1405/07/12
بسم الله الرحمن الرحیم
شروط شرعی بیعت زنان با پیامبر/بیعت زنان در سوره ممتحنه /روابط بین الملل
موضوع: روابط بین الملل/بیعت زنان در سوره ممتحنه /شروط شرعی بیعت زنان با پیامبر
«این متن توسط هوش مصنوعی پیادهسازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.»
حکم عصم کوافر و استرداد نفقات
بحث به اینجا رسید که در آیه دهم—یا بنا بر برخی مصاحف که بسمله را جزء آیات شمارش میکنند، آیه نهم—اگر درباره عِصَم کوافر سخن به میان آید، همانگونه که بیان شد، آیه شریفه قرآن بیانگر حقیقتی است مبنی بر اینکه پیوند زناشویی اینان محکم بوده و ارتباطشان با همسران و کانون خانوادگیشان از استحکام برخوردار است؛ لیکن پس از آزمودن آشکار گردید که این زنان همچنان به همان خانوادههای پیشین خویش تعلق دارند و عنوان عِصَم کوافر بر آنان صدق میکند. از این رو، شما نباید دیگر آنان را در علقه زوجیت نگاه دارید، بلکه باید آنان را بازگردانید تا به زندگی پیشین خویش ملحق شوند؛ چنانکه میفرماید ﴿وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ﴾ [1] .
اگر برای این زنان هزینهای صرف کرده و نفقهای پرداختهاید، از آنجا که آنان به جایگاه پیشین خود بازمیگردند، باید هزینههای صرفشده را از کفار مطالبه کرده و بازستانید. چنانچه پرداخت نکردند، این مبالغ از محل غنائم جبران میشود؛ بدین معنا که اگر آنان زیر بار این حکم نرفتند و هزینهها را نپرداختند، از غنائمی که اخذ میشود، ابتدا هزینههایی که شما برای این زنانِ عِصَم کوافر متحمل شدهاید، کسر و به شما پرداخت میگردد تا حکمی که خدای متعال مقرر و بدان امر فرموده است، عملی شود، با این تفاوت که جبران آن از غنائم خواهد بود.
خداوند متعال میفرماید ﴿وَإِنْ فَاتَكُمْ شَيْءٌ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ إِلَى الْكُفَّارِ فَعَاقَبْتُمْ فَآتُوا الَّذِينَ ذَهَبَتْ أَزْوَاجُهُمْ مِثْلَ مَا أَنْفَقُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ﴾[2] . این حکم الهی است که معین گردیده است؛ به هر مقداری که انفاق کرده و به زنی که کافر بوده و پس از آزمودن، انطباق عنوان عِصَم کوافر بر او معلوم شده توجه داشتهاید، مخارج صرفشده برای این زن یا از خود کفار دریافت میشود تا چون او قصد بازگشت به زندگی گذشته را دارد، هزینهها را مسترد دارند، و یا در صورت عدم پرداخت، از محل غنائم برداشته میشود تا کسی متحمل ضرر نگردد. در اینجا هویداست که آیات شریفه قرآن با چه عدالتی، هم برای پیوند زناشویی کفار اهمیت قائل شده و هم حقوق کسانی را که زحمت کشیده و از این زنان—که در قرآن عِصَم کوافر نامیده شدهاند—نگهداری و مراقبت کردهاند، محفوظ داشته است.
این مطلب بسیار متقن و روشن است که نسبت به کفاری که سر جنگ با مسلمانان ندارند و کافر حربی به شمار نمیروند، ملاطفت و عدالت اعمال میشود، هرچند به ایمان، اسلام، قرآن و خداوند باور پیدا نکنند. با وجود عدم اعتقاد، حقوق انسانی آنان محفوظ بوده و نباید تضییع گردد؛ به بیان دیگر، این زنان کافر باید به کانون کفار بازگردانده شده و به خانوادههای خود ملحق شوند، منتها مخارجی که صورت گرفته است، یا توسط خود کفار و یا از طریق غنائم پرداخت میگردد. این نیز نکته بسیار مهمی است که آیه شریفه بدان تصریح نموده و حکم مسئله را روشن ساخته است.
در کنار این قضیه، مسائل دیگری نیز در عصر رسول اکرم صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ مطرح بوده که در زمان ایشان تحقق یافته است؛ محیطی که در آن، اموال و خانوادهها دارای احترام بودند. هنگامی که افراد به اسلام دعوت میشدند، چنانچه حقیقت برایشان آشکار شده و ایمان میآوردند، احکام مؤمن بر آنان بار میشد، و اگر زن نیز میبود، احکام مؤمن را داشت. اما اگر ایمان نمیآوردند و در این مرتبه قرار نمیگرفتند، با وجود اینکه از جهت ایمانی با ما تفاوت داشتند، نباید هیچ حقی از آنان تضییع میشد و موازین شرعی باید کاملاً رعایت میگردید.
بیعت زنان با پیامبر اکرم
در آیه بعد میفرماید ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَى أَنْ لَا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا وَلَا يَسْرِقْنَ وَلَا يَزْنِينَ وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ﴾ [3] . بیان آیه شریفه بسیار استوار است؛ بدین مضمون که اگر زنان مؤمنی که ایمانشان محرز است، پس از جدایی از کفار، قصد بیعت با پیامبر را داشته باشند، این امر انجام میگیرد. همانگونه که در روایات وارد شده است، تشتی از آب نهادند و حضرت دست خویش را در سمتی از تشت در آب قرار دادند و زنان نیز میآمدند و دست در آب میگذاشتند و بدین شیوه با حضرت بیعت میکردند؛ کیفیت بیعت بانوان بدین صورت بود[4] . بهویژه از آن رو که این بیعت میبایست واجد آثار اجتماعی، سیاسی و کلیه آثار مترتب بر آن به نحو مستحکم باشد، آیه شریفه به صورت مستقل و جداگانه در خصوص زنان مؤمن ذکر شده است.
