1405/07/28
بسم الله الرحمن الرحیم
ضوابط بر و قسط با کافران غیرحربی/روابط بینالملل در سوره ممتحنه /روابط بین الملل
موضوع: روابط بین الملل/روابط بینالملل در سوره ممتحنه /ضوابط بر و قسط با کافران غیرحربی
«این متن توسط هوش مصنوعی پیادهسازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.»
کلیات مناسبات مسلمانان با سایر ملل و تفکیک کافر حربی از غیر حربی
در ادامه مباحث گذشته، تقریباً روشن گردید بسیاری از ادلهای که از قرآن کریم بدانها تمسک جستیم، واجد جنبههای عام و جهانشمول است؛ از این رو میتوان آن را به عنوان بیانی عام در تنظیم مناسبات مسلمانان با جامعه بینالملل و جمیع ملل تلقی کرد که تکلیف مؤمنان و نحوه عملکرد آنان را به وضوح مشخص ساخته است.
حکم کافر حربی متمایز و روشن است؛ بدین صورت که نباید با آنان پیوند و ارتباطی برقرار کرد و هرگونه رویکرد محبتآمیز نسبت به ایشان پیامد صحیحی نخواهد داشت. لیکن درباره کافر غیرحربی، برقراری مناسبات دوستانه جایز است؛ اما در چارچوبی که حدود آن محفوظ بماند و از حدی که موجب ورود اضرار بر مسلمین گردد فراتر نرود. بنابراین، رفتار متقابل با آنان در حد متعارف و صحیح، امری مشروع و درست است[1] .
نکته بسیار مهم آن است که میان شما و آنان مودت و پیوند ولایی برقرار نشود؛ اما این جهت نیز مطرح است که چنانچه جنبه محبت و برقراری ارتباط در حدی باشد که نه تنها اضراری در پی نداشته باشد، بلکه سودمند نیز واقع شود، فاقد منع بوده و مورد تأیید است.
اسوه بودن حضرت ابراهیم و پیروان ایشان در سوره ممتحنه
اکنون درصدد بهرهگیری از این آیه شریفه هستیم. در آیه پیشین، وجود مبارک حضرت ابراهیم علیهالسلام به عنوان اسوه معرفی شده بود، آنجا که میفرماید ﴿قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ﴾ [2] . کسانی که پس از مشاهده معجزات حضرت ابراهیم به وی ایمان آوردند نیز به عنوان اسوه شناخته میشوند.
سپس در آیه بعدی که آیه ششم است، میفرماید ﴿لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ﴾ [3] ؛ یعنی در میان این کسانی که همراه حضرت ابراهیم هستند اسوه نیکویی برای مؤمنان وجود دارد و میتوان از روش و سنت آنان پیروی کرد: ﴿لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ.﴾
آنگاه در مقام معرفی و تعیین مخاطب میفرماید ﴿لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ﴾[4] ، یعنی برای کسانی که به خداوند ایمان و امید دارند؛ بدین معنا که میدانند رفتار و کردارشان مورد توجه خداوند متعال قرار گرفته و خداوند آنان را مشمول عنایت ویژه خویش قرار میدهد. سپس میفرماید ﴿لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ﴾ ، یعنی کسانی که هم به خداوند ایمان و امید دارند و هم به روز واپسین؛ چنانکه در آیه دیگری نیز این مضمون با وضوح تام بیان شده است: ﴿مَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا﴾ [5] . کسی که به پروردگار امید دارد ﴿مَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ﴾، امیدوار است به پیشگاه پروردگار و مقام لقای الهی نائل و موفق گردد. این یک جهت امر است؛ جهت دیگر آن است که نسبت به خداوند شرک نورزد، ازاینرو میفرماید ﴿مَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا﴾، یعنی عمل صالح به جا آورد و کردارش مقرون به صلاح باشد، و دیگر آنکه ﴿وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا﴾، یعنی در مقام بندگی و عبادت پروردگار، به هیچ وجه به ساحت شرک درنیاید و امری را موجب شرک نسازد.
بنابراین، این آیه شریفه هر دو وصف را بیان فرموده است: نخست، وصف امید به لقای پروردگار، و دوم، نفی شرک، بدین صورت که در عبودیت و بندگی خویش با خداوند شرک نورزد: ﴿مَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا﴾. جهت دیگر نیز آن است که عمل او صالح باشد، تا در محضر خداوند متعال پیوسته اعمال صالحه از وی سر زند. آن بندگی و عمل صالح زمینهساز امیدی حقیقی به لقای پروردگار خواهد بود؛ مفاد آن آیه چنین بود.
اما این آیه که در سوره ممتحنه قرار دارد، میفرماید اسوه حسنه در پیروان حضرت ابراهیم تحقق دارد؛ بدین نحو که احوال، سیره و کردار پیروان حضرت ابراهیم میتواند اسوه و الگوی نیکویی باشد: ﴿لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِيهِمْ﴾، یعنی برای شما در میان این گروه که همراه حضرت ابراهیم بودهاند و در آیه قبل از آنان با تعبیر ﴿وَالَّذِينَ مَعَهُ﴾ در فراز ﴿أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ﴾ یاد شد، اسوه نیکویی وجود دارد. اکنون درباره اینان میفرماید ﴿لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ﴾، یعنی در میان این افراد و در ابعاد زندگانیشان اسوه حسنه است. البته برای چه کسانی؟ برای ﴿لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ﴾؛ کسانی که چون بر مدار درستی عمل میکنند به پروردگار امید دارند؛ اعمالشان صحیح، اسوه و درست است، به خداوند امید دارند و به روز قیامت نیز معتقد و امیدوارند؛ یعنی میدانند که در روز بازپسین، ذات باریتعالی عنایت خاصی به آنان مبذول خواهد فرمود.
سپس میفرماید ﴿وَمَنْ يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ﴾ [6] ؛ اگر کسی از این امر روی برتابد و تولّی و اعراض جوید، خداوند غنی و حمید است. تدابیر و مقدرات الهی در برنامههای خویش متضمن ثمرات فراوان و نتایج نیکو و درست است و خداوند ستوده است؛ در نتیجه سرانجام امور به صورتی پسندیده و شایسته تحقق مییابد.
بررسی آیه هفتم و سنت الهی در تبدیل عداوت به مودت
مطلب بسیار مهم و با عظمتی که در این سوره شریفه مشاهده میشود، در آیه هفتم ذکر شده است: ﴿عَسَى اللَّهُ أَنْ يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَ الَّذِينَ عَادَيْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً﴾[7] . این آیه نشان میدهد که شیوه رفتاری ما باید چنان باشد که مقدمات آن را خود فراهم آوریم؛ آنگاه چه بسا خداوند متعال در موارد متعددی، میان شما و کسانی که با آنان عداوت داشتهاید، پیوند مودت پدید آورد.
در جلسات گذشته تبیین گردید اموری وجود دارد که اختصاص به ذات اقدس الهی دارد؛ یکی از آن موارد چنانکه تشریح شد این است که اوست که «يُبَدِّلُ الْحَسَنَاتِ بِالسَّيِّئَاتِ» و به عکس آن، سیئات را به حسنات مبدل میسازد و هر دو دگرگونی فعل انحصاری اوست [8] . دوم، مطلبی است که در آیات شریفه قرآن به وضوح وارد شده است که ﴿هُوَ الْمُؤَلِّفُ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ﴾ [9] ؛ بدین معنا که ایجاد مودت و تألیف قلوب، فعل خاص خداوند است که بر پایه مصالح ملحوظ نزد خویش آن را قرار میدهد. حال در این آیه میفرماید ﴿عَسَى اللَّهُ أَنْ يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَ الَّذِينَ عَادَيْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً﴾[10] ؛ خداوند آن مودت را محقق میسازد. سپس میفرماید ﴿وَاللَّهُ قَدِيرٌ﴾، یعنی خداوند توانا و قدیر است؛ و در ادامه میفرماید ﴿وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾ ، یعنی خداوند غفور و رحیم است، هم اهل مغفرت است و هم صاحب رحمت، و رحمت خاصه خویش را شامل حال ما میگرداند.
بنابراین، این آیه شریفه اصل با عظمتی را که از سنن الهی است بیان میدارد؛ و آن اینکه محبتی که از جانب خداوند پدید آید، سبب میشود دشمنیهای موجود زائل گشته و عداوتها برطرف شود: ﴿عَسَى اللَّهُ أَنْ يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَ الَّذِينَ عَادَيْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً وَاللَّهُ قَدِيرٌ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾. خداوند هم قادر بر انجام این امر است و هم صفت غفران و رحمت الهی اقتضای تحقق آن را دارد.
ضوابط بر و قسط در تعامل با کافران غیر حربی بر اساس آیه هشتم
ازاینرو باید توجه داشت غیر از کافر حربی که احکام و ویژگیهای خاص خویش را داراست و نباید به آنان نزدیک شد و رویکرد مودتآمیز بدانها داشت، در سایر موارد، دستور شارع بر این قرار گرفته است که نحوه رفتار و برنامهریزی ما منطبق بر مفاد آیه شریفه ﴿أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ﴾ باشد؛ عبارتی که واجد دلالت معنایی بسیار وسیعی است، بدین مفهوم که با آنان به نیکی و بر اساس قسط و عدل رفتار کنید. در خصوص کسانی که مصداق ﴿لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ﴾[11] هستند ، یعنی در صدد مقاتله با شما در امر دین نبودهاند و قصد تخریب خانهها و اخراج شما از دیارتان را نداشتهاند، امر به آن است که ﴿أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ﴾؛ یعنی با آنان رفتاری نیکو در پیش گیرید و کارهای شایسته داشته باشید و قسط، یعنی سهم و موازین عدل متناسب را در حقشان مراعات نمایید؛ چرا که ﴿إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ﴾.
جمعبندی مباحث و آیات محوری سوره ممتحنه
در پایان مبحث امروز که مقارن با اتمام مباحث ما پیرامون سوره مبارکه ممتحنه است و آنچه در حد وسع فهم و استنباط ما بود بیان گردید، نکته محوری در این دو آیه خلاصه میشود که شایسته است همواره آن را تکرار و مرور نماییم: نخست، ﴿أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ﴾؛ یعنی رفتار با کسانی که خداوند از ارتباط با آنان نهی نفرموده و اهل قتال با شما نیستند و در پی آواره ساختن شما و اخراجتان از دیارتان برنیامدهاند؛ و دیگری آیه پیش از آن که میفرماید ﴿عَسَى اللَّهُ أَنْ يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَ الَّذِينَ عَادَيْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً وَاللَّهُ قَدِيرٌ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾.