1405/02/07
بسم الله الرحمن الرحیم
/ اقسام معاونت از غیر در افعال وضو و بررسی حکم هر یک از آنها/شرط نهممباشرت در افعال وضو
موضوع: شرط نهم: مباشرت در افعال وضو/ اقسام معاونت از غیر در افعال وضو و بررسی حکم هر یک از آنها/
قال السید فی العروه: التاسع: المباشرة في أفعال الوضوء في حال الاختيار، فلو باشرها الغير أو أعانه في الغسل أو المسح بطل و أمّا المقدّمات للأفعال فهي أقسام: أحدها: المقدّمات البعيدة، كإتيان الماء أو تسخينه أو نحو ذلك و هذه لا مانع من تصدّي الغير لها الثاني: المقدّمات القريبة، مثل صبّ الماء في كفّه، و في هذه يكره مباشرة الغير.الثالث: مثل صبّ الماء على أعضائه، مع كونه هو المباشر لإجرائه و غسل أعضائه و في هذه الصورة و إن كان لا يخلو تصدّي الغير عن إشكال إلّا أنّ الظاهر صحّته. فينحصر البطلان «فیالقسم الرابع» فيما لو باشر الغير غسله أو أعانه على المباشرة، بأن يكون الإجراء و الغسل منهما معاً.
در بحث دیروز گذشت که معاونت در وضو توسط غیر بر چهار قسم است:
تارة: معاونت در مقدمات بعيده وضو، مثلِ آوردن آب يا گرم كردن آب و مانند آن، این قسم از معاونت بلا اشکال موجب بطلان وضو نمیشود و کراهت هم ندارد.
و اخری: معاونت در مقدمات قريبه وضو مثل ريختن آب در كف دست توسط دیگری؛ اين قسم از معاونت طبق نظر مرحوم سید مانع صحت وضو نیست ولی کراهت دارد. مرحوم استاد خویی این قسم را جائز دانسته و مکروه نمیداند.
و ثالثة: معاونت در ریختن آب بر اعضای وضوست. مرحوم سید این قسم از معاونت را نیز مکروه دانسته است.
و رابعة: معاونت در شستن اعضای وضوست به اين صورت كه اجرای آب بر اعضای وضو و شستن آنها، با کمک دیگری انجام شود. این قسم قدر مسلم از معاونتی است که موجب بطلان وضو میشود و اظهر مصادیق استعانت از غیر در عبادت خداست که در آیه شریفه منع شده است: ﴿فَمَنْ کانَ یَرْجُو لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لایُشْرکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ اَحَداً﴾
اگر مولی به عبد خود امر کند که مطلبی را بنویسید. این امر ظهور دارد بر لزوم مباشرت عبد در کتابت. حال اگر دیگری این کار را انجام دهد یا در نوشتن به عبد کمک برساند، کتابت به عبد داده اسناد نمیشود طبعا امر مولی امتثال نشده است. در ما نحن فیه هم اگر متوضی در شستن اعضای وضو از غیر کمک بگیرد امر الهی در آیه شریفه: ﴿فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ﴾ امتثال نشده است.
مرحوم استاد خویی برای بطلان این قسم از معاونت، ضابطه کلی ذکر نموده و میفرماید:
اگر مامورٌ به از سنخ افعال خارجیه باشد مثل نماز و حج و وضو... مقتضای اطلاق امر مولی آن است که عبد باید خودش مامور به را اتیان کند و در ما نحن فیه، عبد باید خودش غسلتین و مسحتین را انجام دهد. اگر دیگری در غسلتین و مسحتین به او کمک برساند اسناد وضو به فرد صحیح نیست. طبعا امر مولی امتثال نشده است.
اما اگر مامور ٌبه از سنخ امور اعتباری باشد مثل طلاق و ازدواج و بیع و امثال ذلک، در این امور مباشرت غیر یعنی وکیل، مانع از صحت اسناد عمل به موکل نیست. اسناد حقیقی طلاق و ازدواج و بیع هم به وکیل صحیح است هم به موکل.
فعلا بحث ما در قسم دوم است که معاونت در مقدمات قريبه وضوست مثل ريختن آب در كف دست توسط دیگری؛ اين قسم از معاونت طبق نظر مرحوم سید مانع صحت وضو نیست و نهایتا کراهت دارد در مقابل مرحوم استاد خویی اصرار دارد بر این که این قسم از معاونت جائز بالمعنی الاخص است یعنی کراهت هم ندارد. در جلسات قبل مقدماتی به عرض رسید از جمله این که مرحوم استاد فرمودند: ذکر ثواب در اخبار من بلغ، نمیتواند دلیل بر اثبات استحباب عملی باشد که از طریقِ غیرِ معتبر «روایت ضعیف السند» به دست ما رسیده است زیرا استحباب و کراهت هم بالاخره حکم الهی است و استناد آن به ذات اقدس الهی نیاز به اثبات از طریق قطعی دارد. در غیر این صورت افتراء به خداوند است و داخل در آیه شریفه: ﴿قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ﴾ است. ثواب مذکور در اخبار من بلغ هم حمل میشود بر ثواب انقیادی. با توجه به این مقدمه و مقدماتی که در بحث دیروز گذشت، مساله را طبق روایات بررسی میکنیم:
صحیحه حذاء : مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ وَ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ فُضَيْلِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذَّاءِ قَالَ: وَضَّأْتُ أَبَاجعفر بِجَمْعٍ وَ قَدْ بَالَ فَنَاوَلْتُهُ مَاءً فَاسْتَنْجَى ثُمَّ صَبَبْتُ عَلَيْهِ كَفّاً فَغَسَلَ بِهِ وَجْهَهُ وَ كَفّاً غَسَلَ بِهِ ذِرَاعَهُ الْأَيْمَنَ وَ كَفّاً غَسَلَ بِهِ ذِرَاعَهُ الْأَيْسَرَ ثُمَّ مَسَحَ بِفَضْلَةِ النَّدَى رَأْسَهُ وَ رِجْلَيْهِ.[1]
راوی میگوید: امام باقر در جمع «یعنی مشعر» بود و من آن حضرت را وضو دادم به این صورت که آب در دست آن حضرت ریختم. در مرتبه اول ریختن آب، آن حضرت صورت خود را شست و در مرتبه دوم ریختن آب، دست راست و در مرتبه سوم دست چپ خود را شست و با آب باقیمانده در دست، سر و پاها را مسح نمود.
در این روایت تصریح شده به این که در وضوی امام، ریختن آب توسط دیگری انجام شده است. این روایت دال بر جواز معاونت در مقدمات قریبه وضوست و از آن استفاده میشود که ریختن آب بر دست متوضی جائز است و کراهتی هم ندارد. اگر ریختن آب مکروه بود قاعدتا امام آن را انجام نمیداد.
لکن در نسخه دیگر روایت، برداشتن آب توسط خود امام انجام شده است. متن عبارت در نسخه دوم این است: «فَاسْتَنْجَى ثُمَّ أَخَذَ كَفّاً فَغَسَلَ بِهِ وَجْهَهُ وَ كَفّاً غَسَلَ بِهِ ذِرَاعَهُ الْأَيْمَنِ وَ كَفّاً غَسَلَ بِهِ ذِرَاعَهُ الْأَيْسَرَ ثُمَّ مَسَحَ بِفَضْلَةِ النَّدَى رَأْسَهُ وَ رِجْلَيْهِ.» در وسائل در ذیل روایت مزبور به این نسخه بدل اشاره شده است. «رَوَاهُ أَيْضاً فِي مَوْضِعَيْنِ آخَرَيْنِ مِثْلَهُ مَتْناً وَ سَنَداً إِلَّا أَنَّهُ قَالَ: (ثُمَّ أَخَذَ كَفّاً) بَدَلَ" ثُمَّ "صَبَبْتُ عَلَيْهِ كَفّاً» در تهذیب و استبصار هم هر دو نسخه آمده است. ولی در کافی هیچ یک از دو نسخه ذکر نشده است [2] طبعا با اختلافی که در متن روایت هست برای جواز ریختن آب توسط دیگری و نفی کراهت، نمیتوان به این روایت تمسک نمود.
معروف است که در بین کتب اربعه از نظر اضبطیّت اوّل کتاب شریف کافی و بعد من لا یحضره الفقیه و وسائل مرحوم شیخ حر عاملی و در مرحله سوّم کتاب تهذیب مرحوم شیخ است. علت آن این است که مرحوم کلینی در طی 20 سال کتاب شریف کافی را در زمان غیبت صغری نوشتند ولی مرحوم شیخ طوسی چون بسیار پرکار و پر مشغله بودند و در موضوعات مختلف، حدیث، رجال، کلام و فقه و اصول، کتب متعدّدی را نوشتند از این جهت، امکان خطا در نقل این بزرگوار بیشتر است.
با این که مرحوم صاحب وسائل و نیز مرحوم شیخ طوسی در تهذیب و استبضار هر دو نسخه را نقل کردهاند مرحوم استاد خویی به تبع مرحوم صاحب حدائق، نسخه اول را صحیح دانسته و به استناد آن حکم به جواز آب ریختن توسط دیگری کرده و میگوید: ظاهراً همان نسخه اول صحیح است به قرینه عبارت: «وضعته» زیرا اگر خود امام آب را میریخت تعبیر به «وضعته» معنی نداشت و عبارت «وضعته» اطلاق نمیشد. طبق این روایت معاونت بر صب الماء در وضو جائز است و کراهت ندارد.
قال فی الحدائق: ان قول الراوي: «وضأت» إنما يلائم الأول كما لا يخفى و بذلك يظهر لك صحة الاستدلال بالرواية على تحريم التولية، بحمل الصب فيها على الصب على أعضاء الطهارة، دون الحمل على الاستعانة كما عليه الجمهور من أصحابنا، و جعلها دليلا على كراهتها، حملا للصب المنهي عنه على الصب في اليد و حمل الوزر على الكراهة بقرينة قوله في آخر الخبر: «فأكره» و تكلف الجمع بينها و بين صحيحة الحذاء المتقدمة بحمل الصحيحة المذكورة على الضرورة أو بيان الجواز. و فيه زيادة على ما عرفت ان استعمال الكراهة في المعنى المذكور اصطلاح أصولي طارئ و المفهوم من الأخبار استعمالها في التحريم كثيرا فلا يتقيد به النهي المتأصل في التحريم المؤكد المعلل بما أوضحنا بيانه و شيدنا أركانه.
بیان استاد اشرفی
با توجه به اختلاف در متن روایت مذکور و با توجه به روایات دال بر منع از ریختن آب بر کف دست، مثل روایت حسن بن وشّاء از امام رضا که حضرت از ریختن آب وضو در دست امتناع ورزیدند و به آیه شریفهٔ ﴿فَمَنْ کانَ یَرْجُو لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لایُشْرکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ اَحَداً﴾ تمسک نمودند و نیز روایتی که از امیرمومنان علی در تمسک به آیه شریفه نقل شده است و بیانی که امام رضا به مامون در روایت ذیل فرمودند و مامون را از اعانه در ریختن آب منع کردند، با توجه به امور فوق بسیاری از فقهاء در جمع بین روایات، روایت فوق را ظهور در جواز دارد حمل بر مورد اضطرار و روایات مانعه را حمل بر کراهت کردهاند. به نظر ما هم نمیتوان مساعدت بر کلام مرحوم استاد خویی کرد. امام متن روایات مانعه:
1266 1 «7» مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَحْمَرِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْوَشَّاءِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى الرِّضَا وَ بَيْنَ يَدَيْهِ إِبْرِيقٌ يُرِيدُ أَنْ يَتَهَيَّأَ مِنْهُ لِلصَّلَاةِ فَدَنَوْتُ مِنْهُ لِأَصُبَّ عَلَيْهِ، فَأَبَى ذَلِكَ فَقَالَ: مَهْ يَا حَسَنُ، فَقُلْتُ لَهُ لِمَ تَنْهَانِي أَنْ أَصُبَّ عَلَى يَدَيْكَ تَكْرَهُ أَنْ أُؤْجَرَ؟ قَالَ تُؤْجَرُ أَنْتَ وَ أُوزَرُ أَنَا، فَقُلْتُ وَ كَيْفَ ذَلِكَ؟ فَقَالَ أَمَا سَمِعْتَ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ يَقُولُ: ﴿فَمَنْ كٰانَ يَرْجُوا لِقٰاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صٰالِحاً وَ لٰا يُشْرِكْ بِعِبٰادَةِ رَبِّهِ أَحَداً﴾ وَ هَا أَنَا ذَا أَتَوَضَّأُ لِلصَّلَاةِ وَ هِيَ الْعِبَادَةُ فَأَكْرَهُ أَنْ يَشْرَكَنِي فِيهَا أَحَدٌ. حسن بن وشّاء میگوید: امام رضا چون قصد وضو گرفتن داشت، من جلو رفتم تا آب بر روی دستان آن حضرت بریزم. حضرت امتناع ورزید. عرض کردم: چرا اجازه نمیدهید آب بر دست شما بریزم تا در ثواب آن شریک شوم!؟ حضرت فرمود: تو ثواب میبری ولی من گناه! حسن بن وشّاء پرسید: چرا؟ حضرت فرمود: مگر این آیه را نشنیدهای که خداوند میفرماید: ﴿فَمَنْ کانَ یَرْجُو لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لایُشْرکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ اَحَداً﴾ «هر کس امید به دیدار پروردگارش دارد؛ باید عمل صالح انجام دهد و در عبادت خدا کسی را شریک او قرار ندهد» وضو خود عبادت است. مایل نیستم کسی را در آن شریک کنم.
مناقشه سندی مرحوم استاد خویی: در طریق این روایت ابراهیم بن اسحاق احمر واقع شده و مرحوم نجاشی و مرحوم شیخ هر دو بزرگوار ایشان را تضعیف کردهاند.
اشکال دلالی مرحوم استاد خویی: برای منع از ریختن آب بر اعضای وضو، امام تمسک نمودند به آیه شریفه: ﴿وَ لٰا يُشْرِكْ بِعِبٰادَةِ رَبِّهِ أَحَداً نموده و فرمودند تُؤْجَرُ أَنْتَ وَ أُوزَرُ أَنَا﴾ اگر ریختن آب بر دست متوضّی مصداق شرک باشد باید دال بر حرمت است نه کراهت زیرا شرک به همه مراتب آن فعل حرامیاست. ﴿وَ مَا أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ﴾ پس به استناد این روایت نمیتوان حکم به کراهت نمود.
1267 2 مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ قَالَ: كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا تَوَضَّأَ لَمْ يَدَعْ أَحَداً يَصُبُّ عَلَيْهِ الْمَاءَ. فَقِيلَ لَهُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ لِمَ لَا تَدَعُهُمْ يَصُبُّونَ عَلَيْكَ الْمَاءَ؟ فَقَالَ: لَا أُحِبُّ أَنْ أُشْرِكَ فِي صَلَاتِي أَحَداً وَ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى ﴿فَمَنْ كٰانَ يَرْجُوا لِقٰاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صٰالِحاً وَ لٰا يُشْرِكْ بِعِبٰادَةِ رَبِّهِ أَحَداً﴾ وسائل الشيعة، ج1، ص: 477
1269 4 «4» مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ النُّعْمَانِ الْمُفِيدُ فِي الْإِرْشَادِ قَالَ: دَخَلَ الرِّضَا يَوْماً وَ الْمَأْمُونُ يَتَوَضَّأُ لِلصَّلَاةِ وَ الْغُلَامُ يَصُبُّ عَلَى يَدِهِ الْمَاءَ. فَقَال:َ لَاتُشْرِكْ يَا أَمِيرَالْمُؤْمِنِينَ بِعِبَادَةِ رَبِّكَ أَحَداً. فَصَرَفَ الْمَأْمُونُ الْغُلَامَ وَ تَوَلَّى تَمَامَ وُضُوئِهِ بِنَفْسِهِ. وسائل الشيعة، ج1، ص: 478.
1268 3 «1» وَ فِي الْخِصَالِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِخَصْلَتَانِ لَا أُحِبُّ أَنْ يُشَارِكَنِي فِيهِمَا أَحَدٌ: وُضُوئِي فَإِنَّهُ مِنْ صَلَاتِي وَ صَدَقَتِي فَإِنَّهَا مِنْ يَدِي إِلَى يَدِ السَّائِلِ فَإِنَّهَا تَقَعُ فِي يَدِ الرَّحْمَنِ.
این روایات دلالت بر ممنوعیت اعانه از غیر در ریختن آب در دست دارند. فقهاء با توجه به ضعف سندی این روایات و با توجه به روایات مجوزه این روایات را حمل به کراهت کردهاند.