ملاحظه میشود که در پارهای از موارد، رفتار در حد متعارف و عمومی است؛ به گونهای که میآیند و همراه مسلمانان میشوند و به تعبیری تنها سواد اعظم و در حد همراهی جمعیت در زمره مؤمنین و مؤمنات قرار میگیرند. کسی مانع حضور و همراهی آنان نمیشود و متعاقباً نیز احکام اجتماعی و سیاسی اسلام را پذیرفته و بدان عمل میکنند. این یک روش است که در صدر اسلام نیز موارد متعددی داشته است؛ چنانکه افرادی میآمدند و حتی به یک خانواده یا فرد مؤمن و مسلمانی پناهنده میشدند، و به محض پناهندگی به یک مسلمان، تمامی احکام اسلام بر آنان پیاده میشد و به عنوان مسلمان پذیرفته میشدند، هرچند واسطه آنان یک شخصیت اسلامی و یا فردی از عامه مسلمانان میبود، چنانکه این موارد در تاریخ نقل شده است.
اما کسانی که میخواهند تمامی احکام و ضوابط را بر اجتماع مسلمین به گونهای متقن و دقیق جاری سازند، باید بیعت نمایند؛ و بیعت زنان در این آیه تحکیم یافته است که ﴿إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَى أَنْ لَا يُشْرِكْنَ﴾. این بیعت متضمن چند شرط است که باید رعایت نمایند.
شروط بیعت زنان با پیامبر اکرم
نخست آنکه شرک نورزند و مشرک نشوند، بلکه حال که آمدهاند، موحد باشند؛ زیرا بیعت با پیامبر، بیعتی توحیدی است و باید حیات خویش را بر مدار توحید اداره نمایند؛ ﴿لَا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا﴾، یعنی هیچ شریکی برای خداوند قرار ندهند. چه اینکه افراد بسیاری بودند که در ظاهر مسلمان میشدند، اما در نهان، همان حالات شرک، بتپرستی و انبازآوری برای خدا را حفظ میکردند. در نقلها آمده است که برخی از این افراد حتی بتهای دستتراش مخصوصی داشتند و از آنها دل نمیکندند، چندانکه گاه در هنگام نماز نیز بت خویش را از جیب بیرون آورده و در برابر خود میگذاشتند، که مسلماً نشانگر شرک به خداست. همچنین درباره برخی از شخصیتهای معروف کفار نقل شده است که تا پایان بر بتپرستی پافشاری میکردند. از این رو، در بیعت با پیامبر باید متعهد شوند که شرک نورزند و هیچ شائبهای از شریک برای خدا قائل نشوند: ﴿لَا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا﴾.
شرط دوم آنکه سرقت نکنند؛ زیرا این زنان هنگامی که وارد زندگی افراد میشدند، به خود اجازه میدادند اموالی را برداشته و منتقل کنند، و این قبیل سرقتها در میانشان رواج داشت. به همین سبب، در بیعت با پیامبر این شرط قید گردید که ﴿وَلَا يَسْرِقْنَ﴾؛ یعنی دست به دزدی نیالایند و مالی را تصاحب نکنند، با این پندار که چون به جمع مسلمانان پیوستهایم، تصاحب مالی از این یا آن مسلمان بلامانع است؛ بلکه باید از این امر اجتناب ورزند.
دیگر آنکه ﴿وَلَا يَزْنِينَ﴾؛ اهل زنا نباشند. حال که در زمره مؤمنات قرار گرفته و با پیامبر بیعت کردهاید، باید موازین اسلام را به دقت مراعات نمایید؛ و یکی از شروط مهم این است که حریم و عفاف و حجاب و دیگر حدود خویش را محفوظ بدارید و به کلی از ارتکاب زنا پرهیز کنید.
از دیگر اموری که در دوران جاهلیت رواج تام داشت و بسیار ناپسند بود—و بقایای آن سنتهای جاهلی هنوز هم در میان برخی خانوادهها مشاهده میشود—کشتن فرزندان بود؛ خواه در دوران جنینی که امروزه نیز وجود دارد و خواه پس از تولد. این عمل در هر حال قتل اولاد است و تفاوتی نمیکند؛ چه در رحم باشد و چه خارج از رحم، هنگامی که جنین روح یافت و انسانی کامل شد، اسقاط و کشتن او روا نیست. از آنجا که این اقدام در میانشان شیوع داشت، آیه شریفه با صراحت آن را جزء شروط بیعت قرار داد و فرمود ﴿وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ﴾؛ یعنی فرزندان خود را به قتل نرسانند. این کار از محرمات است و باید از آن اجتناب کنند، گرچه در میان خانوادههای پیشین آنان رایج بوده باشد؛ اما با بیعت و تشرف به اسلام، شرط میشود که فرزندان خویش را نکشند و تباه نسازند.
آنچه از تواریخ و برخی تعابیر تفسیری برمیآید این است که در جاهلیت، زنی که با مردی ازدواج میکرد، گاه بدون اذن شوهر، جنین خویش را سقط میکرد تا اندامش سالمتر بماند یا باری بر دوش همسر اضافه نگردد، و بدین گونه مخفیانه و بدون اطلاع همسر، فرزند را از میان میبردند؛ و این سنتی جاهلی در میان زنان آن دوران بود. بنابراین ضرورت داشت با خود زنان شرط شود که مرتکب چنین عملی نشوند؛ و از این رو در بیعت با پیامبر، شرط ﴿وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ﴾[5] قرار داده شد .