1404/08/27
بسم الله الرحمن الرحیم
نقش روایت حلبی در اثبات وقت مختص عصر و نقد سندی آن/ ادله رواییِ وقت اختصاصی عصر/وقتهای شرعی نماز عصر
« ا لحمدلله رب العالمين و صليالله علي محمد و آله الطاهرين و اللعن علي اعدائهم اجمعين»
موضوع: وقتهای شرعی نماز عصر/ ادله رواییِ وقت اختصاصی عصر/ نقش روایت حلبی در اثبات وقت مختص عصر و نقد سندی آن
وقت اختصاصی نماز عصر
مرحوم سید (ره) در ادامه نوشته است: «و يختص العصر بآخره كذلك»[1] .
به نظر مرحوم سید (ره)، آخر وقت، مختص نماز عصر است.
برای اثبات وقت مختصِ ظهر و عصر در کلام مشهور، عمدتاً به دو روایت استدلال شده است؛
روایت اول: مرسله داودبن فرقد: مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرِ بْنِ أَبِي جَعْفَرٍ جَمِيعاً عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الصَّلْتِ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ أَبِي يَزِيدَ وَ هُوَ دَاوُدُ بْنُ فَرْقَدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ؛ قَالَ: «إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ فَقَدْ دَخَلَ وَقْتُ الظُّهْرِ حَتَّى يَمْضِيَ مِقْدَارُ مَا يُصَلِّي الْمُصَلِّي أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ فَإِذَا مَضَى ذَلِكَ فَقَدْ دَخَلَ وَقْتُ الظُّهْرِ وَ الْعَصْرِ حَتَّى يَبْقَى مِنَ الشَّمْسِ مِقْدَارُ مَا يُصَلِّي أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ فَإِذَا بَقِيَ مِقْدَارُ ذَلِكَ فَقَدْ خَرَجَ وَقْتُ الظُّهْرِ وَ بَقِيَ وَقْتُ الْعَصْرِ حَتَّى تَغِيبَ الشَّمْسُ»[2] .
امام صادق (ع) فرموده است: هنگامی که خورشید زایل شود [، یعنی از وسط آسمان عبور کند و سایه آن رو به زوال رود] وقت نماز ظهر شروع میشود و این وقت تا زمانی ادامه دارد که به اندازهی خواندن چهار رکعت نماز [ظهر] سپری شود. بعد از گذشت این مدت، وقت مشترک نماز ظهر و عصر آغاز میشود و این وقتِ مشترک تا زمانی باقی میماند که از زمان غروب خورشید، فقط به اندازهی خواندن چهار رکعت نماز [عصر] مانده باشد پس، هنگامی که به اندازهی خواندن چهار رکعت تا غروب باقی مانده باشد، وقت نماز ظهر تمام شده و وقت مخصوص نماز عصر شروع میشود که تا لحظهی غروب آفتاب ادامه دارد».
دلالت روایت مذکور بر مدعا روشن است و ذیل این روایت (وَ الْعَصْرِ حَتَّى يَبْقَى مِنَ الشَّمْسِ مِقْدَارُ مَا يُصَلِّي أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ فَإِذَا بَقِيَ مِقْدَارُ ذَلِكَ فَقَدْ خَرَجَ وَقْتُ الظُّهْرِ وَ بَقِيَ وَقْتُ الْعَصْرِ حَتَّى تَغِيبَ الشَّمْسُ) به صراحت بر این دلالت دارد که مقدار زمان باقیمانده تا غروب خورشید اگر به اندازه خواندن چهار رکعت باشد، وقت اختصاصی نماز عصر است.
سند روایت مذکور، در بحثهای قبلی بررسی شد.
روایت دوم: مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ اِبْنِ سِنَانٍ عَنِ اِبْنِ مُسْكَانَ عَنِ اَلْحَلَبِيِّ فِي حَدِيثٍ؛ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ نَسِيَ الْأُولَى وَ الْعَصْرَ جَمِيعاً ثُمَّ ذَكَرَ ذَلِكَ عِنْدَ غُرُوبِ الشَّمْسِ، فَقَالَ: «إِنْ كَانَ فِي وَقْتٍ لاَ يَخَافُ فَوْتَ إِحْدَاهُمَا فَلْيُصَلِّ الظُّهْرَ ثُمَّ لْيُصَلِّ الْعَصْرَ وَ إِنْ هُوَ خَافَ أَنْ تَفُوتَهُ فَلْيَبْدَأْ بِالْعَصْرِ وَ لاَ يُؤَخِّرْهَا فَتَفُوتَهُ فَتَكُونَ قَدْ فَاتَتَاهُ جَمِيعاً وَ لَكِنْ يُصَلِّي الْعَصْرَ فِيمَا قَدْ بَقِيَ مِنْ وَقْتِهَا ثُمَّ لْيُصَلِّ الْأُولَى بَعْدَ ذَلِكَ عَلَى أَثَرِهَا» [3]
.
حلبی گفته است که از امام (ع) درباره شخصی که نماز ظهر و عصر را با هم فراموش کرده است و نزدیک غروب خورشید یادش آمده است، سؤال کردم، امام (ع) فرمود: اگر در زمانی است که بیم آن را ندارد که هیچیک از دو نماز فوت شود، پس ابتدا نماز ظهر را بخواند، سپس نماز عصر را بخواند، اما اگر بیم آن را دارد که یکی از آن دو نماز فوت شود، پس باید نماز عصر را شروع کند و آن را به تأخیر نیندازد که مبادا وقتش بگذرد و در نتیجه این تأخیر، هر دو نمازِ ظهر و عصر از دست برود، بلکه باید نماز عصر را در آنچه از وقتش باقی مانده است بخواند، سپس بلافاصله و پس از آن، نماز ظهر را بهجای آورد.
آیت الله خویی (ره) [با اینکه از مخالفین قول به اختصاص است]، فرموده است که دلالت روایت حلبی بر اثبات وقت مختصِ نماز عصر تمام است و فرموده است:
«فان المستفاد من قوله: «و لا يؤخرها..» إلخ أنه لو أتى بالظهر في هذا الوقت و أخّر العصر فقد فاتته الصلاتان معا، أما العصر فواضح و أما الظهر فلأجل إيقاعها في الوقت المختص بالعصر الذي هو بمثابة الوقوع في خارج الوقت»[4] .
مستفاد از قول امام (ع) در روایت مذکور (روایت حلبی)، این است که اگر شخص، در وقت نزدیک غروب خورشید که به اندازه خواندن چهار رکعت است، نماز ظهر را بخواند و نماز عصر را به تأخیر اندازد، هر دو نمازِ ظهر و عصر را از دست داده است، اما فوت شدن نماز عصر از او واضح است [چون به جای خواندن نماز عصر، نماز ظهر را خوانده است و عصر از او فوت شده است] و اما فوت نماز ظهر، به این خاطر است که آن را در وقت اختصاصیِ نماز عصر خوانده است و خواندن نماز ظهر در وقت عصر، به منزله این است که آن را در خارج از وقت خوانده است.
نکته: اگر نمازگزار، در وقت نزدیک به غروب خورشید که به اندازه خواندن بیش از چهار رکعت، وقت ندارد، نماز عصرش را خواند و متوجه شد که هنوز وقت باقی است و مثلاً به اندازه خواندن یک رکعت وقت دارد، میتواند نماز ظهر را نیز بخواند.
بررسی سند روایت حلبی
طریق شیخ طوسی (ره) به حسینبن سعید اهوازی صحیح است و حسینبن سعید از أجلّاء ثقات امامیه است.
عبدالله بن مُسکان نیز از أجلّاء ثقات و در زمره اصحاب اجماع است.
حلبی نیز از أجلّاء ثقات امامیه است و نجاشی درباره او نوشته است: «محمد بن علي بن أبي شعبة الحلبي أبو جعفر وجهُ أصحابنا و فقيهُهُم و الثقة الذي لا يطعن عليه هو و إخوته عبيد الله و عمران و عبد الأعلى» [5] ؛ محمد بن علی بن ابی شعبه حلبی، [مُکَنّی به] ابوجعفر، چهره برجسته و شناخته شده اصحاب ما و فقیه اصحاب ماست و ثقهای است که طعنی بر او و سه برادرش؛ عبیدالله، عمران و عبدالأعلی وارد نمیشود.
روایتِ مذکور، مضمره است چون با ضمیر به امام (ع) اشاره شده است و تعبیر «سَأَلْتُهُ» در آن بهکار رفته است و مشخص نیست که سؤال شونده که حلبی از او سؤال کرده است، چه کسی است، لکن این اضمار لطمهای به اعتبار روایت نمیزند چون حلبی روایت را به صورت مضمره نقل کرده است و او از أجلّاء است و در ضمره فقهاست و از هر کسی سؤال نمیپرسد و جلالت شأن او اقتضاء میکند که از غیر امام معصوم (ع) سؤال نکند بنابراین، چون ایشان در طبقه اصحاب امام صادق (ع) است، وقتی میگوید: «سألته»، منظور، این است که از امام صادق (ع) سؤال کرده است.
یکی از رُواتی که در سند روایت مذکور، واقع شده است ابن سنان است. در میان راویان، دو نفر به ابن سنان شناخته میشوند؛ یکی عبدالله بن سنان بن طریف است که از أجلّاء ثقات امامیه است و خدشهای بر او وارد نیست و در طبقه شاگردان امام صادق (ع) و امام کاظم (ع) قرار دارد و دیگری، محمد بن سنان زاهری است که در طبقه شاگردان امام کاظم (ع)، امام رضا (ع) و امام جواد (ع) قرار دارد، اما در عین حال که او در طبقه شاگردان این سه امام عزیز قرار دارد، وثاقتش محل بحث قرار گرفته است و به قرینه راوی و مروی عنه، مشخص است که در اینجا مراد از ابن سنان، محمد بن سنان است چون حسینبن سعید اهوازی از محمدبن سنان روایت دارد، اما از عبدالله بن سنان روایت ندارد و همچنین، عبدالله بن سنان از عبدالله بن مُسکان روایت ندارد، بلکه بر عکس، عبدالله بن مُسکان از عبدالله بن سنان روایت دارد لذا مراد از ابن سنان، محمدبن سنان است که از عبدالله بن مُسکان روایت کرده است.
آیت الله خویی (ره) با وجود اینکه دلالت روایت حلبی بر مدعای مشهور، مبنی بر وقت مختص نماز عصر را تمام میداند به دلیل اشتمال سند این روایت بر محمد بن سنان، این روایت را ضعیف و غیر معتبر میداند.
بحث جلسه آینده: اینکه آیا راهی برای برطرف کردن ضعف سند روایت مذکور، وجود دارد یا نه، انشاءالله، در جلسه آینده بررسی خواهد شد؟
«الحمدلله رب العالمین»