1405/01/19
بسم الله الرحمن الرحیم
حکم تفریغ آنیه ذهب و فضه/ حکم وضو در ظروف طلا و نقره و صور متصور آن/طهارت
موضوع: طهارت/ حکم وضو در ظروف طلا و نقره و صور متصور آن/ حکم تفریغ آنیه ذهب و فضه
قال السید فی العروه: و مع الانحصار يجب أن يفرّغ ماءه في ظرف آخر و يتوضّأ به، و إن لم يمكن التفريغ إلّا بالتوضّؤ يجوز ذلك[1] حيث إنّ التفريغ واجب[2]
وضو گرفتن با آب غصبی و نیز وضو گرفتن از آنیه ذهب و فضه بلا اشکال باطل است زیرا وضو مستلزم تصرف در حرام است. چیزی که حرام است نمیتواند در عین حال مصداق برای واجب واقع شود. مرحوم سید در ادامه مساله میفرماید: اگر آب منحصر در ظرف طلا و نقره باشد و آب دیگری هم نداشته باشد چنانچه امکان تفریغ باشد در این صورت تفریغ یعنی انتقال آب از ظرف طلا و نقره به ظرف دیگر واجب است. تفریغ استعمال ظرف طلا و نقره نیست تا فعل او حرام باشد تفریغ وجوب عقلی دارد از این جهت که اقل محذورا است و موجب عدم استمرار فعل حرام میشود. حسن شرعی هم دارد طبق قانون « کلما حکم به العقل حکم به الشرع» طبعا بعد از تفریغ آب در ظرف غیر طلا و نقره وضو از آب آن ظرف مانعی ندارد.
اما اگر ظرف دیگری برای تفریغ نباشد و تفریغ منحصر در وضو گرفتن باشد در همین فرض مرحوم سید میفرماید: اگر به قصد تفریغ آب را بر اعضای وضو بریزد یعنی در ضمن تفریغ وضو هم بگیرد وضو گرفتن او صحیح و جائز است نه حرام زیرا تفریغ حسن عقلی دارد از این جهت که اقل محذورا است و موجب عدم استمرار فعل حرام میشود حسن شرعی هم دارد طبق قانون «کلما حکم به العقل حکم به الشرع»
نکته: مرحوم سید در بحث اوانی ذهب و فضه حکم به سقوط وضو نموده است ولی در اینجا وضو را در صورتی که به قصد تفریغ باشد جائز دانسته است ولو این که مستلزم تصرف در آنیه ذهب و فضه شود.
مرحوم استاد خویی میگوید: تفریغ آنیه ذهب و فضه در صوری حرام نیست که استعمال آنیه طلا و نقره بر آن صادق نباشد مثل سماور و قوری که استعمال آن تنها به ریختن آب جوش و چایی است و اگر آب آن دو را خالی کنند استعمال آن دو به شمار نمیآید.
اگر فرضاً به تفریغ استعمال آنیه ذهب و فضه صادق باشد مثل این که آب درون کاسه را خالی کند از این جهت که کاسه از جنس طلا و نقره، برای تفریغ هم استفاده میشود و خالی کردن آن هم استعمال آن محسوب میشود اگر به قصد تفریغ با آب آن وضو بگیرد «به صورت غیر اغتراف» در این صورت چون استعمال آنیه ذهب و فضه صادق است و وضو متحد با آن است فعل او حرام است و فعل حرام نمیتواند مصداق برای واجب واقع شود از این جهت وضو ساقط شده و وظیفه منتقل به تیمم میشود زیرا مراد از عدم وجدان الماء در آیه شریفه اعم از عدم وجدان عقلی و شرعی است. در فرض عدم تمکن شرعی وظیفه منتقل به تیمم میشود. به صرف این که قصد تفریغ کرده فعل حرام تغییر پیدا نمیکند. «قال ره فی التنقیح: قصد كون ذلك تفريعا لهما لا يغير الفعل عن حقيقته فكيف يكون قصد التفريغ مانعا عن كون الفعل استعمالا لهما.فالصحيح ان الوضوء يسقط وقتئذ عن الوجوب و ينتقل الأمر إلى بدله و هو التيمم.»[3]
مرحوم حکیم نیز اشکال کرده و میگوید: وضو گرفتن از آنیه ذهب و فضه ولو به قصد تفریغ باشد استعمال آنیه ذهب و فضه شمرده شده و حرام است طبیعتا قدرت شرعی بر وضو گرفتن ندارد. آری اگر بگوییم وضو گرفتن از آنیه ذهب و فضه استعمال آنیه ذهب و فضه محسوب نمیشود وضو صحیح است.
لکن وضو گرفتن استعمال آنیه طلا و نقره محسوب میشود. استعمال آنیه طلا و نقره تنها به خوردن آب از این ظروف نیست اگر از این ظروف وضو بگیرد استعمال ذهب و فضه شمرده شده و حرام است و مصداق عدم وجدان شرعی آب است. طبیعتاً وضو ساقط شده و وظیفه منتقل به تیمم میشود.
بیان استاد اشرفی
شکی نیست در این که نفس تفریغ آنیه ذهب و فضه اگر نگوییم واجب است لا اقل مباح است زیرا تفریغ اقل محذورا است. پس تفریغ حرام نیست اما این که مرحوم استاد خویی تفریغ را نوعی استعمال دانسته و از این جهت حکم به حرمت نموده است این کلام صحیح نیست زیرا تفریغ بنفسه حرام نیست بلکه واجب یا لا اقل مباح است. حال اگر تفریغ منحصر در وضو گرفتن باشد چون تفریغ فی نفسه جائز باشد وضو گرفتن به قصد تفریغ نیز صحیح خواهد بود. بنابراین فرمایش مرحوم سید به جواز وضو گرفتن در فرض مزبور قوی به نظر میرسد.[4]
مسألة20: إذا توضأ من آنية باعتقاد غصبيتها أو كونها من الذهب أو الفضة ثمَّ تبين عدم كونها كذلك ففي صحة الوضوء إشكال و لا يبعد الصحة إذا حصل منه قصد القربة. اگر وضو بگیرد از ظرف آبی به اعتقاد این که آن ظرف غصبی است يا به اعتقاد این که آن ظرف از ظروف طلا و نقره است و بعد معلوم شود كه چنين نبوده است وضوی او محل اشكال است ولی بعید نیست که صحیح باشد، اگر قصد قربت از او متمشی شود.
مرحوم سید در فرض مساله تفصیل داده بین تمشی قصد قربت و بین عدم تمشی قصد قربت. در فرض اول حکم به صحت وضو نموده است دون الثانی.
بررسی صورت اول: تارة فرد از ظرف غصبی یا آنیه طلا و نقره وضو میگیرد و جاهل به حکم است یعنی نمیداند که استعمال آنیه ذهب و فضه حرام است یا میداند حرام است ولی نمیداند وضو گرفتن از ظرف طلا و نقره نوعی از استعمال آنیه ذهب و فضه است اگر چه میداند استعمال ظرف طلا و نقره حرام است. در هر دو فرض قصد قربت از او متمشی میشود و بخاطر این که جاهل است حرمت هم برای او منجز نمیشود زیرا جهل و نسیان و غفلت عذر شرعی هستند. در این فروض حرمت فعلی نیست از طرفی چون جاهل یا ناسی و یا غافل است قصد قربت هم از او متمشی میشود پس مانعی از صحت وضو نیست.
نکته؛ مرحوم سید حکیم در فرض مساله حکم به بطلان وضو نموده است از این جهت که این شخص میداند تصرف در ظرف غصبی یا ظروف طلا و نقره حرام است ولو این که علم به بطلان وضو ندارد در این صورت چون تجری کرده فعل او حرام است. از طرفی فعل حرام نمیتواند مصداق واجب واقع شود.
جواب استاد اشررفی:
تجری فقط نشانه خبث باطنی است و موجب حرمت فعل نمیشود. بنابراین از این جهت مانعی از صحت وضو نیست.
بررسی صورت دوم: اگر میداند که وضو در ظرف غصبی یا ظرف طلا و نقره باطل است در این فرض چون علم به حرمت وضو دارد قصد قربت از او متمشی نمیشود و وضوی او بلا اشکال باطل است.