« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد میرزا محمدحسین احمدی‌فقیه‌یزدی

1405/06/23

بسم الله الرحمن الرحیم

پیوستگی عناد با رسول و خروج از سبیل مؤمنین/دلالت‌شناسی آیه مشاقه رسول /مشاقّه و خروج از مسیر حق

 

موضوع: مشاقّه و خروج از مسیر حق/دلالت‌شناسی آیه مشاقه رسول /پیوستگی عناد با رسول و خروج از سبیل مؤمنین

 

«این متن توسط هوش مصنوعی پیاده‌سازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.»

 

اما پیرامون مبحث قرآنی که در جریان بود و به این فراز از آیه شریفه رسیدیم که ﴿لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ﴾ در این موضع، مبحث بسیار مفصل و مبسوط است و عبور از آن به‌سادگی میسور نیست؛ از این رو مسئله می‌بایست با مداقّه کامل پیگیری شود و ان‌شاءالله سروران و افاضل نیز همراهی فرمایند تا بتوانیم به نتیجه‌ای صائب و دقیق نائل آییم.

 

بررسی آیه یکصد و پانزدهم سوره نساء

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ. آیه یکصد و پانزدهم از سوره مبارکه نساء؛ از این آیه شریفه می‌توان مضامین و معارف بسیار حائز اهمیتی را استنباط نمود که متضمن نکته‌ای بس عظیم است، و در وهله نخست باید به دقت در متن آن امعان نظر داشت که ﴿وَمَن يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَىٰ وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّىٰ وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا.﴾

 

در طلیعه کلام می‌فرماید ﴿وَمَن يُشَاقِقِ الرَّسُولَ﴾ یعنی آن کس که طریق هدایت باشکوه و باعظمت رسول اکرم را می‌کند و با ایشان به مخالفت و عناد برمی‌خیزد، با وجود آنکه صراط حق برای وی روشن و مبرهن گشته است ﴿مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَىٰ﴾ موازین هدایت برای او به اتمام رسیده و شک و شبهه‌ای برایش باقی نمانده، طریق را شناخته و به درستی دریافته است، اما با این حال ﴿يُشَاقِقِ الرَّسُولَ﴾ تحقق می‌یابد.

 

تحقیق اصولی در مسئله تعدد شرط و وحدت جزا

این یک جانب مسئله است؛ حضرت باری‌تعالی دو شرط را مقرون به یکدیگر ذکر فرموده است. این خود مبحثی بسیار بدیع و اصولی است که در سایر آیات شریفه قرآن کریم نیز بایستی مورد توجه قرار گیرد. فی‌المثل مشاهده می‌شود دو شرط انشا گردیده و یک جزا بر آن مترتب شده است؛ جزا واحد است، اما دو شرط در مقدمه آن اخذ شده است. حال چنانچه یکی از این شروط محقق نگردد، آیا می‌توان قائل بدان شد که در این موضع حکم منتفی است؟ بدین تقریب که ترتب جزا مشروط به اجتماع هر دو شرط بوده و با انتفای یکی، حکم ساقط می‌شود؛ نظیر آیاتی که می‌فرماید ﴿أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ﴾ که هر دو امر معاً ذکر گردیده است؛ هم طاعت خداوند و هم طاعت رسول. در بسیاری از موارد ساختار چنین است که دو یا سه شرط وارد شده و به دنبال آن یک جزا مقرر گردیده است. آنگاه اگر گفته شود با زوال یکی از این شروط، دیگر جزا مترتب نیست یا حکم جزا منتفی است، در این باب اختلاف‌نظر جدی مطرح است. ولیکن نظریه‌ای که اشتهار بیشتری یافته این است که با انتفای یک شرط، جزا بر آن مترتب نمی‌گردد. اما ما این مسئله را، همان‌گونه که در مباحث علم اصول بدان خواهیم پرداخت، به مراد جدی و حقیقتِ معنا بازمی‌گردانیم. در همین مقام پاسخ می‌دهیم: اطاعت از رسول و اطاعت از خداوند در واقع اطاعت از کیست؟ عین اطاعت از ذات اقدس الهی است. بنابراین چنانچه یکی از آن‌ها نباشد، کأنّ دیگری نیز منتفی است؛ یعنی در حقیقتِ معنا وحدت دارند. پس نمی‌توان مدعی شد که با فقدان یک شرط، جزا نیز منتفی می‌گردد. در اینجا دو شرط به دو تعبیر بیان شده، اما در واقع شرطْ واحد است و آن عبارت از اطاعت خداست، زیرا اطاعت از رسول نیز اطاعت از خداوند است؛ لذا آن دیدگاه مبتنی بر قواعد صرفاً ادبی که با سقوط یک شرط، جزا را منتفی می‌داند، در این مقام جاری نیست، چرا که این دو شرط در حقیقتِ امر دارای حکم واحد هستند.

 

اکنون در این آیه شریفه ﴿وَمَن يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَىٰ وَيَتَّبِعْ﴾ دو شرط محقق شده است: نخست مشاقّه با رسول و دوم پیروی از غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ﴾؛ یعنی از مسیر مؤمنان و طریق مکتب، فرهنگ و روش زیست اهل ایمان انحراف گزیده و راهی دیگر را برگزیده است؛ ﴿نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّىٰ﴾ بدین معناست که اتخاذ این ولایت و تمسک به غیر راه مؤمنین، همراه با همان سرسپردگی و تولی به راهی که غیر سبیل مؤمنان است، به این فرجام منتهی می‌شود که ﴿وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا﴾ در این مرتبه است که به دوزخ واصل می‌گردد و مسیری که برگزیده، به جهنم منتهی می‌شود.

