« فهرست دروس
درس فقه معاصر استاد حمیدرضا آلوستانی
کتاب الدیات

1405/01/17

بسم الله الرحمن الرحیم

مطلب اوّل:‌ احکام جراحات سر و صورت «16»/فصل سوّم: دیه جراحات /کتاب الدیات

 

موضوع: کتاب الدیات/فصل سوّم: دیه جراحات /مطلب اوّل:‌ احکام جراحات سر و صورت «16»

 

(و المأمومة: و هی التي تبلغ أمّ الرأس أعني الخریطة التي تجمع الدِّماغ) بکسر الدالّ و لا تفتقها (و فیها ثلاثة و ثلاثون بعیرا) علی ما دلّت علیه صحیحة الحلبي و غیره و في کثیر من الأخبار و منها صحیحة معاویة بن وهب فیها ثلث الدیة فیزید ثلث بعیر و ربما جمع بینها بأنّ المراد بالثلث ما أسقط من الثلث

(و المأمومة)

بیان عنوان هشتم: مأمومه

مأمومه هشتمین مرحله از مراحل شجاج بوده و به معنای جراحتی است که باعث شکستن استخوان کاسه سر شده و به کیسه مغز می‌رسد ولی باعث پاره شدن آن نمی‌شود لذا مصنّف در تعریف آن می‌فرمایند: «و المأمومة: و هی التي تبلغ أمّ الرأس أعني الخریطة التي تجمع الدِّماغ» و شارح ذیل آن می‌فرمایند: «لا تَفْتُقُها». مرحوم محقّق نیز در شرایع به همین بیان جراحت مأمومه را تعریف کرده است. قانون‌گذار نیز در بند ح از مادّه ۷۰۹ در تعریف آن می‌فرماید: «مأمومه: جراحتی که به کیسه مغز برسد ...».

در مورد میزان و مقدار جراحت مأمومه دو نظریّه وجود دارد:

بعضی از فقهاء مانند مرحوم شهید اوّل در ما نحن فیه، محقّق در شرایع، شیخ مفید در مقنعه[1] ، شیخ در نهایه[2] ، ابن ادریس در سرائر[3] ، ابن سعید حلّی در جامع[4] و علّامه در تحریر[5] قائل به ثبوت ۳۳ شتر (ثلاث و ثلاثون من الإبل) می‌باشند. در مورد این نظریّه روایات متعدّدی نیز وارد شده است لذا شارح در مسالک بعد از اسناد این نظریّه به جماعتی از فقهاء در مقام تعلیل بر آن می‌فرمایند: «تبعا للنصوص الواردة بذلک کصحیحة الحلبي عن أبي عبداللّه(ع) قال: «في الموضحة خمس من الإبل - إلی قوله - و المأمومة ثلاث و ثلاثون من الإبل» و روایة زرارة عنه(ع) قال: «و في المأمومة ثلاث و ثلاثون من الإبل» »[6] و در ما نحن فیه ذیل بیان مصنّف می‌فرمایند: «دلّت علیه صحیحة الحلبي و غیره»؛

در مقابل بعضی از فقهاء مانند مرحوم شهید ثانی، شیخ صدوق در مقنع[7] ، أبو الصلاح حلبی در کافی[8] ، شیخ در مبسوط[9] ، سلّار در مراسم[10] ، ابن زهره در غنیه[11] و علّامه در قواعد[12] قائل به ثبوت ثلث دیه می‌باشند یعنی ۳۳ شتر و ثلث یک شتر (ثلاثة و ثلاثون بعیرا و ثلث بعیر). در مورد این نظریّه نیز روایات متعدّدی وارد شده است لذا شارح در مسالک در ادامه عبارت گذشته بعد از اسناد این نظریّه به بعضی از اصحاب در مقام تعلیل بر آن می‌فرمایند: «لإطلاق روایات کثیرة بوجوب الثلث لها المقتضي لزیادة الثلث کصحیحة معاویة بن وهب قال: «سألت أبا عبد اللّه(ع) عن الشجّة المأمومة فقال: ثلث الدیة و الشجّة الجائفة ثلث الدیة» و مثلها روایة زید الشحّام و روایة مسمع بن عبد الملک عنه(ع)»[13] و در ما نحن فیه می‌فرمایند: «و في کثیر من الأخبار و منها صحیحة معاویة بن وهب فیها ثلث الدیة فیزید ثلث بعیر و ربما جمع بینها بأنّ المراد بالثلث ما أسقط من الثلث».

 


[2] ایشان می‌فرمایند: «و فیها ثلث الدیة ثلاث و ثلاثون بعیرا ...» النهایة في مجرّد الفقه و الفتاوی، ص775.
[4] ایشان می‌فرمایند: «و فیها ثلاثة و ثلاثون بعیرا ...» الجامع للشرائع، ص600.
[7] ایشان می‌فرمایند: «و في المأمومة ثلث الدیة» المقنع، ص512.
[9] ایشان می‌فرمایند: «ثلث الدیة بلاخلاف» المبسوط في فقه الإمامیة، ج7، ص122.
[12] ایشان می‌فرمایند: «و فیها ثلث الدیة ثلاثة و ثلاثون بعیرا و ثلث بعیر» قواعد الأحکام، ج3، ص690.
logo