1405/03/20
بسم الله الرحمن الرحیم
حجیّت و عدم حجیّت خبر واحد «28»/طرق موصله /مقصد ششم: حجج و امارات
موضوع: مقصد ششم: حجج و امارات/طرق موصله /حجیّت و عدم حجیّت خبر واحد «28»
ولكنّه(و لکنّ الایراد) مندفع: بأنّها(أنّ الأخبار) وإن كانت(کان الأخبار) كذلك(تواتر لفظی و معنوی ندارند)، إلّا(لکن) أنّها(أنّ الأخبار) متواترةٌ إجمالًا؛ ضرورة(تعلیل ادّعای تواتر اجمالی) أنّه(ضمیر شأن) يعلم إجمالًا بصدور بعضها منهم عليهم السلام، و قضيّتُه(اقتضای علم اجمالی) و إن كان حجّيّةَ خبرٍ دلّ على حجّيةِ أخصِّها مضموناً، إلّا أنّه(ضمیر شأن) يتعدّى عنه(عن الخبر) في ما إذا كان بينها(بین الأخبار) ما كان بهذه الخصوصيّة، و(واو حالیه) قد دلّ على حجّيّة ماكان أعمّ، فافهم.
خلاصه آن که به تعداد زیادی از اخبار برای حجیّت خبر واحد عادل استناد شده است ولی با این وجود یک ایراد واضح نسبت به این استدلال به ذهن خطور میکند و آن این که استدلال به اخبار برای اثبات حجیّت خبر واحد عادل تنها در صورتی صحیح خواهد بود که آن اخبار، متواتر و یا محفوف به قرائن قطعیّه بوده و یا به لحاظ تواتر یا احتفاف به قرینه، قطع به صدور آنها وجود داشته باشد و الّا استدلال به اخبار برای اثبات حجیّت خبر واحد عادل از قبیل استدلال به خبر واحد عادل بر حجیّت خود بوده و دوری خواهد بود و از آنجا که اخباری که برای اثبات حجیّت خبر واحد عادل مورد استناد قرار گرفتهاند، تواتر لفظی و یا حتّی تواتر معنوی نداشته و هیچ قرینهای که موجب قطع به صدور آنها بشود نیز وجود ندارد، استدلال به این اخبار برای اثبات حجیّت خبر واحد عادل، ممکن نخواهد بود لذا مصنّف در ما نحن فیه میفرمایند:
وهي وإن كانت طوائف كثيرة -كما يظهر من مراجعة الوسائل وغيرها- إلّا أنّه يشكل الاستدلالُ بها على حجّيّة أخبار الآحاد: بأ نّها أخبار آحاد؛ فإنّها غير متّفقةٍ على لفظٍ ولا على معنى، فتكونَ متواترةً لفظاً أو معنىً.
دفاع از استدلال به اخبار
قوله: «ولکنّه مندفع...».
علمای علم اصول برای دفع این اشکال و تصحیح استدلال به اخبار برای حجیّت خبر واحد عادل راهحلّهایی ذکر کردهاند. محقّق خراسانی؟ره؟ در مقام پاسخ از این اشکال، ادّعای تواتر اجمالی نموده و میفرمایند: اگر چه این اخبار تواتر لفظی و معنوی ندارند ولی تواتر اجمالی دارند و ما اجمالاً علم پیدا میکنیم که خبر واحد عادل حجّت است.
توضیح مطلب این است که مطابق قاعده در صورت حصول تواتر اجمالی باید سراغ روایتی که مضمون آن اخصّ بوده در بین تمام روایات وجود دارد برویم و آن روایت حجّت خواهد بود، مثلاً اگر در چند طائفه موردی بگوید خبر عادل حجّت است و مورد دیگری بگوید عادل امامی حجّت است و روایت سومی بگوید امامی عادل و ثقه حجّت است، مورد سوم که مضمونش ضیقتر است ثابت گردیده و از حجیّت برخوردار میباشد. در ما نحن فیه مضمون اخصّ در بین طوائف مذکور، اخباری هستند که دلالت بر حجیّت خبر ثقه دارند و زمانی که مضمون این روایات به تواتر اجمالی ثابت شد، تعدّی به بقیه روایات میکنیم و در نتیجه مطلق خبر ثقه از حجیّت و اعتبار برخودار خواهد شد.
محقّق نائینی و محقّق عراقی در مقام پاسخ به این اشکال به تواتر معنوی اشاره مینمایند.
محقّق نائینی؟ره؟ در أجود التقریرات میفرمایند:
إنّ أخص تلك الأخبار مضموناً هو الأخبار الدالة على جواز العمل بخبر الثقة كما صرّح بذلك في جملة من اخبار الطائفة الثانية و بعض الأخبار من الطائفة الثالثة بل يمكن أن يقال إنّ خصوص الأخبار الدالة على جواز العمل بخبر الثقة متواترة. [1]
ایشان علاوه بر ادّعای تواتر معنوی، مدّعی احتفاف برخی از این اخبار به قرائن قطعیّه نیز شده و در ادامهٔ عبارت گذشته میفرمایند:
مضافا إلى احتفاف بعضها بالقرينة القطعية من جهة اعتماد الأصحاب عليها فيكون جواز العمل به مقطوعا لا محالة... .
محقّق عراقی؟ره؟ نیز بعد از ادّعای تواتر این اخبار میفرمایند:
لا يخفى أنّ التواتر المدعى في تلك الاخبار و إن لم يكن لفظياً إلاّ أنّه يكون معنويّاً لوضوح كون الجميع بصدد بيان معنى واحد و هو حجيّة قول الثقة و وجوب العمل على طبقه بل و ظاهر بعضها هو كون وجوب العمل بخبر الثقة أمراً مركوزاً عندهم بحيث كان من المسلّمات عند أصحاب الأئمة و لذلك وقع السؤال فيها عن الموضوع و هو كون الراوي ثقةً أو غير ثقة... .[2]
قوله: «فافهم».
شاید اشارهٔ به این دارد که باید دقّت شود و تفاوت بین تواتر اجمالی با تواتر معنوی روشن گردد و به عبارتی گفته نشود تواتر اجمالی یک نحوه تواتر معنوی است.