1405/06/16
بسم الله الرحمن الرحیم
جایگاه جهاد تبیین در مناسبات بینالملل/روابط بینالملل اسلامی /فقه جهاد
موضوع: فقه جهاد/روابط بینالملل اسلامی /جایگاه جهاد تبیین در مناسبات بینالملل
جایگاه جهاد تبیین در مناسبات بینالملل
لکن در مقطع کنونی، پیرو مباحثی که در سال گذشته پیرامون مسئله جهاد مطرح بود، پارهای از آن مباحث را در جلسات پیشرو پی میگیریم؛ با این تفاوت که در سال جاری، مبحث ناظر به مناسبات و روابط بینالملل در بستر حقیقت جهاد خواهد بود؛ زیرا آنچه از اهمیت فزایندهتری برخوردار است، مسئله روابط است، چرا که سامانیافتگی روابط بینالملل، زمینه دستیابی به والاترین گونه جهاد را فراهم میسازد، به این معنا که پیش از منتهیشدن امور به ستیز نظامی، چارهاندیشی شود. همانگونه که مقام معظم رهبری و متفکر والامقام، شهید گرانقدر رحمة الله علیهم، به زیبایی تبیین فرمودند، مسئله جهاد تبیین از جایگاه ویژهای برخوردار است. جهاد اقسام گوناگونی دارد که یکی از آنها جهاد تبیین است و این قسم از جهاد، دارای ارزش و اعتبار بسیار والایی بوده و بعد بینالمللی آن حائز اهمیت بنیادین است. البته جهاد در میان جامعه مؤمنان و نیروهای خودی در جایگاه خود محفوظ است و گفتوگوی تفصیلی دیگری را میطلبد؛ لیکن جهادی که امروزه به غایت دشوار و سنگین مینماید، مواجهه با جریانهایی است که با تمسک به عناوینی نظیر حقوق بشر و ایجاد هراس از اسلام و دین، درصدد فریب اذهان عمومی برآمدهاند؛ از اینرو باید توجه داشت که این ساحت از جهاد چه میزان ثقیل و خطیر است.
رویکرد انسانی به روابط بینالملل و طلیعه سوره ممتحنه
بدین ترتیب، محور بحث به روابط بینالملل ارجاع مییابد؛ البته روابط بینالملل با لحاظ و حیثیتی خاص که همانا حیث امور انسانی است. نظر ما به روابط بینالملل صرفاً از منظر سیاسی یا تبلیغات عمومی نیست، بلکه تمرکز اصلی بر حیث روابط انسانی استوار است و جهاد در این افق مورد بررسی قرار میگیرد. این مبحث بسیار شایسته و بدیع است و چنانچه توفیق الهی رفیق راه شود و مقتضیات روحی، جسمی و فکری مساعدت نمایند، پرداختن به این مسئله که خلأ آن بهطور ملموس احساس میگردد، تداوم خواهد یافت. برای گشایش این مبحث، از ابتدای سوره مبارکه ممتحنه آغاز نمودم؛ در این سوره، باریتعالی میفرماید: ﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِيَّاكُمْ﴾ مبحثی که قرآن کریم در این آیه اقامه فرموده، بسیار عمیق و بنیادین است و شایسته است که آیات دیگر را نیز به عنوان مؤید و مفسر به مدد گیریم و از آنها بهرهمند شویم. در حال حاضر، در همین حد که طلیعه بحث ما به شمار میرود، توجه مبذول فرمایید تا به توفیق الهی مدخلی متقن برای آغاز مبحث داشته باشیم.
قرآن کریم مناسبات میان آحاد انسانها و پیوند ما مسلمانان با سایر جوامع را به نیکی تبیین فرموده است. ما این مبحث را برای مقطع سطح پنج مقرر نمودهایم تا فضلای ارجمندی که سطح چهار را به اتمام رساندهاند، امکان ارتقا به این سطح را داشته باشند و ما نیز در تمام جهات مساعدت لازم را مبذول خواهیم داشت. البته گاه مزاحهایی از جانب ما مطرح شده که صورت جدی به خود گرفته است؛ چنانکه در اصول فقه، شرط گاهی مقدم بر فعل و گاه متأخر از آن لحاظ میگردد؛ در فقه نیز این قاعده جاری است و بر مبنای شرط متأخر، سروران میتوانند پس از اتمام دوره و سپرینمودن مباحث این مقطع، پارهای از نواقص پیشین را جبران نمایند تا استحقاق دریافت مدرک با خصوصیات منظور حاصل آید؛ کمااینکه در دانشگاه اجتهاد نیز همین رویکرد را مطرح نمودیم و اکنون ثمرات مبارکی از این تمسک به شرط متأخر حاصل گشته و دانشآموختگان به مدارج عالی نائل آمدهاند. برای نمونه، شرط ورود قبولی در آزمون سراسری بود، لکن مشاهده میشد فردی در تمامی جهات علمی کفایت لازم را داراست؛ از اینرو در کلاسها حاضر میشد و به تحصیل و مباحثه با اساتید میپرداخت و نمرات عالی نیز کسب میکرد، بدون آنکه همانند رویه سایر دانشگاهها، داوطلب معطل آزمون ورودی نگاه داشته شود. وی به سبب حضور مستمر در محافل علمی، در سال بعد با آمادگی و وضوح ذهنی بیشتر در آزمون سراسری توفیق مییافت و با درج نتیجه در پرونده، رسماً فارغالتحصیل میگشت و حتی اکنون برخی از ایشان در مرحله نگارش و دفاع از پایاننامه خویش هستند.
دلالتشناسی واژگان آیه نخست سوره ممتحنه
بنابراین، ما این عنوان پژوهشی را برای مقطع سطح پنج قرار میدهیم و هر اندازه که پژوهشگران گرامی در دلالات آیات قرآنی و روایات شریفه تعمق و تتبع نمایند، بسیار پرارج و مغتنم خواهد بود، بهویژه در عصر حاضر که اوضاع حاکم و حوادث زمانه، ضرورت پرداختن به آن را دوچندان نموده است. نخستین فراز آن است که مسئله بر محور مودت قرار گرفته است؛ چنانکه در آیه شریفه وارد شده: ﴿لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ﴾ یعنی آنان را سرپرست و والی خویش مگیرید ﴿تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ﴾ در همین مطلع آیه، دقایق و نکات شایان توجهی وجود دارد که به قدر مقدور به تذکار آنها بسنده مینماییم و این خود تذکری عمیق است. با توجه به ضیق وقت بنده در این مقطع، انتظار میرود که طلاب محترم بدان اهتمام ورزند. اینجانب پیرامون پارهای از ظرایف این آیه شریفه تأملاتی داشتهام که امید است به صواب پیوسته باشد. نخست، عبارت ﴿لَا تَتَّخِذُوا﴾ است که از اتخاذ نهی میفرماید، و دیگر، خطاب ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا﴾ است که مؤمنان را مورد ندا قرار داده و میفرماید: ای اهل ایمان، ﴿لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ﴾ یعنی دشمن باریتعالی و دشمن خویش را به عنوان اولیای خود برنگزینید. حال پرسش این است که معنای اولیاء را در این فراز چگونه باید تبیین نمود؟ محققان محترم باید به دقتنظر در این خصوص روی آورند؛ همانگونه که یکی از عزیزان در انطباق با آیه تطهیر نکتهای را مطرح ساختند، بیتردید جنابعالی نیز در موازین مشابه تأمل فرمایید تا جایگاه کاربرد واژه اولیاء مشخص گردد.
شاگرد: استاد، آیه دیگری نیز به این مضمون وارد شده است که میفرماید: ﴿لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالً﴾ا.
استاد: احسنت بر شما؛ آن آیه شریفه نیز دقیقاً به همین سیاق است؛ بارکالله. این سررشتهها را پیگیری فرمایید تا انشاءالله محصولی بدیع، مطبوع و گواراتر از گلابی فراهم آید؛ گرچه میوه گلابی، بهویژه محصول نطنز، بسیار نفیس است و اخیراً چند عدد از آن را به رسم هدیه برای اینجانب آوردند که مشاهده نمودم. باری، آیه میفرماید: ﴿لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ﴾ دشمن حقتعالی و دشمن خودتان را ولی خود قرار ندهید ﴿تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ﴾ در بیان این فراز چه تبیینی خواهید داشت؟ ظاهر امر نشان میدهد که وجود آدمی سرشته با حالت انس و الفت است؛ چنانکه برخی ریشه نام انسان را از انس مأخوذ دانستهاند. این انس، حالتی طبیعی است؛ بهگونهای که حتی در سنت مصافحه و دست دادن با یکدیگر، قرابت دستها فینفسه موجب تولید مودت و الفت میشود. انگشت ابهام نیز بدین جهت ابهام نامیده شده است که بسیاری از مبهمات و اسرار مکنون در نفس انسانی، با تماس و حرکت آن مکشوف میگردد. صاحبنظران در علوم قدیم، همانگونه که از طریق قرائت خطوط جبین یا کفبینی به احوال درونی پی میبردند، یا اموری نظیر تأثیر نام افراد را لحاظ میکردند، به این مسئله واقف بودند.
تجارب فراوانی حکایت از آن دارد که اسامی دارای ارتباط وثیق با نفس انسانی هستند؛ کمااینکه در مواردی مبتلایان به بیماریهای مزمن، با تبدیل نام خود به اسمی دیگر بهبودی یافتهاند، و یا اختلافات دامنهدار خانوادگی از طریق تغییر نام مرتفع گشته و محبت جایگزین آن گردیده است. حروف و کلمات دارای خواص عجیبی هستند. جناب آقای دکتر محمدامین احمدیفقیه به این جنبه از الفاظ و کلمات قرآن کریم عنایت وافری دارند و کتابی نیز از ایشان در این زمینه به چاپ رسیده است که مطالعه آن به فضلای محترم توصیه میگردد. ایشان وجوه ریاضی این حروف را استخراج نمودهاند و در این حیطه مطالب عمیقی نهفته است. افزون بر این، در دانش حروف و اعداد و تناسبات رقومی، کتب متعددی به رشته تحریر درآمده که جملگی حاصل مساعی علمی بشر در این وادی است. شاخههایی همچون کفبینی، فراست و قیافهشناسی نیز هر یک دانشی مدون به شمار میروند که از طریق وجنات ظاهر به ادراک باطن نائل میشدند. از دیگر مباحث، اتصال و مجاورت کالبد انسانی با فرد دیگر است؛ در تحقیقات جدید دانشمندان این فن مدعی هستند که هر انسانی از حوزه مغناطیسی به شعاع سی متر برخوردار است. بنابراین، در فضای یک محیط، آثار وجودی فرد تا فاصله سی متری انبعاث دارد که این میدان مغناطیسی، زمینه سازگاری یا کشش روحی را پدید میآورد.
برخی نیز به طعنه یا به جد اظهار میداشتند که تعبیه سلولهای انفرادی در بازداشتگاهها بدین سبب است که اثرات روحی و مغناطیسی فرد بر دیگری مترتب نگردد. به هر روی، انگشت ابهام از آن جهت که کاشف از مبهمات مکنون در نفس است، واجد آثار فراوان بوده که یکی از مهمترین آنها، ایجاد محبت و وداد است. چنانچه پیوند خویشاوندی میان دو فرد برقرار باشد، هنگام مصافحه، تقارن و تماس دو انگشت ابهام به ایجاد ارتباطی وثیقتر و صمیمانهتر میانجامد؛ بهویژه در موضع منشأ و قاعده ابهام؛ کمااینکه در گذشته در محضر یکی از اهل اخلاق شرفیاب میشدیم و ایشان از بررسی همین خط تحتانی منشأ ابهام، منازعات خانوادگی متعددی را به صلح و سازش مبدل میساخت. نحوه بازخوانی و کشف احوالات درونی از طریق این خط، از فنون بسیار دقیق و قابل اعتنا محسوب میشد.
تمایز محبت و مودت و جمعبندی مبادی بحث
قرآن کریم در این موضع، مسئله محبت و مودت را—که مودت در مرتبهای بالاتر و راسختر از محبت جای دارد—و منشأ آن را مطرح فرموده است. انشاءالله در نشستهای آتی، در صورت دست دادن توفیق، بهرهای را که از این آیه در نظر است تبیین خواهیم نمود و در خدمت سروران خواهیم بود. در جلسه حاضر، مبادی بحث مطرح گردید تا افاضل محترم با مداقه در آیه شریفه و سیاق سوره مبارکه، همراهی لازم را در ادامه مباحث مبذول دارند.