« فهرست دروس
درس کفایة الاصول استاد حمیدرضا آلوستانی
کفایه

1404/07/02

بسم الله الرحمن الرحیم

احکام القطع و اقسامه «2»/طرق موصله /مقصد ششم: حجج و امارات

 

موضوع: مقصد ششم: حجج و امارات/طرق موصله /احکام القطع و اقسامه «2»

 

و لا يخفى: أنّ ذلك(منجّزیّت و معزّریّت قطع) لا يكون بجعل جاعلٍ؛ لعدم جعلٍ تأليفي حقيقةً بين الشي‌ء و لوازمه، بل عَرَضاً(خبر برای یکون) بتبع جعله(جعل القطع) بسيطاً.

و بذلك[1] انقدح امتناع المنع عن تأثيره أيضاً، مع أنّه يلزم منه[2] اجتماع الضدّين(ضدّ به معنای لغوی - تناقض) اعتقاداً مطلقاً(چه قطع مطابق واقع باشد و چه نباشد)، و حقيقةً(در نفس الأمر) في صورة الإصابة، كما لا يخفى.

 

بیان مطلب دوم: حجّیّت قطع و معنای آن

قبل از ورود در اصل بحث بیان یک مقدّمه لازم است و آن این که ما دو نوع جعل داریم؛ جعل تألیفی و مرکّب، جعل بسیط.

جعل تألیفی و مرکّب برخوردار از مفاد کان ناقصه است. یعنی موصوفی وجود دارد ولی برخوردار از یک وصف و ویژگی نمی‌باشد و این وصف و خصوصیّت برای آن قرار داده می‌شود؛ مثلاً جسمی وجود دارد ولی برخوردار از رنگ سفید نمی‌باشد و شخصی رنگ سفید را بر آن قرار می‌دهد و آن جسم برخوردار از وصف سفیدی می‌شود لذا گفته می‌شود: «صار هذا الجسم أبیضاً».

جعل بسیط برخوردار از مفاد کان تامّه است. یعنی با تحقّق موصوف، اوصاف آن هم محقّق می‌شود و این گونه نمی‌باشد که موصوف وجود داشته باشد ولی برخوردار از آن وصف و ویژگی نباشد. به عبارتی صفت به تبع موصوف و به صورت عرضی محقّق می‌گردد و برخوردار از جعل استقلالی نمی‌باشد؛ مانند زوجیّت نسبت به أربعه زیرا هر گاه أربعه محقّق گردد، زوجیّت نیز محقّق می‌شود.

خصوصیّات مذکور یعنی منجّزیّت و معذّریّت نیز نسبت به قطع از نوع جعل بسیط می‌باشند نه جعل تألیفی و مرکّب. به عبارتی اثبات احکام مذکور برای قطع و یقین، نیازی به جعل و تعیین از سوی شارع ندارند و هر انسانی به صورت فطری، قطع خود را حجّت دانسته و بر طبق آن عمل می‌نماید.

خلاصه آن که حجّیّت، اعتبار و ترتّب آثار بر قطع، ذاتی آن بوده و نیازی به دلیل بیرونی مانند تأیید شارع ندارد.

قوله: «و بذلک...».

مصنّف در ادامه می‌فرمایند: چون حجّیّت، ذاتی قطع بوده و از آن جدا نمی‌شود، شارع نیز نمی‌تواند آن را از قطع سلب نماید. به عبارتی بین قطع و حجّیّت آن یک رابطه تکوینی وجود دارد و زمانی که فردی نسبت به چیزی یقین پیدا می‌کند، عقل به صورت فطری، او را ملزم به عمل بر اساس آن می‌داند و این امر قابل تغییر و قابل از بین بردن نمی‌باشد مگر این که قطع و یقین شخص زائل گردد؛ علاوه بر این که اگر شارع بگوید: قطع تو حجّت نیست و نباید به آن عمل کنی، لازمه‌اش تناقض در اعتقاد و در صورت مطابق واقع بودن قطع، تناقض در واقع را در پی دارد؛ زیرا از یک سو، آن فرد به یک حکم و تکلیف مانند وجوب نماز جمعه در روز جمعه قطع و یقین دارد و اطاعت از آن را لازم می‌داند و از سوی دیگر شارع به او دستور می‌دهد که به این یقین و قطع خود عمل نکن و اطاعت از آن لازم نمی‌باشد.

خلاصه آن که حجّیّت قطع، ذاتی است لذا نه قابل جعل است و نه قابل سلب.

 


[1] یعنی: به خاطر این که آثار قطع(منجّزیّت و معذّریّت)، ذاتی و به جعل بسیط است.
[2] أي: من امتناع المنع عن تأثیره.
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo