1403/12/14
بسم الله الرحمن الرحیم
تحلیل شکاف معرفتی میان ادراک بشری و حقیقت شب قدر/عظمتشناسی لیلة القدر /تفسیر قرآن
موضوع: تفسیر قرآن/عظمتشناسی لیلة القدر /تحلیل شکاف معرفتی میان ادراک بشری و حقیقت شب قدر
عظمت لیله القدر و ادراک بشری
شایسته است در محفل علمی امشب به این مبحث بپردازیم که پس از وضوح مفاد آیه شریفه ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ﴾ توجه به آیه شریفه ﴿وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ﴾ نمایانگر عظمت زایدالوصف این امر است. گمان میرود این شیوه تبیین در تمامی زبانها جاری باشد؛ کما اینکه در زبان فارسی نیز هنگامی که قصد ارائهی عظمت زایدالوصف امری را داریم، از تعابیری بهره میبریم که نمایانگر ناتوانی درک بشری از کنه آن حقیقت باشد. این مرتبه از عظمت، فراتر از حیطه ادراک عادی انسان است. این موضوع در زبان عربی نیز بسامد بالایی دارد و در زبان فارسی نیز شواهد متعددی بر آن یافت میشود. این امر به سبب وجود دو ظرف است؛ بدین معنا که وقتی ظرف ادراک بشری با ظرفیت واقعیت امر سنجیده میشود، ناگزیر ظرف برتر مورد خطاب قرار میگیرد که بسی فراتر از ظرفیت ادراک بشری است. هر اندازه نیز که انسان بکوشد این حقیقت را در ظرف محدود ادراک خود بسنجد، در نهایت به محدوده بشری و ساحت محدود عظمت روح نبوی و ولوی منتهی میگردد؛ با این حال، حقایق و امور مربوط به نزول، مرتبهای بهمراتب قویتر دارند که در شب قدر اینها مقدر میشوند.
حقیقت نزول و اصناف ملائکه
شایسته است این موضوع را به عنوان مقدمه بیان داریم؛ هرچند در مبحث ملائکه و ذیل آیه شریفه ﴿تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ﴾ به روایات و خصوصیات مرتبط با آن خواهیم پرداخت، اما از آنجا که بحث کنونی پیرامون حقیقت نزول است، ناگزیر از تبیین اجمالی آن در این مقطع هستیم. بررسی روایات شریفه که نمونههایی از آنها را قرائت و استخراج خواهم کرد، نشان میدهد که اهتمام فوقالعادهای در لسان اخبار به این مسئله معطوف شده و ابعاد آن به نحو عمیقی مورد مداقه قرار گرفته است.
ظاهراً ملائکه به دو صنف عمده تقسیم میشوند: ملائکه عرشی و امری، و ملائکه ارضی و خلقی؛ که گاه از صنف اخیر به ملائکه ارضی و از صنف نخست به ملائکه سماوی تعبیر میشود. به بیان دیگر، ملائکهای که به عالم امر انتساب دارند و ملائکهای که متعلق به عالم خلق هستند؛ همانگونه که مفاد آیه پنجاه و چهارم سوره مبارکه اعراف ﴿أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ﴾ و همچنین آیات سوره مبارکه فاطر بر تفکیک و تمایز عالم خلق و امر دلالت دارند و این حقیقت در آیات شریفه قرآن کریم به وضوح تبیین گردیده است.
ملائکه برزخی و تجلی تمثل در عالم مثال
صنف سوم نیز ملائکه مرتبط با برزخ عالم خلق و امر هستند. عالم برزخ خود واجد عظمت، گستره و موقعیت ویژهای است. انسان پس از مفارقت از این نشئه مادی و در دوره انتظار برای حشر اکبر و ورود به بهشت، به عالم برزخ منتقل میگردد. همچنین ملائکه متعلق به عالم مثال که در بیانات اعاظم بر آن تأکید شده و در قرآن کریم نیز صریحاً به مسئله تمثیل اشاره رفته است، نوعی از تنزل به شمار میروند. تمثیل در حقیقت مرتبهای از تنزل است که به منظور تسهیل درک مخاطب صورت میپذیرد. این تمثیل عمدتاً موطنی در عالم برزخ دارد؛ کما اینکه در سرگذشت حضرت جبرئیل علیهالسلام که ملک مقرب وحی الهی است، دو نحو اذن نزول برای ایشان مقرر بود: نخست آنکه گاه با همان تشخص و هیئت مرتبط با عالم امر فرود میآمد و با رسول خدا گفتگو میفرمود که در این حالت تمثلی در کار نبود و حقایق غیبی را به ساحت قدس حضرتش واصل میکرد؛ و گاه دیگر، بر موطن تمثل نازل میشد و به تناسب آن مرتبه و متناسب با عالم مثال تجسد مییافت. گاه نیز تمثل ایشان برزخی بود؛ نظیر روایتی که مقبول همگان است که حضرت میفرمودند تمثیل ایشان را به صورت دحیهی کلبی رویت میکردند. هدف از این امر، ملموس ساختن حقیقت برای سایرین بود تا علاوه بر معرفی منزلت دحیه کلبی، امکان تشکل برزخی جبرئیل در مقام تبیین روشن گردد. تمثل برزخی واجد حد، حدود و هندسه مشخصی است و با همان صورت متمایز میتواند در عالم مثال ظاهر شود؛ در حالی که ملائکه عالم امر مبرای از هرگونه حد و مرز مادی هستند و ساحت آنان از تمثل مادی منزه است. مفاد برخی روایات دال بر این است که در لیلة القدر، تضامّ و کثرت ملائکه به مرتبهای میرسد که گستره زمین ضیق میگردد؛ این ملائکه متعلق به عالم برزخ و عالم خلق هستند. ملائکه ارضی در مواجهه با ملائکه سماوی چنان جمعیت کثیری را تشکیل میدهند که با مؤمنان مصافحه مینمایند. این ملائکه ارضی در قالب متمثل فرود آمده و مأموریت خویش را به انجام میرسانند. در تجارب شهودی نیز مکرر نقل شده است که زائران اظهار میدارند شخص خاصی را رویت کرده، با وی گفتگو نموده و مسیر حرکت او را به سمت حرم مطهر مشاهده کردهاند؛ این پدیدارها جلوهای از تمثل ملائکه است که به نیابت از آن زائر و متناسب با منزلت وی جهت زیارت تشخص مییابند. زائران نیز بدون تردید گمان میبرند که خود شخص را رویت کرده و با او همسخن شدهاند، در حالی که این همان تمثل برزخی است که تحقق یافته و تمامی خصوصیات آن شخص را نمایان ساخته و حتی گفتگوی متمثلانه نیز با او برقرار میشود. ملائکه خواسته زائر را اجابت میکنند و زائر به واسطه این تمثل مأموران الهی در زیارتگاه، حضور واقعی او را تلقی مینماید. شواهد متعددی از این دست در روایات شریف وارد شده و در ساحت حس عامه نیز تحقق یافته است.
ارتباط نزول ملائکه با تکامل علمی و الهامات بشری
در لیلة القدر، هر سه گروه ملائکه ضامن تحقق و تبیین نزول امر الهی هستند؛ بخشی متعلق به عالم مثال، بخشی متعلق به عالم برزخ و بخشی نیز مأمور وحی و علم از عالم امر میباشند که همگی واجد عظمتی بس سترگ هستند. اگر حقیقت علم را در ظرف مادی بسنجیم، شاید بتوان حد و مرزی برای آن تصور کرد، اما با تعالی آن به عالم مثال، ابعادی زایدالوصف مییابد که با ظرفیتهای محدود عالم برزخ یا عالم ماده قابل قیاس نیست. در این نشئه مادی، بشر روزانه در حال کسب علم و کشف حقایق و حصول مشهودات است و حقتعالی این طریق را برای تمامی آحاد بشر گشوده است تا به مراتب عالی نایل شوند؛ این امر اختصاصی به مؤمن یا کافر ندارد. در عصر کنونی، حتی در مرتبه تکنولوژیهای نوظهور نظیر هوش مصنوعی، تجلی هدایت الهی به سوی امور واقعی و حقایق تکوینی نمایان است. کما اینکه در اخبار علمی اخیر مشهود بود که در تشخیص نارساییهای عروقی قلب، هوش مصنوعی با سرعتی فزونتر و اطمینانی بیشتر از متدهای پیشین عمل میکند. این دستاوردها که در پهنه گیتی و از جمله با مجاهدت محققان داخلی ارتقا یافته، موید جریان علم در مرتبه مادی و برزخی آن است. تمامی الهامات بشری توسط همین ملائکه به اذنالله افاضه میشود. در روایات شریفه تصریح شده است که در روزهای دوشنبه و جمعه، اعمال و حوادث مرتبط با اولیای الهی و آحاد مردم بر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و ائمه هدی علیهمالسلام عرضه شده و ایشان بر آن واقف میگردند. روایات دیگر نیز بر عرضه امور در آغاز هر ماه دلالت دارند که حضرات معصومین علیهمالسلام منتظر افاضات ویژه آن مقطع هستند؛ چنانکه درخواست انبیاء عظام نیز بر اساس مفاد آیه شریفه ﴿قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا﴾ استوار بوده است.
تمایز علمی میان تصمیم اراده و عزم
در این بخش، مبحثی حائز اهمیت را به اجمال مطرح میسازم که شایسته تدقیق و تتبع علمی است؛ و آن تمایز میان تصمیم، اراده و عزم است. پیشتر اجمالاً به حقیقت عزم اشاره شد. گاه اراده و تصمیم حاصل است اما عزم راسخ مفقود است. در میان جمیع انبیای الهی، پنج تن به وصف اولوالعزم متصف گردیدهاند، با وجود اینکه همگی صاحب اراده بودهاند؛ این امر نشانگر ویژگی ممتاز عزم است. کما اینکه در خصوص حضرت آدم علیهالسلام، اراده محقق بود اما مرتبه عزم مفقود بود؛ چنانکه حقتعالی میفرماید ﴿وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا﴾ عزم در ساحت اراده نقشی بیبدیل دارد. تتبع در حقایق تکوینی و دستیابی به امور غیبی و مکاشفات پنهان، به واسطه عزمی است که انبیای اولوالعزم از آن برخوردارند. هنگامی که عبد در مقام دعا مسألت مینماید قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا این طلب ملازم با عزم است و به تبع این عزم راسخ، اراده وی در مسیری قرار میگیرد که افاضه الهی را اقتضا میکند و در نتیجه، حقایق علمی برای او منکشف میگردد. حضرت امام قدسسره نیز در بیانات شریف خویش به حقیقت عزم ورود به بیتالمعمور اشارت فرمودهاند. این بحث در روایات فریقین، بیانات اهل معرفت و مباحث فلسفی مطرح گردیده اما سرچشمه اصلی آن در اخبار آلمحمد علیهمالسلام است. در اصول کافی روایتی شریف از حضرت امام صادق علیهالسلام در باب حقیقت مشیت نقل شده است که شایسته قرائت است. بر اساس روایت شریفه ﴿خَلَقَ اللَّهُ الْمَشِيئَةَ بِنَفْسِهَا ثُمَّ خَلَقَ الْأَشْآءَ بِالْمَشِيئَةِ﴾ که دلالت بر مرتبه والای مشیت دارد، حقیقت علم به مشیت الهی انتساب مییابد. مشیت حقتعالی غیرمحدود است و انسان با استعانت از مشیت الهی، ازدیاد علم را مسألت مینماید و این جریان همواره مستمر و بیپایان است؛ بر خلاف ملائکه ارضی و خلقی که واجد محدودیتهای نشئه مادی و برزخی و دارای حدود و ثغور معین هستند، ملائکه عالم امر با مشیت ربوبی پیوند دارند. کما اینکه در آیه شریفه ﴿قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي﴾ حقیقت روح متعلق به عالم امر معرفی شده که فراتر از ادراکات عادی است و منزلت هر روحی به اقتضای مشیت الهی اعتلا مییابد. ساحت عالم امر، مبرای از تشخصات مادی و تمثلات برزخی است؛ کما اینکه حضرت امام قدسسره حقیقت معراج نبوی و نیل به مقام محمود را وصول به بیتالمعمور تبیین فرمودهاند. بیتالمعمور در عوالم علوی، مجمع حقایق وجودی است که نشئه مادی در مقایسه با آن بسیار ناچیز است. اعاظم علمای معرفت، جمیع علوم بشری را در مواجهه با اقیانوس بیکران مجهولات، به مثابه سفینه کوچکی دانستهاند که انسان برای نجات خویش از مهلکه جهل بنا کرده است؛ در حالی که جهل بشری دریایی است بیکران که آغاز و فرجامی برای آن متصور نیست. این تمثیل نمایانگر مرتبه علوم تجربی در مقایسه با معارف حقیقی برزخی و ملکوتی است که اهل معرفت و مکتشفان حقایق به اذنالله بدان راه یافتهاند.
مراتب سه گانه جریان نزول در شب قدر
پس از تبیین این مقدمه علمی حائز اهمیت، به محور اصلی بحث که همان حقیقت نزول در لیلة القدر است بازمیگردیم. جریان نزول در سه مرتبه و فاز متمایز محقق میشود: مرتبه نخست منتهی به عالم خلق و ماده میگردد، مرتبه دوم به عالم برزخ انتساب دارد و مرتبه سوم مرتبط با عالم امر و ساحت ربوبی است. هر یک از این مراتب متناسب با اهلیت مخاطبان افاضه میشود. این نزول امور برای حضرات معصومین علیهمالسلام، اولیای الهی، فقهای عظام و آحاد مؤمنان در شب قدر جریان دارد و همگی به میزان وسعت وجودی خویش از معانی نازله قرآن کریم بهرهمند میشوند. حتی مرتبه چهارم نزول که مرتبط با بیتالمعمور است نیز شعبهای از نزول قرآن به شمار میرود.
بررسی مسئله تکثیر سلولی و صلح تکوینی در عصر ظهور
در خصوص پرسش علمی مطرحشده پیرامون امکان بازآفرینی ارگانیسم از طریق یک سلول واحد در زیستفناوری نوین، شایان ذکر است که از منظر تکوینی، تمام ویژگیهای وجودی فرد در ساختار سلولی او مندرج است و این امر در ساحت علم تجربی به اثبات رسیده است. تتبع در نظام آفرینش نشان میدهد که در عصر ظهور حضرت ولیعصر عجلاللهفرجهالشریف، نظام تکوین به مرتبهای از کمال و صلح میرسد که ستمگری تکویناً منتفی میگردد؛ حتی در میان وحوش نیز ستم واقع نمیشود و این دگرگونی بنیادین در نظام عالم رخ خواهد داد. تجارب شهودی و شواهد عینی نیز مؤید این است که هر جانداری به اقتضای رزق مقدر خویش حرکت میکند و دخالت انسان در این چرخه تکوینی گاه ناشی از عدم ادراک قوانین الهی است. تبیین حقیقت نزول برزخی بدین معناست که حقایق عالم امر به عالم خلق واصل میشوند و این همان حقیقت برکت است که در بیانات دینی بر آن تأکید شده و در لسان عامه نیز جاری است.
حکم فقهی قرائت بسمله در نماز
در پاسخ به استفتاء مطرحشده پیرامون قرائت بسمله در نماز؛ چنانچه مصلی بسمله را به نیت سوره خاصی قرائت نموده باشد ولی در اثنا تصمیم بر قرائت سوره دیگری نظیر سوره مبارکه قدر بگیرد، از منظر مشهور فقهای عظام، تکرار بسمله به نیت سوره جدید متعین است؛ مگر آنکه بسمله را به نحو مطلق و بدون قصد سوره خاصی قرائت کرده باشد که در این صورت انطباق آن بر سوره مأتیبه بلامانع است.
عزم الهی و نقش آن در نهضت اسلامی
در ضیق وقت کنونی، بر حقیقت عزم تأکید میورزم. مرتبه عالی عزم که متمایز از ارادههای متزلزل بشری است، منشأ تحولات عظیم در تاریخ تشیع بوده است؛ کما اینکه عزم راسخ حضرت امام قدسسره که جلوهای از عزم انبیای اولوالعزم بود، سبب تحول بنیادین و پیروزی نهضت اسلامی گردید. تداوم این نهضت و فتوحات آن در مواجهه با دشمنان، مرهون همان عزم الهی بود. انطباق عزم عبد با مشیت و عزم ربوبی، شرط اصلی حصول نتایج الهی است که مجاهدان راه حق در جبهههای مقاومت از غزه تا لبنان مظهر آن هستند. این لیاقت و عزم استوار، طریق نیل به حقیقت ولایت الهیه را هموار میسازد؛