1405/03/12
بسم الله الرحمن الرحیم
حجیّت و عدم حجیّت خبر واحد «22»/طرق موصله /مقصد ششم: حجج و امارات
موضوع: مقصد ششم: حجج و امارات/طرق موصله /حجیّت و عدم حجیّت خبر واحد «22»
و الوجه الثاني والثالث: بعدم(متعلّق به یشکل) انحصار فائدة الإنذار بإيجاب(متعلّق به انحصار) التحذّر تعبّداً؛ لعدم(تعلیل برای عدم انحصار) إطلاقٍ يقتضي وجوبَه(وجوب التحذّر) على الإطلاق؛ ضرورة أنّ الآية مسوقة لبيان وجوب النفر، لا لبيان غايتيّة التحذّر، و لعلّ وجوبَه(وجوب التحذّر) كان مشروطاً بما إذا أفاد العلم، و لو لم نقل بكونه(کون وجوب التحذّر) مشروطاً به(بالعلم)؛ فإنّ(تعلیل برای لعلّ وجوبه) النفر إنّما يكون لأجل التفقّه و تعلّمِ معالم الدين، ومعرفةِ ما جاء به سيّدُ المرسلين، كي ينذروا بها المتخلّفين أو النافرين -على الوجهين في تفسير الآية-، لكي يحذروا إذا انذروا بها(بمعالم الدین)، وقضيّتُه(اقتضاء) إنّما هو وجوب الحذر عند إحراز أنّ الإنذار بها، كما لا يخفى.
نقد تقریر دوم و سوم
قوله: «و الوجه الثاني و الثالث...».
در تقریر دوم و سوم بیان شد که انذار واجب است لذا حذر نیز واجب خواهد بود، چون از طرفی غایت برای انذار است لذا مانند مغیّا یعنی انذار، واجب میباشد و از طرفی هم اگر واجب نباشد، مستلزم لغویّت وجوب انذار خواهد بود، مصنّف میفرمایند: این استدلال نیز صحیح نیست، زیرا آیهٔ شریفه دلالت بر وجوب حذر به صورت مطلق، حتّی در فرض عدم حصول علم ندارد، چون آیهٔ شریفه دالّ بر غایت بودن تحذّر نیست تا اطلاق داشته باشد، بلکه تنها چیزی که آیهٔ شریفه بیان میکند وجوب نفر است تا معالم دین را بیاموزند و به دیگران آموزش دهند؛ اما این که آنان چه میکنند، آیا متحذّر میشوند مطلقاً حتّی در فرضی که علم به صحّت ندارند یا باید متحذّر شوند چه علم داشته باشد و چه علم نداشته باشند، در مقام بیان این نکته نیست.
فائدة: محقّق خویی؟ره؟ در صدد پاسخ از ایراد مذکور برآمده و میفرمایند:
( أولا ) - ان الأصل في كل كلام أن يكون في مقام البيان ، لاستقرار بناء العقلاء على ذلك ما لم تظهر قرينة على خلافه.[1]
یعنی بر اساس سیرهٔ عقلا هر متکلّمی در صدد بیان است مگر این که قرینهٔ بر خلاف باشد لذا در ما نحن فیه در صدد بیان وجوب حذر به صورت مطلق است، چون دلیلی بر تقیید آن به حصول علم وجود ندارد.