1403/12/24
بسم الله الرحمن الرحیم
تحلیل شهود معرفتی در شب قدر/حقیقتشناسی سوره قدر /معارف و حکمت اسلامی
موضوع: معارف و حکمت اسلامی/حقیقتشناسی سوره قدر / تحلیل شهود معرفتی در شب قدر
معرفتشناسی فرشتگان و تبیین ویژگیهای وجودی آنان
مباحثی پیرامون آیه شریفه ﴿تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ﴾ مطرح است؛ در حقیقت، یکی از مسائل بسیار بنیادین، اصیل و پرشکوه در الهیات اسلامی، معرفتشناسی فرشتگان و تبیین ویژگیهای وجودی آنان است. پرسش این است که چه خصوصیاتی در نهاد ملائکه وجود دارد که چنین عظمت و شرافتی برای این جنود الهی بر شمرده شده است؟ تا جایی که حتی در مقام تبیین علم غیب و مجاری و مواضع این علم شریف برای پیامبر مکرم اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم، مجدداً نام ملک به میان میآید؛ بدین معنا که ملک بر این خصوصیات و ویژگیها وقوف و آگاهی دارد. این حقیقت در تعبیر بسیار رفیع و کلیدی پایان سوره مبارکه یاسین نیز متجلی است، آنجا که میفرماید ﴿إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ﴾ که دلالت دارد بر اینکه هر موجودی دارای مرتبهای ملکوتی است و سیطره و مالکیت بر ملکوت هر چیزی منحصراً در ید قدرت حضرت باریتعالی است و منشأ تمامی برنامهها و مقدرات گوناگون آفرینش به همین مرتبه ملکوتی بازمیگردد. همچنین در آیه شریفه دیگری چنین آمده است ﴿وَلَا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلَا أَقُولُ إِنِّي مَلَکٌ﴾ بدین معنا که در قبال آن همه فضائل بیکران و مناقب والایی که برای فرستاده الهی ثابت است، حضرت حقتعالی امر میفرماید که ابراز بدارد من نیز بشری همانند شما هستم؛ یعنی بر اساس مشیت الهی مأمور به بیان این حقیقت میشود که بگوید ﴿إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَىٰ إِلَيَّ﴾ که مورد وحی ربوبی قرار میگیرم. بنابر این، در مقایسه با مرتبه انسانی، اساساً اقتضا ندارد که انسان جایگاه فرشتگان را اتخاذ کند و بزرگترین شخصیتهای بشری و انبیای عظام الهی تصریح و تأکید فرمودهاند که خصوصیات ذاتی ملائکه در نهاد بشری ما جاری نیست.
حقیقت نزول ملائکه و روح در شب قدر
از اینجا عظمت و اهمیت فراوان مسئله نزول ملائکه در شب قدر آشکار میگردد، آنجا که میفرماید ﴿تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ﴾؛ در وهله نخست، باید حقیقت ملک و ویژگیهای وجودی آن روشن شود که چگونه بر اساس این آیه کریمه، نزول فرشتگان در پیوند با هر امر و حادثهای صورت میپذیرد و ملائکه نسبت به جمیع امور فرود میآیند. همچنانکه حقیقت روح نیز معیت با ملائکه دارد و در ذیل این آیه ذکر گردیده است؛ روحی که بر اساس برخی از تفاسیر و تعابیر همان روحالقدس است و بنابر تعابیری دیگر، روح اعظم نام دارد که برترین و شریفترینِ ارواح به شمار میرود و در آن شب فرخنده همگام با ملائکه در شب قدر نازل میشود.
وجوه شرافت و فضیلت شب قدر
از جمله صفات و ویژگیهای نزول در شب قدر، آن است که نزول قرآن کریم در این شب قدسی واقع گردیده است: ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ﴾ در تحلیل نهایی، یک شرافت ذاتی برای شب قدر متصور است که به مرتبه وجودی خود این شب اختصاص دارد و واجد عظمتی ویژه است. در این سوره مبارکه، سه موضوع به طور مجزا به عنوان وجوه شرافت این شب قلمداد شدهاند؛ نخست نزول قرآن کریم است که فرمود ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ﴾ پس نزول وحی، برکت و عظمتی افزون بر شرافت ذاتی شب قدر به آن اعطا نموده است. و دو مورد دیگر که کانون بحث ما را تشکیل میدهند؛ از جمله فیضان ﴿تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ﴾ است.
ارتباط ملکوت موجودات با نزول فرشتگان
شایان ذکر است با توجه به توضیحات پیشگفته، ساحت قرآن کریم در پی بیان این حقیقت است که جمیع موجودات واجد جنبهای ملکوتی هستند و آن قوه بنیادین و قدرت اصیل با عالم ملائکه پیوند دارد: ﴿بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ﴾ آیه شریفه پایانی سوره مبارکه یاسین بدین شرح است: ﴿إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أن يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ﴾ که دلالت بر ملکوت هر پدیدهای دارد. حال، نزول فرشتگان در این شب شریف بدین منظور است که آن رحمت واسعه و عظمت مقدری که باید در این شب محقق گردد، مجرای نزولش این فرشتگان مقرب باشند تا تأثیرات تکوینی و تشریعی خود را برجای گذارند.
ضرورت و اصالت رویکرد عرفانی در معارف دینی
در محفل علمی امشب، برخی از سروران و آقایانی که پیشتر خرده میگرفتند که چرا در این مباحث رویکرد عرفانی اتخاذ میشود، حضور ندارند؛ لکن ناگزیریم، چرا که حقیقت و مغز این مبحث در گرو معارف عرفانی است. البته مراد ما عرفانهای نوظهور و کاذب نیست که دکانداری و سالوسگری به شمار میروند و فاقد حقیقت اصیل عرفان میباشند. ناگفته پیداست که هر امر نفیس و ارزشمندی، بدل و نسخه تقلبی نیز دارد؛ چنانکه در قبال یک داروی بسیار مرغوب و اثربخش، نمونههای تقلبی ساخته میشود تا مطامع مادی سازندگان را تأمین کند. این امر در سایر شئون نیز جاری است؛ مثلاً روحانیون تقلبی که امروزه نیز مشاهده میشوند؛ کما اینکه گاه در رسانههای تصویری دیده میشود که برخی بازیگران چنان حرکات و سکنات روحانیت را شبیهسازی میکنند که پنداشته میشود ایشان حقیقتاً اهل علم و روحانی هستند. منشأ اینگونه ترفندها را به سیاستهای استعماری بریتانیا منتسب میدانند. حتی مواردی گزارش شده است که شخصی به سانِ فقیه عالیقدر حضرت آیتالله العظمی بروجردی تکلم مینمود و شیوۀ تلفظ، جثه و تمامی حرکات ایشان را شبیهسازی میکرد تا هیچکس در هویت واقعی او تردید روا ندارد، و مواردی از این دست که میتوان بدان قیاس نمود و قس علی هذا. جعل و تزویر در تمامی ارکان از جمله ادعای جانشینی پیامبران نیز روی داده است؛ چنانکه در عهد رسالت، شخصیتی دروغین همچون مُسَیلمۀ کذاب پدید آمد. وجود این تزویرها هرگز مجوزی برای رها کردن اصل حقیقت نیست. آری، عرفان کاذب و فریبکارانه وجود دارد، اما این امر مانع از آن نمیشود که ما از عرفان اصیل و ناب رویگردان شویم و منکر اصل آن گردیم. ذوات مقدسه ائمه هدی علیهمالسلام خود مبادرت به تعلیم این ابعاد عرفانی میفرمودند و در هر دو ساحت عرفان نظری و عرفان عملی، نقش مربی و هادی را بر عهده داشتند؛ همچنانکه پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم با اصحاب خاص و برگزیده خویش چنین سلوکی داشتند. سیره و رفتار ایشان با حضرت صدیقه طاهره زهرا سلاماللهعلیها نیز بر بنیانهای عمیق معرفتی استوار بود. عرفان، حقیقتی جز معرفت الهی ندارد؛ آن معرفت و شناخت خاص و شهودی را اصطلاحاً عرفان مینامند که مخففِ عرفانالله است و کل این مسیر و طریق را در بر میگیرد.
غایت نزول فرشتگان و ترتب معرفت بر عبادت
موضوع نزول فرشتگان نیز بر همین منوال است؛ بدین معنا که غایتِ نزول آنان در آن شب فرخنده، افاضه علم و معرفت است. زیرا برترین ارمغان و رحمتی که در شب قدر نازل میشود، رحمت علم و معرفت است. هنگامی که این معرفت و علم حاصل آید، حقیقتِ عبادت آشکار میگردد؛ چرا که ما معتقدیم اساساً عبادت نیز مقدمه و طریقی برای نیل به معرفت است و هویتی مجزا از معرفت ندارد. مفسران عالیقدر نیز آیات ناظر به عبادت را به شایستگی به معرفت تفسیر و معنا نمودهاند؛ چرا که اگر آن عرفان و معرفت حقیقی حاصل شود، تمام مقاصد حاصل گردیده است. در یکی از جلسات گذشته معروض داشتم که متفکر شهید علامه مطهری برای تفهیم این امر خطیر به عموم و خواص، تعبیری بدین مضمون داشتند که اگر در ازای نیل به یک مرتبه از معرفت شهودی و عرفان حقیقی، تمامی علوم حصولیِ انباشته در ذهن من زایل گردد، ابداً باکی ندارم و حاضرم تمام آنها را فدا کنم تا آن مرتبه رفیع از معرفت برایم حاصل شود؛ و این یک حقیقت محض است. این امر نشاندهنده عظمت و شرافتی است که ساحت عرفان نسبت به سایر علوم متداول دارد.
اقسام علم و جایگاه معرفت شهودی
در مقام، جهت تبیین مسئله شگرف معرفت الهی، ناگزیر از ورود به مبحث اقسام علم هستیم. فیالجمله، علم دارای مراتب و انواع گوناگون است؛ نوع نخست که عموم با آن آشنایی دارند، علم حصولی است که از طریق تکاپوی ذهنی و تشکیل صغری و کبری در قضایا حاصل میشود. در این علم، ابتدا صورت و شکل پدیدار مشاهده میشود، سپس به اصل و معنای آن انتقال صورت میگیرد؛ گاه نیز صورت ادراک شده و پس از آن ماده درک میگردد و اقسامی از این دست که همگی در دایره علم حصولی قرار دارند. قسم دیگر، علم حضوری است که نمونه بارز آن علم نفس به ذات خویش و ادراک مستقیم واقعیتهای پیوسته به آن است. برخی از اعاظم فلاسفه و عرفا بر این باورند که علم شهودی و مرتبه مشاهده، برتر و فراتر از علم حضوری متعارف است؛ و حتی علم حضوری مرتبهای از آن شهود تام به شمار میرود. این شهود برای شهدا در معرکه و نیز مراتب والای آن برای پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم حاصل میگردد؛ بدین معنا که مرتبه شهود، مرتبهای است جامع که تمامی حقایق را عیان میسازد و این مرحله از شهود، ساحتی بس عظیم و شریف است. البته تبیین علل و اسباب حصول این شهود، خود نیازمند بحثی تفصیلی و مستقل است که فعلاً از موضوع بحث ما خارج است.
مراتب و تطورات شهود در عالم برزخ
لکن در خصوص این علم، شایان ذکر است که با انتقال انسان از نشئه دنیا به سرای باقی و در شب اول قبر، مراحل شهودی متوفا پیوسته رو به تزاید مینهد. بهگونهای که مرتبه برزخ را عین مرتبه شهود قلمداد نمودهاند. مواجهه انسان با حقایق در شب اول قبر، در زمره مراتب آغازین شهود اوست که گام به گام و درجه به درجه به سمت شهودی فراتر ارتقا مییابد؛ تا جایی که اعمال خویش و مأمورانی را که باید بدانها پاسخگو باشد عیان میبیند. حال اگر متوفا از مؤمنان عالیرتبه و صاحبان مقامات معنوی باشد، در محضر ربوبی شروع به تقویت و ابراز ابعاد شهودی خویش مینماید و تفویض اختیار لازم نیز به وی عنایت میگردد؛ اینها در شمار مراتب شهود برزخی است. پس از این، مراتب شهود برتر از برزخ واقع است که ساحت شهود عینی است؛ همانگونه که در تعابیر شریفه، مراتب علمالیقین، عینالیقین و حقالیقین برای ما تبیین شده است و به وضوح قابل تمایزند، تا آنجا که سالک به مقام حقالیقین نائل میگردد که رتبهای بس فراتر از عینالیقین است.
پرسش و پاسخ درباره شهود اصحاب عاشورا و آسیبشناسی وضعیت حوزههای علمیه
پرسش یکی از دانشپژوهان حاضر: آیا آنچه اصحاب گرامی حضرت سیدالشهداء علیهالسلام در واقعه کربلا مشاهده فرمودند نیز از سنخ شهود بوده است؟
تبیین استاد معظم: آری، تمامی آن مشاهدات در زمره مراتب والای شهود عینی قرار دارد. لکن یکی از مسائل حائز اهمیت و اسفبار آن است که امروزه ما در حوزههای علمیه در این امور معرفتی دچار ضعف مفرط گشتهایم و توجه شایسته بدان مبذول نمیداریم؛ چرا که متأسفانه اشتغالات و مناسبات دنیوی فزونی یافته است. مراد از دیپلماسی، صرفاً دیپلماسی متعارف سیاسی نیست؛ بلکه تلاش برای تثبیت موقعیت شخصی خویشتن و هموار ساختن مسیرهای پیشرفت مادی نیز نوعی از دیپلماسی است. متأسفانه شبانهروز این قبیل رفتوآمدهای مصلحتاندیشانه و مناظرات بیهوده جریان دارد که...
پژوهشگر حاضر: نوعی تعامل و گفتوگو با دنیای مادی و غریبه؟
استاد معظم: آری، دقیقاً چنین است.
پژوهشگر حاضر: ناقلی نقل میکرد که ما در این حوزه علمیه، شخصیتهایی داریم که در کیاست سیاسی و زیرکی، هیچ کم از شخصیتهای سیاسی نظیر چرچیل ندارند.
استاد معظم: آری، سخن صحیحی است. بنده نیز در یکی از جلسات مشورتی در جماران که پیرامون مسائلی گفتگو میشد حضور داشتم؛ یکی از اعاظم حاضر در جلسه اشاره داشتند که فلان شخص خود را در تراز چرچیل میداند و حقیقتاً نیز واجد چنین ویژگیهایی هست. آری، چنین تعبیری به کار برده شد و این واقعیت ملموس است.
طریق مقتضی جهت نیل به شهود معرفتی
پرسش یکی از دانشپژوهان حاضر: استاد عالیقدر، طریق مقتضی جهت نیل به این شهود معرفتی چیست؟
تبیین استاد معظم: نیل به مقام شهود، فرآیندی بسیار دقیق و ظریف است. فرد سالک باید اهلیت و شایستگی لازم را احراز کند؛ بدین معنا که به صفای باطن، تزکیه نفس، دوری گزیدن از خطایا و معاصی اهتمام ورزد و پیوسته در پیشگاه الهی به تضرع، التماس و انابه بپردازد تا آن معرفت اصیل نصیب وی گردد. در سایه این مجاهدتهاست که مرتبه شهود تدریجاً تجلی مییابد. چنانچه این مراتب شهود اصلاح گردد، غایت غایی ما در قرائت زیارتنامههای مأثور، تمنای تقرب به ساحت شهودی ائمه معصومین علیهمالسلام خواهد بود. به تعبیر عارف بزرگوار حضرت آیتالله بهاءالدینی، ایجاد سنخیت و همگرایی معنوی با امام معصوم علیهالسلام شرط اساسی است؛ اگر مسانخت و سنخیت روحی پدید آید، آن شهود نیز متعاقباً افاضه خواهد شد. فیض ربوبی حقتعالی همواره آماده است تا به نفوس مستعد و واجد اهلیت، این مقام شگرف شهود را اعطا فرماید، لکن حصول مقتضی و رفع موانع و ایجاد آمادگی در سالک شرط است.
پژوهشگر حاضر: نظیر آنچه در متن زیارات قرائت میکنیم که أَشْهَدُ أَنَّكَ تَشْهَدُ مَقَامِي وَتَسْمَعُ كَلَامِي...
استاد معظم: بله، تشهد مقامی و تسمع کلامی؛ احسنت بر شما، و ترد سلامی. این عبارات همگی گواه بر مرتبه شهودی امام معصوم علیهالسلام است و سالک بدین وسیله بر این حقیقت معترف میشود. این موضوع کاملاً مبرهن است که با فرا رسیدن لیلة القدر، حقیقت و جوهره اصلی آن، نیل به مقام شهود است. اخیراً نیز اثری مکتوب منتشر گردیده که حاوی فرمایشات و آرای حضرت امام خمینی قدسسره است و با عنوانی نظیر «قدری از قدر» آراسته شده است. با مطالعه آن کتاب ارزشمند، تصدیق خواهید کرد که بیانات سودمندی از ایشان نقل شده است. محور سخن معظّمله نیز با رسیدن به موضع رفیع شب قدر، معطوف به تبیین ابعاد عرفانی لیلة القدر و عظمتی است که در این ساحت متبلور است؛ تا سالک خویشتن را در این جایگاه رفیع بازیافته و با گام نهادن در این مسیر الهی، به سرمنزل مقصود نائل آید.
پیوند حقیقت لیلة القدر با قلب مطهر پیامبر اکرم
بنابر این، حقیقت تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ در تناسب تام با نزول وحی و قرآن کریم است؛ چرا که نزول قرآن واجد جنبهای کاملاً لاهوتی، معنوی و شهودی است که این شهود در واقع در محضر قدسی پیامبر مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی صلیاللهعلیهوآلهوسلم تحقق میپذیرد. (حضار محترم: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ) در همین راستا، در برخی تعابیر عرفانی آمده است که وجود مبارک ایشان مظهر تام اسم اعظم الهی و یا حقیقتِ لیلة القدر است. بر این اساس، قلب مطهر آن حضرت همان حقیقت لیلة القدر به شمار میرود؛ بدین معنا که برکات نزولی و فیوضات شهودی که در شب قدر محقق میگردد، برای آن وجود شریف نیز به نحو اتمّ حاصل میشود و پیوندی وثیق میان آن وجود نازنین و مقام شهود متجلی در لیلة القدر برقرار است.
تنفیذ مقدرات تکوینی به واسطه نزول ملائکه
در عبارت تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ چنین تبیین گردیده است که فرود آمدن فرشتگان در پیوند با جمیع امور است: تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم_ِمِنْ كُلِّ أَمْرٍ این امر خطیر ناظر به تمامی مقدرات و امور پرعظمتی است که به واسطه نزول ملائکه سامان مییابند. همچنانکه با استناد به آیه کریمه پیشین معروض داشتیم که ملکوت جمیع اشیاء منحصراً در حیطه اقتدار الهی است، این ملائکه فرستاده شده از جانب حقتعالی، جهت انجام مأموریت و ادای تکالیف خویش، به اذن پروردگار تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ برای تنفیذ امور گوناگون مهیا و نازل میشوند.
محدودیت فهم بشری در ادراک حقیقت شب قدر
نظر به اینکه پیرامون این مسئله مباحث تفصیلیِ بسیاری وجود داشته و معارف این باب بغایت گسترده است، مجال تبیین همهجانبه آن فراهم نیست؛ چرا که تحقیق در این وادی هم نیازمند زمان وافر است و هم مستلزم آمادگی روحی خاصی است تا انسان بتواند حقیقت لیلة القدر و درک شهودیِ نزول فرشتگان را به درستی دریابد. لکن در حد وسع فهم و درک ما، در روایات شریف آمده است که در این شب فرخنده، پهنه زمین چنان از قدوم فرشتگان الهی آکنده و سرشار میگردد.