندازه ای باشد که ماهیت نماز را از بین ببرد یعنی شخص به گونه ای عمل کند که عرفاً گفته شود او دیگر نماز نمی خواند، بلکه مشغول انجام کار دیگری است.

بنابراین معیار فعل کثیر این است که فعل به حدی برسد که محو نماز صدق کند.

قول دوم: فعل كثير فعلى است که موجب از بین رفتن موالات شود

برخی دیگر گفته اند مناط فعل كثير، عدم موالات است. اگر فعلی موجب شود موالات نماز به هم بخورد آن فعل فعل كثير محسوب میشود.

مثلاً اگر انسان سکوت طولانی کند و این سکوت به اندازه ای باشد که موالات نماز را از بین ببرد چنین عملی موجب بطلان نماز خواهد بود. در این نگاه ملاک کثرت فعل مخالفت آن با موالات نماز است.

قول سوم: رجوع به عرف

برخی از فقها گفته اند فعل كثير موضوعی عرفی دارد. یعنی باید به عرف مراجعه کرد و دید عرف و متشرعه چه مقدار حرکت و عمل را فعل کثیر می دانند.

نماز دارای یک هیئت و صورت خاص است. اگر شخص در حال نماز به گونه ای حرکت کند که از آن هیئت خارج شود عرفاً گفته میشود که او دیگر در حال نماز خواندن نیست، بلکه مشغول کار دیگری است.

بنابراین از این جهت فعل كثير به نظر عرف واگذار میشود.

این معنا را برخی از فقها از جمله علامه تصریح کرده اند و بعضی دیگر نیز فعل کثیر را به همین نحو معنا کرده اند.

در اینجا عرف ممکن است از جهات مختلف کثرت را درک کند

از جهت تعداد افعال؛ یعنی افعال آن قدر زیاد باشد که عرف بگوید این شخص در حال نماز نیست.

از جهت زمان؛ یعنی انجام فعل آن قدر طولانی شود که از نظر عرف هیئت نماز از بین برود.

حتى برخی از فقهای عامه مقدار آن را به اندازه یک رکعت دانسته اند؛ یعنی اگر شخص در حال نماز به کاری مشغول شود که به اندازه زمان یک رکعت ادامه پیدا کند آن را فعل کثیر دانسته اند.

برخی دیگر از عامه نیز گفته اند فعل کثیر آن است که انجام آن به دو دست نیاز داشته باشد؛ مثلاً انسان بخواهد عمامه خود را تنظیم کند لباسی را ببندد یا کاری انجام دهد که نیازمند استفاده از هر دو دست باشد. اما اگر کاری با یک دست انجام شود آن را فعل قلیل دانسته اند؛ مانند برداشتن یا گذاشتن چیزی و امثال آن.

گروهی دیگر از عامه نیز معیار را این دانسته اند که اگر ناظر و بیننده گمان کند این شخص در حال نماز نیست فعل او فعل كثير خواهد بود و اگر چنین گمانی برای ناظر متشرع ایجاد نشود، فعل كثير صدق نمی کند.

بنابراین تعاریف و معیارهای مختلفی برای فعل كثير مطرح شده است.

بررسی معیار صحيح در فعل كثير

استفاده میشود این است که معيار فعل كثير همان دو امر نخست است؛ یعنی:

فعلی که موجب محو ماهیت نماز شود؛

فعلی که موجب از بین رفتن موالات نماز گردد.

اگر فعل به این دو مرحله برسد روشن است که موجب بطلان نماز خواهد بود.

اما اگر فعل کثیری داشته باشیم که نه موجب محو ماهیت نماز شود و نه موجب از بین رفتن موالات آیا صرف اینکه عرف آن را فعل کثیر مینامد برای حکم به بطلان نماز کافی است یا خیر؟

برخی از فقها از جمله سیدنا الاستاد و بعضی دیگر از محشین گفته اند فعل كثير در همان دو صورت مذکور موضوعیت دارد؛ یعنی يا موجب محو نماز باشد یا با موالات منافات داشته باشد.

دلیل این دیدگاه آن است که دلیل لفظی مستقلی برای عنوان فعل کثیر نداریم.

آنچه در اختیار داریم اجماع فقها بر بطلان نماز به سبب فعل كثیر است؛ اما روایت معتبری

که به صورت مطلق بگوید الفعل الكثير مبطل للصلاة» و ضابطه عرفى فعل كثير را نیز تعیین کند در اختیار نداریم

پس اگر دلیل لفظی مستقیمی بر عنوان فعل کثیر نداشته باشیم باید ببینیم اجماع بر چه چیزی منعقد شده است.

استدلال به روایات بر مبطل بودن فعل كثير

البته برخی محقق اردبیلی در شرح مفاتیح گفته اند که ما برای فعل كثير دليل داریم و برای اثبات آن به دو روایت استدلال کرده اند.

روایت اول: موثقه عمار

یکی از این روایات موثقه عمار است که در باب نوزدهم از ابواب قواطع نماز حدیث چهارم نقل شده

وبإسناده عن سعد بن عبد الله عن أحمد بن الحسن عن

عمرو بن سعيد، عن مصدق بن صدقة عن عمار بن موسى قال: سألت أبا عبد الله عليه السلام) عن الرجل يكون في الصلاة فيقرأ فيرى حية بحياله يجوز له أن يتناولها فيقتلها ؟ فقال: إن كان بينه وبينها خطوة واحدة فليخط وليقتلها وإلا فلا.»

مفاد روایت این است که شخص در حال نماز است و ماری را در مقابل خود می بیند. سؤال

می شود آیا جایز است آن را بکشد؟

حضرت می فرمایند: اگر میان او و مار تنها یک قدم فاصله باشد میتواند یک قدم بردارد و آن را بکشد؛ اما اگر بیشتر از این باشد چنین کاری را انجام ندهد.

از این روایت خواسته اند استفاده کنند که فعل قلیل - مانند یک قدم برداشتن - اشکالی ندارد اما اگر بیشتر شود و عنوان فعل كثیر پیدا کند جایز نیست و نماز با آن مشکل پیدا می کند. این روایت نیز معتبر و موثق است.

روایت دوم: روایت حریز

در باب بیست و یکم از قواطع حديث اول از امام صادق علیه السلام نقل شده است.

محمد بن علي بن الحسين بإسناده عن حريز عن أبي عبد الله (عليه السلام) قال إذا كنت في صلاة الفريضة فرأيت غلاما لك قد أبق مرحبا أو غريما " لك عليه مال أو حية تتخوفها على نفسك فاقطع الصلاة فاتبع غلامك أو غريمك واقتل الحية.»

در این روایت اگر شخص در نماز واجب باشد و ببیند غلامش در حال فرار است یا طلبکاری دارد که میخواهد از دست او برود یا ماری را ببیند که از آن بر جان خود میترسد، دستور داده شده است که نماز را قطع کند و به دنبال غلام برود طلب خود را بگیرد یا مار را بکشد.

وجه استدلال این است که اگر شخص بخواهد برای گرفتن غلام یا طلب خود حرکت کند یا برای کشتن مار اقدام نماید حركات متعددی از او صادر خواهد شد و در نتیجه فعل كثير واقع میشود. از این جهت گفته اند این روایت میتواند مؤید بطلان نماز به سبب فعل كثير باشد.

اشكال صاحب مستمسك

صاحب مستمسک بر استدلال به این روايات اشکال کرده است.

ایشان می فرماید حتی اگر این روایات را بپذیریم نهایتاً باید به مورد خود روایت اکتفا کنیم. در این دو روایت موارد خاصی مطرح شده است یک جا مسئله کشتن مار است و جای دیگر دنبال کردن غلام یا گرفتن طلب.

اما آیا از این دو روایت میتوان یک قاعده کلی استخراج کرد که هر فعل کثیری در هر موردی موجب بطلان نماز است؟

ایشان می فرماید چنین چیزی از این روايات استفاده نمی شود.

به عبارت دیگر این روایات نمی توانند ضابطه کلی فعل كثير» را برای ما ثابت کنند؛ زیرا نهایتاً درباره همین موارد خاص دلالت دارند.

علاوه بر این روایات دیگری نیز داریم که با این برداشت سازگار نیستند.

برای مثال در برخی روایات مربوط به حیوان موذی یا نجاست آمده است که شخص در حال نماز میتواند کاری انجام دهد آن را برطرف کند بشوید و سپس نماز خود را ادامه دهد. در چنین مواردی حرکاتی از شخص صادر میشود که ممکن است از نظر عرفی متعدد و زیاد باشد، اما با این حال حکم به ادامه نماز شده است.

همچنین در روایت صحیح زراره درباره نزاع و شک در نجاست نیز چنین مسائلی مطرح شده است؛ به این معنا که اگر شخص در حال نماز متوجه چیزی شود و در شرایط خاصی آن را بشوید و بر نماز خود بنا بگذارد نماز او صحیح خواهد بود.

این موارد نشان میدهد که نمیتوان صرف تعدد حركات را بدون توجه به شرایط دیگر ملاک قطعی بطلان نماز قرار داد.

بنابراین استدلال به این دو روایت برای اثبات یک قاعدہ کلی - یعنی اینکه هر فعل کثیری موجب بطلان نماز است - با اشکال مواجه است.

نتيجه بحث

پس تا اینجا روشن شد که در مسئله فعل كثير اگر دلیلی لفظی و مستقل داشته باشیم که عنوان «فعل كثير» را موضوع حکم بطلان قرار داده باشد، می توانیم بر اساس همان دلیل حکم کنیم.

اما چنین دلیل روایی صریح و عامی در دست نداریم آنچه داریم اجماع فقها بر مبطل بودن فعل کثیر است.

اکنون باید بررسی کنیم که آیا این اجماع میتواند برای ما ثابت کند که موضوع فعل كثير، یک عنوان عرفی مستقل است؛ یا اینکه اجماع تنها در مواردی است که فعل موجب محو نماز یا از بین رفتن موالات می شود.

این همان نکته ای است که در ادامه بحث باید بررسی شود.

ان شاء الله در جلسه بعد اشکالات مطرح شده درباره استدلال به اجماع را بررسی خواهیم کرد و خواهیم دید آیا این اجماع تمام است و می تواند مدعای مذکور را اثبات کند یا خیر.

والحمد لله رب العالمين.

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo