1404/08/26
بسم الله الرحمن الرحیم
جایگاه روایت جبرئیل در تبیین اشتراک مجموعی وقت/ روایات اشتراک در تقابل با دیدگاه اهلسنّت/اوقات نمازها
« ا لحمدلله رب العالمين و صليالله علي محمد و آله الطاهرين و اللعن علي اعدائهم اجمعين»
موضوع: اوقات نمازها/ روایات اشتراک در تقابل با دیدگاه اهلسنّت/ جایگاه روایت جبرئیل در تبیین اشتراک مجموعی وقت
خلاصه جلسه گذشته
سخن در کلام آیت الله بروجردی (ره) در رابطه با قول به اختصاص بود. عرض شد که به نظر ایشان، فلسفه صدورِ اخبار اشتراک، تخطئه و بطلان عقیده عامّه است، یعنی روایات دال بر اشتراک، در مقابل دیدگاه عامّه، از طرف ائمه (ع) صادر شدهاند زیرا عامّه با جمع کردن میان دو نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشاء به شدّت مخالفند.
و بعضی از آنها قائلند که وقت نماز ظهر از زمان زوال خورشید تا زمانی است که سایه شاخص به اندازه خود شاخص برسد و در این زمان، نمیشود نماز عصر را خواند و پس از آن، وقت نماز عصر داخل میشود و بعضی دیگر قائلند که وقت نماز ظهر از زوال خورشید تا زمانی است که سایه شاخص به اندازه دو برابر خودِ شاخص برسد و بعد از آن، وقت نماز عصر داخل میشود و ائمه معصومین (ع) با روایاتی نظیر «إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ دَخَلَ وَقْتُ الظُّهْرِ وَ الْعَصْرِ جَمِيعاً إِلاَّ أَنَّ هَذِهِ قَبْلَ هَذِهِ ثُمَّ أَنْتَ فِي وَقْتٍ مِنْهُمَا جَمِيعاً حَتَّى تَغِيبَ الشَّمْسُ» میخواستهاند خط بطلانی بر قول عامّه بکشند و بفرمایند که جمع بین صلاتین جایز است.
آیت الله بروجردی (ره) در ادامه فرموده است: «و بالجملة: فالتباين في الوقت في الظهرين و كذا العشائين كان أمرا مرتكزا في أذهانهم، بحيث التزموا بعدم اشتراك الوقت أيضا في موارد الجمع كما في السفر و عند المطر و أنّ وقت الصلاة الأولى يصير مضيقا بسبب الآخر و الدليل لهم في ذلك ما روي من أنّ النبي صلّى اللّه عليه و آله كان يفرّق بين الصلاتين [1] . مضافا إلى ذلك رواية جبرئيل المتقدّمة [2] و لكن لا يخفى أنّ ذلك لا يدلّ على مرامهم و هو وجوب التفريق، فإنّ التزامه صلّى اللّه عليه و آله بوقت خاصّ للمجيء إلى المسجد لعقد الجماعة، إنّما كان لاطّلاع الناس على وقت مجيئه صلّى اللّه عليه و آله كما هو شأن أئمّة الجماعة أيضا و هذا لا ينافي عدم التزامه صلّى اللّه عليه و آله بوقت خاصّ و لو في حال كونه مريدا للصلاة منفردا و يدلّ على ذلك قول أنس في رواية البخاري المتقدّمة، مع أنّه كان حاجبا له و مطّلعا على خفايا أمره و روى نظير هذه الرواية مالك و أحمد بن حنبل، من أن النبيّ صلّى اللّه عليه و آله جمع بين الصلاتين [3] و كذلك روى ابن عبّاس أنّه صلّى اللّه عليه و آله جمع بين الظهر و العصر و المغرب و العشاء من غير مطر و لا سفر [4] و في رواية: من غير خوف و لا سفر [5] و قد أجابوا عن هذه الرواية بأنّ روايات ابن عباس معمول بها إلّا روايته في مسألة الجمع، فإنّها لا تكون حجّة للاعراض عنها [6] »[7] ؛
به طور کلی، اعتقاد به تفکیک زمان میان نمازهای ظهر و عصر و نیز نمازهای مغرب و عشا، امری مرتکز و تثبیت شده در اذهان فقهای اهل سنّت بوده است، به گونهای که حتی در موارد جوازِ جمع بین دو نماز، مانند نماز در سفر و هنگام بارندگی نیز ملتزم شدهاند که وقت این دو نماز نیز مشترک نیست و وقت نماز اول، به خاطر نماز دوم محدود و تنگ میشود.
و دلیل آنها برای این مدعا، روایاتی است که حکایت از آن دارند که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) بین دو نماز تفکیک میکرده است و آنها را جداگانه اقامه میکرده است.
علاوه بر این، روایت جبرئیل که قبلاً ذکر شده [و در ذیل به آن اشاره میشود] نیز مؤید این دیدگاه به شمار میآید و اما مخفی نماند که این دلایل (اعم از روایات تفکیک و روایت جبرئیل)، بر مقصود و مراد اهل سنّت که وجوب تفکیک بین دو نماز است، دلالت ندارند زیرا التزام و پایبندی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) به وقت خاصی برای حضور در مسجد جهت اقامه نماز جماعت، صرفاً به این دلیل بوده است که مردم از زمان حضور ایشان آگاه شوند و بتوانند در جماعت شرکت کنند.
این رویه، همانند شیوه عمل ائمه جماعت در هر عصر و مکانی است که برای نظم بخشیدن به جماعت، ساعتی معین را برای حضور خود در مسجد اعلام میدارند و این التزام به وقت خاص، برای نماز جماعت، به هیچ وجه با عدم التزام ایشان به وقت خاص (به معنای لزوم تفکیک) در حالتی که قصد نماز انفرادی را داشت منافاتی ندارد.
به عبارت دیگر، ممکن است ایشان به هنگام نماز خواندنِ به تنهایی، بین دو نماز جمع میکرده است و دلیلی بر وجوب تفکیک نمیدیده است. دلیل بر این مدعا، فرمایش انس بن مالک در روایت بخاری است که ذکر شد. انس، با اینکه حاجب و خدمتگزار خاص پیامبر بود و از ریز و درشت امور ایشان آگاهی داشت، در روایت خود چیزی دال بر وجوب تفکیک بیان نکرده است [و اگر تفکیک واجب بود، حتماً انس که مطلع بر خفایای امور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) بود، آن را گزارش میداد]
و مالک و احمدبن حنبل نیز نظیر این روایت را نقل کردهاند، مبنی بر اینکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) بین دو نماز جمع میکرده است و همچنین، ابن عباس روایت کرده است که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) بین ظهر و عصر و مغرب و عشاء جمع میکرده است بدون اینکه در سفر باشد یا در هنگام بارندگی باشد و در روایت دیگری آمده است که آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلّم) بدون خوف و سفر، بین دو نماز جمع میکرده است و از روایت ابن عباس جواب دادهاند، به این بیان که روایات ابن عباس، پذیرفته است و به آنها عمل میشود مگر روایت او در مسأله جمع بین دو نماز که چون از آن اعراض شده است، حجّت نیست.
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ؛ قَالَ: «أَتَى جَبْرَئِيلُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِمَوَاقِيتِ الصَّلاَةِ فَأَتَاهُ حِينَ زَالَتِ الشَّمْسُ فَأَمَرَهُ فَصَلَّى الظُّهْرَ ثُمَّ أَتَاهُ حِينَ زَادَ الظِّلُّ قَامَةً فَأَمَرَهُ فَصَلَّى الْعَصْرَ ثُمَّ أَتَاهُ حِينَ غَرَبَتِ الشَّمْسُ فَأَمَرَهُ فَصَلَّى الْمَغْرِبَ ثُمَّ أَتَاهُ حِينَ سَقَطَ الشَّفَقُ فَأَمَرَهُ فَصَلَّى الْعِشَاءَ ثُمَّ أَتَاهُ حِينَ طَلَعَ الْفَجْرُ فَأَمَرَهُ فَصَلَّى الصُّبْحَ ثُمَّ أَتَاهُ مِنَ الْغَدِ حِينَ زَادَ فِي الظِّلِّ قَامَةٌ فَأَمَرَهُ فَصَلَّى الظُّهْرَ ثُمَّ أَتَاهُ حِينَ زَادَ مِنَ الظِّلِّ قَامَتَانِ فَأَمَرَهُ فَصَلَّى الْعَصْرَ ثُمَّ أَتَاهُ حِينَ غَرَبَتِ الشَّمْسُ فَأَمَرَهُ فَصَلَّى الْمَغْرِبَ ثُمَّ أَتَاهُ حِينَ ذَهَبَ ثُلُثُ اللَّيْلِ فَأَمَرَهُ فَصَلَّى الْعِشَاءَ ثُمَّ أَتَاهُ حِينَ نَوَّرَ الصُّبْحُ فَأَمَرَهُ فَصَلَّى الصُّبْحَ ثُمَّ قَالَ: "مَا بَيْنَهُمَا وَقْتٌ"» [8] .
امام صادق (ع) فرموده است: «جبرئیل نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمد تا اوقات نماز را به ایشان بیاموزد. هنگام زوال خورشید که شد، جبریل به پیامبر (ص) امر کرد [که نماز ظهر را بخواند] و آن حضرت (ص) نماز ظهر را خواند، سپس هنگامی که سایه به اندازه یک قامت افزایش یافت، جبرئیل نزد پیامبر (ص) آمد و دستور داد [تا نماز عصر را بخواند] و آن حضرت (ص) نماز عصر را خواند، سپس هنگامی که خورشید غروب کرد، نز پیامبر (ص) آمد و دستور داد [تا نماز مغرب را بخواند] و آن حضرت (ص) نماز مغرب را خواند، سپس هنگامی که شفق (سرخی مغرب) ناپدید شد، نزد پیامبر (ص) آمد و دستور داد [تا نماز عشاء را بخواند] و آن حضرت (ص) نماز عشاء را خواند، سپس هنگامی که فجر طلوع کرد، نزد پیامبر (ص) آمد و دستور داد [تا نماز صبح را بخواند] و آن حضرت (ص) نماز صبح را خواند.
پس، فردای آن روز، جبرئیل هنگامی نزد پیامبر (ص) آمد که سایه [شاخص] به اندازه یک قامت افزوده شده بود، پس به ایشان دستور داد [تا نماز ظهر را بخواند] و آن حضرت (ص) نماز ظهر را خواند، سپس هنگامی که سایه به اندازه دو قامت افزایش یافت، نزدش آمد و دستور داد [تا نماز عصر را بخواند] و آن حضرت (ص) نماز عصر را خواند، سپس هنگامی که خورشید غروب کرد، آمد و دستور داد [تا نماز مغرب را بخواند] و آن حضرت (ص) نماز مغرب را خواند، سپس هنگامی که یک سوم از شب گذشت، نزدش آمد و دستور داد [تا نماز عشاء را بخواند] و آن حضرت (ص) نماز عشاء را خواند، سپس هنگامی که صبح کاملاً روشن شد، نزدش آمد و دستور داد [تا نماز صبح را بخواند] و آن حضرت (ص) نماز صبح را خواند. آنگاه جبرئیل فرمود: «بین این دو زمان (از اول وقت تا آخر وقت) وقت نماز است».
آیت الله بروجردی (ره) در ادامه نوشته است: «و بالجملة: فالجمع بين الصلاتين كان من المنكرات عندهم و حينئذ فلا يبقى الارتياب في كون أخبار الاشتراك مسوقة لبيان الحكم الواقعي و أنّ الحقّ في خلافهم، فمرادهم عليهم السّلام أنّه لا يجب الانتظار للإتيان بصلاة العصر بعد الإتيان بالظهر كما عليه الجمهور، بل يجوز الإتيان بهما معا بعد الزوال بلا فصل، و ليست هذه الروايات بصدد بيان اشتراكهما في كل جزء منه حتّى تنافي ما يدلّ على اختصاص أوّل الوقت بالظهر و قد عرفت أنّ اعتبار لترتيب الصلاتين كان أمرا بديهيّا عند المسلمين، حتّى أنّ العامّة القائلين بتباين الوقتين المستلزم لوقوع الثانية عقيب الاولى قهرا، ذهبوا إلى اعتباره في موارد جواز الجمع و حينئذ فلا يبقى مجال بعد وضوح اعتباره، لتوهّم أن يكون قوله عليه السّلام: «إذا زالت الشمس دخل الوقتان» دالّا على دخول الوقتين بمجرّد الزوال المستلزم لنفي اعتبار الترتيب، فحيث لا يكون ذلك القول موهما لخلاف المقصود، لأجل ارتكاز اعتبار الترتيب في أذهانهم و كان الغرض من مثل ذلك القول، الردّ على المخالفين القائلين بوجوب تأخير العصر بعد الفراغ من الظهر إلى أن يدخل وقتها، كان التعبير بهذا النحو من العبارة أحسن تعبير في بيان المرام» [9] ؛
و به طور کلی: جمع بین دو نماز، نزد اهل سنّت از امور ناپسند و منکر میباشد و در این صورت، دیگر تردیدی باقی نمیماند که روایات دال بر اشتراک وقت [بین دو نماز]، برای بیان حکم واقعی شرعی صادر شدهاند [، یعنی در متن واقع میتوان بین نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشاء جمع کرد] و حق در خلاف نظر فقهای عامّه است. پس منظور ائمه علیهم السلام [از روایات اشتراک] این است که واجب نیست برای اقامه نماز عصر بعد از نماز ظهر صبر کرد، آنچنان که نظر جمهور (اهل سنت) است؛ بلکه جایز است که هر دو نماز بلافاصله، پس از زوال آفتاب (ظهر شرعی)، بدون فاصله و پشت سر هم اقامه شود و این روایات [اشتراک] در صدد بیان اشتراک کامل وقت بین دو نماز در هر جزء از آن وقت نیستند تا با آنچه دلالت بر اختصاص اول وقت به نماز ظهر میکند، منافات داشته باشد و همانطور که دانستی، رعایت ترتیب بین دو نماز نزد مسلمانان امری بدیهی بوده است، تا آنجا که حتی عامّه (اهل سنت) که قائل به جدایی اوقات دو نماز هستند و این اعتقاد مستلزم وقوع اجباری نماز دوم پس از نماز اول است، در موارد جوازِ جمع بین دو نماز نیز قائل به اعتبار ترتیب [در خواندن نمازها] شدهاند و در این صورت، با توجه به وضوح اعتبار ترتیب، دیگر مجالی برای این توهم باقی نمیماند که فرمایش امام علیه السلام که فرموده است: «هنگامی که خورشید زوال یابد، دو وقت (برای ظهر و عصر) داخل میشود» دال بر این است که هر دو وقت (ظهر و عصر) صرفاً با زوال خورشید فرا میرسد و این امر، مستلزم نفی اعتبار ترتیب (در خواندن نمازها) است. بنابراین، قول فقهای عامّه [که وقت هر دو نماز ظهر و عصر با زوال خورشید فرا میرسد]، به دلیل ریشه دواندن اعتبار ترتیب در ذهن آنها (مخالفین)، باعث توهم خلاف مقصود (ائمه) نمیشود و هدف از چنین قولی (مثل «اگر خورشید زائل شد، وقت هر دو داخل میشود») رد مخالفین است که قائل به وجوب تأخیر نماز عصر بعد از فراغ از نماز ظهر و تا رسیدن به وقت مخصوص عصر هستند، بنابراین، تعبیر به این نحو از عبارات، بهترین شیوه برای بیان مقصود و مراد بوده است.
نظر مختار، این است که همانند مشهور، قائل به وقت اختصاصی میباشیم و منظور از روایاتِ دال بر اشتراک، اشتراک به معنای وقت انحلالی نیست تا گفته شود که نماز ظهر و عصر در جزء جزء وقت، از زمان زوال خورشید تا غروب خورشید، شریکند، بلکه منظور از آن، وقت مجموعی است به این معنا که مجموعه زمانِ بین زوال خورشید تا غروب خورشید، برای نماز ظهر و عصر است و همچنین، روایات دال بر اشتراک در ردّ قول عامّه وارد شدهاند چرا که عامّه به هیچ وجه جمع بین دو نماز را جایز نمیدانند بنابراین، فلسفه صدورِ روایاتِ اشتراک، ردّ قول عامّه است.
«الحمدلله رب العالمین»