« فهرست دروس
درس فقه معاصر استاد حمیدرضا آلوستانی
کتاب الدیات

1404/09/30

بسم الله الرحمن الرحیم

مسأله هفتم: دیه ریزش ادرار «4»/فصل دوم: میزان و مقدار دیه - دیه منافع/کتاب الديات

 

موضوع: کتاب الديات/فصل دوم: میزان و مقدار دیه - دیه منافع/مسأله هفتم: دیه ریزش ادرار «4»

 

و هو ضعیف لکنّها مناسبة لما یستلزمه من فوات المنفعة المتّحدة.

مستند نظریّه دوّم یعنی تفصیل مشهور در بین فقهاء از قدیم روایتی است که صاحب وسائل از تهذیب مرحوم شیخ[1] و من لا یحضره الفقیه مرحوم صدوق از صالح بن عُقْبه از اسحاق بن عمّار و مرحوم کلینی در الکافی از محمّد بن یحیی[2] از امام صادق(ع) نقل نموده است و آن این‌که: «سأله رجل و أنا عنده عن رجل ضرب رجلا فقطع بوله فقال له: «إن کان البول یمرّ إلی اللیل فعلیه الدیة لأنّه قد منعه المعیشةَ و إن کان إلی آخر النهار فعلیه الدیة و إن کان إلی نصف النهار فعلیه ثلثا الدیة و إن کان إلی إرتفاع النهار فعلیه ثلث الدیة» » لذا شارح در ما نحن فیه در این زمینه می‌فرمایند: «و مستند التفصیل روایة إسحاق بن عمّار عن الصادق(ع) ...» و همچنین در مسالک الأفهام می‌فرمایند: «و القول بالتفصیل إلی اللیل و غیره للشیخ في النهایة و أتباعه و إبن إدریس، إستنادا إلی روایة صالح بن عقبة، عن إسحاق بن عمّار، عن أبي عبداللّه(ع) ...»[3] .

البته روایت مذکور در من لا یحضره الفقیه به این صورت نقل شده است: «سأل رجل أبا عبداللّه(ع) و أنا حاضر عن رجل ضرب رجلا فلم ینقطع بوله قال: «إن کان البول یمرّ إلی اللیل فعلیه الدیة و إن کان إلی نصف النهار فعلیه ثلثا الدیة و إن کان إلی إرتفاع النهار فعلیه ثلث الدیة» ».[4]

و امّا در مورد نظریّه سوّم، همان‌طور که بعضی از فقهاء تصریح نموده‌اند نه قائلی برای آن وجود دارد و نه مستندی و نهایتا در بعضی از کتب علّامه نقل شده است. بنابراین نظریّه‌ای قابل اعتناء نبوده و باعث معارضه با نظریّه دوّم که مانند این نظریّه، قائل به تفصیل بود، نمی‌شود لذا سیّد طباطبایی در ریاض المسائل بعد از نقل این نظریّه می‌فرمایند: «و لم أعرف قائله و لا مستنده و به صرّح جماعة»[5] و فاضل مقداد در التنقیح می‌فرمایند: «ذکر العلّامة في القواعد إن دام إلی اللیل فالدیة و إلی الظهر فالنصف و إلی ضحوة فالثلث و لم نقف علی روایة تدلّ علی النصف فهو أعلم بما قال»[6] .

نقد و بررسی ادلّه

تمام ادلّه مذکور برای نظریّه اوّل مورد مناقشه قرار گرفته است.

در مورد دلیل اوّل گفته شده است: همان‌طور که در گذشته بیان شد، روایات عامّه مربوط به اعضاء بوده و شامل منافع نمی‌شوند لذا صاحب جواهر فرموده بودند: «للقاعدة التي مضی البحث فیها»[7] . البته همان‌طور که مکرّر بیان گردید، این ایراد وارد نبوده و روایات عامّه در ما نحن فیه یعنی زوال منافع نیز قابل استناد می‌باشند و وجهی برای اختصاص آن‌ها به اعضاء و جوارح وجود ندارد لذا صاحب ریاض بعد از بیان ضعف سندی روایات مذکور، می‌فرمایند: «و في القاعدة دلالة»[8] و ظاهرا شارح نیز با عبارت «لکنّها مناسبة لما یستلزمه من فوات المنفعة المتّحدة» در ما نحن فیه و عبارت «إلّا أنّ الروایة مناسبة، لما یترتّب علیه من فوات المنفعة المتّحدة»[9] در مسالک درصدد بیان همین مطلب می‌باشند.

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo