1405/05/08
بسم الله الرحمن الرحیم
مطلب چهارم: دیه جنایت بر حیوان «7»/فصل چهارم: توابع /کتاب الديات
موضوع: کتاب الديات/فصل چهارم: توابع /مطلب چهارم: دیه جنایت بر حیوان «7»
)و یضمن صاحب الماشیة جنایتها لیلا لا نهارا( علی المشهور و المستند روایة السکوني عن أبي عبداللّه؟ع؟ عن أبیه قال: «کان عليّ؟ع؟ لا یضمن ما أفسدت البهائم نهارا و یقول: علی صاحب الزرع حفظه و کان یضمن ما أفسدته لیلا» و روی ذلك عن النبيّ؟ص؟.
)و منهم( و هم جلّة المتأخّرین کابن إدریس و ابن سعید و العلّامة )من اعتبر التفریط( في الضمان )مطلقا( لیلا و نهارا إمّا استضعافا للروایة أو حملا علی ذلك.
قال المصنّف: و الحقّ أنّ العمل لیس علی هذه الروایة بل إجماع الأصحاب و لمّا کان الغالب حفظ الدابّة لیلا و حفظ الزرع نهارا خرّج الحکم علیه و لیس في حکم المتأخّرین ردّ لقول القدماء فلا ینبغي أن یکون الإختلاف هنا إلّا في مجرّد العبارة عن الضابط أمّا المعنی فلا خلاف فیه إنتهی.
و لا یخفی ما فیه و کیف کان فالأقوی إعتبار التفریط و عدمه.
)و یضمن صاحب الماشیة جنایتها لیلا لا نهارا(
فرع هفتم
بحث در مورد این است که اگر حیوانی مانند گاو، گوسفند، شتر یا اسب[1] به زراعت یا اموال دیگران خسارت وارد کند آیا صاحب حیوان ضامن خسارت است یا خیر؟
در این مسأله دو دیدگاه وجود دارد: مشهور فقهاء[2] قائل به این هستند که اگر حیوان در شب خسارت وارد کند، صاحب حیوان ضامن است ولی اگر در روز خسارت وارد کند صاحب حیوان ضامن نیست.
مستند آنها روایت سکونی از امام صادق از امام باقر؟عهما؟ است که فرمودند: امام علی؟ع؟ خسارتی را که چهارپایان در روز وارد میکردند، موجب ضمان نمیدانستند و میفرمودند: حفظ زراعت در روز بر عهده صاحب زراعت است؛ امّا خسارتی را که حیوانات در شب وارد میکردند، بر عهده صاحب حیوان میدانستند[3] . این حکم از رسول مکرّم اسلام؟ص؟ نیز نقل شده است[4] .
بسیاری از فقهای متأخّر[5] مانند ابن ادریس[6] ، ابن سعید حلّی[7] و علّامه حلّی[8] ؟رهم؟، ملاک ضمان را تقصیر و تفریط صاحب حیوان در نگهداری آن دانستهاند. بر اساس این نظریّه اگر صاحب حیوان در نگهداری آن کوتاهی کرده باشد، ضامن است و اگر کوتاهی نکرده باشد، ضامن نیست و در این حکم تفاوتی میان شب و روز وجود ندارد.
دلیل آنها بر این حکم یا این است که روایت سکونی را از جهت سند، ضعیف دانسته و قبول ندارند لذا مطابق قاعده کلّیّه در باب ضمان عمل کرده و در صورت تقصیر و کوتاهی صاحب حیوان در نگهداری، او را ضامن میدانند و یا روایت سکونی را این چنین تفسیر کردهاند که مقصود از آن این است که در صورت حصول خسارت در شب، معمولا صاحب حیوان در نگهداری آن کوتاهی کرده است و در صورت حصول آن در روز، صاحب مزرعه در مراقبت از مزرعه خود کوتاهی کرده است. بنابراین روایت در حقیقت ناظر به ملاک تفریط است، نه اینکه شب و روز به خودی خود موضوعیّت داشته باشند.
شارح؟ره؟ در ادامه به ذکر نظریّه مصنّف؟ره؟ در غایة المراد و نقد آن میپردازند.
ایشان میفرمایند: مصنّف؟ره؟ در این زمینه گفتهاند: «عمل فقهای امامیّه تنها بر اساس روایت سکونی نیست، بلکه اجماع اصحاب نیز مؤیّد این حکم است و از آنجا که نگهداری حیوان در شب بر عهده صاحب حیوان است و مراقبت از زراعت در روز بر عهده صاحب مزرعه است، فقهای قدیم حکم را بر همین اساس بیان کردهاند. از این رو، اختلاف فقهای متأخّر با فقهای پیشین، اختلاف واقعی نیست؛ بلکه تنها در شیوه بیان ضابطه است. در حقیقت، همه بر یک ملاک و مناط تکیه دارند و آن رعایت وظیفه متعارف در نگهداری اموال است»[9] .
شارح؟ره؟ درصدد نقد این بیان مصنّف؟ره؟ برآمده و میفرمایند: این توجیه خالی از اشکال نیست زیرا ظاهر روایت، میان شب و روز تفاوت واقعی قائل شده است و به آسانی نمیتوان آن را بر ملاک تفریط و کوتاهی حمل کرد لذا ایشان در مسالک بعد از نقل عبارت مصنّف؟ره؟ در غایة المراد میفرمایند: «و هذا البحث ليس بواضح و ظاهر أنّ الخلاف معنويّ لأنّ مقتضى التفصيل أنّ ما جنته البهائم نهارا غير مضمون على أربابها، سواء فرّط في حفظها أم لا لأنّ على صاحب الزرع حفظه نهارا و أنّ ما جنته ليلا مضمون مطلقا و أنّ الحفظ متعلّق بمالك البهائم و لو فرض عدم تفريطه في حفظها فإنّ جنايتها ليلا مضمونة، نظرا إلى تعليق الحكم على الليل و النهار لا على التفريط و عدمه فحمل ذلك على التفريط و عدمه خلاف مدلول اللفظ»[10] .
)و روی( محمّد بن قیس عن أبي جعفر؟ع؟ )في بعیر بین أربعة عقله أحدهم فوقع في بئر فانکسر: أنّ علی الشرکاء( ضمان )حصّته لأنّه حفظ و ضیّعوا، روی ذلك( أبو جعفر؟ع؟ )عن أمیرالمؤمنین؟ع؟( و هو مشکل علی إطلاقه فإنّ مجرّد وقوعه أعمّ من تفریطهم فیه بل من تفریط العاقل و من ثمّ أوردها المصنّف کغیره بلفظ الروایة و یمکن حملها علی ما لو عقله و سلّمه إلیهم ففرّطوا أو نحو ذلك و الأقوی ضمان المفرّط منهم دون غیره و الروایة حکایة في واقعة محتملة للتأویل.
شارح؟ره؟ در پایان میفرمایند: در هر صورت به نظر میرسد نظریّه متأخّرین صحیح بوده و معیار و ملاک در ضمان و عدم ضمان، وجود تفریط و عدم آن میباشد. بنابراین هرگاه صاحب حیوان در نگهداری آن کوتاهی کند، ضامن خسارت است و اگر هیچگونه تقصیری نداشته باشد، ضامن نخواهد بود و این حکم اختصاصی به شب یا روز ندارد، بلکه در هر دو زمان جاری است.
)و روی(
فرع هشتم
بیان شد ملاک و مناط در ثبوت ضمانت و عدم آن، وجود تفریط و عدم آن میباشد ولی با این وجود روایتی از امام باقر؟ع؟ وارد شده است که امام علی؟ع؟ در مورد شتری که میان چهار نفر مشترک بوده و یکی از آنان شتر را بسته و عقال کرده بود و سپس شتر در چاه افتاد و پایش شکست، سه شریک دیگر را ضامن سهم او قرار داده است[11] زیرا آن شخص وظیفه خود را در حفظ شتر انجام داده ولی دیگران در نگهداری آن کوتاهی کردهاند، با اینکه صرف سقوط شتر در چاه، دلیل بر تقصیر سایر شرکاء نیست، بلکه ممکن است عوامل مختلفی مانند کوتاهی سایر شرکاء، یا کوتاهی همان شریکی که شتر را بسته است و یا حتّی وقوع یک حادثه غیر قابل پیشبینی که هیچ یک در آن تقصیری نداشته باشند، سبب این حادثه شده باشد؛ لذا بسیاری از فقهاء مانند مصنّف؟ره؟ این روایت را بدون هیچ تحلیلی نقل نمودهاند[12] و بعضی هم مانند شارح؟ره؟ درصدد توجیه و توضیح آن بر میآیند تا با قاعده مذکور در باب ضمان ناسازگار نباشد.
شارح؟ره؟ در این زمینه میفرمایند: ممکن است مورد روایت در فرضی باشد که آن شریک، شتر را به درستی بسته و آن را برای نگهداری به سایر شرکاء سپرده است ولی آنان در مراقبت از شتر کوتاهی کرده و شتر در چاه افتاده و آسیب دیده است. در این صورت، ضمان سایر شرکاء کاملا قابل توجیه خواهد بود زیرا تلف مال، نتیجه تفریط آنها بوده است.
ایشان در پایان میفرمایند: ضمان تنها بر عهده کسی است که در نگهداری مال مشترک تقصیر و تفریط کرده است نه همه شرکاء. بنابراین اگر همه شرکاء در نگهداری کوتاهی کرده باشند، همگی ضامناند و اگر فقط برخی از آنان مقصّر باشند، تنها همان افراد ضامن خواهند بود ولی اگر هیچ کس مرتکب تفریط نشده باشد، ضمانی ثابت نیست.
خلاصه آنکه این روایت درصدد حکایت از یک واقعه خارجی است لذا احتمالهای مختلفی در آن وجود دارد و بدون توجّه به قرآئن نمیتوان از آن یک حکم کلّی و مطلق استخراج کرد. از این رو، باید آن را بر فرضی حمل کرد که ضمان با وجود تفریط سازگار باشد.
)و ليكن هذا آخر اللمعة و لم نذكر سوى المهمّ( من الأحكام )وهو المشهور بين الأصحاب( هذا بحسب الغالب وإلّا فقد عرفت أنّه ذكر أقوالا نادرة غير مشهورة و فروعا غير مذكورة.
)و الباعث عليه( أي على المذكور المدلول عليه بالفعل أو على تصنيف الكتاب وإن كان اسمه مؤنّثا )اقتضاء( أي طلب )بعض الطلّاب( وقد تقدّم بيانه )نفعه الله وإيّانا به( و جميع المؤمنين و نفع بشرحه كما نفع بأصله بحقّ الحقّ و أهله )و الحمد لله وحده و صلاته على سيّدنا محمّد النبيّ و عترته المعصومين الذين أذهب الله عنهم الرجس وطهّرهم تطهيرا(.
هذا آخر كلام المصنّف -قدّساللهروحه- و نحن نحمد الله تعالى على توفيقه و تسهيله لتأليف هذا التعليق و نسأله من فضله و كرمه أن يجعله خالصا لوجهه الكريم موجبا لثوابه الجسيم و أن يغفر لنا ما قصرنا فيه من اجتهاد أو وقع فيه من خلل في إيراد إنّه هو الغفور الرحيم.
و فرغ من تسويده مؤلّفه الفقير إلى عفو الله ورحمته «زين الدين بن عليّ بن أحمد الشامي العاملي» -عامله الله تعالى بفضله و نعمه و عفى عن سيّئاته و زلّاته بجوده و كرمه- على ضيق المجال و تراكم الأهوال الموجبة لتشويش البال خاتمة ليلة السبت و هي الحادية و العشرون من شهر جمادى الأولى سنة سبع و خمسين و تسعمائة من الهجرة النبويّة حامدا مصلّيا مسلّما. اللّهم صلّ على محمّد و آل محمّد و اختم بخیر یا کریم.
خاتمة
مصنّف؟ره؟ در پایان کتاب میفرمایند: «این، پایان کتاب اللمعة است. در این کتاب تنها احکام مهمّ و مورد نیاز را بیان کردیم و مطالبی را آوردیم که در میان فقهای امامیه مشهور است».
شارح؟ره؟ مي فرمايند: «البته این سخن به صورت غالبی است زیرا همانگونه که در طول کتاب مشاهده شد، مؤلّف در برخی مسائل، اقوال غیرمشهور و نادر و نیز پارهای از فروع فقهی را نیز نقل کرده است».
مصنّف؟ره؟ در ادامه میفرمایند: «انگیزه نگارش این کتاب، درخواست یکی از شاگردان بوده است که از او خواسته بود مجموعهای مختصر و سودمند از مسائل فقهی فراهم آورد. از این رو این اثر را به نگارش درآورد و دعا میکند که خداوند آن شاگرد، خود او و همه مؤمنان را از برکات این کتاب بهرهمند سازد.
پس از آن، خداوند متعال را ستایش کرده و بر پیامبر اکرم حضرت محمّد؟ص؟ و خاندان پاک و معصوم ایشان؟عهم؟، که خداوند هرگونه پلیدی را از آنان دور ساخته و آنان را به پاکی کامل آراسته است، درود میفرستد».
شهید ثانی؟ره؟ نیز که شرح این کتاب را به پایان رسانده است، در خاتمه مینویسد:
«ما نیز خداوند متعال را بر توفیق و آسان شدن نگارش این شرح سپاس میگوییم و از فضل و کرم او درخواست میکنیم که این تلاش را خالصانه برای رضای خود قرار دهد، آن را سبب پاداش فراوان گرداند و کوتاهیها، لغزشها و کاستیهایی را که در این شرح از ما سر زده است، به لطف و رحمت خویش مورد آمرزش قرار دهد زیرا او آمرزنده و مهربان است».
سپس خود را چنین معرّفی میکند:
«این شرح را بندۀ نیازمند به عفو و رحمت الهی، زین الدین بن علی بن احمد شامی عاملی، به پایان رساند. از خداوند میخواهد که با فضل و نعمت خویش با او رفتار کند و لغزشها و خطاهایش را به کرم و بخشش خود ببخشاید». وی همچنین یادآور میشود که این اثر را با وجود تنگناهای فراوان، دشواریهای روزگار و شرایط سختی که موجب پریشانی خاطر بود، به پایان رسانده است.
سرانجام بیان میکند که نگارش نهایی این شرح، در شب شنبه، بیست و یکم جمادی الأولی سال ۹۵۷ هجری قمری به پایان رسید؛ درحالیکه خداوند را سپاس میگفت و بر پیامبر اکرم؟ص؟ و خاندان پاکش؟عهم؟ درود میفرستاد.
در پایان نیز چنین دعا میکند:
«بارالها! بر محمّد و آل محمّد درود فرست و پایان کار ما را به خیر و سعادت قرار ده».