1405/03/10
بسم الله الرحمن الرحیم
عدم اعتبار نيت وجوب و استحباب و نیز قصد وجه در وضو و بلکه مطلق تعبدیّات
موضوع: عدم اعتبار نيت وجوب و استحباب و نیز قصد وجه در وضو و بلکه مطلق تعبدیّات
قال السید فی العروه: ... لا يجب نيّة الوجوب و الندب، لا وصفاً و لا غايةً و لا نيّة وجه الوجوب و الندب بأن يقول: أتوضّأ الوضوء الواجب أو المندوب أو لوجوبه أو ندبه، أو أتوضّأ لما فيه من المصلحة، بل يكفي قصد القربة و إتيانه لداعي اللّه.[1]
سوال این است که آیا در وضو و بلکه مطلق تعبدیات، قصد وجوب و ندب و نیز قصد وجه «به این صورت که بگوید: وضو مىگيرم برای اباحه نماز یا برای قرائت قرآن...» لازم است یا خیر؟
قصد وجوب و ندب به دو صورت است: تارة به صورت وصفی است به این صورت که بگوید: وضوىِ واجب يا وضوىِ مستحبی مىگيريم قربه الی الله و اخری به صورت غایت است به این صورت که بگوید: وضو میگیرم لوجوبه او لاستحبابه قربه الی الله. سابقاً که به مکتب میرفتیم، ملای مکتبی در مقام تعلیم نیت نماز به ما میگفت: بگویید: چهار رکعت نماز ظهرِ واجب یا عصرِ واجب میخوانم قربه الی الله.
مرحوم سید میفرماید: در وضو بلكه در مطلق تعبدیات، قصد وجوب و استحباب عمل عبادی لازم نیست نه به صورت وصفى و نه به صورت غائى به صورت وصفی به این صورت که بگوید: وضوىِ واجب مىگيرم قربه الی الله يا بگوید وضوىِ مستحبی مىگيريم قربه الی الله. اما به صورت غایت به این صورت که بگوید: وضو میگیرم لوجوبه او لاستحبابه قربه الی الله. همچنین قصد وجه هم لازم نیست به این صورت که بگوید: وضو مىگيرم لمصلحته یا وضو مىگيرم برای رفع حدث یا برای استباحه برای دخول در نماز یا وضو مىگيرم برای نماز یا قرائت قرآن یا طواف خانه خدا قربه الی الله... در وضو و مطلق تعبدیات مجرد قصد قربت و اتیان آن به قصد اطاعة الله کافی است و نیازی به ذکر این قیود و لحاظ آنها در ذهن نیست.
در تقریرات درس مرحوم استاد شیخ حسین حلی که قریب به 64 سال قبل نوشته بودم دیدم که مرحوم علامه و مرحوم خواجه در شرح تجرید قصد وجه را به جهات فلسفی مثل اتمام نعمت... واجب دانستهاند. فعلا به فرمایشات حکماء و متکلمین کاری نداریم و به عنوان فقیه اصولی در این جهت بحث میکنیم که از نظر مستندات فقهی و قواعد اصولی آیا میتوان حکم به لزوم قصد وجوب یا
ندب و یا قصد وجه به تمام اقسام آن کرد خیر؟
بیان مرحوم استاد خویی
تاره دو عمل واجب و مستحب از نظر کیفیت کاملا شبیه یکدیگرند و تمایز بین آن دو تنها به تعیین نیت وجوب و استحباب است. یکی واجب و دیگری مستحب است مثل نماز صبح و نافله صبح که هر دو نماز دو رکعت هستند و تمایز بین آن دو به این است که نماز صبح واجب و نافله صبح مستحب است. در اینجا برای تمایز از یکدیگر قصد وجوب در نماز صبح و قصد استحباب در نافله صبح لازم است. راهی برای تمایز بین این دو غیر از قصد وجوب و استحباب نیست. «فلو اتى بركعتين و لم يقصد الركعتين الواجبتين أو المستحبتين بطلتا لا محالة»[2]
اشکال: برای تمایز بین نماز صبح و نافله صبح ذکر عنوان هر یک از آن دو کافی است زیرا یکی نماز صبح است و دیگری نافلهٔ نماز صبح. ضرورتی ندارد که برای تمایز بین آن دو قصد وجوب یا استحباب کند بلکه میتواند برای تمایز بین آن دو ، هر یک از دو عنوان را قصد کند. بنابراین مثال مذکور برای لزوم تعیین وجوب و استحباب صحیح نیست. اما مثال دومی که مرحوم آیت الله خویی ذکر نموده صحیح است که اگر ذمه مکلف مشغول به دو نماز ظهر باشد که یکی نماز ادائی است و دیگری نماز قضائی است. در این صورت برای تمایز بین این دو، تعیین نوع نماز از نظر ادائی و قضائی لازم است. همانطور که برای تمییز نماز ظهر و عصر، قصد نماز ظهر و قصد نماز عصر لازم است. «و كذلك الحال فيما إذا كانت على ذمته اربع ركعات أدائية و اربع اخرى قضائية فإن إحداهما لا تتميز عن الأخرى إلا بالقصد، إذ الطبيعي الواحد لا يعقل ان يحكم عليه بحكمين متضادين كالوجوب و الاستحباب أو بحكمين متماثلين» در این موارد برای تمایز بین دو عمل، قصد وجه و تعیین هر یک از دو عمل لازم است.
سوال این است که در غیر این مورد که تمایز بین دو عمل به تعیین نوع آن عمل است آیا قصد عنوان یا قصد وجوب و استحباب لازم یا خیر؟ مقتضای ادله و قواعد اصولی در مساله چیست؟
بیان مرحوم استاد خویی
دلیلی بر اعتبار قصد وجوب و ندب و قیود مذکور دیگر در واجب تعبدی مثل وضو نداریم نه عقلا و نه شرعا.
دلیل عقلی بر لزوم قصد وجوب یا استحباب نداریم از این جهت که ما راهی برای کشف مدخلیت این امور در اعمال عبادی تعبدی نداریم عقل تنها حکم به لزوم اطاعت مولی میکند. لذا گفته شده که آیه شریفه ﴿اطیعوا الله و اطیعوا الرسول﴾ ارشاد به حکم عقل است.
اما دلیل شرعی بر عدم اعتبار قیود مذکور در واجب تعبدی مثل وضو از این جهت است که اگر اعتبار قصد قربت و قصد وجه را در متعلق تکلیف ممکن بدانیم در این صورت میتوان به اطلاق لفظی ادله وضو مثل آیه شریفه: ﴿إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاَةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ﴾ و روایاتی که در موضوع وضو وارد شده و اسمی از قصد وجوب و ندب یا قصد وجه نبرده تمسک نمود. ادله وضو مطلق است و مقید نشده به نیت وجوب و ندب نه به صورت وصفی و نه صورت غایت و همچنین مقید نشده به قصد وجه، مقتضای اطلاق آیه شریفه و روایات باب آن است که هیچ یک از موارد مذکور معتبر نیست و اگر وضو بدون قصد وجوب و ندب و بدون قصد وجه هم اتیان شود امتثال حاصل شده و تکلیف ساقط میشود.
و اما اگر اعتبار قصد قربت و قصد وجه را در متعلق تکلیف محال بدانیم در این فرض مرحوم نائینی میگوید: شارع مقدس میتواند بوسیله متمم جعل و امر دومی قصد وجه را در متعلق امر شرط کند. طبق این مبنی که اعتبار قصد وجه را در متعلق تکلیف محال بدانیم تمسک به اطلاق لفظی صحیح نیست زیرا اعتبار قصد وجه در متعلق تکلیف ممکن نبوده تا بتوان به اطلاق لفظی تمسک نمود ولی میتوان به اطلاق مقامی تمسک نمود به این صورت که بگوییم: مولی در مقام بیان بوده است با این حال سکوت کرده و ذکری از این قیود ننموده است ولو بوسیله متمم جعل در دلیل دوم. اگر این امور در مامور به معتبر بود بر مولی لازم بود که بوسیله امر دوم آن را بیان کند از این که مولی بیان نموده کشف میکنیم که این امور در واجب عبادی معتبر نبوده است. با وجود اطلاق مقامی نوبت به قاعده احتیاط که برخی بدان تمسک کردهاند نمیرسد.
قاعده احتیاط: در اصول خواندهایم که شک در اصل تکلیف مجرای اصل برائت است و شک در امتثال تکلیف مجرای اصل احتیاط است. در ما نحن فیه، اصل وجوب وضو قطعی است و شک در برائت ذمه داریم و نمیدانیم در صورت عدم قصد وجه برائت ذمه حاصل میشود یا خیر، شک در برائت ذمه مجرای اصل احتیاط است. زیرا یقین داریم که ذمه ما مشغول شده به وضو برای نماز، از طرفی شک داریم که اگر بدون قصد وجوب یا قصد وجه،وضو بگیریم آیا ذمه ما بريء میشود یا خیر ، شک در مقام امتثال مجرای قاعده اشتغال است. البته در اصل احتیاط هم مناقشه شده است که در جلسه بعد به عرض خواهد رسید.