« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد میرزا محمدحسین احمدی‌فقیه‌یزدی

1405/01/22

بسم الله الرحمن الرحیم

تقابل میان جبهه حق و دشمنان/جهاد در قرآن /کتاب الجهاد

 

موضوع: کتاب الجهاد/جهاد در قرآن /تقابل میان جبهه حق و دشمنان

 

تبیین مفهوم «قری محصنه» و شقوق محاصره نظامی

 

اما پیرامون مبحث فقهی ما که در آن از آیه شریفه بهره می‌جستیم؛ آیه‌ای که بسیار آموزنده و مبیّن تکالیف است و می‌فرماید: ﴿لَا يُقَاتِلُونَكُمْ جَمِيعًا﴾. به‌ویژه در خصوص ما که اکنون دارای کشوری بزرگ و پهناور هستیم، دشمنان هرگز قادر نخواهند بود به طور جمعی با ما پیکار کنند. در شرایط کنونی، چنانچه فرآیند برنامه‌های جدیدی که برای پایان جنگ مد نظر قرار گرفته است ـ که ان‌شاءالله مقرون به صلاح و فلاح گردد و همواره دعا کرده و می‌کنیم که در پرتو عنایات حضرت ولی‌عصر (ارواحنا له الفداء) به سرانجامی شایسته نایل شود ـ به ثمر نرسد و احیاناً دشمن بار دیگر همان شیوه و رویکرد پیشین را آغاز کند و در نتیجه، آثار سوء و تبعات ناگوار آن متوجه ما گردد، پاسخ این مسئله نیز در قرآن کریم روشن و آشکار است؛ آنجا که می‌فرماید: ﴿لَا يُقَاتِلُونَكُمْ جَمِيعًا إِلَّا فِي قُرًى مُحَصَّنَةٍ﴾. پیش از این، واژه «قُریٰ» را به معنای منطقه و قلمروی تعریف کردیم که تحت محاصره قرار گرفته باشد. این محاصره گاه توسط نیروهای زمینی صورت می‌پذیرد که اقدام به احاطه منطقه می‌کنند، و گاه بدون مداخله مستقیم نیروی زمینی، بلکه از طریق طراحی و اجرای عملیاتی در پیرامون یک محدوده با ابزارهای نظامی انجام می‌شود تا ما در تنگنای محاصره قرار گیریم؛ نظیر کاشتن مین‌ها، اعزام و استقرار نیروهای نظامی، یا دیگر صوری که به ایجاد حصار و دژ (محصنه) منجر می‌گردد.

 

تحلیل شق دوم تقابل دشمن از طریق اقدامات پنهان (من وراء جدر)

 

چنانچه دشمن چنین حلقه‌ای را ایجاد نماید، مخاطره‌آمیز خواهد بود و ما نباید اجازه دهیم که در وضعیت «قریٰ محصنه» (مناطق محصور و دژگونه) قرار گیریم. حالت دوم نیز که تبیین گردید، منطبق بر فرموده قرآن کریم است که می‌فرماید: ﴿أَوْ مِنْ وَرَاءِ جُدُرٍ﴾؛ یعنی در خفا و از طریق اقدامات تروریستی که به صورت متناوب و مکرر رخ می‌دهد و این امر بسیار خطیر است. قرآن کریم هشدار می‌دهد که باید مراقبت نمود تا این دو حالت پیش نیاید؛ در غیر این صورت، آنان قادر نخواهند بود همگی شما را به ورطه کارزار و هلاکت بکشانند: ﴿لَا يُقَاتِلُونَكُمْ جَمِيعًا إِلَّا فِي قُرًى مُحَصَّنَةٍ أَوْ مِنْ وَرَاءِ جُدُرٍ﴾. عبارت ﴿بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ﴾ به منازعات و اختلافات درونی آنان اشاره دارد. در آیه نخست مطرح گردید که: ﴿لَأَنْتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِي صُدُورِهِمْ مِنَ اللَّهِ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ﴾؛ چراکه آنان فاقد قوه تفقه و فهم عمیق هستند و اساساً حقیقت را درک نمی‌کنند. آنان وظیفه و تکلیفی را که بر عهده دارند، اصلاً فهم و ادراک نمی‌کنند. مفاد آیه پیشین این‌گونه بیان گردیده است.

 

تبیین منشأ تشتت قلوب و خطاهای محاسباتی دشمن

 

در این آیه دوم که به تشریح جریان محاصره و ترورهای پیاپی می‌پردازد، پروردگار متعال می‌فرماید: ﴿بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ﴾؛ به این معنا که منازعات، تفرقه‌ها و تعارضات درونی میان خود آنان بسیار شدید است و هرگز انسجام حقیقی نخواهند یافت. همان‌گونه که در حوادث نبرد اخیر آشکارا مشاهده کردیم، مصداق ﴿بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ﴾ عیان گردید؛ چراکه آنان نتوانستند آن توطئه و هم‌پیمانی را که علیه مذهب تشیع و کشور ایران در سر می‌پروراندند، محقق سازند. ﴿بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ ۚ تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا﴾. ما به حسب ظاهر ـ به سبب عدم توجه دقیق به حقایق و ناتوانی در شهود واقعیت به صورت آشکار ـ دچار فرضیات و تصوراتی نادرست می‌شویم و آنان را متحد گمان می‌کنیم: ﴿تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا﴾؛ در حالی که حقیقت امر کاملاً متفاوت است: ﴿وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّىٰ﴾. شما در ساحت ظاهر چنین می‌پندارید که آنان با یکدیگر هم‌پیمان و منسجم هستند، در حالی که قلوب آنان فرسنگ‌ها از هم فاصله داشته و دچار تشتت و تفرقه شدید است: ﴿وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّىٰ﴾. قرآن کریم در ادامه علت این امر را تبیین می‌فرماید: ﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْقِلُونَ﴾؛ زیرا آنان گروهی فاقد قوه تعقل سلیم هستند و افعال‌شان مبتنی بر خردورزی، فهم عمیق و درایت عقلانی نیست. به تعبیرِ ظریفِ رهبر معظم انقلاب و شهید والامقام، اینان دچار خطاهای محاسباتی و خطاهای شناختی شده‌اند؛ تحلیل ارزشمندی که کاملاً منطبق بر واقعیتِ مشهود بود. ما به عینه دیدیم که آنان به سبب همین خطاهای محاسباتی و به‌ویژه خطاهای شناختی خویش، شناخت صحیحی از موقعیت ایران اسلامی و افکار عمومی جامعه ندارند. آنان در مسائل اجتماعی و ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد جامعه شیعی ـ که بر اساس پایبندی به تکالیف شرعی خویش با صلابت ایستادگی می‌کنند ـ تدبر ننموده و این حقیقت را درک نکردند: ﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْقِلُونَ﴾.

 

بررسی وجوه تشبیه جبهه کفر به پیشینیان و شیطان

 

در جلسه گذشته وعده دادیم که به بررسی ارتباطی بپردازیم که جبهه دشمنان را به شیطان تشبیه نموده و از ویژگی‌های شیطانی مستتر در نهاد آنان پرده برمی‌دارد. پیش از این آیه شریفه ﴿كَمَثَلِ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَرِيبًا ۖ ذَاقُوا وَبَالَ أَمْرِهِمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾ را تبیین نمودیم که این جریان، همانند اسلاف و پیشینیان خود است که بر همین منوال حرکت کردند و سرانجام طعم تلخ شکست و انقراض را چشیدند. پس از تبیین وضعیت شبه‌گون آنان با پیشینیانِ محکوم به زوال و بی‌بهره از ثبات، حال تشبیه آنان به شیطان مطرح می‌گردد: ﴿كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنْسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ﴾. شیطان همواره طریق کذب و گمراهی را می‌پیماید. پرواضح است که او فاقد هرگونه قدرت مستقل و اثرگذاری حقیقی است؛ با این حال، به انسان توصیه به کفر ورزیدن و رویگردانی از ساحت الهی می‌کند و با ادعای واهیِ همه‌کاره بودن، وعده نجات و رستگاری به او می‌دهد.

 

واکاوی مکانیسم فریب و تبرّی شیطان در روایات و قرآن

 

﴿فَلَمَّا كَفَرَ﴾؛ به ویژه در روایات شریفه به صورت مشخص وارد شده است که در آستانه ممات و احتضار، شیطان بر بالین انسان حاضر می‌شود تا ایمان او را بستاند و به وی القا می‌کند که راه کفر را برگزین تا تو را نجات دهم. ﴿فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ﴾؛ آن‌گاه که انسان طریق کفر را برگزید، شیطان اعلان برائت نموده و می‌گوید: من هرگز به تو تقرب نخواهم جست؛ چراکه تو با پذیرش کفر، از درگاه قرب الهی مطرود گشته‌ای و من نیز از تو دوری می‌گزینم زیرا: ﴿إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ﴾. در این بخش، آیه شریفه حقیقت بسیار مهمی را روشن ساخته است که نیازمند تامل و مداقه فراوان است؛ و آن اینکه افعال شیطان عاری از هرگونه انطباق با حقیقت بوده و صرفاً مبتنی بر اغواگری و فضاسازی‌های ظاهری است. او در ساحت ظاهر وعده‌ای می‌دهد که اساساً با واقعیت همخوانی ندارد و انسان به واسطه همان کلمات باطل و وسوسه‌های کاذب، دچار فریب می‌شود؛ و هنگامی که فریب خورد، فرجام کار او همان خواهد شد که مفاد ﴿إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ﴾ بر آن دلالت دارد.

 

تطبیق الگوی فریب و انکار شیطانی بر رفتارهای دشمنان معاصر

 

امروزه نیز ما به عینه نظاره‌گر هستیم که دشمنان دقیقاً همان الگوی رفتاری شیطان را بازتولید می‌کنند؛ بدین ترتیب که در بادی امر، گروهی را فریب داده و به عرصه کارزار می‌کشانند، و در نهایت با سلب مسئولیت از خویش اظهار می‌دارند که چنین توصیه‌ای نکرده و تبعات آن را پذیرا نیستند. این رویکرد، تجسم عینی همان حرکت شیطانی است که آیه شریفه می‌فرماید: ﴿إِذْ قَالَ لِلْإِنْسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ﴾. دشمن نیز واجد همین رذیلت اخلاقی است؛ با تزویر و اکاذیب خویش عده‌ای را به عرصه آشوب و خرابکاری گسیل می‌دارد و پس از آنکه تضییع اموال عمومی، سلب آسایش شهروندان و اتلاف نفوس به وقوع پیوست، به ناگاه مدعی می‌شود که هرگز وعده‌ای نداده و چنین اقداماتی را تایید نمی‌کند. او به کلی منکر فرآیند شده و رفتاری کاملاً منطبق بر سیره شیطان پیش می‌گیرد: ﴿إِذْ قَالَ لِلْإِنْسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ﴾. او با اظهار دوری و برائت، هیچ‌گونه مسئولیتی را بر عهده نمی‌گیرد، بلکه با ملامت عاملان، خود را مبرّا جلوه می‌دهد.

 

تحلیل منشأ هراس درونی دشمن و فرجام اقوام متمرد

 

شایان ذکر است تشبیهی که در خصوص جبهه دشمن صورت پذیرفته، از ابتدای آیه شریفه ﴿لَأَنْتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِي صُدُورِهِمْ﴾ تا به آخر را در بر می‌گیرد؛ تا زمانی که ما بر مدار حق و معیت الهی استوار باشیم، هیبت و شوکت ما در قلوب دشمنان به صورت «اشدّ رهبة» تجلی خواهد داشت. علت این امر نیز بنا بر نص صریح قرآن کریم چنین تبیین شده است: ﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ﴾؛ چراکه آنان فاقد بینش عمیق و تفقه دینی هستند. اما در شقّ دیگر، هنگامی که به اعمالی نظیر محاصره، ترور و توطئه‌چینی روی می‌آورند، کردارشان منبعث از ماهیت شیطانی است که بهره‌ای از تعقل، تفقه و مداقه ندارد؛ ﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْقِلُونَ﴾؛ اینان گروهی بی‌خردند که اندیشه نمی‌کنند. در این مقام است که تشبیه آنان به اقوام پیشین آشکار می‌گردد؛ اقوامی که به همین انحرافات دچار شدند، تبعات شوم اعمال خویش را چشیدند، عذاب الهی بر آنان محقق گردید و ﴿وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾ بهره آنان شد.

 

تبارشناسی صفات شیطانی در روش‌های مقابله با جبهه حق

 

نباید از یاد برد تشبیهی که آیه شریفه میان جبهه متمردین و شیطان ترسیم نموده، گویای نفوذ خصلت‌های شیطانی در وجود دشمنان حق و حقیقت است. اینان به علت بیگانگی با حقیقت و واقعیت و اعراض از عمل به حق، همواره امور خود را بر پایه تزویر، فریب و ظاهرسازی پیش می‌برند. از این رو، پیامدهای ناگوار اعمال‌شان بسیار سنگین است و رفتاری همسان با شیطان دارند که پس از فریب، اغواگری و به تباهی کشاندن انسان‌ها، منکر نقش خویش شده و اظهار می‌دارند که ما دخالتی در این امر نداشته و در پی آن نبوده‌ایم: ﴿إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ﴾. آیه شریفه خطاب به شیطان می‌فرماید: تو خود عامل ترغیب انسان به کفر بودی؛ ﴿إِذْ قَالَ لِلْإِنْسَانِ اكْفُرْ﴾؛ اما چون فرآیند کفر محقق گردید، گفت: ﴿فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ﴾؛ من از تو بیزار و گریزانم، زیرا تو کافر گشته‌ای و سزاوار تقرب نیستی؛ ﴿إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ﴾.

 

لزوم صیانت از نفس و تقویت جبهه حق در برابر کید شیطانی

 

بنابر آنچه معروض افتاد، آثار، کلمات، باورها و الگوهای رفتاری که جریان کفر و نفاق در مواجهه با انسان‌ها اتخاذ می‌کند، عینهً همان الگوهای شیطانی است؛ کما اینکه عاقبت همسویی با این دشمنان نیز بر همان فرجام تیره همگامی با شیطان منطبق خواهد بود. امید است خداوند متعال توفیق تهذیب نفس را به ما کرامت فرماید تا از وسوسه‌های شیطان و رفتارهای مکرآمیز پیروان او مصون بمانیم؛ هوشیاری خویش را حفظ نموده و ان‌شاءالله برنامه‌های توسعه و تعالی جامعه اسلامی در جهت تسلط بر دشمن، احقاق و تقویت کلمه حق و کارزار بی امان با جبهه باطل به سرمنزل مقصود رهنمون گردد.

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo