1405/01/23
بسم الله الرحمن الرحیم
ماهیت دشمنان حق از طریق تمثیل قرآنی به شیطان/جهاد در قرآن /کتاب الجهاد
موضوع: کتاب الجهاد/جهاد در قرآن /ماهیت دشمنان حق از طریق تمثیل قرآنی به شیطان
تمثیل دشمنان حق به اعمال شیطان
بحثی از آیات شریفهی آخر سورهی حشر که به چند مطلب توجه شد و به وسیلهی آیهی شریفه توانستیم این چند مطلب را خوب درک بکنیم. مطلب بعدی که بسیار ریشهدار و اهمیتدار بود، تمثیل به شیطان، اعمالی که شیطان انجام میده دشمنهای مسلمانها، دشمنهای حق و حقیقت، همون اعمال شیطانی را انجام میدن. ﴿كمثل الشيطان إذ قال للإنسان اكفر فلما كفر قال إني بريء، بريء منك إني أخاف الله رب العالمين﴾.
اولش دروغه، یعنی دشمن دشمن دروغگو هست مثل شیطان که دروغ میگه. به انسان میگه کافر بشو که من کمکت میکنم، ﴿إذ قال للإنسان اكفر فلما كفر﴾، از حرفش برمیگرده از اون دروغ واضح، دروغ واضحش را میگه که دیگه ﴿إني بريء منك﴾، من از تو فاصله دارم، من به واسطهی کفری که تو پیدا کردی نزدیک تو که نمیشم اصلاً حاجت و اون خواستهای را که تو از من داشتی اون هم برآورده نمیشه. واقعاً وقتی دقت کنیم میبینیم این مثال مثال بسیار واضحی است برای اینکه اون نحوهی اعمال دشمن را خوب تشخیص بدیم. نغمهی افعال دشمن دروغگویی است خلاف واقع، عینِ شیطان که تزیین میکنه، دروغسازی میکنه، دروغگویی میکنه و گول میزنه، با گول زدن و دروغ گفتن میخواهد طرف مقابلش را ضایع بکنه و از بین ببره.
تحلیل عداوت ذاتی معاندان در تمثیل قرآنی
دیگر آنکه از این آیهی شریفه استفاده میشود با این تمثیل به ﴿كمثل الشيطان﴾، اون دشمنی ذاتیه، که مقام معظم رهبری رحمت الله علیه این شهید بزرگوار خوب معنا کردند که اختلاف ما با این دشمنان اختلاف ذاتیه، نه یک اختلاف ظاهری و استراتژیکی و یک امر زودگذر و اینکه دل نشه بهش ببندند و این، نه خیر، این اختلاف اصلاً این اختلاف اختلاف ذاتیه، ماهویه و این حقیقتاً همینی است که در مورد شیطانه. شیطان در برابر انسان یک اختلاف ذاتی داره، ﴿إنّه لكم عدوّ مبين﴾. او شیطان یک دشمن آشکاری است، دشمنی است که ذاتاً با شما دشمنی داره. این دشمنی ذاتی حقیقی.
از این آیه به دست میاد این مطلب را که چون جنبهی مثال دشمن ما مثال شیطانیِ، این مثال دشمنی ذاتی هست و ما باید طوری با این دشمنی ذاتی برخورد کنیم، اولش پرهیز کردنه. همونطور که از شیطان باید ما پرهیز کنیم دوری بجوییم، در دام اون نیفتیم. و همونطور که در برابر شیطان گول نباید بخوریم، او گولزنه ولی ما نباید گول بخوریم، او دروغ میگوید ما نباید باور کنیم. این دشمنی ذاتی را که در شیطان هست تمثیل قرار گرفته برای اینکه ما کاملاً دشمن را با خصوصیاتی که در شیطانه مقایسه کنیم و تشخیص بدیم دشمن را. این مطلب بسیار مهم.
قلمرو وسوسه و تصرفات وجودی شیطان و دشمن
بنده یکی از مسائلی که سابقاً بحث کردم در تفسیر فعلاً اشارهای به اون بحث میکنم گرچه بایستی بعداً ما این را کامل کنیم. من یک مطلبی در بین بحثهام سابقاً راجع به مسئلهی شیطان و روابطی که او با عالم وجود داره و در عالم خلقت تصرفات میکنه، در اونجا این بحث را ذکر کردیم که دشمنیهایی که شیطان با انسان داره حتی تصرف در یک واقعیات میکنه، همونطور که از آیهی شریفه ﴿الذي يوسوس في صدور الناس من الجنة والناس﴾، یه همچین تسلطی داره که با وسوسهی خودش وارد در قلب ما، در فکر ما، در سینهی ما قرار میگیره و اثرگذاری میکنه و همینطور هم در عالم وجود مسائل وجودی را جلوی ما تغییر میده، جلوه میده یک حالتهای دیگری، ﴿وزيّن لهم الشيطان أعمالهم﴾.
اینها مسائل واقعی است که در وجود شیطانی هست و اینجا در تمثیل شیطان با دشمن برای همین است که بدانیم در بسیاری از مسائل واقعی و حقیقی داره وسوسه ایجاد میکنه دشمن و الآن هم بیشترین پیشرفتی که دشمن برای خودش میبینه این وسوسههایی که برای مردم بیچاره و یک عدهای که الآن در واقع مردم ما را به سه دسته تقسیم کردند با این وسوسههاشون.
تقسیمبندی مواضع مردم در برابر القائات معاندان
یک دسته کسانی هستند که همینطور تماشا میکنند که بله، شاید این حرفها پیش برود و شاید درست بشود و شاید شاید و همهاش به وسیلهی با اینکه یقین هم ندارند ولی به یک صورتی هی شاید شاید طرفداری از دشمن میکنند و یک نوع وابستگی به این دشمن پیدا کردند، یک عدهی خاصی اینجوری که میبینیم اینها گول خوردند گولهای شیطانی خوردند که این یک دسته است.
دستهی دیگر هستند که به هیچ وجه اصلاً گول این دشمن نخوردند و ثابت و محکم ایستادهاند و محکم روی عقاید خودشون و ارتباط خدایی که دارند و جنبههای الهی و علوی که دارند، این جنبههای معنوی و الهی اونچنان وجود اونها را پر کرده که هیچ جای خالی برای وسوسهی دشمن قرار نداده و خوب در صحنه محکم ایستادهاند و حتی میتوانیم بگیم بسیاری از آنها از افراد صدر اسلام هم خیلی قویتر و محکمتر، البته یک عدهی خاصی که بالاخره در صدر اسلام بودند که نمونه دیگه پیدا نمیشود مثل شبیه به سلمان و مقداد و آنها که جدا، ولی بقیه کسانی که میشود تمثیل کرد با آنها، بله، اینها قویتر و عالیترین اعتقاد محکم در صحنه ایستادگی کردند.
قسم سومی هستند که اینها اونطور نیست که به گول دشمن خورده باشند، گول نخوردند حرفهای دشمن را، اما از این طرف هم اعتماد محکمی و عقاید محکمی هم نسبت به مسائل حق و حقیقت و الهی و جنبههای علوی و جنبههای خدایی را به این طرف هم محکم اعتقادی پیدا نکردند، که این دستهی سوم خب محتاج به این است که هدایت بشوند، همراهی بشوند، مواظبت ازشون بشود و مراقبت بشود که اینها در دامن شیطان و در دامن دشمن نیفتند.
این سه دسته به این صورت الآن مشاهده میکنیم و وظیفهی ما هم نسبت به هر سه دسته روشنه. برای آنها که معتقدند و اعتقاد کامل دارند که هیچ، جای خودش محفوظ. برای آنها هم که کاملاً اغوا شدند و معلوم هست که دیگه به این نصیحتها و به موعظهها اینها تغییری نمیکنند، آنها هم وضعشون روشن و معلوم. این حد وسطیها که همینطور تماشاچی هستند و نه به این طرف اعتقاد دارند نه به اون طرف، بلکه یک حالت تماشایی و یک حالِ ﴿مذبذب بین ذلک لا اله هؤلاء و لا اله هؤلاء﴾ قرار گرفتهاند، اینها ما وظیفهمون نسبت به اینها خیلیه و باید در تبلیغ و ارشاد و نگهداری آنها برای اون سقوطی که اینها به واسطهی دشمن و مسائل شیطانی ممکنه براشون پیشامد کنه، اینها را ما باید مواظبت بشه و امر به معروف و نهی از منکر و جهات دیگری که باید رعایت بشه تا اینها به معرض سقوط قرار نگیرند.