« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد میرزا محمدحسین احمدی‌فقیه‌یزدی

1404/07/30

بسم الله الرحمن الرحیم

مسئولیت انسان در قبال دیگران/نظام اقتصادی اسلام بر پایه آیات /نظام و ضوابط اقتصادی اسلامی

 

موضوع: نظام و ضوابط اقتصادی اسلامی/نظام اقتصادی اسلام بر پایه آیات /مسئولیت انسان در قبال دیگران

 

در ادامه مباحثی که بدان اشاره می‌شد، روش و منشی در مجموعه مباحث ریشه‌ای علم اقتصاد که از آیات قرآن و روایات می‌توان استنباط نمود، این است که هر انسانی هر مقدار که توانست به امر اقتصاد دست یابد، باید به فکر دیگران نیز باشد. بخشی از آن به عنوان نفقه است که شامل فرزندان، همسر و خانواده‌اش می‌شود و باید این موارد را در حد عرف و آنچه در جامعه به "شأن" تعبیر می‌شود، تأمین کند. به تعبیری که حتی در خمس که برنامه مهمی است و بعداً به آن اشاره خواهد شد، گفته می‌شود: "مازاد بر مؤونه"؛ یعنی اندازه‌ای که مؤونه زندگی‌اش هست، باید این‌ها را مقدم بدارد و مؤونه زندگی‌اش را تأمین کند. از مقدار مازاد بر مؤونه است که باید خمس را بپردازد. به تعبیر ما، خداوند اجازه برداشت از خودِ مؤونه را نداده، بلکه از مازاد بر آن. پس از اینکه این ظرف پر شد و لبریز گشت، از آن مازاد، چهار پنجم آن مربوط به خود شخص است و یک پنجم آن را به عنوان خمس به سادات و به سهم امام پرداخت نماید. بنابراین، مؤونه از ابتدا میزانی معین است که باید برای همسر و فرزندانش پرداخت کند. پس از پرداخت نفقات، مازاد آن خمس می‌شود و به عنوان خمس باید پرداخت گردد که همه این‌ها به فکر دیگران بودن است؛ هم به فکر فرزندان و همسرش باشد و هم خمسی که باید بپردازد. این‌ها وظایفی است که هر انسانی با کسب درآمد، باید بدان‌ها عمل نماید و سبب جریان اقتصادی شود. طبق بحثی که در جلسه گذشته ذکر شد، زندگی باید جریان داشته باشد، اقتصاد در حال حرکت باشد و دچار رکود نگردد. چون نباید رکود داشته باشد، باید نفقاتش را بپردازد و به فکر دیگران باشد. این امری مسلم است که در مجموع روایات و احادیث ما معین شده و به طور طبیعی مطرح گشته است؛ تا جایی که می‌توانیم بگوییم این یک سیره مستمره است که از زمان ابتدای بشریت وجود داشته و به تدریج تغییراتی کرده تا به زمان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم که طبق آن بایستی عمل کنند. پس ملاحظه فرمودید که یکی از وجوه واجبه این است که در اقتصاد باید به فکر دیگران و کسانی باشد که به او مربوط می‌شوند و تعلق دارند. حتی این جهت را در باب واجب‌النفقه هنگامی که بحث می‌شود، افرادی را به عنوان واجب‌النفقه ذکر می‌کنند که نفقاتشان واجب است. موردی که به دست می‌آید این است که مثلاً اگر طبق نظری که تقریباً روشن است، فرزندی نادار بود و پدر و مادر دارا هستند، باید او را تأمین کنند یا بالعکس، اگر پدر و مادر نادار شدند ولی فرزند دارا است و امکان برای او وجود دارد، باید نفقات پدر و مادر را تأمین کند. این تعادل که بین نفقه همسر و فرزند است، عیناً در مورد والدین و فرزندان نیز برقرار می‌باشد. گرچه آنچه اکنون در بین مردم رایج است و این‌ها می‌خواهند بگویند که پدر و مادر مربوط به خودشان هستند و فرزندان نیز مربوط به