« فهرست دروس

درس رسائل استاد حمیدرضا آلوستانی

بخش1

95/11/02

بسم الله الرحمن الرحیم



و منها[1] : أنّ الأصل هي إباحة العمل بالظنّ؛ لأنّها الأصل في الأشياء، حكاه بعضٌ عن السيّد المحقّق الكاظمي‌.

و فيه- على تقدير صدق النسبة-:

أوّلاً[2] : أنّ إباحة التعبّد بالظنّ غير معقول؛ إذ لا معنى لجواز التعبّد و تركه لا إلى بدل، غاية الأمر التخيير بين التعبّد بالظنّ و التعبّد بالأصل أو الدليل الموجود هناك في مقابله‌ الذي يتعيّن الرجوع إليه لو لا الظنّ، فغاية الأمر وجوب التعبّد به أو بالظنّ تخييراً، فلا معنى[3] للإباحة التي هي الأصل في الأشياء.

و ثانياً: أنّ أصالة الإباحة إنّما هي فيما لا يستقلّ العقل بقبحه[4] ، و قد عرفت استقلال العقل بقبح التعبّد[5] بالظنّ[6] من دون العلم بوروده من الشارع.

 


[1] این تقریر نیز برخوردار از دو مقدمه به عنوان صغری و کبری می باشد. - مقدمه اول: یعنی صغرای استدلال این است که درمانحن فیه شک درحرام یا حلال بودن استفاده ی از ظنون در مسیر استنباط احکام شرعی و رسیدن به احکام شرعیه داریم. - مقدمه دوم:. و اما کبرای استدلال این است در هر موردی که شک در حلیت یا حرمت شیء ای داشته باشیم اصل اباحه جاری می شود و حکم به عدم حرمت می شود چون مطابق روایت نبوی کلُّ شیءٍ لک حلال حتی تعلم أنّه حرامٌ بعینه تا مادامی که دلیل و نصی در مورد حرمت وارد نشده باشد، الزامی به احتراز و ترک ثابت نمی گردد. و همچنین تا زمانی که دلیلی بر وجوب نیز وارد نشده باشد، الزامی به اتیان ثابت نمی گردد. به عبارتی آنچه نیازمند دلیل و نص می باشد احکام الزامیه است ولی عدم الزام یعنی جواز عمل و جواز ترک آن نیازمند نص ودلیل نمی باشد
[2] ایراد اول مصنف در واقع به کبرای استدلال مذکور و تطبیق آن کبری بر مانحن فیه می باشد. توضیح مطلب: مصنف می فرمایند: اگرچه اصل اولیه، در أشیاء، اباحه می باشد و لکن این اصل با لحاظ معنای آن یعنی جواز عمل و جواز ترک عمل بدون اینکه جایگزین و بدلی برای آن لحاظ شود در مورد موضوع مانحن فیه یعنی مسأله ی تعبد به أمارات جاری نمی شود چون معنا ندارد که شارع مقدس حکم در أمارات را اباحه قرار دهد یعنی هم تَرکش جایز باشد و هم فعل آن بدون اینکه بدلی در عرض آن لحاظ گردد. بله در مانحن فیه شارع مقدس می تواند مارا مُتعبّد به أمارات نماید و این تعبد به صورت جواز باشد نه لزوم ولی در عرض آن طریق دیگری نیز لحاظ گردد و این یعنی حکم به تخییر در مورد تعبد به أمارات بنابراین أصالة الإباحة در مورد مسأله ما نحن فیه یعنی مسأله تعبد و عدم تعبد به امارات معقول نمی باشد و نهایتاً حکم به تخییر در این مسأله قابل تصویر است.
[3] زیرا معنای اباحه این می شود که هم تَرکَش جایز است و هم فعل آن و این معنا هیچ ربطی به مفاد اماره نخواهد داشت.
[4] به تعبیر دیگر مانعی نداشته باشد ولی در مانحن فیه مانع وجود دارد.
[5] زیرا منجرب به بدعت و تشریع می گردد.
[6] این ایراد دوم مصنف نیز به کبرای استدلال و تطبیق آن بر مانحن فیه است و آن اینکه اگرچه کبرای مذکور صحیح می باشد ولکن این کبری در مواردی قابل جریان است که مانع و مفسده ای را در پی نداشته باشد و لکن درمانحن فیه عقل مستقلاً حکم می نماید به قبح پیروی از ظنون و أماراتی که دلیلی بر حجیت آنها وارد نشده است چون این موارد را از مصادیق عمل به غیر علم به حساب می آورد که بدعت و تشریع بوده و حرام است.
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo