« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد میرزا محمدحسین احمدی‌فقیه‌یزدی

1404/10/30

بسم الله الرحمن الرحیم

 برتری اصالت معنا نسبت به جمود بر الفاظ/حجية ظواهر الألفاظ /الأمارات

 

موضوع: الأمارات/حجية ظواهر الألفاظ / برتری اصالت معنا نسبت به جمود بر الفاظ

 

بررسی جایگاه الفاظ و ظواهر در حجیت و استنباط فقهی

در ادامه مباحثی که در جلسات گذشته تبیین گردید، مسئله‌ای حائز اهمیت و شایسته مداقه وجود دارد که مستلزم امعان نظر جدی است؛ و آن اینکه، بسیاری از احکام بر مدار الفاظ و خصوصیات لفظی بنا شده‌اند. این امر حقیقتاً مسئله‌ای بنیادین است؛ چنان‌که مرحوم صاحب کفایه نیز بر آن تأکید ورزیده و بیان داشته‌اند که «حضور اللفظ حضور المعنى و حضور المعنى حضور اللفظ». بر این اساس، کمالِ تناسب و علقه قوی میان لفظ و معنا اقتضا می‌کند که در هر موضعی با لفظ مواجه شدیم، بدان توجه تام مبذول داریم؛ چرا که لفظ، طریق و معبری به سوی معناست. به بیان دیگر، هر آنچه از ظواهر الفاظ استظهار شود، همان الفاظ برای ما واجد حجیت خواهد بود؛ امری که محافظت و پایبندی تام نسبت به مفاد الفاظ را ضروری می‌سازند.

در این راستا، ما با تعابیر خاصی مواجه هستیم؛ برای نمونه در روایات چنین مأثور است که: «اگر روایتی را مخالف یافتید، آن را به دیوار بکوبید (فاضربوه على الجدار)». یا در مواضع دیگر آمده است که اگر روایتی را فاقد مناسبت با مکتب ما یافتید، بدانید که «ما آن را نگفته‌ایم (ما لم نقل)». این قبیل تعابیر دلالت بر آن دارند که صادرِ نخستین، بیانی لفظی است که یقیناً ملازم با معنا بوده و دلالتِ معناییِ آن اقتضا می‌کند که از تمسک به این‌گونه روایات احتراز ورزیم. بدین سان، بسیاری از اعاظم و فضلای سلف و خلف بر این باور بوده و هستند که هرگاه نسبت به صدور روایتی وثوق و اطمینان حاصل نشود، باید آن را مردود دانست. بر پایه این مبنا، آنچه حجیت دارد همان بیان لفظی است و نباید به معانیِ فاقد مستندِ لفظی التفات داشت، بلکه باید به خودِ لفظ تمسک جست؛ زیرا لفظِ این روایات، مبیّنِ مرادِ شارع و روشن‌کننده تکلیف مکلفین است. این دیدگاه جایگاه رفیعی یافته و در میان فقهای متقدمِ سلف مورد توجه ویژه بوده است؛ از این‌رو می‌توان گفت این سخنی استوار است که هر آنچه از تتبع در الفاظ به دست می‌آید، همان برای ما حجت خواهد بود.

تبیین نظریه اصالت معنا و حقیقت مراد شارع

البته مبنای برگزیده ما ــ که مکرراً به تبیین آن پرداخته‌ایم ــ این است که الفاظ صرفاً مشیر به معانی هستند و خودِ لفظِ خاص با خصوصیات متمایزِ خویش ملاکِ اصلی به شمار نمی‌رود؛ بلکه وظیفه ما ارزیابی معنا و اصالت بخشیدن به «حقیقة المعنى» است. نکته اساسی این است که تکلیف ما اساساً متوجه معناست. فضلای ارجمند عنایت داشته باشند که در اینجا موضعی بس مهم وجود دارد؛ و آن اینکه مقصود شارع که پیش‌تر بدان اشاره رفت، معطوف به معناست؛ و هرگاه به حقیقتِ معنا دست یابیم، دیگر لفظ را وامی‌گذاریم. تفصیل این مبحث گذشت و روند استدلال به گونه‌ای پیش رفت که می‌توان ادعا کرد «حقیقة المعنى» به عنوان ملاک اصیل تعین یافت و جز آن، امری واجد حجیت نخواهد بود. این امر مغایر با نظریه «مقاصد الشریعه» در فقه عامه (اهل سنت) است؛ بلکه در اینجا محورِ ملاک، اراده و خواستِ واقعی شارع و تکلیفی است که از ما مطالبه نموده است. هنگامی که حقیقتِ مراد و خواسته شارع مکشوف گردد، دیگر خویش را در بندِ لفظ محصور نخواهیم ساخت؛ بدین معنا که اگر حقیقت معنا برای مجتهد منکشف و واضح شود، مکلف است بر اساس همان معنا فتوا صادر کرده و ابراز نظر نماید و دیگر مجاز نیست خود را در چارچوب لفظی خاص با ویژگی‌های معین محدود سازد.

تحلیل اخبار علاجیه بر پایه اصالت معنا

در این راستا، شایسته است به بررسی مفاد اخبار علاجیة و روایاتی که عهده‌دار تبیین احکام هستند بپردازیم تا مراد آن‌ها مشخص گردد. پرواضح است ــ و این امر از بدیهیات فقهی به شمار می‌رود ــ که در این سنخ مسائل، هرگز نمی‌توان غرض اصلی و هدف نهایی شارع را بی‌اعتبار انگاشته و نادیده انگاشت. چنین فرضی ابداً متصور نیست؛ بلکه آنچه متعلق غرض شارع است، در این مواضع ــ نظیر اخبار علاجیة ــ متبع خواهد بود. بنابراین، این مسئله از اهمیت بسزایی برخوردار است. ما هنگام تتبع در اخبار علاجیة و مداقه در مفاد آن‌ها، به حقیقتِ معنا واصل می‌شویم و سزاوار نیست که در الفاظِ صرف جمود بورزیم.

تبیین مفهوم فقه جامد و ادوار تاریخی اجتهاد

از این رو، یکی از مباحث بسیار کلیدی که مرحوم استاد مطهری (رضوان الله تعالی علیه) در آثار خویش ــ که ظاهراً در کتب و مواضع متعدد ایشان منعکس است ــ مطرح فرموده‌اند، تبیین وضعیت اجتهاد در ادوار گذشته است؛ دوره‌ای که در آن جمود فکری حاکم بود و ایشان از آن به عنوان «فقه جامد» یاد کرده‌اند. در آن مقطع، فقها تنها به ظواهر الفاظ بسنده نموده و از فراتر رفتن از قالب‌های لفظی امتناع می‌ورزیدند؛ به گونه‌ای که استنباط و اجتهاد پویایی وجود نداشت. بر اساس بیانات ایشان، این دوران عهدی بود که دانشمندان شجاعت عبور از این چارچوب‌های تنگی لفظی را نداشتند و از ابراز دیدگاهی خارج از این ضوابط بیمناک بودند؛ دیدگاهی که ایشان آن را فقه جامد نامیدند و بنده نیز در حال نقل قول از فرمایشات آن بزرگوار هستم. مع‌الوصف، در ادوار بعدی تحولی رخ داد. ایشان حتی از برخی مستشرقان نقل می‌نمایند که فقه شیعه را فقهی جامد تلقی کرده‌اند که صرفاً محدود به امور لفظی است؛ بدین معنا که همواره در پی تعابیر لفظی بوده و در صورت فقدانِ نصِ لفظی، دچار توقف و جمود گشته و از تعیین وظیفه و کشف تکلیف بازمی‌مانند.

نقش شیخ طوسی در تحول استنباط و تاسیس مکتب اجتهادی شیعه

اما متعاقباً این دوران به طور کامل دگرگون گردید و منشأ این تحول بنیادی را مرحوم مطهری به مساعی علمی شیخ طایفه، مرحوم شیخ طوسی (رضوان الله تعالی علیه) منتسب می‌سازند. ایشان با تجلیلی شگرف از مقام علمی شیخ طوسی، بیان می‌دارند که برخی اندیشمندان مکتب تفکر ایشان را «فقه حُرّ» یا «فقه آزاد» توصیف کرده‌اند. البته مرحوم مطهری این تعبیر را بدان معنا که مبتنی بر دلیل و برهان نبوده و مجتهد مجاز باشد هر آنچه به ذهنش خطور می‌کند بازگو نماید، برنمی‌تابند و این برداشت ناصواب را که برخی مستشرقان ترویج کرده‌اند، کاملاً مردود می‌شمارند. ایشان با بزرگداشتِ بی‌نظیرِ مقامِ جناب شیخ طوسی، خاطرنشان می‌سازند که ایشان به عنوان اندیشمندی ایرانی که با باوری عمیق و التزام تام به معارف اسلامی همت گماشته، جایگاه رفیعی در تاریخ تفکر شیعی دارد؛ تا آنجا که می‌فرمایند تفریط در ادای حقِ علمی ایشان، خسرانی غیرقابل جبران خواهد بود و تکریم شأن این شخصیت بزرگوار امری فرضی است.

جناب مطهری تبیین می‌فرمایند که شیخ طوسی با پی‌افکنیِ «مبنای استنباط»، تحولی عظیم ایجاد نمود. این مبنای نوین در تقابل با جریانِ ظاهرگرا که منحصراً در پی حجیت لفظی بود، قد علم کرد و مبیّنِ این اصل گردید که هرگاه مسئله‌ای از حیث معنا روشن شود و استنباطِ روشمند به حقیقتِ معنا واصل گردد، خود واجد حجیت خواهد بود؛ در نتیجه، تکیه مطلق بر ظواهرِ صرف و جمودِ لفظی فاقد وجاهت علمی است. این تحلیلی بس نغز و استوار از سوی مرحوم مطهری است و حقیقت امر نیز همان است که ایشان افاضه فرموده‌اند؛ چرا که تفکر استنباطی و اجتهاد اصولی عملاً از عصر شیخ طوسی انتظام و عظمتی کم‌نظیر یافت.

نتیجه‌گیری مبحث حجیت خبر واحد و اخبار علاجیه

به عنوان نتیجه‌گیری مخرجیِ مباحث پیشین ــ که در تداوم تبیین مبحث خبر واحد و ابعاد حجیت آن مطرح گردید ــ باید اذعان داشت که ما مجرای حجیت را معطوف به معانی دانسته‌ایم؛ حتی مفاد روایاتِ نامور به اخبار علاجیة نیز مشعر بر لزوم تتبع و دستیابی به معنای مراد است. بر این اساس، چنانچه معنا مکشوف گشته و استنباط به نحو صحیح صورت پذیرد، برای وافی به مقصود بودن کافی بوده و تمسک به این حجت کفایت خواهد کرد. ان‌شاءالله در صورت بقای حیات و توفیق الهی، تتمه این مبحث را در جلسات آتی پی خواهیم گرفت و در خدمت فضلا و سروران گرامی خواهیم بود.

 

logo