« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد میرزا محمدحسین احمدی‌فقیه‌یزدی

1405/06/28

بسم الله الرحمن الرحیم

حجیت اتفاق اهل فن در احراز معنا/حجیت اتفاق اهل فن /حجیت

 

موضوع: حجیت/حجیت اتفاق اهل فن /حجیت اتفاق اهل فن در احراز معنا

 

«این متن توسط هوش مصنوعی پیاده‌سازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.»

 

طرح مسئله حجیت اتفاق و تمایز آن با اجماع مصطلح

امروز به سبب اطاله‌ی کلام در مباحث پیشین و به‌منظور جلوگیری از نقص در مباحث، ناگزیر شدیم به وعده‌ای که در باب اصول داده بودیم وفا کنیم. مسئله‌ی بسیار ارزنده‌ای که باید بدان ورود کرده و حجیت آن را بپذیریم، حجیت مواردی است که اجماع یا شهرت برای ما تعیین می‌کند؛ یا تعبیر دیگری که بزرگان از آن به «اتفاق» یاد کرده و می‌فرمایند اتفاق علما بر این امر قائم است. این بحثی بسیار مبسوط و دامنه‌دار است؛ از این حیث که آیا می‌توان این مسئله را در جایگاه سیاق، استثنا و دیگر حججِ مورد بحث پیشین نشاند و آن تأیید و تفسیری را که اجماع یا اتفاق علما می‌پذیرد، معتبر دانست؟ تلقی ما از این مسئله متمایز از نگرش رایج در باب اجماع است که کشف از حضور یا تأیید معصوم علیه‌السلام می‌کند و فی‌الواقع به سنت بازمی‌گردد؛ آن اجماعی که حجیتش ناشی از اعتبار سنت است، نظیر اجماع تشرّفی، یا اجماع سکوتیِ خاصی که موجب یقین می‌شود و به همان اقسام معهود برمی‌گردد—اقسامی که نخبگان نیز ذکر فرموده‌اند [1] و ان‌شاءالله در جلسه‌ای بدان‌ها خواهیم پرداخت—در آن موارد، آری، اجماع منعقد است و حجیتش از همین جهت است. لیکن در فرضی که هیچ‌یک از این موارد محقق نباشد، ما این سنخ از اجماع را از آن اقسامِ پیش‌گفته تفکیک نموده‌ایم.

تبیین حجیت اتفاق اهل فن بر مبنای حجة المعانی

آن‌چه خوانده‌اید و مشاهده کرده‌اید و بیانات مذکور، همگی در پی ارجاع به سنت است، اما در این مقام در پی ارجاع مسئله به سنت نیستیم؛ بلکه بر آنیم حجیتی برای آن قائل شویم، نظیر حجة المعانی که در دیگر مواضع، چون به مرتبه‌ی حجیت می‌رسید، مورد پذیرش قرار می‌گرفت. در این‌جا نیز اگر اتفاق نظر علمی، کارشناسی و اجماعِ اهل فن حاصل آید، قائل به حجیت ذاتی و دقیق آن شویم. این مبحثی بسیار راه‌گشاست که به واسطه‌ی آن می‌توان بسیاری از مسائلی را که در مواضع دیگر به‌طور کامل حل‌وفصل نشده بود، مرتفع ساخت؛ جایگاهی بس استوار است و باید حجیت آن را به غایت جدی انگاشت.

 

به عنوان مثال، در قضایای حقوقی که به قوه‌ی قضائیه ارجاع می‌شود، قاضی دستور کارشناسی صادر می‌کند و پس از وصول نظریه‌ی کارشناس، بر مبنای آن حکم صادر می‌نماید؛ امری که عرفاً متداول است. در حقیقت، کارشناسْ تحقق آن معنا را تأیید می‌کند و با اتفاق نظرِ مثلاً دو یا سه تن از اهل خبره، تحقق معنا احراز می‌گردد و مترتب ساختن آثار معنا لازم می‌آید و قاضی نیز بر اساس آن حکم می‌نماید. بنابر این، اتفاق یا اجماع اهل خبره در یک فن، یا دست‌کم اعلام نظر کارشناسیِ آنان و پذیرش آن تا بدین‌جا، دلالت بر تحقق معنا دارد؛ و پس از تحقق، نمی‌توان بدون دلیل آن را مردود دانست، چرا که آن معنا اثر خود را بر جای گذاشته است.

 

از سروران گرامی تقاضا دارم در این مباحث که نقش کارگشا در مباحث فقهیِ مترتب بر این اصول دارند، جدیت به خرج دهند و چنان‌چه اشکال یا ایرادی مطرح است، در همین‌جا بیان فرمایند تا پاسخ داده شود. مدعای بنده بر محور «تحقق المعنی» استوار است. تحقق معنا همانند مواردی است که در حجة المعانی ذکر شد؛ زمانی که معنا محقق گردید، قیاساتها معها است؛ یعنی چون معنا محقق شد، جمیع آثار بر آن مترتب می‌گردد. در مواردی نیز که معنا از طریق اتفاق نظر یا اجماع اهل فن احراز گردد، برای ما افاده‌ی یقین می‌کند و طریقی جز این وجود ندارد؛ طریق صواب نیز همانا اتفاق نظر مجموعه‌ی اهل فن است و ما صرفِ این جنبه‌ی عرفی را وافی به مقصود می‌دانیم و همین امر، حجت واقع می‌گردد.