 

این مبحث به شکلی بسیار عمیق و دقیق در این آیه مبارکه تبیین شده و سمت‌وسوی بحث ما را کاملاً منقّح می‌سازد؛ دائر بر اینکه شخص طریق غیر اهل ایمان را برگزیده و به مقتضای ن﴿ُوَلِّهِ﴾ این ولایت را پذیرفته است. آیه شریفه دلالت دارد بر اینکه وی حاکمیت و ولایتِ غیر سبیل مؤمنین را اخذ کرده است. همان‌طور که بیان شد، در ظاهر دو شرط است ولیکن در باطن حکم واحد دارند، برخلاف نظریه بزرگوارانی که از حیث صناعت ادبی معتقدند با انتفای یکی از شروط، جزا که متعلق به هر دو شرط بوده منتفی می‌شود؛ خیر، ما در اینجا قائل بدان هستیم که در حکم شرط واحد است. اطاعت از پیامبر به‌مثابه اطاعت از خداوند متعال است و با آن وحدت دارد. در اینجا نیز مسلک مؤمنین و صراط آنان همان طریق رسول است. آن کس که مصداق يُشَاقِقِ الرَّسُولَ است، همو مصداق ﴿وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ﴾ می‌باشد. تبعیت از غیر سبیل مؤمنین صورت پذیرفته است، کما اینکه امروزه در بررسی موازین بین‌المللی نیز با این امر مواجه هستیم؛ روابط ما باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که متضمن خروج از سبیل مؤمنین نگردد، تبعیت از غیر طریق اهل ایمان رخ ندهد، نُوَلِّهِ واقع نشود و مشاقّه با رسول محقق نگردد، که اگر چنین شد، فرجام این تولی فرد را بدان‌جا سوق می‌دهد که ﴿نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّىٰ وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا﴾ و او را به دوزخ واصل می‌گردانیم.

 

تطبیق مفهومی سبیل مؤمنین بر موضوعات اجتماعی

بنابراین التفات فرمودید که مسئله ولایتِ مندرج در این آیات شریفه، مبحثی بسیار دامنه‌دار و بنیادین است؛ اینکه فرد، روش و سیره غیر اهل ایمان را برگزیند. در ماه مبارک رمضان، بانوی محترمه‌ای در خصوص مسئله حجاب پرسش‌هایی مطرح نمودند؛ در محفلی که مقارن با افطار بدان دعوت شده بودیم حضور یافتیم و این شبهات عنوان گردید؛ از جمله ایشان اظهار داشتند که در اقوال چنین آمده است که حجاب امری شخصی و فردی است، همانند فریضه صلات؛ اگر کسی نماز نگزارد، تعدی به حریم دیگری نکرده و صرفاً نماز خویش را ترک گفته و نزد خداوند توبه می‌نماید و ذات باری‌تعالی نیز به حکم تبدیل سیئات، ممکن است گناه او را به حسنه مبدل فرماید، و سخنانی از این دست که در افواه جاری است. بنده در پاسخ ایشان به همین آیه شریفه استناد جستم؛ سیره و سنت اهل ایمان، حضرت فاطمه زهرا، ائمه هدی و حضرت زینب کبری سلام‌الله‌علیهم، حقیقت سبیل مؤمنین است. در مقابل، راهی است که غیر مؤمنان پیموده‌اند؛ همان رویکردی که امروزه در تمدن شرق و غرب بر مسئله حجاب حاکم گشته است. گام‌نهادن در این طریق، سلوک در مسیری غیر از صراط اهل ایمان است و انطباق دارد بر ﴿يُشَاقِقِ الرَّسُولَ وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ﴾. تبعیت از غیر صراط مؤمنین رخ داده است؛ گذشته از اقاویل مطرح، حجاب از مسلمات شرع انور است و در مفاد آیه شریفه باید کمال تدقیق صورت گیرد. اصل مبحث بر سر فرهنگ است؛ فرهنگِ سبیل مؤمنین که باید در بستر آن حرکت نمود. حرکت در غیر سبیل مؤمنین به چه معناست؟ به معنای دخالت‌دادن ولایت آنان و ترویج ولایت غیر مؤمنین در جامعه است. این تبیین در آن بانو بسیار نافذ افتاد و به اهمیت وافر مسئله اذعان نمودند. آری، روش‌ها، سنن و ساختارهایی که در کشور مستقر می‌سازیم باید منطبق بر سبیل مؤمنین باشد؛ چنانچه جز این رفتار شود و شیوه‌های دیگر ترویج یابد، مشمول انذار این آیه و مصداق نُوَلِّهِ خواهیم بود، بدین معنا که ولایت غیر مؤمنین را حاکم ساخته‌ایم.

 

این بحثی اجتهادی و فقاهتی است که ما در مسائل کلان بین‌المللی با آن روبرو هستیم و عمده آن به مسئله تولی و ولایت بازمی‌گردد که اگر به‌درستی لحاظ نشود، مفاسد و تالی‌فاسدهای کثیری به دنبال خواهد داشت. تا بدین‌جا نکاتی چند به استحضار افاضل محترم رسید؛ دامنه سخن بسیار گسترده است و ان‌شاءالله به این مبحث تداوم خواهیم داد.

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo