« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد میرزا محمدحسین احمدی‌فقیه‌یزدی

1404/07/16

بسم الله الرحمن الرحیم

حرمت کنز و جریان مالی در اقتصاد اسلامی/نظام اقتصادی اسلام بر پایه آیات قرآن /نظام و ضوابط اقتصادی اسلامی

 

موضوع: نظام و ضوابط اقتصادی اسلامی /نظام اقتصادی اسلام بر پایه آیات قرآن /حرمت کنز و جریان مالی در اقتصاد اسلامی

یکی از مباحث جدی در حوزه اقتصاد که در آیه شریفه ﴿الذین یکنزون الذهب﴾ به روشنی تبیین شده، این است که در اقتصاد اسلامی باید جریان و گردش مالی وجود داشته باشد؛ بدین معنا که هیچ ثروتی نباید راکد بماند. مسائل اقتصادی نباید به صورت کنز و گنج درآیند. گرچه مثال آیه شریفه طلا و نقره است، اما واقعیت این است که هر نوع ثروتی که مانند گنج و کنز انباشت شود، مشمول این حکم می‌گردد. زیرا عرف بر این بوده که هر چیزی را که به مثابه گنج ذخیره می‌کردند، به طلا و نقره تبدیل می‌نمودند. امروزه نیز اگر فردی بخواهد پولی را در جایی انباشته کند، با وجود بانک‌ها و موسسات مالی، همچنان در نهایت آن را به طلا تبدیل می‌کند تا یک کنز و گنج پدید آورد. این یک حالت عمومی است.
مسئله کنز و گنج امری است که هنوز هم تقریباً با همین طلا و نقره انجام می‌گیرد. حال، مطلب مهم این است که هر چیزی را که انسان بخواهد انباشته کند، همان‌طور که سعدی نیکو فرموده است: «برای نهادن چه سنگ و چه زر»، وقتی شما می‌خواهید چیزی را روی هم انباشته کنید، چه سنگ باشد و چه زر و طلا، بالاخره چیزی که از جریان اقتصاد خارج شود و همگان نتوانند از آن بهره‌مند گردند، مورد سرزنش و نکوهش قرار می‌گیرد. روشی که قرآن کریم در این زمینه برای ما بیان می‌فرماید، نشان می‌دهد که کنز و گنج کردن مال و ثروت، مورد تأیید نیست و مذموم است و نباید انجام شود. پس در اقتصاد اسلامی باید این را به عنوان یک معیار بزرگ مورد توجه قرار دهیم که مطلقاً مواردی نباید پیش آید که حالت کنز و گنج پیدا کند.
خب، گاهی اوقات برخی افراد سؤال می‌کنند: کسی می‌آید مثلاً کارخانه‌ای را تأسیس می‌کند، برنامه‌های اقتصادی خاصی را بنیان می‌نهد، قیمت آن نیز بالا می‌رود و مثلاً زمین یا چیزهای دیگر آن. خیر، این مصداق کنز و گنج نیست. این در حال استفاده است. بالاخره یک کارخانه‌ای است و از آن استفاده می‌کنند؛ کارگرانی دارد و خروجی دارد و مورد استفاده قرار می‌گیرد. این مصداق کنز و گنج نیست. این مصداق چیزی است که حالا اضطراراً بالاخره گران شدن زمین یا عمارت گران‌قیمت چاره‌ای نیست مثلاً پیش می‌آید. این را مصداق کنز و گنج محسوب نمی‌کنیم. پس، آنچه به عنوان کنز و گنج تلقی می‌شود، یک چیز بی‌فایده است؛ یعنی کنار گذاشتن به حالت بی‌فایده از نظر اقتصادی که هیچ‌کس از آن بهره‌ای نمی‌برد. فقط به اندازه‌ای که این کنار گذاشته می‌شود و گنج می‌گردد، و این کنزی که انسان برای خود قرار داده است.
حالا یک نفر ممکن است بگوید که من مجبورم در بعضی از مسائل اقتصادی، مقداری را برای آینده‌ای که مثلاً فرزندش می‌خواهد ازدواج کند، دختر، پسر، این‌ها احتیاج دارند، پس مجبور است قسمتی را بدین صورت کنار بگذارد. این هم که علما ذکر کرده‌اند که خمس تعلق نمی‌گیرد، به مواردی است که در مؤونه مصرف شده است، منتها مؤونه را کنار گذاشته‌اند چون هنوز زمان ازدواجش نرسیده است. لذا عرف جامعه ما تقریباً بر این است که اگر جهیزیه‌ای برای دخترشان یا مثلاً برای فرزندان دیگرشان، اگر پسر باشند، آماده می‌کنند، این حساب کنز و گنج نیست. این بلکه دارد آن استفاده‌های روزمره‌ای را که این‌ها لازم داشته‌اند، الان زمانش نرسیده ولی دارد تهیه می‌کند که بعداً مثلاً فرض بگیرید یک یخچالی خریده یا لباس‌شویی را کنار می‌گذارد که بعد که این‌ها ازدواج می‌کنند به آن‌ها بدهد. این عنوان کنز و گنج نیست، بلکه یک مصرف مؤونه‌ای است، منتها زمان فعلی ندارد. این‌ها نباید به این حساب شود که ما بگوییم این‌ها کنز و گنج هستند.
اما اگر فردی به صورت، مثلاً فرض بگیرید الان مثال این‌گونه بزنیم خوب است: در آشپزخانه مقداری برنج می‌گذارد، برنج، فرض کنید، مصرف سالیانه‌اش را اینجا گذاشته است. این نه عنوان کنز دارد و نه گنج، برای اینکه دارد مصرف سالیانه‌اش را که الان لازم است، آماده کرده است که این دیگر مثلاً خرید کرده است برای تا امسالش مثلاً طی شود. این انبار نکرده اینجا که بگوییم در آشپزخانه‌اش چی انبار کرده است. این بلکه موارد مصرفش است که دارد مصرف می‌کند و لذا خمس هم ندارد. می‌گوییم جزء مؤونه سالش محسوب می‌شود از این بابت. ولی حالا اگر آمد و بگویند خب، علما گفته‌اند هرچه در آشپزخانه بردیم، این دیگر مثلاً به آن نه خمس تعلق می‌گیرد و نه چیزی. بیاید و انبار کند مقداری چیزهایی را که از مؤونه خارج است، انبار کند. این همان حساب کنز و گنج درمی‌آید و از عرفیتش که خارج شد و بسیاری از موارد پیش می‌آید که برخی افراد این‌ها را می‌گذارند به عنوان اینکه قیمت بالا برود و بعد در قیمت. به این هم خمس دارد و سهم امامش را باید بپردازد، و هم گاهی اوقات واقعاً عنوان کنز و گنج پیدا می‌کند.
پس، آنچه در تأسیس برنامه‌های اقتصاد اسلام مطرح است، این است که باید همه مباحث اقتصادی در حال گردش باشند. یک نوع رکود نباید وجود داشته باشد که عنوان کنز و گنج پیدا نکند. این بحث بسیار مهمی است که در اقتصاد اسلامی لحاظ شده و اهمیت زیادی دارد.
مطلب بعدی که همین اندازه شروعش باید یک امر، بسیار ارزشمندی است که عزیزان لطف بفرمایند، این را هم از آن موازینی که در این آیه شریفه می‌خواهیم استفاده کنیم، خطاب به افرادی می‌شود که در جامعه در رأس امور هستند. یعنی به عنوان سردمدار و یک حالت تبلیغی برای دیگران دارند. سرمشق می‌شوند برای دیگران. خطاب آیه به این‌گونه افراد است. یعنی سرمشق می‌شوند این‌ها برای دیگران و این سرزنش و این خطابی که قرآن قرار می‌دهد برای این‌ها، برای اینکه یک چیزی در جامعه به صورت یک عرفی درنیاید و آن هم یک عرف پسندیده به حساب بیاید، به خاطر اینکه بگویند بزرگان، این‌هایی که مورد توجه هستند و سرمشق برای دیگران‌اند، این‌ها دارند این کار را انجام می‌دهند. این است که خطاب برای این است. یعنی ما باید از رأس حکومت، از رأس برنامه‌های تبلیغی مواظبت کنیم که این برنامه از آنجا شروع نشود که به یک حالت عرف مورد قبول همه قرار بگیرد، به خاطر اینکه بگویند خب، بزرگان ما این‌گونه دارند انجام می‌دهند، ما هم مثل آن‌ها، و این سرمشق می‌شود برای بقیه.
دیگر این پس یک نکته بسیار اساسی است بر اینکه نباید کسانی که در رأس امورند، اهل کنز و گنج شوند. این است که قرآن این‌ها را سرزنش می‌کند. چرا؟ برای اینکه این‌ها در رأس امور هستند. وقتی این‌ها این برنامه را راه بیندازند، برای سایر مردم می‌شود سرمشق و یک عرف و فضا، یک فضایی عوض می‌شود. فضای اینکه همه اهل کنز و گنج شوند و یعنی اولین چیزی که در ذهن مردم عموماً بیاید این است که ما باید دنبال کنز و گنج باشیم. پس همه همتشان بر این باشد که هی هر پولی به دست می‌آورند، دنبال کنز و گنج باشند. چرا؟ برای اینکه آن‌هایی که در رأس امورند، این برنامه را دارند، بقیه هم باید همین‌طور بیایند. این یک فضای این‌چنینی است که مورد سرزنش قرار می‌دهد. قرآن که این‌طور اتفاق نیفتد و این نکته اساسی است.
از مجموع برنامه‌های اسلامی این است که باید همه، هم از دولت اسلامی و هم آن‌هایی که کارشناسان هستند و هم آن‌هایی که تبلیغ عملی آن‌ها در مردم مؤثر است، هیچ‌کدام این‌ها اهل کنز و گنج نشوند تا این اخلاق عوض شود و در جامعه حالت ثانوی پیدا کند. این مجموعه عرض ما در این باب اقتصاد است که ان‌شاءالله اگر توفیقی بود، این جهت را ادامه می‌دهیم که خب مسئله مهمی است که بالاخره مجموعه یک جامعه همه دنبال آن مسئله سران هستند. سران دینی و ایمانی که بیشتر هم این‌ها مورد توجه قرار می‌گیرند و واقعاً هم مسئله مهمی است. الناس علی دین ملوکهم. هرچه آن ملوک انتخاب می‌کنند، سران و شخصیت‌ها این کار را می‌کنند، بقیه هم تابع این‌ها می‌شوند.

logo