1405/05/05
بسم الله الرحمن الرحیم
مطلب چهارم: دیه جنایت بر حیوان «4»/فصل چهارم: توابع /کتاب الديات
موضوع: کتاب الديات/فصل چهارم: توابع /مطلب چهارم: دیه جنایت بر حیوان «4»
)و في کلب الغنم کبش( و هو ما یطلق علیه اسمه لعدم تحدید سنّه شرعا و لا لغة؛ لروایة أبي بصیر عن أحدهما؟عهما؟ )و قیل( و القائل الشیخان و إبن أدریس و جماعة: في قتله )عشرون درهما( لروایة ابن فضّال عن بعض أصحابه عن أبي عبداللّه؟ع؟ و هی ضعیفة مرسلة و العجب من إبن إدریس المانع من خبر الواحد مطلقا کیف یذهب هنا إلی ذلك لکن لعلّه استند إلی ما توهّمه من الإجماع لا إلی الروایة.
و في قول ثالث: إنّ الواجب فیه القیمة کما مرّ.
)و في کلب الغنم کبش(
2) سگ گلّه را تلف نماید؛ در این صورت سه نظریّه وجود دارد:
بعضی از فقهاء مانند مصنّف؟ره؟ قائل به ثبوت یک گوسفند نر و قوچ هستند و در این مورد سنّ خاصّی ملاک نمیباشد، بلکه صدق اسم آن کفایت میکند چون در لغت و همچنین در شرع سنّ خاصّی برای آن وارد نشده است. دلیل آنها بر این مطلب روایت ابو بصیر از امام باقر یا امام صادق[1] ؟عهما؟ میباشد.
بسیاری از فقهاء مانند شیخ طوسی[2] ، شیخ مفید[3] و ابن ادریس[4] ؟رهم؟ قائل به ثبوت بیست درهم میباشند.[5] دلیل آنها بر این حکم روایتی است که ابن فضّال[6] به صورت مرسله از امام صادق؟ع؟[7] نقل نموده است[8] لذا شارح؟ره؟ میفرمایند: «و العجب من إبن إدریس المانع من خبر الواحد مطلقا کیف یذهب هنا إلی ذلك لکن لعلّه استند إلی ما توهّمه من الإجماع لا إلی الروایة».
بعضی دیگر قائل به ثبوت قیمت آن بر عهده جانی میباشند و ظاهرا دلیل آنها بر این حکم قاعده کلّیّه در امور قیمی میباشد که در صورت تلف، قیمت آن بر عهده جانی ثابت خواهد شد.[9]
)و في کلب الحائط( و هو البستان أو ما في معناه )عشرون درهما( علی المشهور و لم نقف علی مستنده فالقول بالقیمة أجود.
)و في کلب الزرع قَفِیْز من طعام( و هو في روایة أبي بصیر المتقدّمة و خصّه بعض الأصحاب بالحِنْطة و هو حسن.
)و في کلب الحائط(
3) سگ نگهبان باغ و مانند آن را تلف نماید؛ در این صورت مطابق مشهور بیست درهم بر عهده جانی ثابت میگردد ولی شارح؟ره؟ در ما نحن فیه میفرمایند: «و لم نقف علی مستنده فالقول بالقیمة أجود». یعنی چون دلیلی بر ثبوت حکم مذکور وجود ندارد، مطابق قاعده در قیمیات، قیمت آن بر عهده جانی ثابت خواهد شد.[10]
)و في کلب الزرع قَفِیْز(
4) سگ مزرعه را تلف نماید؛ مصنّف؟ره؟ در ما نحن فیه میفرمایند: «قَفِیْز من طعام» و شارح؟ره؟ میفرمایند: «و هو في روایة أبي بصیر المتقدّمة». البته در روایت مذکور «جَرِیْب من بُرٍّ»[11] . یعنی یک هکتار از گندم آمده است لذا صاحب جواهر؟ره؟ میفرمایند: «و علی کلّ حال فلم نعرف مستنده و إن قیل: إنّه خبر أبي بصیر السابق لکن قد سمعت ما فیه من الجریب لا القفیز ...»[12] .
شارح؟ره؟ در پایان میفرمایند: بعضی از فقهاء حکم مذکور را اختصاص به گندم دادهاند[13] ، نه مطلق طعام و این امر نیکو است چون در روایت مذکور از عنوان «بُرّ» استفاده شده است و اثبات آن در مورد مطلق طعام دلیلی ندارد.