« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد میرزا محمدحسین احمدی‌فقیه‌یزدی

1403/12/22

بسم الله الرحمن الرحیم

تحلیل روایی و حکمی قضا و قدر/حقایق وجودی شب قدر /معارف و تفسیر قرآن

 

موضوع: معارف و تفسیر قرآن/حقایق وجودی شب قدر /تحلیل روایی و حکمی قضا و قدر

 

پیشینه روایی شب قدر در اصول کافی

﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ﴾ در خصوص لیلة القدر و ویژگی‌های آن، روایات متعددی وارد شده است؛ به‌ویژه در جلد چهارم کتاب شریف اصول کافی (با توجه به نسخه‌ چاپی حاضر) روایاتی پیرامون لیلة القدر و خصوصیات منحصر‌به‌فرد آن ذکر گردیده است. شایان ذکر است که اجمالی از برخی از این روایات، در جلسات گذشته مورد بررسی و تأمل قرار گرفت.

حقیقت رمزی لیلة القدر و تحول معنایی الفاظ شرعی

آنچه از مجموع آرا و ابعاد گوناگونِ مورد بررسی مستفاد می‌گردد، آن است که مسئله‌ لیلة القدر حقیقتِ رمزی دارد؛ چرا که ضرورت دارد برخی از حقایق به عنوان علائم رمزی تلقی شوند. این امر، رمزی برای آن حقیقت کامل و بی‌بدیل است. تعبیر به لیلة القدر در واقع نماد و رمزی برای آن حقیقت متعالی به‌شمار می‌رود. آن حقیقت دارای فضیلتی بس عظیم است که اساساً با سایر امور قابل سنجش و مقایسه نیست. لازم به ذکر است که یکی از شیوه‌های بیانی در قرآن کریم و به تبع آن در روایات ما، کاربست الفاظی است که معانی آن‌ها به مرتبه‌ای فراتر، و به معنایی حقیقی و معنوی ارتقا یافته است. گرچه لفظ همان لفظِ لغوی و موارد استعمال لفظی همان معانی اولیه است، اما این معانی برای دلالت بر آن معانی برتر استخدام شده‌اند؛ همانند واژه‌ صلاة که در لغت به معنای دعاست، لکن در لسان شرع برای دلالت بر عظمتی بزرگ‌تر و ارزشی فراتر ارزیابی و مقرر گردیده است. در این زمینه، اعاظم و بزرگان مطالب وافری را مطرح فرموده‌اند و حقیقت امر نیز چنین است؛ به این معنا که طریقی غیر از این متصور نبوده است، زیرا بشر با الفاظ و معانی محدودی مأنوس است و با آن‌ها سر و کار و معرفت دارد، لذا ناگزیر باید از طریق همین معانی مأنوس، ذهن او را به معانی برتر و فراتر هدایت نمود. بنابر این، واژه‌ صلاة را با همان معنای متبادر به ذهن بشر که همانا نیایش و دعا به درگاه باری‌تعالی بود به کار بردند تا از مجرای این معنای اولیه، ذهن به سوی این ارکان مخصوصه و تشریعی گرایش یابد و به حقیقت معنای صلاة نائل آید؛ هرچند حقیقتِ معنای صلاة تفاوت شگرفی با دعای محض دارد، گرچه در اثنای آن ادعیه‌ای نیز خوانده می‌شود، اما هدف اصلی و غایی، همان معنای ثانوی و تشریعی است. اینکه قائل به حصول انتقال شده‌اند، بدین معناست که واژه از معنای لغوی خود در زبان عربی، توسط شارع مقدس دستخوش انتقال شرعی گردیده تا به حقیقت شرعیه مبدل شود؛ خواه این انتقال از طریق کثرت استعمال و به نحو تعیّنی حاصل شده باشد، و خواه به نحو تعیینی. در هر تقدیر، معنای واژه از طریق آن معنای مأنوسِ مشابه که مردم با آن ارتباط داشتند، به معنایی والاتر و با‌عظمت سوق داده شده است.

ویژگی‌ها و فضایل تکوینی و تشریعی شب

از جهات فضیلت لیل یعنی شب، آن است که خلوتگاه ذهن به‌شمار می‌رود؛ بدین معنا که بهترین زمان برای حصول حضور ذهن و آمادگی نفسانی انسان است، زمانی که انسان خویشتن را از سایر دغدغه‌ها فارغ ساخته و آرامشی ویژه برای خود مهیا می‌سازد. یا الله... همان‌گونه که درباره‌ لیل بیان داشته‌اند که مایه ثبات و آرامش است، حالتی از سکون و سکینه در آن پدید می‌آید که این حقیقت، بسیار حائز اهمیت است. در این میان، ضمن ابلاغ تحیات و خوش‌آمدگویی به حضار گرامی: سلام علیکم، بفرمایید، در آن موضع مستقر شوید؛ سلام علیکم و رحمة الله، طاعات و عبادات جناب‌عالی مقبول درگاه احدیت باشد، یا الله، بسیار خوب... به هر تقدیر، با امعان نظر در این موضوع، به وضوح درمی‌یابیم که برترین و مناسب‌ترین زمانی که عموم مردم درک می‌کنند، همانا لیل یعنی شب است. لیل بستری است برای آرامش روح، فکر و استراحت از فعالیت‌ها که آحاد مردم برای آن آمادگی دارند؛ این خود یک مطلب است. مطلب واقعی دیگر آن است که کل زیست ما اعم از رشد، حرکت و تفکر، ملازم با روز و شب است؛ اما بخش حائز اهمیت آن شب است که در مقایسه با روز، بستر مساعدتری برای برقراری ارتباط غیبی با پروردگار به شمار می‌رود. از این روی، واژه لیل از این حیث استعمال شده است که بیشترین توجه عموم مردمان را به آرامش فکری و روحی در پیشگاه خدای متعال معطوف می‌سازد؛ این است وجه استعمال کلمه لیل.

امکان درک شب قدر در طول ایام سال

مفهوم کلمه لیل در جایگاه خویش محفوظ و به عنوان مقابل روز معلوم است؛ اما این شب است که اهمیت بسزایی دارد. چه بسا برخی در طول سال بدین نحو عمل می‌نمودند که اعمال مربوط به قدر را در تمام شب‌های سال بجا می‌آوردند تا مطمئن به درک شب قدر شوند. اکنون نیز اگر مقایسه‌ای صورت پذیرد، وضعیت بدین منوال است؛ گویی شما تمام سال را قدر دانسته‌اید. ملاحظه بفرمایید که ماه مبارک رمضان اکنون در فصل بهار واقع شده است، پیش‌تر در تابستان بود و پیش از آن در زمستان؛ این ایام در گردش مستمر است. بدین‌سان، تمام روزها و شب‌های دوره عمر ما مبدل به روز و شب قدر گردیده است. هیچ روزی نیست مگر آنکه پتانسیل روز قدر شدن را داشته باشد و هیچ روز و شبی نیست مگر آنکه بتواند به عنوان لیلة القدر تلقی شود. در طول یک عمر مثلاً هشتاد ساله، به واسطه گردش فصول، تمامی روزها و شب‌ها برای ما به روز و شب قدر مبدل می‌گردند؛ این تحولی طبیعی است که به همراه گردش زمان حاصل می‌شود. بنابر این، عده‌ای جهت حصول قطع و یقین در درک شب قدر، تمام شب‌های سال را به تهجد و اعمال عبادی شب قدر سپری می‌نمودند تا یقیناً بدان نائل شوند؛ چرا که این شب در طول سال دائر است، لکن تعیین زمان دقیق آن نیازمند اهتمام است.

روایات ناظر به تعیین شب قدر در ماه مبارک رمضان

از این رو، در روایاتی که در کتاب شریف اصول کافی ملاحظه می‌فرمایید، انواع گوناگونی از پرسش‌ها مطرح شده که در آن‌ها راویان اصرار بلیغی بر تعیین دقیق روز و شب قدر داشته‌اند. عمده این روایات در جلد چهارم اصول کافی و در بخش کتاب الحجة مسطور است. در برخی از این روایات آمده است که در پی پافشاری سائلان، حضرت ابتدا شب نوزدهم را مطرح فرمودند، و در پی اصرار مجدد، در برخی روایات شب بیست و یکم و بیست و سوم معین شده است. پاره‌ای از روایات نیز بدین نحو تبیین فرموده‌اند که در شب نوزدهم بررسی و سنجش اولیه مقدرات صورت می‌پذیرد و اراده‌های تقدیری بر آن تعلق می‌گیرد؛ در شب بیست و یکم این مقدرات عرضه شده و به پیشگاه حضرت ولی‌عصر ارواحنا فداه یا امام هم‌عصر تسلیم می‌گردد، و در نهایت در شب بیست و سوم امضا و نهایی می‌شود. این مضمون نیز در روایات شریفه وارد شده است.

فضیلت دهه آخر ماه رمضان و سنت اعتکاف نبوی

جهت دیگری که در روایات مطرح گردیده، احتمال وقوع آن در دهه آخر ماه مبارک رمضان و در ذروه آن، شب بیست و هفتم ماه است که به عنوان اوج مقدرات آینده بشر و تثبیت حوادث آتی ذکر شده است. از این رو، اساس سنّت اعتکافِ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و اعتکاف‌های حائز اهمیت، در همین دهه آخر واقع می‌شده است؛ بر خلاف اعتکاف ماه رجب و نیمه رجب و اعمال زیارت رجبیه که در مرتبه ثانوی قرار دارند. لکن امروزه به سبب روزه‌داری همگانی در ماه رمضان، اذهان کمتر معطوف به اعتکاف در این ماه است؛ در حالی که اعتکاف اصیل آن بود که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در دهه آخر ماه مبارک، بستر خویش را به طور کامل برمی‌چیدند و فارغ از خواب، به اعتکاف شبانه‌روزی در مسجد اهتمام می‌ورزیدند. به هر تقدیر، آرامش ناشی از لیل و خصوصیات متمایز آن، در شب‌های بیست و یکم و بیست و سوم متعین گردیده و شب نوزدهم نیز به نحوی که در روایات قرائت خواهد شد، در همین سیاق ذکر شده است.

مفهوم‌شناسی قدر و تبیین قضا و تقدیر الهی

این از حیث مفهوم لیل؛ اما مفهوم قدر نیز از باب تقدیر امور تشریح گردید؛ گرچه معانی دیگری نیز متصور بود که در جلسات پیشین بحث شد، اما علمای اعلام در بررسی‌های خویش عموماً بر این معنا توافق دارند که قدر به معنای تقدیر و سنجش امور است. گرچه معنای منزلت، شأن و وجوه دیگر نیز ذکر شده است، لیکن همگی اتفاق نظر دارند که حقیقت آن به تقدیر امور بازمی‌گردد؛ زیرا در خود این روایات تصریح شده است که این شب، زمان تقدیر و اندازه‌گیری امور است. بر این اساس، دو مفهوم قضا و قدر در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند؛ قضا ناظر بر امر کلی و مبرم، و قدر مبین اندازه‌ها و سنجش‌های جزیی است. یکی از اعاظم علما، به جهت انس خویش با قلم و دوات، تشبیه لطیفی ارائه فرموده و بیان داشته‌اند که قضا به مثابه دوات و قلم است، و قدر به مثابه مکتوباتی است که نگاشته می‌شود. این قضا و قدر بدین صورت است که از مرتبه بساطت و انبساط آغاز شده و در مرتبه قدر به صورت مکتوب متعین می‌گردد. مکتوب الهی نیز خود مرتبه‌ای از قضا است که کلیت امور را نشان می‌دهد و در مرتبه قدر، تثبیت و جزئی‌نگاری می‌شود. این تشبیهی بدیع و لطیف است که آن عالم بزرگوار متناسب با ابزارهای مأنوس خویش ارائه نموده‌اند.

حقیقت شب قدر و انطباق آن بر حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها

این مجموع حقایق، قوام‌بخش لیلة القدر با ابعاد تقدیری آن است. نکته حائز اهمیت دیگری که در روایات شریفه نیز منعکس شده، آن است که انطباق لیلة القدر بر حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها ناظر بر عظمت نفس نفیس آن حضرت است؛ یعنی همان قضا و قدری که خداوند متعال در حقیقت لیلة القدر مقرر داشته، در وجود نازنین حضرت زهرا سلام الله علیها متجلی ساخته است. این تحلیل را از شخصیتی نقل می‌نمایم که ارزیابی صحت و سقم آن با مخاطبان است، لکن تحلیلی عمیق است؛ مبنای این قضا و قدر در رابطه با حضرت زهرا سلام الله علیها، شفاعت کبرای ایشان است. بدین معنا که سرنوشت نهایی و غیرقابل تغییر فرد، منوط به شفاعت ایشان است. پیش از آن، شفاعت کریمه اهل بیت حضرت معصومه علیها السلام، حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام و حضرت سیدالشهدا علیه السلام جریان دارد، اما در بن‌بست‌های مطلق، گشایش نهایی به دست حضرت زهرا سلام الله علیها رقم می‌خورد؛ لذا شفاعت نهایی ایشان، تثبیت‌کننده قضا و قدر نهایی است. این معنایی بسیار عمیق و دقیق است؛ پس وجود نازنین حضرت زهرا سلام الله علیها مظهر قضا و قدر الهی است، یعنی مشیت الهی در نفس ایشان قرار گرفته، به گونه‌ای که هر آنچه ایشان قضا و قدر فرمایند، همان مکتوب و لایتغیر خواهد بود. ایشان شفیع الشافعینی هستند که شفاعتشان بی‌بدیل است. حتی به نقل از مراجع عظام از جمله مرحوم آیت‌الله العظمی نجفی مرعشی که خود نیز از ایشان استماع نمودم، مطرح می‌شد که افزون بر غفران گناهان به واسطه ائمه اطهار علیهم السلام و حضرت اباعبدالله و حضرت موسی بن جعفر و حضرت معصومه علیهم السلام، آن مقامات معنوی که مؤمنان ممکن است در بهشت به واسطه قصور اعمال کم داشته باشند، به وسیله شفاعت حضرت زهرا سلام الله علیها تکمیل و ترفیع می‌یابد؛ آری، مقامات اخروی تکمیل می‌گردد.

پاسخ به پرسش‌ها پیرامون وجه شبه حضرت زهرا سلام الله علیها با شب قدر

در پاسخ به پرسش حاضران: قضا و... بله؟ آیا این امر ناظر به تبیین عظمت شب قدر است؟ بله، این جهت نیز مانعی ندارد. اما پیرامون تناسب واژه لیله با حضرت زهرا سلام الله علیها، پیش‌تر معانی لیل را شرح دادیم؛ لکن جهت استحضار جنابعالی که ظاهراً تشریف نداشتید، مباحث مربوط به لیله به تفصیل گذشت. با این حال، انطباق لیلة القدر بر حضرت زهرا سلام الله علیها بدین معناست که حقیقت قضا و قدر در وجود نازنین ایشان متبلور است. این تفسیری لطیف و مبانی‌دار است که تناسب آن در تغییر قضا به واسطه شفاعت ایشان جلوه‌گر می‌شود؛ همان‌گونه که عبارت أَفِرُّ مِنْ قَضَاءِ اللَّهِ إِلَى قَدَرِهِ درباره امیرالمؤمنین علیه السلام صادر شده است، نظیر این شئون در وجود نازنین حضرت زهرا سلام الله علیها نیز جریان دارد. حتی برخی از بزرگان با ارائه تفسیری بلندمرتبه بیان داشته‌اند که قضا و قدر مرتبط با تمامی انبیا که در انتظار آن به سر می‌برند، به واسطه حضرت زهرا سلام الله علیها عملیاتی می‌گردد؛ این نشان‌دهنده عظمت شأن ایشان در نظام قضا و قدر است. بفرمایید، مطلب خویش را مطرح نمایید.

منشأیت اراده حضرت زهرا سلام الله علیها در تنفیذ مقدرات

در ادامه، هنگامی که نفس زکیه حضرت زهرا سلام الله علیها منشأ این جریان باشد، تمامی این موارد تبیین می‌گردد. با توجه به گذشت نیمی از زمان جلسه و جریان ضبط آن، ان‌شاءالله ملاحظه خواهید فرمود؛ بر این اساس، نفس زکیه حضرت زهرا سلام الله علیها و اراده ایشان، اصل قضا و قدر محسوب می‌شود. وجه تشبیه ایشان به شب قدر آن است که هر مرتبه‌ای از قضا و تقدیر، سرانجام باید به واسطه شفاعت ایشان در مرحله نهایی تکمیل و تنفیذ گردد؛ از این روی، حقیقت لیلة القدر همان وجود مقدس ایشان است.

حقیقت لیل و ظرف نزول تقدیرات الهی

مفهوم لیل را با معانی پیش‌گفته دوباره مورد اشاره قرار می‌دهیم؛ مفهوم قدر نیز به عنوان اندازه‌گیری و تعیین مشخص گردید که مظهر آن وجود حضرت زهرا سلام الله علیهاست. از آنجا که این بحث قبلاً مطرح شده، به جهت درخواست اعاظم، اجمالی از آن را ذکر می‌کنیم؛ لیل در تقابل با یوم یعنی روز است. یوم مظهر نور است و لیل سایه‌ای از آن نور؛ هر کجایی که اثری از نور باشد، بدان لیل اطلاق می‌شود. در پاسخ به صدای زنگ: بله، بفرمایید بگویید شخص ملاقات‌کننده وارد شود. این مطلبی بسیار بلندپایه است؛ یعنی اصل نور و حقیقت هر چه باشد، در جایگاه نزول خود کلمه لیل بر آن اطلاق می‌گردد. البته دو صنف لیل متصور است؛ لیلی که دارای قدر است و سایر لیل‌ها؛ اما لیلی که صاحب قدر باشد، مطلوب است. در اذهان ما غالباً شب فیزیکی متبادر می‌شود، در حالی که مراد اصلی، حقیقت لیلِ دارای قدر است. آن لیل صاحب قدر، ظرف تقدیرات امور الهی است که سایه‌ای از نور باعظمتِ رحمتِ اصلِ الهی شمرده می‌شود. تعبیر نزول با لفظ لیل، ناظر بر نزول آن نور است؛ لیل مجرای نزول نور رحمت الهی به حد تقدیر و اندازه‌گیری است. بدین‌سان، لیل به معنای ظرف تقدیر آن نور و رحمت الهی است. پیش از این نیز بیان داشتیم که الفاظ برای روح مفاهیم عام و گسترده وضع شده‌اند و این مفاهیم در پی مصادیق خود هستند؛ هرگاه مصداقی یافت شود، مفهوم بر آن منطبق می‌گردد. تمامی مفاهیم با مصادیق خویش در سیلان و انطباق هستند.

بررسی روایات کافی پیرامون مراحل سه‌گانه تقدیر

بدین‌ترتیب، امشب از تبیین این بحث فارغ می‌شویم که لیلة القدر به این معنا و انطباق آن بر وجود مبارک حضرت زهرا سلام الله علیها، فراتر از یک تشبیه صرف، واقعیتی عینی است که بر عظمت قدرِ متجلی در وجود ایشان دلالت دارد؛ و این مدعا با روایات دیگر نیز همخوانی دارد. اکنون منتظر قرائت روایاتی هستیم که جناب آقای شمس مستند ساخته‌اند. شایسته است به این روایات مهم کمال توجه مبذول گردد؛ بسم الله الرحمن الرحیم. روایتی از جلد چهارم کتاب شریف کافی از حضرت امام صادق علیه السلام نقل شده است که می‌فرماید التَّقْدِيرُ فِي لَيْلَةِ تِسْعَ عَشْرَةَ وَالْإِبْرَامُ فِي لَيْلَةِ إِحْدَى وَعِشْرِينَ وَالْإِمْضَاءُ فِي لَيْلَةِ ثَلَاثٍ وَعِشْرِينَ این مضمون همان مطلبی بود که پیش‌تر اشاره شد؛ بدین معنا که در شب نوزدهم تقدیر و اندازه‌گیری اولیه صورت می‌پذیرد، در شب بیست و یکم ابرام و تثبیت ویژگی‌ها و موارد نقض و ابرام انجام می‌گیرد و سرانجام در شب بیست و سوم امضا و قطعی می‌گردد.

آغاز سال تقدیری و تقدیر مقدرات یک‌ساله

بسیار خوب، این روایت را مد نظر داشته باشیم تا به مابقی روایات بپردازیم. این امر گواهمان بر آن است که آغاز سال نزد خداوند متعال، همان لیلة القدر است که در آن مقدرات یک سال تعیین می‌گردد. در این خصوص، اخوی بزرگوار تعبیر زیبایی ارائه فرموده‌اند که ظاهراً در مکتوبات ایشان نیز مندرج است؛ بدین مضمون که خداوند متعال سال‌های متعددی را در مواضع مختلف مقرر داشته است؛ به عنوان نمونه، سال ربیع که با آغاز ماه‌های قمری شروع می‌شود، یا سال باستانی که با حلول نوروز آغاز می‌گردد. اما صنف دیگری از سال، سال قدر یا سال تقدیری است که در آن مقدرات انسان از امسال تا سال آینده معین می‌گردد. در آغاز این سال تقدیری، جمیع مقدرات یک‌ساله پایه‌ریزی می‌شود؛ از این حیث، موضوع بسیار حائز اهمیت بوده و روایت مأثور از حضرت امام صادق علیه السلام نیز بر آن دلالت دارد. شایان ذکر است که هر سالی به حسب اقتضای خویش جریان دارد؛ سال تقدیری زمانی آغاز می‌شود که تقدیر امور شروع شده و تا دوره مشابه در سال آتی استمرار می‌یابد. ما نیز در آستانه حلول سال تقدیری خویش قرار داریم. بفرمایید روایت بعدی را قرائت نمایید.

عدم تعیین قطعی شب قدر و ترغیب به اهتمام در هر دو شب

روایت دیگر آن است که ابوبصیر از محضر امام صادق علیه السلام استفسار نمود جُعِلْتُ فِدَاكَ اللَّيْلَةُ الَّتِي يُرْجَى فِيهَا مَا يُرْجَى فَقَالَ فِي إِحْدَى وَعِشْرِينَ أَوْ ثَلَاثٍ وَعِشْرِينَ قَالَ فَإِنْ لَمْ أَقْوِ عَلَى كِلْتَيْهِمَا فَقَالَ مَا أَيْسَرَ لَيْلَتَيْنِ فِيمَا تَطْلُبُ در این تعبیر، امام علیه السلام از تعیین قطعی امتناع ورزیده‌اند؛ به این معنا که بزرگداشت هر دو شب و انجام تکالیف عبادی در هر دوی آن‌ها مانع و اشکالی ایجاد نمی‌کند. یعنی به جای اصرار بر تعیّن تک‌شب و واگذاردن اعمال ارزشمند در شب دیگر، چه مصلحتی برتر از بزرگداشت هر دو شب وجود دارد؟ مفاد این کلام آن است که اهتمام به درک فضیلت هر دو شب و تکریم آن‌ها اولویت دارد. پاسخ به ابوبصیر متضمن همین معناست که سزاوار است به هر دو شب اهمیت داده و به وظایف عبادی در هر دو شب عمل شود. بفرمایید روایت بعدی را قرائت نمایید.

تشبیه برنامه‌ریزی تقدیری الهی به امور عقلایی

روایت بعدی بدین قرار است سَأَلْتُهُ عَنْ لَيْلَةِ الْقَدْرِ فَقَالَ الْتَمِسْهَا فِي لَيْلَةِ إِحْدَى وَعِشْرِينَ أَوْ لَيْلَةِ ثَلَاثٍ وَعِشْرِينَ یعنی التماس و طلب شب قدر در شب بیست و یکم یا بیست و سوم؛ گرچه شب نوزدهم نیز مطرح است، اما تمرکز عمده بر این دو شب است. جهت تقریب به ذهن، می‌توان این امر را به نظامات اعتباری دنیا تشبیه نمود؛ همانند دولت که بودجه را تنظیم می‌نمایند و پارلمان که آن را به تصویب می‌رساند که فرایندی دو مرحله‌ای است. در جمیع امور، برنامه‌ریزی و تقدیر اجتناب‌ناپذیر است؛ چنان‌که اگر وجوهی را در اختیار امینی قرار دهید و سفارش کنید که در غیاب شما هزینه معیشت خانواده را تأمین کند، وی ابتدا کل آن را ارزیابی کرده و سپس به گونه‌ای تدبیر و تقسیم‌بندی می‌نماید که تکافوی نیازها را تا زمان بازگشت شما بنماید و انضباط مالی حفظ شود. این همان معنای تقدیر و برنامه‌ریزی است که بدون آن، انتظام امور حاصل نمی‌گردد.

تلازم بقای قرآن کریم با استمرار شب قدر

روایت دیگر بدین مضمون است سَمِعْتُ رَجُلًا يَسْأَلُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ عَنْ لَيْلَةِ الْقَدْرِ فَقَالَ أَخْبِرْنِي عَنْ لَيْلَةِ الْقَدْرِ كَانَتْ أَوْ تَكُونُ فِي كُلِّ عَامٍ فَقَالَ أَبُوبَعْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ لَوْ رُفِعَتْ لَيْلَةُ الْقَدْرِ لَرُفِعَ الْقُرْآنُ شایسته است صدر روایت مجدداً قرائت شود؛ راوی از امام صادق علیه السلام پیرامون استمرار لیلة القدر پرسش می‌کند که آیا این شب مخصوص زمان گذشته بوده یا در هر سال تکرار می‌گردد؟ حضرت تبیین می‌فرمایند که لَوْ رُفِعَتْ لَيْلَةُ الْقَدْرِ لَرُفِعَ الْقُرْآنُ؛ یعنی تلازم مستمری میان بقای قرآن و استمرار شب قدر وجود دارد و این شب در هر سال محقق می‌گردد. بقای شب قدر منوط به بقای قرآن و ارزش‌گذاری آن هم‌پایه ارزش قرآن کریم است. احسنت، وجود آن قوام‌بخش شأن قرآن است؛ این موضوع در جلسات پیشین نیز به بحث گذاشته شد. لطفاً روایت بعدی را ارائه بفرمایید.

نفی تقدیر در نیمه شعبان و تبیین تدریجی مراحل تقدیر

در روایاتی که متضمن تبیین صریح است، از امام علیه السلام درباره ادعای تقسیم ارزاق در شب نیمه شعبان پرسش شد، که حضرت فرمودند نَاسٌ يَسْأَلُونَهُ يَقُولُونَ الْأَرْزَاقُ تُقْسَمُ لَيْلَةَ نصْفِ مِنْ شَعْبَانَ قَالَ لَا وَاللَّهِ مَا ذَاكَ إِلَّا فِي لَيْلَةِ تِسْعَ عَشْرَةَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَإِحْدَى وَعِشْرِينَ وَثَلَاثٍ وَعِشْرِينَ فَإِنَّ فِي لَيْلَةِ تِسْعَ عَشْرَةَ يَلْتَقِي الْجَمْعَانِ وَفِي لَيْلَةِ إِحْدَى وَعِشْرِينَ يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ وَفِي لَيْلَةِ ثَلَاثٍ وَعِشْرِينَ يُمْضَى مَا أَرَادَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ مِنْ ذَلِكَ وَهِيَ لَيْلَةُ الْقَدْرِ الَّتِي قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ بدین ترتیب، تقسیم مقدرات در مجرای این سه شب صورت می‌پذیرد که مضمون چند روایت بر آن دلالت دارد. راوی در توضیح عبارت یلتقی الجمعان می‌پرسد قُلْتُ مَا مَعْنَى قَوْلِهِ يَلْتَقِي الْجَمْعَانِ قَالَ يَجْمَعُ اللَّهُ فِيهَا مَا أَرَادَ مِنْ تَقْدِيمِهِ وَتَأْخِيرِهِ وَإِرَادَتِهِ وَقَضَائِهِ؛ این ناظر به شب‌های نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم است. سپس می‌پرسد قُلْتُ فَمَا مَعْنَى يُمْضِيهِ فِي ثَلَاثٍ وَعِشْرِينَ قَالَ إِنَّهُ يُفْرِقُهُ فِي لَيْلَةِ إِحْدَى وَعِشْرِينَ وَيَكُونُ لَهُ فِيهَا الْبَدَاءُ فَإِذَا كَانَتْ لَيْلَةُ ثَلَاثٍ وَعِشْرِينَ أَمْضَاهُ اللَّهُ فَيَكُونُ مِنَ الْمَحْتُومِ الَّذِي لَا يَبْدُو لَهُ فِيهِ تَبَارَكَ وَتَعَالَى

حقیقت بداء و دگرگونی تقدیرات در شب قدر

از مباحث بسیار حائز اهمیت، مسئله بداء است که مرحوم استاد شهید مطهری رضوان الله تعالی علیه نیز اهتمام ویژه‌ای بدان داشتند. طبق خاطرم، این بحث در کتاب شریف انسان و سرنوشت ایشان مطرح شده است؛ احتمال قوی وجود دارد که در صفحات نخستین آن پس از مقدمه مکتوب باشد که البته حضوری نیز از ایشان استماع نموده بودم. ایشان بداء را امری بسیار حیاتی قلمداد می‌فرمایند؛ گرچه برخی با اندیشه بداء مخالفت ورزیده‌اند، اما حقیقت بداء امری مسلم است که در روایات شریفه عظمت وافری بدان بخشیده شده و یکی از مجاری تحقق آن، شب قدر است. در این شب مبارک، انسان قادر است با توبه، مراقبت و اعمال عبادی، سرنوشت و مسیر خویش را دگرگون سازد و بداء حاصل شود؛ بدین معنا که جمیع مقدرات پیشین، بر اساس قضا و تقدیر جدید رقم بخورد. این واقعیتی شگرف است که به موجب آن، دگرگونی عمیقی در تقدیرات حاصل می‌شود و روایت فوق‌الذکر نیز مبین همین حقیقت است. بفرمایید روایت بعدی را قرائت فرمایید.

رؤیای پیامبر اکرم درباره بنی‌امیه و نزول سوره قدر

روایت دیگر ناظر به رؤیای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است که در آن، صعود بنی‌امیه از منبر شریف خویش و گمراه ساختن مردمان را مشاهده فرمودند يُضِلُّونَ النَّاسَ عَنِ الصِّرَاطِ الْقَهْقَرَى فَأَصْبَحَ كَئِيباً حَزِيناً قَالَ فَهَبَطَ عَلَيْهِ جِبْرِئِيلُ عَلَيْهِ السَّلَامُ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا لِي أَرَاكَ كَئِيباً حَزِيناً قَالَ يَا جِبْرِئِيلُ إِنِّي رَأَيْتُ بَنِي أُمَيَّةَ فِي لَيْلَتِي هَذِهِ يَعْلُونَ مِنْبَرِي مِنْ بَعْدِي وَيُضِلُّونَ النَّاسَ عَنِ الصِّرَاطِ الْقَهْقَرَى فَقَالَ وَالَّذِي بَعَثَكَ بِالْحَقِّ نَبِيًّا إِنَّ هَذَا شَيْءٌ مَا اطَّلَعْتُ عَلَيْهِ فَعَرَجَ إِلَى السَّمَاءِ فَلَمْ يَلْبَثْ أَنْ نَزَلَ عَلَيْهِ بِآيٍ مِنَ الْقُرْآنِ يُؤْنِسُهُ بِهَا قَالَ ﴿أَفَرَأَيْتَ إِنْ مَتَّعْنَاهُمْ سِنِينَ ثُمَّ جَاءَهُمْ مَا كَانُوا يُوعَدُونَ مَا أَغْنَى عَنْهُمْ مَا كَانُوا يُمَتَّعُونَ﴾ ﴿وَأَنْزَلَ عَلَيْهِ﴾ ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ﴾ تا انتهای سوره، که مفاد آن جَعَلَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ لَيْلَةُ الْقَدْرِ لِنَبِيِّهِ صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ خَيْراً مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ مُلْكِ بَنِي أُمَيَّةَ است. این هزار ماه ظاهراً بر مدت حکومت بنی‌امیه تطبیق دارد که مصداقی از بحث تطبیق مفاهیم عام بر مصادیق است؛ یعنی مفهومی با‌عظمت در پی مصادیق خویش روان است و این نیز یکی از مصادیق آن به شمار می‌رود. در روایتی دیگر از حضرت امام صادق علیه السلام نقل شده است که لَيْلَةُ الْقَدْرِ هِيَ أَوَّلُ السَّنَةِ وَهِيَ آخِرُهَا آغاز و انجام سال تقدیری؛ این همان مطلبی است که از اخوی گرامی نقل گردید که آغاز و انجام سال تقدیری را منطبق بر این شب دانسته‌اند. بدین معنا که مقدرات سال گذشته با حلول شب قدر به پایان می‌رسد و مقدرات سال جدید پایه‌ریزی می‌شود؛ از این رو، این شب هم زمان ختم سال گذشته و هم مبدأ سال جدید تقدیری محسوب می‌گردد.

نشانه‌های مادی و معنوی شب قدر و تغییر تقدیرات در کتاب محو و اثبات

روایت دیگر از یکی از معصومین علیهم السلام صادر شده است عَنْ أَحَدِهِمْ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ عَلَامَةِ لَيْلَةِ الْقَدْرِ فَقَالَ عَلَامَتُهَا أَنْ تَطِيبَ رِيحُهَا وَإِنْ كَانَتْ فِي بَرْدٍ دَفِئَتْ وَإِنْ كَانَتْ فِي حَرٍّ بَرَدَتْ فَطَابَتْ قَالَ وَسُئِلَ عَنْ لَيْلَةِ الْقَدْرِ فَقَالَ تَنَزَّلُ فِيهَا الْمَلَائِكَةُ وَالْكَتَبَةُ إِلَى السَّمَاءِ الدُّنْيَا فَيَكْتُبُونَ مَا يَكُونُ فِي أَمْرِ السَّنَةِ وَمَا يُصِيبُ الْعِبَادَ وَأَمْرُهُ عِنْدَهُمْ مَوْقُوفٌ لَهُ فِيهِ الْمَشِيئَةُ فَيُقَدِّمُ مِنْهُ مَا يَشَاءُ وَيُؤَخِّرُ مَا يَشَاءُ وَيَمْحُو وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ محو و اثبات؛ حقیقتِ کتاب محو و اثبات و فرآیند تغییر مقدرات در همین شب مبارک قدر صورت می‌پذیرد.

وجه تمثیل هزار ماه در آیه شریفه

بدین‌سان، معانی مرتبط با این بخش و پیوند آن با آیات شریفه، از مضمون این روایات مستفاد گردید. ﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ﴾ به همراه نکاتی که پیرامون وجه تعبیر به وَمَا أَدْرَاكَ مطرح گردید؛ و در ادامه ﴿لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ﴾ که به تفصیل معنا شد و وجوه انطباق آن در روایات ذکر گردید. برخی مفسران عبارت ﴿لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ﴾ را معادل طول عمر متعارف یک انسان کامل (حدود هشتاد و شش سال) محاسبه کرده‌اند که فضیلت عبادت یک شب قدر، فراتر از عبادت تمام این مدت ارزیابی شده است. علت تمثیل به هزار ماه آن است که نهایت عمر طبیعی و کامل نوع انسان‌ها غالباً در این حدود رقم می‌خورد.

تبیین آیه شریفه تنزل الملائکة و الروح و مراتب هبوط ملکوتی

در مرتبه بعد، آیه ﴿تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ﴾ مطرح می‌گردد که دارای عظمت شایانی است. محور مباحث بزرگان پیرامون شب قدر، تلازم نزول قرآن با نزول ملائکه است؛ بدین معنا که شرافت این شب هم از جهت نزول قرآن و هم مأوای هبوط ملائکه است. از هر امری، ملائکه هبوط می‌نمایند. کیفیت نزول ملکوتی ملائکه، نخستین بحثی است که در صورت توفیق حیات، شایسته تبیین است؛ اینکه چطور این جمیع ملائکه نازل می‌شوند؟ آیا هبوط آنان به همین نشئه مادی و زمین به سوی بشر است، یا نزولی تکلیفی در ساحت برنامه‌های ملکوتی خویش دارند که ملائکه در جایگاه‌های تشریعی و تکوینی خویش موظف به اجرای تکالیف می‌گردند و به فرمان الهی هبوط می‌کنند؟ تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا حقیقت روح نیز معانی متعددی دارد که مستدعی فحص در روایات توسط جناب‌عالی است. روح فراتر از تعبیر قرآنی الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي و فراتر از اجتماع ارواح مؤمنان، ناظر به حقیقت روح اعظم، روح اقدس یا روح‌القدس است؛ جوهری منزه‌تر و پاک‌تر از سایر ارواح. هبوط روح از عالم معنا به چه نحو است؟ آیا به موطن معین خویش نازل می‌شود یا بر زمین و به سوی آدمیان؟ در تبیین‌های متعارف منبرالاحادیث چنین مطرح می‌شد که ملائکه اطراف آدمیان را احاطه می‌کنند؛ اما چه بسا این هبوط، عظمتی برای آغاز جریان قضا و قدر باشد؛ یعنی ملائکه و روح هر یک در موطن مقرر خویش هبوط یافته و منقاد فرمان الهی هستند، همان‌گونه که فرمود ﴿قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ﴾ در اثنای روایات، اشاراتی به مصافحه ملائکه با مؤمنان یا حضور آنان در محضر عالمان به چشم می‌خورد که نشان از عظمت شأن علم دارد؛ چرا که فضیلت مذاکره علمی در شب قدر بر سایر امور ارجحیت دارد و ملائکه نیز بر این امر تقدیر علمی می‌کنند و به ذاکران علم توجه وافر دارند. هبوط ملائکه خواه در موطن ملکوتی خویش باشد و خواه بر زمین به عنوان مأمور، مسلم است که نزول نهایی آنان بر قلب انسان کامل خواهد بود؛ چنان‌که جمعی از علما نزول ملائکه را بر وجود مقدس رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه اطهار علیهم السلام تا حضرت ولی‌عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف معنا نموده‌اند. این نزول به معنای وصول به غایت است. عبارت مِنْ كُلِّ أَمْرٍ نیز نشان می‌دهد که نزول ملائکه ناظر بر هر امری و از مجرای قضای مطلق به تقدیر جزئی هر امری است؛ تفسیری ظریف و لطیف که با تصریح آیه شریفه ﴿تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ﴾ سازگاری تام دارد؛ یعنی هبوط به امر موطنی که باید مقدر گردد.

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo