« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد میرزا محمدحسین احمدی‌فقیه‌یزدی

1404/11/20

بسم الله الرحمن الرحیم

جایگاه محوری و برترِ اجماع/حجية ظواهر الألفاظ /الأمارات

 

موضوع: الأمارات/حجية ظواهر الألفاظ /جایگاه محوری و برترِ اجماع

 

جایگاه اجماع در برابر سایر ادله و مبانی قدما

 

خب، ما دنباله بحثمون یک اشکال تقریباً ریشه‌داری، اشکال ریشه‌داری است که اکثر آقایون در این اشکال خب حرف‌هایی رد و بدل شده. اکثر موارد وقتی ما در حجیت بحث می‌کنیم، یکی از مباحثی که بیشتر در بین کلمات فقها بحثه اینه که هر حجیتی برابرش اگر اجماع باشه... این از قدمای اصحاب همین‌طور بحث بوده تا الان که حجیت اجماع را قوی‌تر از همه این جهات دانسته‌اند و جایی اگر ادعای اجماع هست، اجماع امامیه، این دیگه تقریباً برابرش چیزی را قبول نمی‌کنند، موارد دیگری ازش قبول نمیشه. تمسک می‌کنند به اجماع، که یکی از این راه‌ها که مرحوم سید مرتضی در بیانش آمده که ایشون می‌فرمایند که اصلاً حتی بعضی رساله‌ای نوشتند که ابطال به خبر آحاد به واسطه اجماع. دگر اجماع بود، حجیت اجماع بود، مقدمه.

 

تقریباً تصریح شده در بیانات مرحوم سید مرتضی این‌که در فقه، فقیه استنباط خاصی را اگر می‌خواهد داشته باشه، فقط می‌تواند به اخبار متواتر توجه بکنه و ظواهر قرآن را هم بپذیرد و اجماع، این سه چیز را. و در مقابلِ حتی مباحثی که ما به عنوان مستحدثه می‌دانیم، ایشون می‌فرماید که مسائل نامحدودیه و این‌ها را باید ما با نصوصی که به صورت متواتر هست استفاده بکنیم یا اونجا که می‌توانیم به اجماع تمسک بجوییم.

 

دیدگاه سید مرتضی پیرامون عدم نیاز به علم رجال و رد خبر واحد

 

و مرحوم سید مرتضی بیشتر اهمیت دادند به اجماع. حتی بسیاری از کسانی که منکر عمل به خبر واحد بودند و صحیح نمی‌دانستند، گفتند بیشترین مواردی که ما می‌خواهیم احکام را به دست بیاوریم، عمل به اجماعه و توجه بیشتر را به مسئله اجماع دانسته‌اند. در بعضی از قسمت‌ها یک بیان عجیبی از مرحوم سید مرتضی نقل شده که ایشون با یک صراحتی فرموده که ما نیازی به علم رجال نداریم اصلاً. پس نباید ما سراغ علم رجال بریم. بیان ایشون اینه که از مسئله مهمی ایشون ذکر می‌کند، می‌گه ما چون در اخبار، ما خبر واحد را که براش استناد نمی‌کنیم و توجه بهش نمی‌کنیم، می‌ریم در اخبار متواتر و در اخبار متواتر اصلاً رجوع به سند معنا نداره چون متواتره و همه نقل کردن. ما در تواتر، ما یقین به عدم کذب داریم دیگه، نیازی دیگه به سند نیست. در متواتر اخباری که متواتره، دیگه مهم همون تواترشه چون تواتری بر کذب در آن‌ها به‌طور کلی محاله. پس ما نیازی به سند نداریم، خبر واحد هم که اصلاً براش حجیت قائل نمی‌شیم.

 

که حتی من دیدم در بعضی از تعبیرها این داره که اگر خبر واحدی باشد که ما مواظب سندش هم باشیم و سندش هم ببینیم، این علم‌آور نیست. با این اندازه. چون خبر خبر واحده، این استناد سندی این‌جوری نمی‌تواند جواب بدهد. بله، بیانش اینه. و لذا ایشون به‌طور کلی مرحوم سید مرتضی می‌فرماید ما احتیاجی به سند نداریم، و دنبال اونجایی که خبر واحد داریم، خبر واحد، بقیشم با اجماع مسئله حل میشه.

 

بررسی حجیت خبر مرسل در دیدگاه شیخ مفید و سید مرتضی

 

خب، یکی از بحث‌هایی که خیلی فراوان در بیانات علما آمده، خبرهای مرسله. می‌دانید شیخ مفید با این‌که خبر واحد را حجت نمی‌دانست، اما می‌گه که خبر مرسلی که مورد اتفاق اهل شیعه باشه، ایشون اینو معتبر می‌دونه. می‌گه خب خبر مرسله، ولی مورد اتفاق قرار گرفته، کفایت می‌کند ولی دیگه سند هم که نیست از باب این‌که ارسال دیگر مرسله. اما سید مرتضی معتقده به این‌که این خبر واحد که مردوده و ما قبول نداریم در شریعت مردود می‌دانیم، در احکام شریعت، خبر مرسل برای اون ترجیحی پیدا نمی‌کنیم، یعنی یک دلیلی برای این‌که ترجیح بدهیم خبر مرسل را، ایشون می‌فرماید ما دلیلی نداریم. پس بنابر فرمایش مرحوم شیخ مفید اینه خبرهای مرسل کفایت می‌کند اونجایی که اتفاق اهل شیعه باشه، از اهل حق باشه، ولی در جایی که ما خبر مرسلی که مورد اتفاق نباشه، دیگه باید به ادله دیگر مثل اجماع و چیزهای دیگر توجه بکنیم یا ظاهر آیات و این‌طور موارد.

 

تبیین مبانی کلامی حجیت اجماع نزد سید مرتضی و شیخ مفید

 

بالاخره ایشون، مرحوم سید مرتضی، شاید اولین کسی است که به این پایه‌گذاری محکم برای اجماع که از اصولیینی است که جایگاه اجماع را در اصول امامیه نقش اساسی بهش دادند. و ایشون کمکی که گرفته از مسائل کلامی، از مباحث کلامی، حجیت اجماع را موجه کرده. و از جمله ادله دیگر قوی‌تر دانسته اجماع را و اجماع ازش به حجیت خاص قرار داد. مرحوم شیخ مفید بر اساس مذهب شیعه که از اجماع چطوری بیان می‌فرمایند، حجیت اون را در حد این جهت که می‌تواند برای ما مطلب را بیان کنه در این حد می‌دونه، اما در حد معارضه با موارد دیگری که مثلاً ما یک فرض حدیثِ با سند محکمی داشته باشیم، ایشون در اینجا ساکت شده، بیان روشنی از ایشون ندیدیم. ولی مرحوم سید مرتضی به‌صورت قطع می‌گه نه اون اجماع کفایت داره و اجماع را این‌قدر غلبه میده.

 

اقوال چهارگانه در حقیقت و حجیت اجماع تا عصر سید مرتضی

 

یک مطلب دیگری اینجا هست که تا زمان مرحوم سید، چهار قول مهم درباره اجماع بوده. مرحمت بفرمایید تا ما این‌ها را از هم جدا کنیم، چهار قول مهم درباره اجماع بود. یکی این‌که بیشتر متکلمان هم، اهل کلام هم این را سراغش رفته بودند و فقیهان هم تقریباً حجت اجماع می‌دانستند، گفتند منظور اجماع، امت پیغمبره. حقیقت اجماع را به عنوان امت پیغمبر، که امت پیغمبر بر این مستقر شدند، این معنی اجماع را به این صورت... عده دیگری آمده بودند حجیت اجماع را به‌طور کلی نفی کرده بودند که ما حجیت اجماع را قبول نداریم، به جهت این‌که ما اتصالش به نظر معصوم و اتصالش به یک حقیقت مبرهن درباره اجماع نداریم و لذا زیر بار اجماع، اینم یه نظریه. نظر دیگری آورده بودند به این‌که اصلاً محاله اجماع محقق بشه. چون در هر مسئله‌ای نگاه می‌کنیم، مخالفینی داره. پس حجیت اجماع به صورت کلی این‌ها زیر بار نرفتند از این بابت که محقق نمیشه اجماع. اینم یک نظریه بود.

 

مبنای دخولی و نظارتی سید مرتضی در حجیت اجماع

 

ولی سید مرتضی به این بیان آوردند: داخل بودن قول معصوم در میان این اقوال، به این اعتبار که اصلاً نمیشه دور هم بنشینند و معصوم ناظر باشه بر این اجماع و جلوی اجماع را نگیره. پس این اجماعی که محقق میشه، زیر نظر معصوم هست. اون که حالا بعضی گفتند که یک شخصی در بین این‌ها باشه که مجهول باشه وضعیتش و این‌طوری باشه، خب اون یه تفسیر دیگریه که بعضی ذکر کردند. ولی ایشون می‌فرماید همین اندازه که اقوال این عقا... این قول این فقها که دور هم هستند، وقتی به نتیجه‌ای می‌رسند، معلومه ناظر، معصوم هست و بدون نظر معصوم انجام نمی‌گیره، تحقق پیدا نمی‌کنه اجماع. لذا نظرشون این است که این اجماع حجیت داره.

 

جایگاه اتفاق آرا و تفاسیر مختلف از اجماع در کلمات فقها

 

مطلب قابل ملاحظه‌ای است که تمام این مواردی که در اقوال حجیت اجماع هست، معلومه که تا نظر مرحوم سید، مرحوم سید دَرِ اون را تقویت می‌کند، یعنی اون جنبه کلامی قضیه. و کلامی قضیه توضیح دادم، یعنی ناظر معصوم هست و چون ناظر هست معصوم، این جایگاه اجماع جای خود دارد و اجماع صحیح انجام گرفته. خب با این بیان، اجماع امامیه مورد استناد قرار می‌گیره و فروع فقهی را به واسطه اجماع امامیه تمامش می‌کنند. حالا یه جورشم که بعضی آمدند اضافه کردند که اجماع با مراجعه به کتب فقهیه فقها، یه اتفاقی به نظر می‌رسسه، اجماعی به نظر می‌رسه. اینم کافی دانستند، گفتند اینم یه نوعی از اجماعه. نه این‌که همه فقها در یک جا باید جمع باشند و یک نظر بدهند، بلکه اگر در کتب فقهیشون به‌طور کلی همه به یک نتیجه رسیدند، که حالا بعضی تعریف می‌کنند به اتفاق علما، می‌گن مورد اتفاق، متفق‌علیه می‌گن، ولی بعضی همین اتفاق را به معنای اجماع گرفتند و همین جنبه کلامی که مورد نظر بود، این علت اصلی حجیت اجماع قرار گرفت.

 

اجماع به عنوان کاشف از سنت شریف و نقش اطمینان‌بخش آن

 

یک مطلب دیگری هم اینجا در بیانات بعضی از بزرگان آمده و این مسئله قابل ملاحظه هست و اون اینه که اجماع را آوردند یک نوع کشفِ سنت حساب کردند. گفتند اعتبار اجماع، برگشتش به سنت می‌کند. معلوم میشه که سنتی بوده و با این سنتی که ازش عدول نکردند، اجماع محقق شده. پس حجیت داره اجماع از بابت این‌که یک نوع کشفی به جهت سنت به وجود می‌آید و پشتوانه‌اش پشتوانه سنت به حساب می‌آید. که تقریباً هم من دیدم عملاً بسیاری از بزرگان این مسئله را مورد توجه قرار می‌دهند و می‌گن خیلی خب، بی‌خود که اجماع واقع نشده، یک جهاتی در کار بوده که برگشتش به حقیقت سنته و اون سنت برای این‌ها کشف شده تا این اتفاق به وجود آمده، این اجماع به وجود آمده. که بنده هم به نظر خودم، به نظر حقیر، اینه که بیشترین موارد اجماعی که بزرگان ذکر کردند این بوده در ذهنشون. و شاید این مورد بوده که این‌قدر متعدد اجماعاتی، للاجماع للاجماع می‌فرمایند، از این جهت بوده. که اگر این باشه، یک بحث بسیار خوبی هست، کفایت می‌کند و حداقل اینه که آدم یک اطمینانی پیدا می‌کند. حالا اگر علم کاملم پیدا نکنه، اطمینانی برای انسان حاصل میشه که این نوع اجماعات این پشتوانه را دارند و از این جهت می‌توانیم عمل به اجماع بکنیم. و اگر این‌طور شد ما می‌توانیم این را غالب بر ادله و حجیت‌های دیگر را قبول بکنیم با این بیانی که توضیح داده شد. می‌تواند غالب باشه و بر ادله دیگر این غالب به حساب بیاید.

 

بحث مهمی هست دیگه چون وقت گذشت، یک قسمت حرف‌هایی هم هست که دیگه در جلسه دیگه‌ای که اگر توفیق حاصل بشود در خدمت عزیزِ...

 

logo