1405/01/19
بسم الله الرحمن الرحیم
قاعده عهد ذهنی به عنوان راهکاری کلیدی برای حل تعارض ادله/حجية ظواهر الألفاظ /الأمارات
موضوع: الأمارات/حجية ظواهر الألفاظ /قاعده عهد ذهنی به عنوان راهکاری کلیدی برای حل تعارض ادله
طرح مسئله و تعارض ادله
بحث بر این بود که اگر ادله با هم اِءءء تنافی داشت و برابر هم قرار گرفتند دو دلیل و ما در این صورت چه وظیفهای داریم چطور مطلب را کامل کنیم. عرایضی در چند جلسه قبل صحبت کردیم که چطور بین ادله میشود توافقی ایجاد کرد با اینکه تباین دارند و صراحتاً دو دلیل طوری است که یکدیگر را نفی میکنند. یک بحثی ما امروز اضافه میکنیم بحث مهمی هست و این خیلی از موارد در فهم مطالبی که باید از شارع مقدس به دست بیاوریم و استفاده کنیم و خصوصاً در این مواردی که چنین دو تا دلیل نتوانست حکم برای ما کافی باشد و طوری با هم مقابله دارند که ترجیحی بین اون دو تا نتوانستیم قرار بدیم و راههای دیگری که توضیح داده شد در جلسات قبل اون راهها هم مثلاً چندان نتوانستیم مبانیاش را و ادلهاش را پیدا بکنیم و محکمش کنیم.
تبیین مفهوم عهد ذهنی و عهد ذکری
اما این بحثی که امروز ذکر میکنم خیلی در جاهای مختلف میتوانند عزیزان تجربه کنند و برنامهریزی کنند ببینند چقدر حاکمیت داره و چقدر میتونه نتیجه داشته باشه. و اون عهد، عهد ذهنی. یه وقت عهد ذکریه که با ذکر کلامه خب این ارتباط هر کلامی را با عهد ذکری قبل از کلام میسنجیم و مطلب تقریباً خیلی زود به ذهن میرسد و خیلی زود نتیجه میگیریم چون قبل از اون معینه و ذکر شده و این مثل این است که عطف شده باشه به یک چیز مذکوری و ذکر شدهای قهراً نتیجهبخش هست. اما اینجا که نه، جنبه ذکری در کار نیست چون اگر یک عهد ذکری بود و یه کلام قبلی داشت که میتوانستیم با اون قضیه را حل کنیم دیگه نوبت به اینکه دو تا دلیل را بعد از بررسی میگیم نمیشود هیچ کدام را بر دیگری ترجیح داد این ترجیحش همان ذکر میشد عهد ذکری که مطلب روشنه و هر چه بخواهیم اینجا بحث کنیم موارد زیادی از این مورد داریم که خب روشن میشود و عزیزان میتوانید مقایسه کنید مواردش را.
تعریف عهد ذهنی و کاربرد آن در حل تعارض
اما در اینجا عهد ذهنی ذکر میکنیم. عهد ذهنی یعنی قبلش هیچی ذکر نشده در کلام. تو کلام موردی نیامده تا اینکه ما به واسطه اون عهد ذکری بخواهیم مطلب را متـ... ولی یک عهد ذهنی داره که اینا در بیانات آقایون مختلف آمده است میگن مذکورات ذهن مثلاً. در ذهن مذکوره. یا تعبیرهای دیگری که تراکم ظنون مثلاً که ما اینا به عنوان عهد ذهنی حساب کردیم که مرحوم آیتاللهالعظمی آقای بهجت خیلی اهمیت میدادند در بین بحثهاشون و حقم همینه ایشون میفرمودند بسیاری از جاها تراکم ظنون میشه. این تراکم ظنون را من بردم روی عهد ذهنی و در مباحثی سابقاً بحثش را کردم اما اینجا امروز به تناسب اینکه دو دلیل چطور برابر هم قرار میگیرد ما حلش کنیم این عهد ذهنیه که خیلی کمک کار هست
شواهد و مستندات قرآنی عهد ذهنی
و بسیاری از آیات شریفه قرآن را وقتی میبینیم به صراحت میبینیم درش همون مسئله عهد ذهنی در ذهن... نیست چیزی قبلش ذکر نشده ولی اشاره به عهد ذهنی هست مثلاً یکی از آیاتی که خیلی استدلال بهش شده است و تقریباً رایج هست ﴿إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِکه﴾ در سوره فتح آیه ۱۸. این میبینید این فقط به همون عهد ذهنی اتکا شده و با عهد ذهنی مسئله حله و وقتی هم ملاحظه میکنید به اون کتب مختلف تفسیری و غیره میبینید همهشون تقریباً در این مورد از مواردی میدانند که با عهد ذهنه که با همون عهد ذهنی که در ذهن طرف اونچه هست این حمل بر اون میشه. یا آیه مشهور که همه باهاش استدلال هم کردید ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ﴾ خود این آیه که در سوره بقره آیه ۱۸۳ هست واقعاً جز اونچه که بر علم دلالت داره یعنی در واقع دلالت به عهد ذهنی میکنه حالا گاهی جاها با یه الف و لامه که ما الف و لام را الف و لام عهد ذهنی هم میگیم الف و لام برای معرفه هم تعریف میگیم الف، الف و لام تعریفی هست. اینا با الف و لام اشاره به همون عهد ذهنی میشد. گاهی نه اصلاً کل بیان کل جمله، جمله را وقتی نگاه میکنید مستقیماً برمیگرده به عهد ذهنی. حالا همین ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ﴾ اون ﴿كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ﴾ تاکید بر مطلبه ولی اصلش صیام، کی این صیام را اون عهد ذهنی هست که صیام را معین میکنه و روزه یعنی چی. این عهد ذهنی هست. با عهد ذهنی داره ﴿كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ﴾ را به اون معنا داره بیان میکنه و تقریباً انسان قدر مسلمی که در ذهنش هست به همون حمل میکنه. این بسیاری از جاها استدلال بر این میشود که عهد ذهنی... که قبلاً هست دلیل برمیگرده به اون عهد ذهنی و اون عهد ذهنی تبیین میکنه و بیان میکنه مطلب را. کاربردش هم خیلی در جاهای مختلف این عهد ذهنی فراوان دارید و میتوانید به اون استناد کنید. فرض بگیرید از آیه شریفه میگه ﴿وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا﴾ در سوره اسراء آیه ۲۷ این مطلب را ذکر فرموده. خب این جز عهد ذهنی که همه ما میدانیم... که اونچه که در بین مسائل هست شیطان که همون ابلیسه با اون خصوصیات که داره این شیطان به اون ذکر میشه. البته بعضیها که ذکر کردن که ابلیس ابو الشیاطینه یعنی شیطان مطلق که گفته میشود به ابو الشیاطین که ابلیس به نامه. امروز هم ما چیزی که اصطلاحی که امام ذکر فرمودند که شیطان بزرگ تا میگن امروز تا کلمه شیطان بزرگ گفته میشود یه عهد ذهنی برای همه مردم دنیا تقریباً مسلم شده که منظور آمریکاست که ابلیسه در واقع آمریکا ابلیسه به سایر شیاطینی که هستند و به عبارت دیگر اونا دستپروردههای این شیطان بزرگ هستند و این ابلیس که ابو الشیاطینه.
نمونههای کاربردی عهد ذهنی در عرف و زبان عامه
حالا این مطلب بدون اون که ما به کلامی بتوانیم بچسبانیم و به وسیله اون کلام بتوانیم آن را تبیین کنیم حالا میشه در بعضی جاها یه جنبه الف و لامی چیزی مواردی ذکر کرد که اونم برمیگرده به عهد ذهنی یا اشاره به اون ولی اگر نه خود جمله به طور کلی معلومه تا میگیم شیطان عهد ذهنی خودش داره و معنا روشنه که ما این را خیلی از جاها در این عهد ذهنی توجه میکنیم و قیمت بسیار زیادی داره. مثلاً اگر کسی گفت «اذهب الی البیت» وقتی میگن «اذهب الی البیت» بیت عهد ذهنی داره یعنی خانه خودت اونجایی که درش بودی خطر هست برگرد به منزلت «اذهب الی البیت» فوری معناش عهد ذهنی روشنی داره این برمیگرده به عهد ذهنی. و روزمره همه ماها بیشترین مواردی که محمل جملهها میبینیم فوری محمل این جملهها برمیگرده به عهد ذهنی که بنده برای حل این مسئله بعد از فکر زیادی که در این مورد داشتم به این نتیجه رسیدم که خیلی از کلمات ما چارهای نداریم با عهد ذهنی قضیه را حل کنیم. اگر دو دلیلی دیدیم در برابر هم است و نمیتوانیم اون دو به لحاظ منطوق اون دو دلیل یک جوری درستش کنیم و مطلب را بازش کنیم... اینجا باید متمسک بشویم به عهد ذهنی که اگر عهد ذهنی در کار باشه که هست که نوعاً مواردی را که ما دیگه قبول میکنیم قبول میکنیم به اون عهد ذهنی که اون عهد ذهنی ولو اینکه در کار در کلام هم لفظِ اَلْ یا کلمات دیگری حروفی چیزی نباشه ولی خود جمله بهطور کلی معلومه تا میگیم شیطان عهد ذهنی خودش داره و معنا روشنه که ما این را خیلی از جاها در این عهد ذهنی توجه میکنیم و قیمت بسیار زیادی داره. مثلاً اگر یک کسی گفت «اذهب الی البیت»...
قاعده حل تعارض ادله به واسطه حمل بر عهد ذهنی
بله، در بیان شارع وقتی تنافی بین دو تا دلیل دیدیم یکی از موازینی که میتواند این موازین را برای ما منـ... منتقل کنه به تبیین بیان عهد ذهنیه که ما در هر کلامی را باید ببینیم میشود به اون عهد ذهنی که شارع مقدس برای ما معین فرموده به اون عهد ذهنی حمل کنیم و مطلب برای ما صددرصد بشود و روشن بشه. بسیار بحث قشنگ و بحث مهمی است این عهد ذهنی. عرض کردم روزانه مرتب این در کلمات فرض بگیرید کسی در برابر تلویزیون نشسته در حرفهایی را گوش میکند از کسانی که سپاهی حرف میزنه یک عالمی روحانی حرف میزنه بسیاری از کلمات را به طور طبیعی ما به عهد ذهنی برمیگردانیم و تبیین کلام او با همون عهد ذهنی هست.
تحلیل واژه شیطان بر اساس مبنای عهد ذهنی
حالا اینا را مقایسهاش کنید در جاهای مختلف مثل همین مثال روشنی که من زدم راجع به شیطان این تقریباً هر جایی چیزی که مزاحم انسان باشه و انسان را از مسیر صحیح و درست منحرف کنه این تعبیر شیطان میشه. و تعبیر شیطان در این مورد برمیگرده به عهد ذهنی یعنی به کسی... تبیینش به اینه این چیزی که موجب انحراف ما شده یا تزیین شیطان میگیم ﴿وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ﴾ شیطان فوری به عهد ذهنی برمیگرده اون چیزی که انحرافدهنده انسانه بله، یکی خود ابلیسه که بسیاری از خصوصیاتش برمیگرده به ابلیس که ابو الشیاطینه ولی وقتی شیطان به عنوان منحرف و اون چیزی که مزاحم انسانه و انسان را از اون حق و حقیقت دور میکند و از تیرهای ما میگیم از تیرهای شیطانی به شما میرسه این از اون تیره، این تیر شیطانی این معلوم هست حتی اونجایی که مثلاً نگاه کردن مرد به زن با شهوت میگن از تیرهایی است که شیطان پرتاب میکند به این انسان این معلوم هست که داره اون عهد ذهنی را که انحرافاتی را که اون انسان پیدا میکنه این شیطان موجب انحراف میشه و این کار نگاه کردن به حرام به زن محرمه این گفتن از تیر هست که از شیطان به این انسان داره پرتاب میشه این مطلب همونه یعنی اون جنبه عهد ذهنی که برمیگرده به انحرافاتی که شیطان در برابر انسان قرار میده. بسیار کملهمننظیر موارد زیادی که میبینید با همون عهد ذهنی مراد را شارع مقدس بیان فرموده و ما به اون برمیگردیم پس ما این عهد ذهنی را باید خیلی با اهمیت بهش توجه بکنیم و دقت بکنیم.
انصراف واژه صادقین به مقام امامت و عصمت
خب وقتی که مثلاً «صادقین» به صدقِ هم میگن و صادقین را صادقین عهد ذهنی داره با عهد ذهنی این وقتی برمیگرده به صادقین یعنی اون کسی اون کسانی که در مقام برنامههاشون درست و با دقت جلو میروند و صادقند و صداقت نوعی تصور بنده این است که من بسیاری از جاها را در این صادقین را به امامت انسان برگرداندم که وقتی صادقین میگه به صادقین توجه بکنید میخواد بگه اون چیزی که امامت برای انسانی داره صادقه. صادقین باید وقتی ما به حضرت امام صادق ذکر میکنیم امام صادق یعنی این صدق ایشون و صادقیت امام ششم این امامت این مقام امامت ایشون متناسب با این است که ما فرمایشات ایشون را بپذیریم با این عهد ذهنی که صادق بودن به معنای مطابقت با واقع و اون امامت را فوری میاریم. «قال الصادق» فوری یعنی قال الامام. اگه گفتن قال الصادق بله یکی اسمه به عنوان اسم، اسم حضرت شده ولی نه، از اول چرا این اسم را برای اون حضرت قرار دادن؟ برای این قرار دادن که جنبه امامت اون حضرت معین باشه و عهد ذهنی برای اون جهته. و کسی که رئیس مذهب شیعه هست این تا میگیم فوری «قال الصادق» فوری امامت ایشون در ذهن میاد و عهد ذهنی برای اون صادق بودنشون جنبه مقام امامت ایشون هست و مقام عصمت در این امامت که مورد نظر هست با اون عهد ذهنی این ذکر میشه.
تطبیق قاعده عهد ذهنی در باب طهارت و وضو
یا در باب وضو شما میگین با آب وضو بگیرید. فوری آب اون آب مطلق به ذهن میرسه. یعنی عهد ذهنی اون آب مطلقه نه آب مضاف. فوری به طور طبیعی شما دنبال اون معنای عهد ذهنی میرود ذهنتون و نسبت به اون اگر حضرت رسول صلی الله علیه و آله که روایت داره که ان النبی توضأ بنبیذ و لم یقدر علی الماء این در وسائل الشیعه جلد اول وقتی اونجا نگاه کنید در باب طهارت و وضو صفحه تو ذهنم میاد ۲۰۲ این حدیث را میبینید. من اینو مثال زدم برای اون مواردی که اصلاً این معلوم هست که وضو اون آب مطلق را میگن و اون آبه. حالا «و لم یقدر علی الماء» چطور معنا بکنیم این وضو را پیغمبر با یک آب دیگری وضو گرفتند حالا با اینکه آب مطلق نبود این چطور معنا میکنید؟ این برمیگرونه به همون عهد ذهنی. بسیاری از این ادله میتوانیم با اون عهد ذهنی مطلب را تمامش کنیم و اینجا هم اگر ما بعضی از مواردی دیدیم دو دلیل برابر هم قرار گرفته و به لحاظ منطوق دو دلیل نمیتوانیم حلش کنیم برابر هم هستند برابر هم قرار گرفتند اینجا جایی است که ما باید برگردانیم به عهد ذهنی. انشاءالله این بحث را دقیقاً عزیزان برنامه داشته باشید و مثالهای مختلف را مباحثهاش بفرمایید و اگر مطلبی به نظر آقایون رسید که باید به من تذکر بدید تذکر بدید.