خودشان، اما اگر دارا باشند و آنان دارا نباشند، باید نفقه پدر و مادر را بپردازد؛ چنانچه مادر و پدر اگر فرزندشان را نیازمند ببینند و دارا هستند، باید او را تأمین کنند و به او رسیدگی نمایند. این‌ها را در باب نفقات، واجب‌النفقه می‌نامیم که باید پرداخت شود. از موارد دیگری که واضح است، کسانی هستند که به او مربوط می‌شوند. در گذشته کنیزان، غلامان و امثالهم بودند، اکنون نیز کسانی هستند که وابسته به او بوده و جزء زندگی او به حساب می‌آیند که به آن‌ها اهل و عیال می‌گوییم؛ عیال کسانی هستند که عیل و تحت تکفل افراد هستند. افرادی که منضم می‌شوند و عیل او محسوب می‌گردند، باید نفقاتشان پرداخت شود. پس در هر قسمت، عمده مسائل مادی به گونه‌ای است که باید به فکر دیگران باشد، خصوصاً اینطور مواردی که حالت مؤونه یا نفقه دارد و باید به این نفقات و مؤونه‌ها توجه داشت و آن‌ها را پرداخت و تأمین کرد.
مطلب دیگری که اینجا به بحث اضافه می‌شود، آن است که گاهی مخارجات عمومی نیز وجود دارد که افراد باید برای تنظیم این امور عمومی بکوشند تا از بین نرود. این چیزهای عمومی نیز بالاخره باید پرداخت شود. مثلاً، مخارجاتی است که امروز به عهده شهرداری است. این کارها را به عهده شهرداری می‌گذارند که اداره‌کننده این مخارجات را تأمین کند. حتی تا حدی که امروز این حرف مطرح شده که اگر مربوط به مسائل فرهنگی هم باشد، شهرداری‌ها باید به فکر مسائل فرهنگی نیز باشند و بخشی از بودجه خود را برای فرهنگ اختصاص می‌دهند و اداره مسائل فرهنگی را بر آن‌ها لازم می‌دانند. و حال آنکه ما بر اساس ادله‌ای که داریم، موارد اینچنینی که برای خرج فرهنگ و مسائل اسلامی و امثالهم هست، فارغ از وجوه زکات و خمس و غیره که پرداخت می‌شوند، اگر بعضی از مسائل اجتماعی هست که دچار مشکل شده و پیش نمی‌رود و آشکارا نیاز به کمک دارد، باید کمک شود. اینجا به عهده افراد می‌شود؛ یعنی افراد به حسب وجود خود بایستی این‌ها را تقسیمی قرار دهند و با هم ملاحظه کنند و اینطور مخارج نیز به عهده همه مردم قرار می‌گیرد که ما این را واجب کفایی و واجب عینی می‌نامیم.
مانند آنچه برای جنگ و مباحث اداره جامعه وجود دارد؛ ﴿و جاهدوا بأموالکم و أنفسکم﴾
هم جنبه جانی را شامل می‌شود که فرد باید فداکاری کند و هم جنبه مالی را که باید همراهی و کمک و مجاهده کند. این‌ها قاعده اقتصادی اسلام است که جهات مربوط به مال و ثروت و جهاتی که مربوط به جامعه است و امروز نیاز پیدا کرده است، همه باید مراقبت کنند و این حوائج را برطرف نمایند. آن بخش‌هایی که واجب عینی است، روشن‌تر است که باید پرداخت شود. آنجا که واجب کفایی هم هست، نباید از آن بگذرند و این امر معطل بماند و تحقق نیابد، بلکه همه از لحاظ اقتصادی باید مواظبت کنند که این ضایع نشود، بلکه به طور شایسته اداره گردد و آنچه مربوط به عموم مردم است، ما به فکر آن باشیم و نگذاریم آنچه مربوط به عموم مردم است، معطل بماند و پیشرفت نداشته باشد. باید پیشرفت حاصل شود؛ حال در علم، در دانش، در مسائل مربوط به جنگ و جبهه، در حد مقدور همه باید در مسائل اقتصادی سهیم باشند و کمک کنند و هیچ امری را معطل نگذارند، بلکه این مربوط به اقتصاد عامه مردم است که باید تأمین کنند.

 

logo