 

کما این‌که عرض شد، این مبحث متمایز از آن اجماعات و اتفاقاتی است که در دیگر ابواب مطرح است؛ هرچند با آن‌ها نیز بی‌ارتباط نیست و با نگریستن از این حیث، آن موارد نیز مندرج در این بحث خواهند شد، لیکن محور کلام در این‌جا پیرامون معنا و حجة المعنی است. پس همان‌گونه که بیان شد سیاق المعنی دارای اثر واقعی و حجیت حقیقی است، در این مقام نیز حجیتِ ذاتیِ معنا اثرگذار است، اما از طریق اتفاق نظر اهل خبره و اهل نظری که این رأی را صادر نموده‌اند، و همین مقدار کفایت می‌نماید. تعریفی که ارائه می‌دهیم چنین است—و چنان‌چه شایسته دانستید، آن را تنقیح و تکمیل فرمایید—: هر آن‌چه مؤمنان، توده‌ی مردم و اشخاص مورد اعتماد در زیست متعارف بشری بدان گرایش داشته، آن را لحاظ کرده، بدان التفات دارند و چنین معنایی را بر اساس عرفی بودنِ آن می‌پذیرند، برای انتزاع حجیت کفایت می‌کند و بر این اساس می‌توان گفت که حجة المعنی در این‌جا صادق بوده و مجزی است.

نقش عرف در تشخیص تحقق معنا و توسعه دیدگاه محقق اصفهانی

بنده بر این امر تأکید جدی دارم؛ زیرا مگر قوام حیات اجتماعی مردم جز بر این مبنا انتظام می‌یابد؟ قوام زیست بشر بر همین بنیان استوار است؛ بدان معنا که فهم عرفی مردم چنین اقتضا می‌کند. هر امری که در نگرش‌های متعارف بشری—فارغ از لجاجت، کینه و امثال آن، بلکه به مقتضای طبع سالم انسانی—پذیرفته شود، معنای آن محقق و عرفی تلقی می‌گردد. اساساً این‌که در حوزه‌های علمیه و محافل فقهی مکرراً سخن از تمسک به عرف به میان می‌آید، مؤید همین مدعاست. چنان‌که محقق بزرگوار، مرحوم آقا شیخ محمدحسین اصفهانی می‌فرمایند [2] ما در چند موضع ناگزیر از رجوع به عرف هستیم: نخست، در قلمرو لغت و فقه اللغه که امری مبرهن است؛ دوم، در تشخیص تناسب میان حکم و موضوع؛ یعنی حکمی که از جانب شارع صادر می‌گردد باید متناسب با موضوع باشد و مرجع تشخیص آن، عرف است و ملاک، ملاک عرفی است. ما کلام ایشان را به عنوان شقّ سوم توسعه داده و آن را در «تشخیص تحقق المعنی» به کار می‌بندیم؛ بدین نحو که احراز تحقق و تعیین معنا به کارشناس و عرف ارجاع می‌شود، چرا که کارشناس نیز خود مصداقی از عرفِ خاص و خبره است، و این مقدار برای ترتب جمیع آثار کفایت می‌کند.

جمع‌بندی بحث و استشهاد به سیره مؤمنان

حاصل آن‌که امروز این نکته افزوده شد که هرگاه اهل خبره در موضوعی که در آن واجد اهلیت هستند به اتفاق نظر برسند، نباید آن را به مباحث مطروحه نزد سلفیه و اهل سنت تسری داد؛ ساحت بحث ما از آن کاملاً متمایز است. چه بسیار مسائلی که فی‌نفسه صحیح است لیکن مورد سوءاستفاده دیگران واقع می‌شود؛ روشن است که در تمامی مسلمات و بدیهیات نیز امکان سوءتعبیر و بهره‌برداری نادرست وجود دارد که باید آن را نادیده انگاشت، چرا که فاقد حجیت ذاتی و امری تصنعی است. در این مقام، پیگیری و پذیرش ما مبتنی بر نفس‌الامر و واقع است. شایسته است این مبحث را بدین‌جا ختم کنیم که از انبوه آیات و روایاتی که در باب تمسک به سیره‌ی مؤمنان و عدم خروج از جماعت و جرگه‌ی اهل ایمان وارد شده[3] ، چنین مستفاد می‌گردد که انسان نباید خود را از سیره‌ی مؤمنان جدا سازد و آن‌چه را همگان پذیرفته و در متن زندگی خویش قرار داده‌اند، باید بدان عمل شود. چه‌بسا نتیجه‌ی این نصوص نیز مؤید همین تحقق المعنایی باشد که به حسب کارشناسی عرفی شکل می‌گیرد و مقتضی عمل بر همان اساس است.

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo