1403/08/09
بسم الله الرحمن الرحیم
تبیین مفهوم واژگانی و روایی اقتصاد و رابطه آن با نفی فقر/روایات اقتصاد و معیشت /نظام اقتصادی
موضوع: نظام اقتصادی/روایات اقتصاد و معیشت /تبیین مفهوم واژگانی و روایی اقتصاد و رابطه آن با نفی فقر
باب استحباب اقتصاد و تقدیر معیشت در وسائل الشیعه
در جلد نوزدهم کتاب شریف «وسائل الشیعه» (چاپ مؤسسه آلالبیت علیهمالسلام)، باب بیستودوم تحت عنوان «باب استحباب الاقتصاد و تقدیر المعیشة» تبویب شده است. این عنوان بر استحباب پیشهکردن اعتدال و برنامهریزی در امور معیشتی دلالت دارد؛ واژۀ «اقتصاد» دقیقاً به همان معنایی است که پیشتر تبیین گردید و ریشۀ آن از روایات معصومین علیهمالسلام اخذ شده است. از جملۀ این روایات، حدیث دوم همین باب است که از معصوم علیهالسلام نقل شده که فرمودند: «ضَمِنتُ لِمَنِ اقتَصَدَ أَن لا یَفتَقِرَ» (برای کسی که میانهروی پیشه کند، ضمانت میکنم که هرگز فقیر و نیازمند نگردد). بر این اساس، پروردگار متعال عدم ابتلا به فقر را برای فرد مقتصد تضمین فرموده است و از همین رو، این مفهوم در زبان شریعت به «اقتصاد» شهرت یافته است.
حدیث نخست این باب که صاحب وسائل (رضواناللهعلیه) نقل کردهاند، روایتی است از امام صادق علیهالسلام که خطاب به عبید فرمودند: «یا عبید ان السرف یورث الفقر و ان القصد یورث الغناء». بدین معنا که اسراف و زیادهروی مایه فقر و تنگدستی میگردد، در حالی که «قصد» ـ که مرادف با همان اقتصاد و میانهروی است ـ توانگری و بینیازی را به ارمغان میآورد. در واژهگزینی فارسی، شاید بتوان «قصد» را به میانهروی یا رعایت حد نصابِ واجب و لازم در امور زندگی و پرهیز از مازاد آن تعبیر کرد. این روایت شریف بسیار پرمحتوا بوده و حقیقت امر را به زیبایی تبیین مینماید: «و ان القصد یورث الغناء»
علامات مسرف در کلام امیرالمؤمنین (ع)
روایت بسیار عمیق دیگری نیز وجود دارد که به طرق متعدد نقل شده است. صاحب وسائل با سند خود از اصبغ بن نباته و او از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل میکند که فرمودند: «للمسرف ثلاث علامات» (انسان مسرف دارای سه نشان و علامت است). در خصوص ضبط نام «اصبغ»، تلفظ مشهور و متداول همان «اَصْبَغ بن نُباته» است که در نسخۀ مذکور نیز همزۀ مفتوح بر بالای الف درج شده است. این سه علامت عبارتند از:
اول: «یأکل ما لیس له»؛ بدین معنا که شخص مسرف چیزهایی را تناول میکند که شایسته و سزاوار او نیست. عبارت «ما لیس له» را میتوان به دو نحو تفسیر کرد: نخست آنکه فرد مالک قانونی و شرعی آن مال نیست؛ دوم آنکه از نظر فیزیولوژیک و مصالح بدنی، نباید آن را مصرف کند. به بیان دیگر، انسان باید به اندازهای غذا مصرف کند که حیات و توانایی او تأمین شود، و مصرف مازاد بر نیاز بدنی و معیشتی، مصداق اسراف و «ما لیس له» به شمار میرود. اگر این تعبیر را عام در نظر بگیریم، شامل هرگونه زیادهروی در ارضای اشتهای بدنی که موجب اضرار به سلامت جسم میگردد نیز میشود. وجه دوم تفسیر نیز همان معنای روشنِ تصرف در مالی است که فرد مالکیت شرعی بر آن ندارد.
دوم: «و یشتری ما لیس له»؛ این فراز بسیار جامع و حاوی مطالب عمیقی است؛ بدین معنا که مسرف کالا یا ابزاری را خریداری میکند که متناسب با شأن و نیاز او نیست. این امر نیز دو وجه دارد: نخست آنکه خرید مذکور هیچ نفع عقلایی برای تأمین معاش یا رفع حوائج فرد ندارد، بلکه اقدام به خرید آن مایه تضییع اموال و نابودی خود اوست. دوم آنکه مرتکب امر حرامی شده و مالی غیرمشروع را خریداری کرده است که متعلق به او نیست. از آنجا که معامله بر مال حرام باطل بوده و اثری بر آن مترتب نمیشود، تملک آن محقق نمیگردد. در تداول عرفی، افرادی که مبادرت به خرید دیون و چکهای تنزیلی با مبالغ ناچیز میکنند (که اصطلاحاً به آنان شرخر اطلاق میشود)، مصداق بارز این رفتار هستند؛ چرا که همواره در پی تحصیل اموالی هستند که شرعاً و قانوناً متعلق به آنان نیست («ما لیس له»). برای مثال، خرید یک برگ چک پانصد تومانی به بهای سیصد تومان، نمونهای از مصادیق «و یشتری ما لیس له» است.
سوم: «و یلبس ما لیس له»؛ یعنی جامه و لباسی بر تن میکند که شایسته او نیست; خواه از جهت حرمت شرعی آن لباس باشد و خواه از جنبه عدم تناسب با شأن اجتماعی وی. در حالی که فرد میتوانست با پوشاکی ساده و متعارف نیاز خود را برطرف سازد، به سراغ البسه زربفت، بسیار گرانقیمت یا فاخر (مانند فاستونیهای بسیار اعلا و خارج از شأن) میرود که تصرف در آن برای وی روا نبوده و مصداق بارز اسراف و رفتار مسرفانه است.
روایات ثلاث مصلح برای مرد مسلمان
روایت برجسته دیگری نیز وجود دارد که مرحوم آیتالله بهاءالدینی (رحمةاللهعلیه) آن را با خطی بسیار زیبا نگاشته و در قابی بالای سر خویش نصب کرده بودند. البته ایشان فراز پایانی حدیث (یعنی تعبیر «الا ثلاثاً») را برجسته ساخته بودند. داوود بن سرحان نقل میکند: «رأیت ابا عبدالله علیه السلام یکیل تمراً بیده»؛ یعنی امام صادق علیهالسلام را دیدم که شخصاً با دستان خود پیمانهای از خرما را وزن میکردند (در زبان فارسی مراد از پیمانه کردن با دست، سنجش مقداری خرما یا غله با مشت است). راوی میگوید به محضر حضرت عرضه داشتم: «جعلت فداک لو امرت بعض ولدک او بعض موالیک فیکفیک»؛ یعنی فدایتان شوم، شایسته بود انجام این امر را به یکی از فرزندان یا کارگزاران و غلامان خود واگذار میکردید تا شما را از این کار کفایت کنند. امام صادق علیهالسلام در پاسخ فرمودند: «یا داوود انه لا یصلح للمرء المسلم الا ثلاث»؛ یعنی ای داوود، برای مرد مسلمان شایسته و صلاح نیست مگر آنکه سه خصلت را در خود پرورش دهد:
اول: «التفقه فی الدین»؛ به این معنا که فرد مسلمان باید از فهم عمیق، درک درست و دانش دینی برخوردار باشد.
دوم: «و الصبر علی النائبة»؛ مراد از «نائبه» در زبان فارسی، ناملایمات، سختیها و رویدادهای ناگواری است که در زندگی انسان رخ میدهد. مسلمان باید در برابر این شداید صبور باشد، از جزع و فزع بپرهیزد و شکیبایی پیشه کند.
سوم: «و حسن التقدیر فی المعیشة»؛ این مضمون در روایات متعدد دیگر نیز با تعابیر گوناگون وارد شده است. واژۀ «تقدیر» به معنای اندازهگیری و سنجش است (چنانکه برخی در وجه تسمیه شب قدر گفتهاند مقدرات امور در آن معین میگردد). مراد از «حسن تقدیر»، اعتدالگرایی است؛ به گونهای که انسان نه سختگیری بیجا روا دارد و نه به زیادهروی بپردازد، بلکه هر امر معیشتی را در موضع مناسب خود قرار دهد.
تطبیق و مصادیق عینی حسن تقدیر در زندگی روزمره
امروزه مصادیق متعددی برای این امر وجود دارد؛ برای نمونه، کیسه پلاستیکی که برای حمل کالا از فروشگاه دریافت میشود، نباید بیهوده پاره و تضییع گردد، بلکه میتوان با استفاده مجدد و صحیح (مثلاً به عنوان کیسه زباله)، از هدررفت آن جلوگیری کرد. همچنین در محیط خانواده، گاه وسایلی که هنوز قابل استفاده و سالم هستند، به جهت نوگرایی یا فرارسیدن ایام نوروز دور ریخته میشوند؛ در حالی که شایسته است این ابزار به گونهای سالم در اختیار دیگران قرار گیرد تا افراد نیازمند از آنها بهرهمند شوند.
شب گذشته، با یکی از علما مواجه شدم که برای گذاشتن زواید و وسایل مازاد منزل به بیرون رفته بودند. ایشان کفشی در دست داشتند و اظهار داشتند که هرچند این کفش دیگر برای بنده کارایی ندارد، اما هنوز قابل استفاده است؛ لذا تصمیم گرفتند آن را در محلی مناسب (بر روی سکوی برق) قرار دهند تا فردی نیازمند از آن بهرهمند شود. پس از مدتی کوتاه، مشاهده شد که شخصی آن را برداشته است. این رفتار، مصداق بارزی از «حسن التقدیر» است؛ یعنی بهرهبرداری بهینه از مواهب و طوری قرار دادن وسایل مازاد که دیگران بتوانند از آن منتفع گردند. اعتدال در معیشت یک قاعدۀ مستحکم اقتصادی در تعالیم اسلامی است که ما را از اسراف نهی کرده و به حسن تقدیر سفارش مینماید.
انحصار کمال در تفقه، صبر و تقدیر معیشت
در روایت دیگری که ابنابیعمیر از ربیع و او از امام صادق علیهالسلام نقل کرده، این مسئله در مرتبهای والاتر مطرح شده است: «الکمال کل الکمال فی ثلاثة: التفقه فی الدین و الصبر علی النائبة و التقدیر فی المعیشة». در این حدیث شریف، کمال مطلق انسان در سه چیز منحصر شده است که یکی از آنها «تقدیر در معیشت» است. متأسفانه برخی افراد این انضبطاط مالی و اقتصادی را به تمسخر گرفته و آن را به بخل، خست یا گدامنشی تعبیر میکنند؛ در حالی که رعایت این اصول عقلانی، تبلور کمال انسانی است. بنابراین، تقدیر در معیشت در زمرۀ مکارم و کمالات انسانی است و در ردیف مفاهیم بسیار بلندی چون «تفقه در دین» (که ارتقای دانش و درک عمیق دینی است) و «صبر بر شداید و ناملایمات روزگار» قرار گرفته است. رعایت این قاعده بزرگ اقتصادی از سوی عامه مردم، کارگزاران ادارات و علما، به کاهش چشمگیر هزینههای عمومی و ملی منجر خواهد شد.
مفهوم رفق در معیشت در روایات
در برخی روایات، تعبیر بسیار زیبای «الرفق فی المعیشة» مطرح شده است. در حدیث هفتم این باب از امام صادق علیهالسلام روایت شده است: «إذا أراد الله بأهل بیت خیراً رزقهم الرفق فی المعیشة»؛ یعنی هرگاه پروردگار اراده فرماید خیری به یک خانواده (شامل والدین و فرزندان) برساند، اعتدال، مدارا و نرمش در معیشت را روزیِ آنان میسازد. در کتب لغت (مانند نصاب الصبیان)، «رفیق» به معنای یار موافق و همراه تعریف شده است، و مراد از «رفق در معیشت»، ایجاد سازگاری، برنامهریزی نرمافزاری و تدبیر ملایم در رتق و فتق امور زندگی است.
شایان ذکر است یکی از شخصیتهای برجستهای که به ملاقات آیتالله بهاءالدینی آمده بود، با دیدن تابلوی حدیث شریف «التفقه فی الدین و الصبر علی النائبة و حسن التقدیر فی المعیشة» بالای سر ایشان، اذعان داشت که منش و رفتار عملی این سید بزرگوار، مجسمه و انطباق عینی این حدیث شریف است؛ زیرا ایشان در تفقه، شکیبایی بینظیر در برابر شداید و نیز حسن تقدیر در معیشت، سرآمد بودند.
رابطه حسن تقدیر در معیشت با غنا
در خصوص این پرسش که آیا حسن تقدیر در معیشت موجب تمکن مالی و غنا میشود یا خیر، باید گفت پاسخ مثبت است؛ همانطور که در روایت نخست اشاره شد، میانهروی موجب غنا و بینیازی میگردد. البته مفهوم «غنا» عام بوده و شامل توانمندی برای انجام امور خیر نیز میشود؛ چرا که تحقق کارهای نیک مستلزم داشتن تمکن مالی و بینیازی است. در مقابل، اسراف و عدم رعایت اندازه، فقر را به همراه خواهد داشت («یورث الفقر»). انسان ثروتمند نیز موظف است در تمام شئون زندگی حد اعتدال و تقدیر را رعایت کند.
علامات مؤمن در روایت امام باقر (ع)
روایت دیگری نیز از امام باقر علیهالسلام نقل شده است که این شاخصهها را از نشانههای ایمان برمیشمارد: «من علامات المؤمن ثلاثة: حسن التقدیر فی المعیشة و الصبر علی النائبة و التفقه فی الدین». در ادامه، حضرت میفرمایند: «ما خیر فی رجل لا یقتصد فی معیشته»؛ یعنی در مردی که در زندگی خود میانهروی و اقتصاد را رعایت نمیکند، هیچ خیری وجود ندارد؛ چنین فردی توان اصلاح امور دنیا و آخرت خود را نخواهد داشت: «لا یصلح لا لدنیاه و لا لآخرته». این تعبیر، بیانگر یکی از بزرگترین قواعد حکیمانه در جهت تدبیر امور حیات دنیوی و اخروی انسان است.
تفسیر آیه نفی افراط و تفریط در انفاق
در تفسیر آیه شریفه ﴿لا تجعل یدک مغلولة الی عنقک و لا تبسطها کل البسط﴾، امام صادق علیهالسلام با جمع کردن دست خود، حد وسط و اعتدال را نمایان ساختند. بدین معنا که انسان نباید چنان بخشش کند که خود به فقر مبتلا شود، و نباید چنان امساک کند که حقوق دیگران تضییع گردد. حسن تقدیر اقتضا میکند که انسان هم به معیشت خود و خانوادهاش بپردازد و هم به فکر یاری دیگران باشد؛ چنانکه در روایات گذشته وارد شده است که سزاوار است انسان بخشی از درآمد خود را به صورت ماهیانه، هفتگی (مثلاً در روز جمعه) یا روزانه برای گرهگشایی از نیازمندان اختصاص دهد. تأمین رزق حلال برای خانواده بسیار حائز اهمیت است، اما همزمان، اهتمام به معیشت محرومان و مراقبت از آنان نیز از ارکان اساسی سبک زندگی اسلامی به شمار میرود.