1405/07/11
بسم الله الرحمن الرحیم
قاعده حرمت تمسک به عصم کوافر/احکام نکاح زنان مهاجر /روابط بین الملل
موضوع: روابط بین الملل/احکام نکاح زنان مهاجر /قاعده حرمت تمسک به عصم کوافر
«این متن توسط هوش مصنوعی پیادهسازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.»
امتحان زنان مهاجر و حکم عدم بازگرداندن مؤمنات به سوی کفار
محل بحث در آیه نهم سوره ممتحنه قرار گرفت؛ و علتی نیز که این سوره به ممتحنه شهرت یافته و این نام بر دیگر نامهای آن مقدم گردیده، عمدتاً آزمودن زنانی است که از سوی کفار به جانب مسلمانان و مؤمنان میآمدند. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءَكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ﴾[1] ؛ ایمان میآوردند و به سوی مسلمانان هجرت میکردند، ﴿فَامْتَحِنُوهُنَّ﴾؛ آنان را بیازمایید. البته ﴿اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ﴾؛ خداوند به ایمان واقعی آنان داناتر است، لیکن در حد آزمودن شما و اینکه علمی حاصل شود که اینان حقیقتاً ایمان آوردهاند، کفایت میکند.
﴿فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ﴾؛ هرگاه دریافتید و علم حاصل کردید که اهل ایمان بوده و مؤمن شدهاند، ﴿فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ﴾؛ دیگر آنان را به سوی کفار بازنگردانید. زیرا حکم الهی بسیار روشن است: ﴿لَا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ﴾؛ پس از آنکه ایمان آورده و مسلمان شدند، این زنان بر آن کافران حلال نیستند، ﴿وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ﴾؛ و آن مردان کافر نیز بر این زنان مؤمن حلال نخواهند بود.
اهمیت میثاق ازدواج و احکام مالی نکاح زنان مهاجر مؤمنه
منتها خداوند وظیفهای مقرر فرموده است؛ وظیفهای خطیر مبنی بر اینکه در امر ازدواج به گونهای رفتار شود که جمیع خصوصیات و جوانب رعایت گردد. آری، ازدواج حقیقتاً از مسائل بسیار ظریف و مهمی است که خدای متعال اهمیت فراوانی بدان داده است. قضیه ازدواج امری خطیر و با عظمت است و پروردگار متعال جهات متعددی را در باب آن معین فرموده است؛ و سزاوار است انسان عنایت داشته باشد که این میثاق، که از آن به میثاق غلیظ نیز تعبیر شده[2] ، تا چه اندازه در ازدواج حائز اهمیت شمرده شده است.
از این رو، حال که این طرف مؤمن و آن طرف کافرند، ﴿وَآتُوهُمْ مَا أَنْفَقُوا﴾؛ هرآنچه به عنوان مهریه یا دیگر هزینهها، مانند آنچه برای میمنت یا هدایا و نحلهها میان آن زوجین رد و بدل شده بود، اکنون که زن مؤمنه شده است، ﴿وَآتُوهُمْ مَا أَنْفَقُوا﴾؛ آنچه را کفار در این پیوند انفاق و پرداخت کردهاند، به آنان بازگردانید و جبران نمایید و اموالشان را بدیشان بازپس دهید تا هرآنچه در رابطه با این زن هزینه نمودهاند مسترد شده باشد.
در حقیقت، خداوند متعال برای این پیمان مالی که میان زن و شوهر رد و بدل شده بود، عظمت قائل شده است؛ بدین سان که مهریه و سایر مخارج پرداختشده را به آنان بازگردانید. و پس از آنکه انفاق نموده و پرداخت کردید، خداوند میفرماید: ﴿وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ﴾؛ هنگامی که این موارد را تادیه کردید، گناه و مانعی بر شما نخواهد بود که ﴿أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ﴾؛ از این سو نیز اموری که لازمه عقد جدید شما با این زنی است که تازه مسلمان شده و در شمار مؤمنات درآمده و او را آزمودهاید، باید مهریهاش را بپردازید. همانند سایر زنانی که مؤمنهاند و سابقه کفر ندارند، باید نفقه و مهور آنان را بر عهده گیرید؛ نخست جنبه مهریه آنان را که به أُجُورَهُنَّ تعبیر شده است و سپس نفقات ایشان را.
این نکاح، نکاحی صحیح واقع میشود؛ زیرا آن هزینههایی که کفار بدین زنان پرداخت کرده بودند، به آنان بازگردانده شده است و این بخش نیز که به بانوان تعلق دارد، شما مهریه را میپردازید و نفقهشان را متعهد میشوید.
تبیین اصطلاح قرآنی عصم کوافر و نهی از تمسک به آن
اصطلاح بدیع و مهمی وجود دارد که به نظر میرسد قرآن کریم بدان تصریح فرموده و تصور بنده این است که کمتر بدان التفات خاص شده است. عزیزان عنایت فرمایند تا آنچه از مجموع این اصطلاح دریافتهایم، به درستی تبیین گردد. بنده برای این اصطلاح اهمیت شایانی قائلم و آن یک قاعده کلی نیز به شمار میرود: ﴿وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ﴾؛ تعبیر به عِصَم کوافر شده است.
عِصَم، ناظر به همان عصمت و کار استوار و پیمان محکمی است که تحقق مییابد؛ چنانکه در مواردی تعبیر به معصوم مینماییم و در آیه شریفه نیز آمده است ﴿وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا﴾[3] ؛ این عصمت همان فعل صواب و میثاق مستحکمی است که در موارد گوناگون مصداق دارد، لیکن تصور بر این است که از میان تمام آن موارد، قویترین و مستحکمترین، امر ازدواج است. از همین روی، تعبیر به عِصَم شده است. ازدواج امری استوار و میثاقی محکم است؛ این همان عصمت است. شما به عِصَم کوافر دست میاویزید. ﴿وَلَا تُمْسِكُوا﴾؛ متمسک نشوید و چنگ نزنید به عِصَم کوافر. بنابراین، این تعبیر اصطلاحی زیبا و قرآنی در خصوص پیوندهای زناشویی مستحکم میان کوافر و کافران است که نباید بدان دست یازید. بدین معنا که اکنون در مقام امتحان، وقتی آنان را آزمودید و مشاهده کردید که وابستگی شدیدی به عقد و پیوند زناشویی خود دارند — خواه در جنگ اسیر شده باشند، خواه از جهتی دیگر، یا اینکه از راهی گریخته و به دست مسلمانان رسیده باشند — حتماً پس از آزمودن، این دسته را از سایرین جدا سازید.
کافر حربی حکمی دارد و کافر غیرحربی حکمی دیگر؛ اما عِصَم کوافر به باور بنده، اعم از کافر حربی و غیرحربی است. نیک عنایت فرمایید که این بیان قرآن است؛ آیه نهم — و بنا بر شمارش دیگر با احتساب یا عدم احتساب بسمله، آیه دهم — سوره ممتحنه. در این آیه از سوره ممتحنه، بیان میدارد که پس از امتحان دریافتید که این زنان، دارای عِصَم کوافرند. بنده بر آنم که زنانی که با کفار پیوند دارند، اعم از حربی و غیرحربی، تفاوتی نمیکند؛ هنگامی که مشمول عِصَم کوافر باشند، عنوان عام قرآن این است که میفرماید به این پیوندها متمسک نشوید: ﴿وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ﴾؛ شما مؤمنان سراغ عِصَم کوافر نروید. البته این امر ممکن است مفاسد و تبعات جانبی نیز داشته باشد؛ نظیر احتمال جاسوسی یا وقوع منازعه میان کفار و مؤمنان به سبب تعلق خاطر این زنان؛ لیکن اصل حکم، حکمی الهی است مبنی بر اینکه با صاحبان عِصَم کوافر نمیتوانید ازدواج کنید. اینان پیوند زناشویی استواری میان خود دارند؛ بدین معنا که در آزمون، مشاهده میکنید جنبه ایمان آنان بر آن علقه و ارتباط زناشویی و خانوادگیشان غالب نیست. قرآن این پیوند را با تعبیر عِصَم کوافر بیان داشته و خداوند متعال به مسئله ازدواج اهمیت فراوانی داده است؛ ملاحظه نمایید که در برابر چنین پیوند زناشویی محکمی میفرماید به ترکیب آن دست نزنید و آن را واگذارید. از این روی، عِصَم کوافر اصطلاحی استوار از سوی خداوند در قرآن کریم است.
تفکیک حکم زنان مؤمنه و زنان دارای عصم کوافر پس از امتحان
در مقام آزمون، هنگامی که این زنان را آزمودید، بر دو گونهاند: یا مؤمنات هستند که حکمشان روشن است: ﴿لَا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ﴾؛ هیچیک بر دیگری حلال نیستند و از یکدیگر مفارقت میجویند؛ و بر شما لازم است که مسئله پیوند زناشویی را با بازگرداندن مهلت و صدقه و صداقی که داده بودند جبران نمایید. و اگر در توان نداشتید، طبق روایات وارده و سیره پیامبر اکرم صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، چنانچه فرد متمکن باشد — آن کس که قصد ازدواج دارد — خود پرداخت میکند؛ و اگر میسور نبود، از بیتالمال تادیه میگردد؛ و اگر از بیتالمال ممکن نشد، از غنائم حاصل از جنگ جبران میشد و غنائم بر این امر مقدم بود؛ بدین صورت که نخست باید سهم متعلق به این زنان مؤمنه از غنائم پرداخت میشد و پس از پرداخت، آنگاه میتوانستید با آنان ازدواج کنید. این امری مسلم است.[4]
بنابراین، تکلیف زنان مؤمنه مشخص است. اما دستهای که مؤمن نبوده و کافرند و پیوندشان با جانب کفر باقی است، عِصَم کوافر محسوب میشوند؛ هر دو طرف کافرند و عصمت زوجیت دارند و پیوند ازدواجشان مستحکم است و این زنان حقیقتاً ایمان نیاوردهاند، بلکه تعلق خاطر به همان ازدواج پیشین خود دارند. این پیوند باید محترم شمرده شده و بدان ترتیب اثر داده شود، بدین معنا که به همان وضعیت زناشویی پیشین خود بازگردند. پس بدانها تمسک مجویید و دست میاویزید: ﴿وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ﴾
اما در مواردی که کوافر نیستند، دقت فرمایید؛ بنده معتقدم در این مقام، طرح این بحث امروزه بسیار شایسته است. ما پیمانهای زناشویی میان هر قوم یا دستهای و کفار را، در سایر آیات و مواضع و به ویژه در روایات نبوی، موظفیم محترم بشماریم؛ و حتی مسئله حلالزادگی آنان نیز کاملاً مطرح بوده و در روایات به تفصیل آمده است.[5]
حکم مطالبه هزینههای انفاقشده میان مسلمانان و کفار و جمعبندی بحث
در اینجا آیه شریفه میفرماید: ﴿وَاسْأَلُوا مَا أَنْفَقْتُمْ وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنْفَقُوا﴾؛ مطالبه کنید اموالی را که شما انفاق و پرداخت کردهاید. بدین معنا که اعلام دارید ما مهریه یا مخارج انتقال این زنان از دیار کفر تا استقرار در اینجا را پرداختهایم؛ هر هزینهای که در این خصوص صورت گرفته، مطالبه نمایید و تادیه شود. ﴿وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنْفَقُوا﴾؛ و آنان نیز مطالبه کنند آنچه را کفار هزینه و انفاق نمودهاند، اعم از نفقه و صداق، تا شما آن را سؤال نموده و جبران نمایید.
سپس میفرماید: ﴿ذَٰلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ﴾؛ این حکم قاطع الهی است که باید در مسائل ازدواج با مؤمنات، وظیفه خویش را به درستی به جای آورید. اما در باب عِصَم کوافر، هرگز بدانها تمسک نجوئید. همانگونه که عرض شد، اسلام برای بنای ازدواج اهمیتی فراوان و استواری قائل شده است؛ از این رو نسبت به این زنانی که به هر علتی در میان جامعه مسلمانان وارد شدهاند — خواه در اثنای مسیر، خواه به عنوان اسیر جنگی، یا به هر نحو دیگر، و یا حتی چه بسا به سبب ناامنیهای ناشی از جنگ و دیگر جهات، پناهندگی به مسلمانان را برگزیدهاند — به هر کیفیتی که آمده باشند، حکم بسیار روشن است که اگر بر پیوند ازدواج خود استوار بوده و از مصادیق عِصَم کوافر باشند، در تمام این موارد نباید با آنان ازدواج کنید. ما این را یک قاعده کلی قرآنی میدانیم و در زمان حاضر نیز حکم بر همین منوال است. بدین معنا که این زنان، افرادی بیقید و لاابالی نیستند که هر کس بتواند با آنان ارتباط یابد، بلکه در پیوند زناشویی خود استوارند؛ برادر، خواهر، پدر و مادر دارند و عِصَم کوافر ناظر به همین پیوندهای مستحکم زناشویی است و نباید آنها را بر هم زد.
بنابراین، این پیوندها را نگاه ندارید و بدانها دست میاویزید، چنانکه تعبیر شده است ﴿وَلَا تُمْسِكُوا﴾؛ بدانها تمسک مجویید، یعنی عِصَم کوافر. اما غیر از اینها، زنانی که مؤمن شدهاند، حکمشان آشکار است: ﴿لَا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ﴾، و ﴿وَآتُوهُمْ مَا أَنْفَقُوا﴾؛ و هنگامی که بر طبق این ضوابط عمل نمودید، ﴿ذَٰلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ﴾؛ خداوند متعال نیز کاملاً دانا و حکیم است و احکام او مبتنی بر محاسباتی متقن است.
بدین ترتیب روشن گردید که لوازم و تبعاتی نیز که در این پیوند پدید میآید — نظیر احتمال جاسوسی و دیگر جهات و بدبینیها — به واسطه همین حکم الهی مرتفع میگردد. امروزه نیز حکم چنین است؛ اگر با مصادیق عِصَم کوافر مواجه شدیم، نمیتوانیم با آنان پیوند زناشویی برقرار ساخته و عنوان ازدواج بر آن اطلاق نماییم. این مطلب منقح شد و پارهای از مباحث دیگر را در جلسات آتی پی خواهیم گرفت.