« فهرست دروس

درس رسائل استاد حمیدرضا آلوستانی

بخش1

95/10/08

بسم الله الرحمن الرحیم



و هكذا حكم لباس الخنثى؛ حيث إنّه يعلم إجمالاً بحرمة واحدٍ من مختصّات الرجال كالمِنطقة[1] و العمامة أو مختصّات النساء عليه، فيجتنب عنهما[2] .

و أمّا حكم ستارته في الصلاة: فيجتنب الحرير و يستر جميع بدنه.

و أمّا حكم الجهر و الإخفات:

فإن قلنا بكون الإخفات في العشاءين و الصبح رخصةً[3] للمرأة جهر[4] الخنثى بهما.

و إن قلنا: إنّه عزيمة[5] لها فالتخيير إن قام الإجماع على عدم وجوب[6] تكرار الصلاة في حقّها.

و قد يقال بالتخيير مطلقاً[7] ؛ من جهة ما ورد: من أنّ الجاهل في‌ الجهر و الإخفات معذور[8] .

و فيه- مضافاً إلى أنّ النصّ إنّما دلّ على معذوريّة الجاهل بالنسبة إلى لزوم الإعادة لو خالف الواقع، و أين هذا من تخيير الجاهل من أوّل الأمر بينهما؟ بل الجاهل لو جهر أو أخفت متردّداً بطلت صلاته؛ إذ يجب عليه الرجوع إلى العلم[9] أو العالم[10] -: أنّ الظاهر من الجهل في الأخبار غير هذا الجهل[11] .

و أمّا تخيير قاضي[12] الفريضة المنسيّة من‌ الخمس في ثلاثيّة و رباعيّة و ثنائيّة؛ فإنّما هو بعد ورود النصّ بالاكتفاء بالثلاث‌، المستلزم لإلغاء الجهر و الإخفات بالنسبة إليه، فلا دلالة فيه على تخيير الجاهل بالموضوع مطلقاً.

 


[1] به معنای کمر بند.
[2] از باب احتیاط و اینکه قطعاً به پیشگاه الهی گرفتار مفسده ای نشده باشد.
[3] یعنی از باب تخفیف و تسهیل بر زنان چنین حکمی صادر شده است و در نتیجه زنان مخیّر بین جَهر و إخفات می باشند.
[4] چون امر خنثی در چنین صورتی دائر است بین تعیین جَهر در فرض مرد بودن و تخییر بین جَهر و إخفات در فرض زن بودن و طریق براءة یقینی جَهر می باشد لذا گفته شده است إذا دار الأمر بین التعیین و التخییر فالتعیین أولی.
[5] یعنی حکم به إخفات از باب تخفیف و تسهیل بر زنان نمی باشد تا اینکه نتیجه ی آن تخییر بین جهر و اخفات باشد بلکه یک حکم و تکلیف لزومی بوده و در نتیجه جهر بر آنان جائز نمی باشد.
[6] و إلا اگر چنین اجماعی ثابت نگردد علم اجمالی مقتضی تکرار عمل می باشد چونکه اشتغال یقینی براءة یقینی می طلبد و در مانحن فیه براءة یقینی به تکرار عمل حاصل می شود.
[7] چه اخفات رخصت باشد وچه عزیمت. این عبارت درصدد بیان نظریه ی دوم می باشد در مقابل نظریه ی اول که بین فرض رخصت و فرض عزیمت قائل به تفصیل بوده است.
[8] و خنثی از جمله جاهلین در این مسأله می باشد لذا نسبت به جهر و إخفات معذور بوده و به هرکدام که بخواهد عمل می کند. به تعبیری مسأله ی جهر و إخفات و لزوم رعایت آنها در فرض علم و التفات مکلف لازم می باشد.
[9] یعنی تحصیل براءة یقینی.
[10] یعنی تعیین وظیفه ی او.
[11] زیرا اخبار نظر به جهل حکمی دارند و بحث فعلی ما در مورد جهل موضوعی می باشد.
[12] این عبارت پاسخ به سؤال مقدر می باشد و آن اینکه شما گفتید روایاتی که می گویند شخص جاهل نسبت به جهر و اخفات معذور می باشد جهل حکمی را شامل می شود نه جهل موضوعی را و حال اینکه أدله ای که می گویند شخصی که می داند نمازی از او فوت شده است ولی نوع آن نماز را نمی داند باید یک نماز دو رکعتی و یک نماز سه رکعتی و یک نماز چهار رکعتی به جای بیاورد، دلالت بر این دارد که مسأله ی جهر و اخفات از مکلف ساقط شده و مخیر بین جهر و اخفات می باشد و در این فرض هم مکلف جهل به موضوع دارد لذا أدله ای که جاهل به جهر و اخفات را معذور می دانند شامل جهل موضوعی نیز می گردند پس چگونه شما فرمودید شامل جهل موضوعی مانند خنثی نمی شوند؟مصنف در پاسخ می فرماید: حکم به تخییر در این مورد از باب ورود نص خاص و تخفیف می باشد لذا هیچ ربطی به مصادیق و موارد دیگر جهل به موضوع ندارد تا اینکه گفته شود إنّ الجاهل بالجهر و الإخفات معذورٌ مطلقاً.
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo