« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد میرزا محمدحسین احمدی‌فقیه‌یزدی

1403/12/12

بسم الله الرحمن الرحیم

تبیین وجوه تفسیری واژه «إِنَّا» در کلام امام خمینی(ره)/تفسیر سوره قدر /تفسیر قرآن

 

موضوع: تفسیر قرآن/تفسیر سوره قدر /تبیین وجوه تفسیری واژه «إِنَّا» در کلام امام خمینی(ره)

 

عظمت ماه مبارک رمضان و نزول قرآن

﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ وَجُعِلَتْ فِيهِ لَيْلَةُ الْقَدْرِ وَجُعِلَت_خَيْرًا مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ﴾ شأن نزول قرآن کریم، واقعه‌ای بسیار عظیم و شگرف است که این نزول در این ماه شریف و با عظمت واقع شده است؛ همان‌گونه که ماه رجب، ماه منسوب به باری‌تعالی و ماه مخصوص الهی است که پروردگار برای خویش برگزیده، و ماه شعبان، ماه متعلق به پیامبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم است و ماه رمضان که ائمه معصومین علیهم‌السلام فرموده‌اند هنگام نام بردن از آن باید تعبیر ﴿شَهْرُ رَمَضَانَ﴾ را به کار برد؛ زیرا رمضان از اسماء الهی است و گفتن ﴿شَهْرُ رَمَضَانَ﴾ به معنای ماه خداست. نام باری‌تعالی بر این ماه اطلاق شده و این ماه شریف منسوب به ذات اقدس الهی است.

تجلی اسماء الهی در ماه مبارک رمضان

و عظمت و فضیلت این ماه از جهات متعددی قابل تبیین است؛ برخی از اعاظم، بزرگان و شخصیت‌های برجسته علمی این‌گونه تفسیر فرموده‌اند که جمیع اسماء الهی در این ماه متجلی و مجتمع گشته است. این ماه شریف، ظرف زمانیِ اجتماع تمام اسماء حسنای الهی است. دلیل این امر را نیز واقعه نزول قرآن کریم دانسته‌اند؛ چرا که نزول قرآن تجلی جامع و تام تمام اسماء الهی است تا بدین‌وسیله کمال مطلق محقق گردد؛ کمالی برتر که فراتر از آن امکان تجلی و نزولی متصور نبوده و هر آنچه از فیوضات نزولی که شایسته تحقق بوده، در این ماه مبارک رمضان به عرصه شهود رسیده است.

وجوه تفسیری واژه انا در کلام امام خمینی

از آنجا که بنا بر اجمال و اختصار است، شایسته است به این موضع توجه ویژه مبذول فرمایید؛ حضرت امام خمینی قدّس‌سرّه تعبیری در این باب دارند و برای کلمه إِنَّا در عبارت شریفه ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ﴾ دو وجه اساسی ذکر می‌فرمایند. وجه نخست همان است که عرفای شامخین تبیین کرده‌اند. اهل معرفت معنای إِنَّا را این‌گونه تقریر نموده‌اند که تمامی اسباب، وسایط و خصوصیاتی که باید در مرتبه کمال تحقق یابند، به واسطه ارتباط وثیق میان جمیع این امور، در قالب ضمیر جمع متکلم‌مع‌الغیر یعنی إِنَّا تعبیر شده است.

تبیین نسبت انا با اسماء الهی

وجه دوم که با دقتی بسیار افزون‌تر مطرح گردیده، ناظر بر این است که مقصود از إِنَّا همان اسماء الهی است؛ چرا که هر پدیدار و نعمتی که در این عالم مادی متصف به عظمت است، مظهر و نشانه‌ای از اسماء الهی به شمار می‌روَد، یعنی در واقع ظهور یکی از اسماء حسنای الهی است. بر این اساس، هنگامی که حضرت حق جل‌وعلا تعبیر إِنَّا را به کار می‌برد، مراد تمامی اسماء حسنای الهی مجتمعاً و با هم است و به همین سبب صیغه جمع به کار رفته است؛ یعنی ذات احدیت همراه با جمیع تجلیات اسمائی خویش اراده نزول فرموده است و ضمیر إِنَّا اشاره به اسماء پروردگار دارد که کل اسماء الهی با تمام خصوصیات و شئونات خود در این نزول قرآنی تجلی یافته‌اند.

حقیقت جمع الجمعی اسماء در واقعه نزول

در ادامه، ایشان اسم اعظم را به عنوان حقیقت جامع و مجمع جمیع اسماء معنا می‌فرمایند؛ به گونه‌ای که اگر تمام اسماء الهی در مظهری واحد گرد آیند، آن مظهر اسم اعظم خواهد بود. این همان حیث جمع‌الجمعی در ظهور اسماء الهی است و نزول قرآن کریم نیز نزولی جمع‌الجمعی است که جمیع آثار، برکات و خصوصیات مکنون در اسماء الهی را یک‌جا و به نحو جمعی نازل نموده است. از این رو، ایشان بیان می‌دارند که وجه تسمیه و معنای إِنَّا از این حیث است که مراد از ما، ذات اقدس حق به همراه جمیع اسماء و صفات خویش است.

تمثیل ادبی صیغه جمع در افعال الهی

یکی دیگر از بزرگان علمی نیز این واژه را چنین تبیین فرموده‌اند که انسان در شئون حیات خویش هنگامی که فعلی انفرادی انجام می‌دهد، به عنوان مثال شیء سنگینی را جابه‌جا می‌کند یا جامه و شیئی را می‌دوزد یا عملی را به سرانجام می‌رساند، به جهت اختصاص فعل به شخص خویش، تعبیر من این کار را انجام دادم را به کار می‌برد. اما در مواردی که فعلی ذوجنبتین و دارای ابعاد علمی، عملی و شئون متعدد مادی و معنوی است، به جهت افاده اهمیت کار و تبیین شراکت جمیع اسباب، تعبیر به صیغه جمع آورده می‌شود؛ نظیر اثر هنری شگرفی مانند تابلویی نفیس و ارزشمند که دارای ابعاد گوناگون است، یا نگارش تفسیری جامع که شئون علمی متعددی دارد، که در چنین مواردی پدیدآورندگان به جهت همراهی و مدخلیت تمام اسباب و یاوران، تعبیر ما این اثر را خلق کردیم را به کار می‌برند. این تفسیر نیز از سوی برخی معاظم ارائه گردیده است و هر سه وجهِ تبیین‌شده صحیح بوده و در جایگاه علمی خویش استوار و معتبر می‌باشند.

حقیقت مبدأ نزول و جنبه جمع الجمعی آن

شایسته است نکته ظریف دیگری نیز بر این مباحث افزوده شود و آن مسئله حقیقت نزول و مبدأ نزول است. در تبیین حقیقتِ مبدأ نزول، باید دانست که این مبدأ واجد شئون و جهات گوناگونی است و مبدئی بسیط و تک‌بعدی به شمار نمی‌روند، بلکه مجمع جمیع شئون فاعلی است و از این رو، این نزول ذاتاً یک نزول جمعی است. استفاده از تعبیر إِنَّا ناظر به حیث مبدأیت است؛ چرا که مبدأ نزول در تمامی این شئون متجلی است؛ به گونه‌ای که اگر در هر بخش و آیه‌ای از قرآن کریم تدبر و تعمق عمیق صورت گیرد، این جهت جمع‌الجمعی مشهود خواهد بود. هیچ آیه‌ای در قرآن کریم یافت نمی‌شود که با تمام شئون و جهات مبدأ پیوند نداشته باشد و به سبب همین ارتباط تام با جمیع شئون مبدأ، تعبیر جمع یعنی إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ به کار رفته است؛ بدین معنا که ما از آن مبدأ متعالی نازل فرمودیم، مبدئی که تمام خصوصیاتش در این نزول مدخلیت داشته و متأثر از حقیقتی واحد است که آن حقیقت واقعاً شایستگی تام برای انتساب این فعل جمعی را داراست؛ همان‌گونه که معروض افتاد جمیع اسماء الهی در این موضع شایستگی دارند تا منسوب به تعبیر إِنَّا گردند. بنابراین، عبارت شریفه ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ﴾ ناظر به فعلی جمع‌الجمعی است که به حقیقتِ مبدأ بازمی‌گردد؛ مبدئی جمع‌الجمعی که کمال مطلق هستی در آن متجلی است، همان‌گونه که وجود شریف و مبارک خاتم‌الانبیاء حضرت محمد مصطفی صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم مظهر تام انسان کامل و واجد حیث جمع‌الجمعی جمیع اسماء حسنای الهی است و برکات ظهور اسماء الهی در وجود ذی‌جود آن حضرت به عالی‌ترین وجه به عرصه تجلی رسیده است.

حقیقت نزول قرآن و ارتباط آن با انسان کامل

همین نسبت شریفه در رابطه با قرآن کریم که حقیقت جمع‌الجمع و مظهر تام تمام تجلیات است برقرار می‌باشد؛ تا آنجا که می‌توان گفت اگر کسی خواهان شهود حقیقت ظهور علم، ظهور قدرت و تبیین مناسبات علّی و معلولی که در لسان اهل معرفت به براهین لِمّی و اِنّی تعبیر می‌شود باشد، جمیع این حقایق در وجود مبارک رسول اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم متجلی است. به همین سان، حقیقت نزول قرآن کریم نیز نزولی جمع‌الجمعی است که تمام این شئون و جهات را در خود محقق ساخته است. شگفتا، در این موضع است که چون عبارت شریفه ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ﴾ تلاوت می‌شود، آشکار می‌گردد حقیقت لیلة القدر فراتر از آن چیزی است که در اذهان بدوی متبادر می‌شود، یعنی امری متمایز از صرفِ یک پدیده طبیعی همچون شب در مقابل روز؛ بلکه حقیقت لیل همان سایه گسترده قدر الهی و تجلی قدرت بی‌پایان پروردگار است، چنان‌که برخی از عرفای عالی‌مقام لیلة القدر را به معنای سایه حقیقت قدر و قدرت الهی تفسیر فرموده‌اند؛ یعنی ظرفی متعالی که جمیع شئون قدرت الهی در واقعه نزول در آن مجتمع گشته و آثار آن هویدا گردیده است. در این باب، تمثیل بسیار شگرفی در رابطه با صدیقه طاهره حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها مطرح گردیده است؛ خدای متعال عزیز دلمان و فخر گران‌قدرمان، مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین آقای سید محمدجعفر شفیعی قدّس‌سرّه را مشمول رحمت واسعه خویش قرار دهد که در سالگرد عروج ملکوتی‌شان در این ماه مبارک رمضان و در منزل شریف ایشان توفیق ذکر این مباحث علمی حاصل گردیده است؛ ایشان روزی از این‌جانب سؤال فرمودند که حقیقت انتساب لیلة القدر به وجود مبارک حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها را چگونه می‌توان به نحوی منقح و قابل فهم برای همگان تبیین نمود؟ بنده نمی‌دانم آیا ایشان این مطالب را در مکتوبات خویش مرقوم فرموده‌اند یا خیر، اما ظاهراً درصدد نگارش اثری در این موضوع بودند؛ بنده توضیحاتی را محضرشان عرض نمودم و مشهود بود که بسیار مسرور و مشعوف گردیدند، چرا که تبیینی جامع و وافی ارائه شد و ایشان نیز این مطالب را یادداشت می‌فرمودند. آری، فضلای بسیاری همواره با مراجعات خویش در خصوص این دست حقایق علمی سؤال می‌نمودند.

تحلیل معنایی لیل و قدر و ارتباط آن با معصومین علیهم السلام

در آن مقطع زمانی، بنده این مطلب علمی را عرضه داشتم که مقصود از لیلة القدر بودن حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها همان سایه منبسط قدر الهی است و ما واژه لیل را به معنای سایه قدرت تامه الهی تفسیر نموده‌ایم؛ چنان‌که در ادبیات تداول عامه نیز تعبیر تحت سایه مستدام شما بودن حاکی از اهمیت این مفهوم حمایتی و ظلّ ممدود است. در کتب لغت نیز واژه لیل به معنای سایه استعمال گردیده که تفسیری کاملاً صحیح است؛ زیرا هر آنچه از مقدرات و شئون قدرت الهی است، در این ظلّ ممدود مقدر می‌گردد. در این مرتبه از ظلّ و سایه الهی، وجود مبارک رسول اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم مظهر تام و مجمع جمیع کمالات انسان‌های کامل است؛ هرچند باری‌تعالی استعداد نیل به این حقایق را به حضرت آدم علیه‌السلام عنایت فرمود، لکن این شئون در مرتبه قوه مکتوم بود و در وجود شریف پیامبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم و وصی وصیّ ایشان، مولی‌الموحدین امیرالمؤمنین علیه‌السلام به فعلیت تامه رسید؛ همان‌گونه که این ماه شریف منسوب به نام نامی امیرالمؤمنین علیه‌السلام است و برخی از اعاظم نیز علت وقوع شب قدر در این ماه را انتساب آن به ساحت مقدس امیرالمؤمنین علیه‌السلام دانسته‌اند که این نزول برکت‌آفرین به یُمن وجود مسعود ایشان محقق گردیده و این تبیینی کاملاً متقن و صحیح است.

ولایت فاطمی به عنوان علت غایی تکوین

بنا بر آنچه معروض افتاد، تمام این مراتب و شئون به نحو جمع‌الجمعی در وجود مبارک پیامبر اعظم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم و امیرالمؤمنین علیه‌السلام متجلی است؛ چرا که ایشان اتحاد نوری داشته و كَنَفْسٍ وَاحِدَةٍ می‌باشند. در تعبیری دیگر، علت غایی تکوین جمیع این حقایق، وجود شریف صدیقه طاهره حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها است که خود، فرزندان معصومش و به ویژه قطب عالم امکان حضرت بقیةالله‌الاعظم ارواحنا‌له‌الفداء همگی از برکات وجود کمال‌آفرین ایشان می‌باشند و حقیقت لیلة القدر نیز ناظر به ساحت منیع ایشان است. این شئون و برکات تا مرتبه ساحت فاطمی در ولایت ائمه هدی علیهم‌السلام و ولایت خاتم‌الاوصیاء حضرت ولی‌عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف ظهور و استمرار می‌یابد؛ به همین مناسبت است که تعبیر مبارک بقیةالله استعمال گردیده است. در گذشته سؤالی علمی مطرح گردید و اکنون نیز تکرار می‌شود؛ جناب آقای دکتر محمدامین احمدی فقیه که در این حوزه‌های پژوهشی تلاش شایانی مبذول داشته‌اند، در خصوص چرایی وجود رموز خاص در رسم‌الخط برخی واژگان قرآنی از این‌جانب سؤال نمودند و بنده در آن مقطع پاسخی جازم ارائه ندادم؛ سئوال این بود که چرا واژه بقیة در ترکیب بقیةالله در برخی قرائات و مکاتب رسم‌الخطی با تاء کشیده یا مبسوطه نگاشته می‌شود، در حالی که اصل در پایان کلمات بر نگارش تاء تانیث به صورت هاء مروصه یا تاء مربوطه است؟ نگارش این واژه به صورت تاء مبسوطه واجد چه ظرایف، زیبایی‌ها و رموزی است؟ برخی اهل تحقیق در تبیین این لطیفه نگاشته‌اند که در ترکیب بقیةالله، کلمه جلاله الله مضاف‌الیه بوده و مضاف یعنی بقیه در اصل متصل به آن است و در هنگام وصل، تاء مربوطه تبدیل به تاء مفتوحه یا مبسوطه می‌گردد؛ یعنی در اصل هویت کلمه اتصال به ذات اقدس الهی ملحوظ بوده و منسوب به ساحت ربوبی است. این توصیف و تبیین علمی بسیار ظریف و عمیق است. به هر روی، حقیقت جمیع این مراتب به نحو جمع‌الجمعی در وجود شریف پیامبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم و متعاقب آن در وجود امیرالمؤمنین علیه‌السلام و حضرت صدیقه طاهره سلام‌الله‌علیها و سلاله طاهرین ایشان تا ظهور موفورالسرور حضرت بقیةالله‌الاعظم ارواحنا‌له‌الفداء که إن‌شاءالله روزی ساحت گیتی گردد، محقق است؛ این مطالب تلخیصی از عرایض بنده در تفسیر آیه شریفه ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ﴾ بود که محضر فضلا معروض گردید.

بررسی اقوال در تفسیر لیلة القدر به حضرت زهرا سلام الله علیها

(یکی از حضار: لیلة القدر را اولیاء می‌گن حضرت زهرا...) بله، اون هم همین‌طوره. اون هم مشهوره خیلی شهرت دارد. اون هم برای همین است که می‌گویند سایه‌ای از همه ولایت‌هایی که خدا قرار داده، اولیاء الله بی‌خود که نمی‌گن بهش اولیاء الله، برای اینکه اون ولایت‌های تامه الهیه تقسیم شده در همه اولیاء الله به حسب اسماء اللهِ خداوند قرار داد. و این یک آثار و ظلّی دارد که این ظلّش در وجود نازنین حضرت زهرا، بعضی که اصلاً گفتن همون وراثت هم که یه وقتی با اخوی بحث می‌کردیم بحث مفصلی داشتیم، چرا وراثت انبیاء می‌گن و وراثت اولیاء و انبیاء چطور میشه، به همین نتیجه می‌رسیدیم که اون موقع هم با ایشان به همین جهت که این لیله لیله همه آثار وجود انبیاء، این لیله و این سایه باید یک کسی جمع‌الجمعِ همه اینا داشته باشه، این میشه وراثت. منتها برای اینکه همه بفهمن به لفظ وراثت گفته میشه. وگرنه اصلش اون سایه ولایتی ست که از همه انبیاء و بزرگ‌ترین اسماء الهی جمع شده در وجود حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) و حضرت امام حسین هم منتقل کردند به وسیله نسل خودشون به حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء).

انطباق کثرت عوالم بر حقیقت نوری اهل بیت علیهم السلام

اگر دقت کنیم به عالم واقع، عالم معنا، یعنی چشم آدم ببینه عالم بالا و عالم معنا را ببینه، می‌بینه همین حرف‌هایی که زده شد تماماً صحیح است. یعنی ولایت الهیه، ظهور اسماء الهیه، ظهور و ظلّ الهیه، ظلّ الله هر چه بوده این‌ها همه به وسیله‌هایی تقسیم شده و نازل شده، که آخرین نزولش یک نزول تشریعی ست از طریق قرآن و یک تکوینی ست از طریق پیغمبر و ائمه (علیهم السلام) که از ناحیه پیغمبران جمع‌الجمعش در وجود اون حضرتِ.

ذکر مصیبت شهادت مولی الموحدین امیرالمؤمنین علیه السلام

السلام علیک یا امیرالمؤمنین، ماه ماه شماست. شما مظلوم بودید، مظلوم هم از دنیا رفتید، مظلوم شهید شدید. فرزندان‌تون هم حسن و حسین و بقیه ائمه که همه شهید شدن حالا یا مسموم یا با ضرب شمشیر، همه این‌ها دلالت بر مظلومیت کامل حضرت عالی‌ست. شما که همه عالم وجود مربوط به شماست و افتخار همه عالم به وجود شماست، ولی طوری شد که وقتی منادیِ همین ماه رمضان، وسط آسمان و زمین ندا داد، چه ندای عجیبی بود. این ندا بلند شد که، از موقعی که ضربه خورد به فرق همایون حضرت امیرالمؤمنین، تمام ارکان عالم وجود، تمام ارکان عالم هستی در هم شکسته شد. تَهَدَّمَتْ وَاللَّهِ أَرْكَانُ الْهُدَى... چه شد مگر؟ قُتِلَ عَلِيٌّ فِي مِحْرَابِ عِبَادَتِهِ در حال عبادت و توجهش به امور معنوی و الهی بود اون علی که وقتی مشغول نماز می‌شد دیگه هیچ چیز در وجود او تأثیر نداشت، تمام مبهوت و مدهوش می‌شد برای خدا و عظمت پروردگار.

کیفیت شهادت حضرت در محراب عبادت

حالا بعضی این‌جور نقل کردن که اولین شمشیری که خورد، سر شمشیر خورد به طاق محراب مسجد، و یک صدایی، صدای شدیدی به مسجد پیچید، اونایی هم که حتی خوابیده بودن و معتکف بودن بیدار شدن. اما یه وقت دیدن که ضربه دومی آمد، این ضربه دومی چرا بر فرق امیرالمؤمنین وارد شد. پشت سرش هم دیدن صدایی بلند شد: فُزْتُ وَرَبِّ الْكَعْبَةِ. قسم به ذات خدا، امیرالمؤمنین به همه قسم خورد که بدانند این والله رستگار شدم، پیروز شدم اون نتیجه‌ای که می‌خواستم بگیرم نهایتش با شهادت باشه این هم نصیب من شد. فُزْتُ وَرَبِّ الْكَعْبَةِ. وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ.

فضائل ثلاث ماه مبارک رمضان

بحثی إن‌شاءالله در فرصتی باشه که در رابطه با سوره إنا انزلناه، ﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ﴾. اول نکته‌ای که به ذهن می‌رسه و توجه بهش میشه یکی إنا هست، یکی انزلناه. هر دوش هم به صورت جمع، یعنی متکلم مع الغیر به اصطلاح ما. ﴿إِنَّا و انزلناه فی لیلة القدر﴾.

برکت ضیافت الهی در ماه صیام

خب، مبارکیِ این ماه رمضان که بر همه عزیزان به خصوص شما عزیزان مبارک باشه و (یکی از حضار: إن‌شاءالله بر شما هم) بتوانید از همه ایام این و لیالی این بهترین استفاده را ببرید. خب، حالا ماه مبارکی ست واقعاً، ماه مبارکِ. معروف شده و خیلی این روایت که ماه رجب ماه خداست، ماه شعبان ماه پیغمبر و ماه رمضان ماه امت پیغمبر. ولی اسم این ماه به نام خداست و نهی هم شده بگن رمضان، باید بگن شهر رمضان، چون رمضان یکی از اسماء اللهِ. می‌گن شهر رمضان، یعنی ماه رمضان، ماه خدا. ماهی که به اسم خداست ماه رمضانِ، ولی ماهی که خدا انتخاب کرده ماه رجبِ، اون ماهِ.

اسرار و برکات فریضه روزه

حالا در ماه رمضان عمده فضیلتِ مهمِ این ماه سه چیزه؛ یک جهتش نزول قرآنِ، که خدا قرار داده نزول قرآن را در اینجا. دوم فضیلتی که داده است اینکه شب قدر را در این ماه قرار داده؛ ﴿شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ وَجُعِلَتْ فِيهِ لَيْلَةُ الْقَدْرِ وَجُعِلَت_خَيْرًا مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ﴾ که شب قدر نیز در این ظرف زمانی تقدیر شده است. سوم، در کنار نزول قرآن و فضیلت شب قدر، جعل عبادتی متعالی، پنهان و سرّی به نام روزه است؛ چرا که حقیقت روزه علاوه بر امساک از مفطرات ظاهری همچون اکل و شرب، ناظر بر کنترل باطنی گناهان و حتی خطورات و تخیلات نفسانی است که امری کاملاً پنهان و منوط به مراقبت باطنی شخص است تا حریم الهی حفظ گردیده و شائبه‌ای از محرمات خطور ننماید. این مرتبه از صیانت و آثار باطنی در وجود انسان به واسطه فریضه روزه حاصل می‌شود؛ عبادتی متعالی در این ماه شریف که نصّ صریح قرآن کریم بر وجوب آن دلالت دارد: ﴿كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ﴾

حقیقت ضیافت الهی

خب، تقوا و نتیجه این روزه و آثار و این‌ها همه جمع شده و حتی سفره الهی و به تعبیری که ذکر شده ماه ضیافت خداوند متعالِ. صاحب این ضیافت خداست و انواع ضیافتی که به وسیله حتی ملائکه‌های خاص و مقرب خودش ضیافت می‌کند انسان‌ها را در این ماه. خب ماه بسیار مهمی.

بررسی اقوال مفسران و عرفا در تفسیر انا انزلناه

ولی در این سوره مبارکه قدر که به سوره ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ﴾ نیز شهره است، از همان آغاز می‌فرماید ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ﴾ که تبیین ابعاد آن نیازمند توضیحی مبسوط است. یکی واژه إِنَّا و دیگری عبارت ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ﴾ است. چرایی استعمال کلمه إِنَّا به صیغه جمع متکلم‌مع‌الغیر از سوی پروردگار متعال واجد دیدگاه‌های گوناگونی است؛ دیدگاه نخست رویکردی عرفانی است که حضرت امام خمینی قدّس‌سرّه نیز آن را تقریر فرموده‌اند و دیدگاه دوم نظریه‌ای است که قاطبه مفسران عظام بر آن وفاق دارند که شایسته است هر دو تبیین علمی مورد بررسی قرار گیرد.

تفسیر کلمه انا بر مبنای اسباب و وسایط نزول

نظریه مفسرین این است که به لحاظ جمع چون اسباب زیادی در رابطه با فعل خداوند مرتبطِ، همه این افعال هم چون مرتبط میشه به خداوند متعال و باید با این اسباب و با این خصوصیات انجام بگیره، خداوند خودش را با اون اسبابی که خودش همراه خودش دارد جمع گرفته، و لذا می‌گه [آیه] إِنَّا ما هستیم، یعنی با این چیزهایی که همراه نزول این آیات شریفه قرآن همراه باید باشه، که من‌جمله ملائکه‌ها هستند و خصوصیات دیگری که هست، از این جهت جمع فرموده إِنَّا.

دیدگاه اهل عرفان در حقیقت کمالی نزول

یک نظریه دیگری هست که این عرفا ذکر کردند، مقصود می‌خواهند اینا بگن که عظمت کار را، یعنی إِنَّا به صورت عظمت کار در جهت ظهور اسماء الهی ست. یعنی هر چیزی که در این عالم وجود هست ظهور یک اسمی از اسماء اللهِ، و تمام اسماء الله وقتی بنا شد همه با هم باشه این اسماء، این میشه جمع. پس به لحاظ اسماء الله این إِنَّا گفته شده، که جمع‌الجمعِ همه اسماء الهی آثار این جمعِ همه‌جانبه، که نزول نزولِ جمعِ و نزول تمامیتِ و کمالیتِ، که نزول کمالیت که دیگه هیچ چیز فروگذار نشده از این جهت إِنَّا ذکر شده. ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ﴾. به عبارت دیگر این است که اسماء الله وقتی جمع‌الجمع شد به تعبیری که حضرت امام هم به این جهت توجه کردند که نتیجه‌اش میشه اسم اعظم. یعنی اسم اعظم اونیه که همه اسماء الله را جمع‌الجمع داشته باشه. و لذا چون این نزول نزولِ همه‌جانبه همه اسماء الهی را فرامی‌گیرد و جمع‌الجمع، و لذا خداوند متعال به این لفظ جمع آورده: ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ﴾.

 

کیفیت نزول جمعی قرآن کریم

خب، ما این کار را کردیم این که تصمیم خدا و اراده خداوندِ، بعد انزلناه، نزولش هم به هر وصفی، از هر سمتی و از هر اسمی از اسماء الله وقتی نازل بشود میشه انزلناه نزولِ جمعی. پس إِنَّا انزلناهُ، منتها «هُ»ش دیگه اینجا معلومه که به قرآن برمی‌گردد. ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ﴾.

تبیین حقیقت مبدأ اسماء در قوس صعود و نزول

مبحث ظریف دیگری که شایسته است به طور مستقل مورد مداقه قرار گیرد و تناسب تام با تفاسیر عرفانی و آراء مبنایی حضرت امام قدّس‌سرّه دارد، موضوع حقیقتِ مبدأ اسماء است؛ بدین معنا که عبارت أَنْزَلْنَاهُ ناظر به تنزل حقایق از مبدئی متعالی است که سرچشمه جمیع اسماء به شمار می‌رود و این مبدأ متعالی خود واجد وسایط و مبادی متعددی است که تنزل حقیقت قرآنی از مجمع این مبادی حاصل می‌گردد؛ در این هنگام استاد بزرگوار خطاب به یکی از فضلای حاضر در جلسه فرمودند چای شما سرد می‌شود، بفرمایید میل کنید؛ این مبحث متمم و مکمل تفاسیر پیشین است. به بیان دیگر، مبدأ نزول همان سرچشمه اولیه‌ای است که نزول از آن آغاز گردیده و شئون نزول و اسباب آن همگی از این حقیقت نشأت گرفته‌اند؛ چنان‌که مناسبات علّی و معلولی که در لسان حکمت به علیتِ لِمّی و اِنّی تعبیر می‌شود، همگی در حیث صعودیِ آگاهی انسان و حیث نزولیِ تجلی حقایق از عوالم علوی تبیین می‌گردند، که تفصیلی دقیق و صریح از آن در اندیشه‌های حضرت امام قدّس‌سرّه و با مبانی حکمی صدرالمتألهین شیرازی قدّس‌سرّه در قالب اسفار صعودی و نزولی وجود انسانی تدوین یافته است.

ارتباط تکوینی و تشریعی نزول با نفوس معصومین علیهم السلام

ایشان خواسته از این مبدأ، حالا من بارم بعدش توضیح بدم بهتره، این مطلب روشن میشه که همه مبادی این جنبه جمع پیدا می‌کند. که وقتی إِنَّا انزلناه یعنی ما این‌ها را نازل کردیم از اون مبدئی که همه خصوصیات مبدأ در این نزول همه دخالت داشتند و همه این‌ها متأثر از یک حقیقتی که اون حقیقت واقعاً شایستگی این جهت دارد که همون‌طور که فرمودند همه اسماء اللهِ، همه اینجا جا شایستگی دارد که بگویند إِنَّا ما این کار را کردیم، که جنبه إِنَّا. پس ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ﴾ ناظر به فعلی جمع‌الجمعی است که به حقیقتِ مبدأ بازمی‌گردد؛ مبدئی جمع‌الجمعی که کمال مطلق هستی در آن متبلور است؛ همان‌گونه که وجود شریف و مبارک خاتم‌الانبیاء حضرت محمد مصطفی صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم مظهر تام انسان کامل و واجد حیث جمع‌الجمعی جمیع اسماء حسنای الهی است و برکات ظهور اسماء الهی در وجود ذی‌جود آن حضرت به عالی‌ترین وجه به عرصه تجلی رسیده است؛ و متعاقب آن، وجود مبارک مولی‌الموحدین امیرالمؤمنین علیه‌السلام که این ماه شریف منسوب به ساحت منیع ایشان است و كَنَفْسٍ وَاحِدَةٍ با رسول اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم به شمار می‌آیند و جمیع کمالات انسان کامل در وجود مسعود ایشان نیز متجلی است؛ و حقیقت نزول قرآن کریم برای آن حقیقت کامل و بی‌همتایی تقدیر گردیده که مظهر بی‌بدیل کمال است، یعنی وجود مبارک رسول اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم و امیرالمؤمنین علیهماالسلام؛ چنان‌که ائمه هدی علیهم‌السلام تا وجود شریف بقیةالله‌الاعظم ارواحنا‌له‌الفداء همگی مظهر نوری واحد و كَنَفْسٍ وَاحِدَةٍ می‌باشند و حقیقت ارتباط نزول قرآنی با نفوس متعالی انسان کامل، متصل به وجود شریف پیامبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم، امیرالمؤمنین علیه‌السلام و فرزندان معصوم ایشان است؛ به گونه‌ای که این فیوضات از ساحت قدسی و زکیه حضرت صدیقه طاهره سلام‌الله‌علیها با همراهی ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام به سایر ائمه هدی علیهم‌السلام تنزل می‌یابد و شریک تامه جمیع این مراتب کمالیه و جهات نزول، وجود شریف حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها است. در این مجال به جهت اجمال، ابعاد دیگر این بحث و چرایی انتساب لیلة القدر به وجود مبارک صدیقه طاهره سلام‌الله‌علیها و مناسبات آن با واقعه نزول قرآن کریم در جلسات آتی پی گرفته خواهد شد؛ این بخش، سرآغاز و مبدأ مباحث علمی ما در این زمینه است.

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo