« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد میرزا محمدحسین احمدی‌فقیه‌یزدی

1405/06/24

بسم الله الرحمن الرحیم

محوریت ولایت در حقوق بین‌الملل قرآنی/سیاق آیات ولایت /ولایت

 

موضوع: ولایت/سیاق آیات ولایت /محوریت ولایت در حقوق بین‌الملل قرآنی

 

«این متن توسط هوش مصنوعی پیاده‌سازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.»

 

محوریت ولایت در سیاق آیات و احکام الهی

مبحث بسیار حائز اهمیت و عظیمی از این آیات شریفه قرآن کریم در حوزه مباحث حقوق بین‌الملل که امروزه به صورتی جدی مطمح نظر قرار دارد، مطرح گردید و آن را بر محور اولیاء و حیثت ولایت متمرکز نمودیم.

 

شایان توجه و مداقّه است که در ذیل واپسین آیه‌ای که در جلسه گذشته تبیین شد، آیاتی قرار دارند که آیه شریفه ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ﴾ ناظر بر شأن و جایگاه حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام، مترتب بر همان آیاتی است که دیروز تفسیر آن‌ها را بیان داشتیم.

 

مقتضی است که پیرامون خصوصیات و مؤلفه‌های مندرج در این آیات شریفه، تامل و التفات فزون‌تری مبذول گردد. به باور بنده، این امر از زمره بدیهیات محسوب می‌شود، هرچند بسیاری از افراد بدان توجه لازم را نداشته‌اند.

 

چنانچه ترتّب و نسق این آیات مورد مداقّه قرار گیرد تا جایی که به آیه شریفه ﴿يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ﴾ منتهی می‌شود، تصور و برداشت این‌جانب آن است که این مسئله از امور کاملاً بدیهی به شمار می‌رود؛ چه آنکه با بررسی دقیق سیاق معانی درمی‌یابیم جایگاه اصیل ولایت دقیقاً در همین موضع تعریف می‌شود و آیه شریفه نیز در جایگاه شایسته و حقیقی خویش قرار دارد؛ و فی‌الواقع، آیات شریفه از آغاز، ذهن ما را بر همین مبحث متمرکز و مبتنی ساخته‌اند تا به این نقطه نائل شویم.

 

تقاضامندم سرورانی که در این مبحث وارد شده‌اند، پیرامون آن مباحثه فرمایند و از رهگذر یک مداقّه علمی دریابند که تمام این مباحث فی‌الواقع ریشه در اصل ولایت دارد و به هیچ روی منفک از آن نیست، بلکه جملگی مترتب بر آثار ولایت می‌باشند؛ حتی در آن موضعی که حضرت حق می‌فرماید ﴿وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ﴾ در آنجا نیز حکم ولایی پروردگار و حاکمیت الهی مطمح نظر قرار گرفته است.

 

دیدگاه بنده آن است که تمامی این شقوق و موارد، حتی آنجا که در همین آیات کریمه حکم قصاص بیان گردیده و در آیه قصاص آمده است ﴿الْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ﴾ آن امر نیز از باب ولایت تشریع گشته است. مسئله، مسئله ولایت است و چنانچه ما در هیچ‌یک از این مباحث به حیثت ولایی آن التفات نداشته باشیم، اساساً فاقد معنا خواهد بود و به معنای حقیقی و واقعیت خویش دست نخواهد یافت.

 

این مطلب بارها به صورت مکرر و در مباحثات خاص با برخی از افاضل به بحث گذارده شد و به قدر وسع و توان علمی خویش، این مسئله را مکرراً مورد مطالعه قرار داده و تمامی این فروع را به این اصول و موارد ارجاع دادیم.

 

حقیقت سلب ولایت الهی و مفاد نوله

اینک پیرامون آیه شریفه‌ای که در جلسه پیشین مطرح گردید، مسلماً امر بدین‌گونه است؛ ولایتی که در اینجا بدان تصریح می‌شود، گاه در تعابیر فارسی گفته می‌شود خداوند فرد را به خودش واگذار نموده است؛ بدین معنا که ولایت پروردگار دیگر شامل حال چنین شخصی نمی‌گردد و او عملی مرتکب شده که موجب واگذاری‌اش به نفس خویش شده است. این نکته بسیار حائز اهمیت است؛ به این معنا که پیوند ولایت الهی را منقطع ساخته و هر فعلی را به صورت خودسرانه مرتکب می‌شود.

 

و چه ابتلائات و مصائبی گریبان‌گیر انسانی خواهد شد که به نفس خویش واگذار شده باشد. استنباط بنده از آیه دیروز در این حد است که اراده حق‌تعالی بر آن تعلق گرفته تا این سنخ از ولایت را به خود فرد بازگرداند؛ بدین معنا که هر چه داری، حاصل عملکرد خودت است و عذاب جهنم را نیز خود برای خویشتن مهیا ساخته‌ای.

 

چنانچه با دقت کامل امعان نظر فرمایید، مشاهده خواهید کرد که این آیه کریمه به صراحت بیان می‌دارد این ولایتی است که مفاد نُوَلِّهِ متضمن آن است؛ یعنی ولایت را به خودش تفویض و واگذار نموده‌ایم. مقوله نُوَلِّهِ ناظر به این حقیقت است که ولایت پروردگار منقطع گردیده و امر ولایت به خود او واگذار شده است، آری، به ذات خودش واگذار گردیده است. از همین روست که هر نوع ولایتی برای خویش متصور شود، خود آثار دوزخ را برای خویشتن پدید می‌آورد.

 

تقابل ولایت الهی با ولایت شیطانی و طاغوتی

بر این اساس، مسئله با وضوح و اتقان کامل تبیین گردید که مفهوم ولایت در هر موضع، معنا و دلالت خاص خویش را داراست. ما باید منشأ و ریشه این ولایت را مد نظر قرار دهیم. آنچه در مباحث اصول فقه تحت عنوان وحدت معانی از آن یاد می‌کنیم، در این مقام به روشنی منجلی می‌گردد که ما از یک سو ولایت را معطوف به ولایت الهی در نظر گرفته‌ایم و از سوی دیگر، ولایت را در تقابل با ولایت الهی تعریف نموده‌ایم که همانا ولایت شیطانی و ولایت طاغوت است.

 

سروران گرامی کاملاً التفات و عنایت دارند که با مداقّه در موارد متکثر این آیات شریفه، درمی‌یابیم که در جمیع مواضع، ولایت الهی برای جامعه بشری تثبیت و تأکید می‌گردد که تمسک بدان الزامی است و در برابر آن، ولایت شیطانی یا ولایت‌های منبعث از هوای نفس قرار دارد؛ حتی در مواردی که به تبعیت از هوای نفس منتهی می‌گردد، باز هم بیانگر تقابل ولایت شیطانی با ولایت الهی است و مرتبه‌ای از آن نیز همانا ولایت نفس اماره است که عینیت با ولایت شیطانی دارد.

 

بنابراین، با عنایت به این‌که مسئله حاضر از اصالت و عمق فراوانی برخوردار است، لازم است به تمامی این آیات شریفه عطف توجه نماییم تا بنیاد و غایت این مبحث به نحو اکمل تبیین و منقّح گردد.

 

بررسی نهی از ولایت معاندان و مسئله مودت

اینک کلام حضرت باری‌تعالی که می‌فرماید بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ﴾ متضمن نفی کدامین ولایت است؟ ولایت شیطانی، یعنی پذیرش سلطه و ولایت دشمن خداوند و دشمن خویشتن؛ و چنان‌که در جلسه‌ای پیشین تبیین گردید، این دو مفهوم با وجود عطف بر یکدیگر، ریشه و خاستگاهی واحد دارند. هنگامی که یک جزا بر دو عنوان مترتب می‌شود، مفهومش لزوماً تقارن و انضمام دو شرط نیست؛ بدین معنا که چنین استنباط شود که صرفاً در صورت اجتماع هم‌زمان عداوت با خدا و عداوت با شما، نهیِ از اتخاذ ولایت صادق باشد، خیر، هرگز چنین نیست!

 

در اینجا مطلب به یک ریشه بازمی‌گردد، گرچه در دو تعبیر آمده است؛ عبارت عَدُوِّي و عبارت عَدُوَّكُمْ دو بیان متفاوت‌اند اما منشأ آن‌ها یکی است، و آن همانا ولایتِ در تقابل با ولایت الهی، یعنی ولایت باطل است. چنان‌که در جلسه‌ای تشریح نمودم، در مواردی که یک جزا در ازای دو شرط قرار می‌گیرد، باید تحقیق شود که آیا آن دو شرط از یک سنخ هستند یا از دو سنخ متباین؛ در این مقام، با وجود دوگانگی در لفظ، به یک حقیقت واحد رجوع دارند. در این آیه نیز، دشمنی با شما و دشمنی با پروردگار به یک ریشه و به یک حقیقت بازمی‌گردد که عبارت است از خروج از ولایت الهی. از این رو می‌فرماید لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ.

 

اصولاً این یک امر قهری و طبیعی است که انسان چون ولایتی را پذیرا شد، به تدریج القاء مودت و محبت نیز مقارن و همراه آن پدید خواهد آمد.

 

ظاهراً—چنانچه تلقی بنده صائب باشد و مورد تایید و پذیرش سروران قرار گیرد—فعل تُلْقُونَ به همان کسانی معطوف است که عَدُوِّي و عَدُوَّكُمْ هستند؛ معاندانی که دشمن خدا و دشمن شما می‌باشند جملگی بستری فراهم می‌سازند که بر اساس همان ولایت باطل خویش، رابطه‌ای مبتنی بر مودت را پدید آورند و دقیقاً در همین موضع است که تباهی و انحراف حادث می‌شود.

 

چنین مودتی، دیگر مودت الهی نبوده و ولایت نیز ولایت خدایی نخواهد بود، بلکه به مودت مبتنی بر عداوت بازمی‌گردد. این وابستگی و مودت، نوعی محبتِ توأم با تعلق و سرسپردگی است که سبب وابستگی شما به دشمنان خدا و دشمنان خودتان می‌گردد. چنان‌که پیش‌تر مثال زدم: شما اعتباری مالی (فاینانس) از دشمن اخذ می‌کنید، و با طرفی که در موضع دشمنی است وارد تعامل می‌شوید و بدین طریق خود را تحت سلطه او قرار می‌دهید؛ نوعی از ولایت به واسطه همین ابزار مالی و فاینانس بر شما مسلط می‌گردد و به تبع آن، مفاد ﴿تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ﴾ نیز محقق می‌شود.

 

این سنخ ارتباط را ملاحظه فرمودید، منتها از آنجا که مقوله مودت یک رابطه طرفینی و متقابل است—بدین معنا که مودت هم از جانب ماست و هم از جانب طرف مقابل—لازم است پیرامون آن مداقّه بیشتری صورت پذیرد که تفاصیل آن در جلسه آتی تبیین خواهد شد.

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo