« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد میرزا محمدحسین احمدی‌فقیه‌یزدی

1404/11/20

بسم الله الرحمن الرحیم

قاعده تغییر احکام در پی تغییر موضوعات/شرائط صحة الصوم /كتاب الصوم

 

موضوع: كتاب الصوم/شرائط صحة الصوم /قاعده تغییر احکام در پی تغییر موضوعات

 

تبیین موضوع تبییت نیت سفر و قاعده تغییر موضوع و حکم

 

اما در خصوص بحث شایان توجهی که در علم اصول نیز مطرح گردید و بیان داشتیم که این مسئله در بحث فقهی امروز ما راهگشا خواهد بود، در این زمینه تضارب آرای بسیاری وجود دارد مبنی بر اینکه آیا مسافر پیش از سفر خویش در شب، ملزم به آماده‌سازی و اندیشه پیرامون مقدمات آن است یا خیر. شایان ذکر است که سفرهای گذشته بدین گونه رقم می‌خورد که مسافران ناگزیر به تهیه و حمل توشه راه بودند؛ چرا که در میان مسیر، امکاناتی نظیر استراحتگاه، غذاخوری یا موارد مشابه وجود نداشت. بنابر این، مسافر ملزم به تمهید آذوقه سفر، آماده‌سازی مرکب و تهیه خوراک مرکب و توشه خویش بود. این تمهیدات و آمادگی‌ها سبب می‌گردید که اراده سفر از زمان شب، ملاک و معیار قرار گیرد. چنانچه بخواهیم این مطلب را منقح و آشکار سازیم، باید به دیدگاهی اشاره کنیم که پیش‌تر از مرحوم علامه (اعلی‌الله‌مقامه‌الشریف) نقل نمودیم و آن بحثی حائز اهمیت بود؛ مبنی بر اینکه «تغییر موضوعات، موجب تغییر احکام می‌گردد». تفصیل این مبحث پیش‌تر ارائه گردید و در حافظه سروران ارجمند مستقر است.

 

تحلیل عرفی موضوع تبییت در عصر حاضر و تغییر موضوع

 

ما بر آن هستیم تا با استناد به کلام متین ایشان، که آن را دیدگاهی صحیح و موجه ارزیابی نمودیم، مسئله پیش‌رو را حل کنیم؛ امری که در عبارات و بیانات مکتوب منعکس نگردیده است. مقتضای عرف در آن روزگار چنین بود که تمهید مقدمات سفر، امری سهل و آسان به شمار نمی‌آمد؛ بلکه مسافران ناگزیر بودند از زمان شب، تمامی تدارکات لازم را فراهم آورند. این مسئله، امری عرفی و متعارف در زیستِ آن دوران بوده و روایات شریفه نیز ناظر بر همین واقعیت صادر شده‌اند؛ لذا مفاد روایات کاملاً منطبق بر عرفِ عصرِ صدور است. ما بدین شیوه، تعارضات موجود را مرتفع می‌سازیم، بدون آنکه ملتزم به رد روایات شویم؛ به این بیان که روایات مذکور را ناظر به شرایط خاص آن روزگار دانسته که امروزه دستخوش تغییر گردیده است. امروزه مؤونه و تدارکات سفر چیست؟ مسافر تنها با چرخاندن کلید خودرو، آن را روشن نموده و عزیمت می‌نماید و توشه اندک خویش را نیز در خودرو قرار می‌دهد. بنابر این، آن مقدمات مفصل و تمهیدات کذایی که در گذشته متعارف بود، و نیز تبییت نیت به آن معنا و لزوم آمادگی از شب برای مسافرت، امروزه سالبه به انتفای موضوع بوده و زمینه‌ای برای آن وجود ندارد؛ چرا که موضوع تغییر یافته و به تبع آن، حکم نیز دگرگون شده است. از این رو، شایسته است چالش‌های موجود در این بحثِ اجتهادیِ عمیق و دشوار را بدین شیوه تبیین و حل و فصل نماییم.

 

نقش شأن صدور روایات در حل تعارض اخبار

 

این سخن، فرضیه‌ای دور از صواب نیست؛ چرا که روایات صادر شده، همگی ناظر بر امور طبیعی و عرف متعارف آن عصر بوده‌اند و از این جهت، حکومت و شمول روایات بر آن مصادیق جاری بوده است. اما در شرایط کنونی، مسئله تفاوت چشمگیری یافته است؛ زیرا سفرهای امروزی با توجه به وضعیت موجود، دستخوش تغییرات عرفی و ماهوی اساسی شده‌اند. اساساً ماهیت سفرهای کنونی در مقایسه با سفرهای گذشته به کلی دگرگون گردیده است. از این رو، همان‌گونه که برادر بزرگوار ما مکرراً در مباحث خویش بدان اشاره فرموده‌اند و حق نیز با ایشان است، همان‌طور که آیات قرآن مجید واجد شأن نزول هستند، روایات شریفه نیز واجد شأن صدور می‌باشند و شایسته است شأن صدور آن‌ها مورد تدقیق قرار گیرد. شأن صدور روایات مورد بحث، مربوط به سفرهای خاص آن دوران بوده و روایات صادر شده ناظر بر آن مصادیق، حکم صادر فرموده‌اند که امری صحیح و متین است؛ بدین ترتیب با تغییر خصوصیات موضوع، حکم نیز دگرگون می‌شود. با این بیان، جمع میان روایاتِ متعارض به سهولت انجام می‌پذیرد. همچنین روایاتی که مقید به این شرط (تبییت) نیستند، مؤید دیدگاه ما خواهند بود.

 

تفکیک روایات بر اساس تنوع موضوعی سفر در گذشته

 

در آن دوران نیز افرادی وجود داشتند که همواره در حال سفر بودند؛ به گونه‌ای که مَرکب و تجهیزات سفر آنان همواره آماده عزیمت بود؛ از این رو، سفرهای ایشان نیازمند تمهیدات مفصل نبود. روایاتی که تبییت را شرط ندانسته‌اند، ناظر بر این سنخ از سفرها هستند که حمل آن‌ها بر این فرض، با مدعای امروز ما همسویی دارد. بنابر این، در مواردی که تمهیدات سفر از پیش ضرورت عرفی نداشته و سفرها به شکل طبیعی و بدون نیاز به مقدمات طولانی انجام می‌شده، لزوم تبییت در روایات ذکر نگردیده است. بر این اساس، روایات را بر مصادیق عرفیِ منطبقِ بر آن‌ها حمل می‌نماییم؛ بدین بیان که در مواردی که تمهید و تبییت ضرورت عرفی داشته، روایات حکم فرموده‌اند که حصول سفر منوط به این مقدمات و آمادگی‌ها است و سفر بدون مقدمه محقق نمی‌شود؛ زیرا مقتضای عرف چنین بوده است. اما در مواردی که عرف چنین اقتضایی نداشته، روایات نیز لزوم تبییت را مسکوت گذارده‌اند؛ چرا که در آن فرض، سفر جریانی طبیعی داشته و ضرورتی برای تبییت از شب قبل نبوده است. جهت دیگر مسئله این است که سفرهای گذشته با خطرات و مشکلات عدیده‌ای همچون وجود راهزنان و ناامنی مسیرها مواجه بود و صیانت از مسافران اقتضا می‌کرد که سفر به صورت جمعی و در قالب کاروان انجام پذیرد، نه به صورت انفرادی؛ امروزه تمامی این مقتضیات منقضی گردیده و موضوع سابق فاقد تحقق خارجی است.

 

نحوه جمع دلالی میان روایات متعارض

 

بنابر این، با اتخاذ این مبنا، نحوه جمع میان روایات آشکار می‌گردد؛ یعنی در مواردی که عرف اقتضای لزوم تبییت دارد ــ شایسته است سروران گرامی در این نکته تدقیق فرمایند ــ تا زمانی که آمادگی قبلی حاصل نشود، عنوان مسافر بر شخص صدق نخواهد کرد. این مسئله نظیر قصد مسافتِ هشت فرسخ است که بیان می‌داریم سفر مشروط به قصد مسافت است و عزیمتِ بدون قصد، منشأ اثر فقهی نخواهد بود؛ بنابر این، تمهید و تبییت نیز مقدمه‌ای برای سفر به شمار می‌آید که تحقق سفر مشروط به آن است. پس این دسته از روایات، ناظر به سفرهایی است که عرفاً تمهید مقدمات در آن‌ها ضرورت داشته و حصول عنوان مسافر منوط به فراهم آوردن این مقدمات بوده است. اما در مواردی که چنین ضرورتی وجود نداشته، عزیمت طبیعی برای ترتب احکام سفر کفایت می‌کند. از این رو، امروزه با توجه به تغییرات ساختاری، موضوع دگرگون شده و موضوع سابق منتفی است. بنده پس از تتبع و تامل در این مسئله، راهکار برون‌رفت از تعارض روایات را در این مبنا یافتم تا بتوان روایات را بدین نحو تفسیر نمود.

 

تطبیق قاعده اصولیِ اجماعِ مبتنی بر وصف موجود در مسئله

 

از این رو، فتاوای متأخر اعاظم از فقیهانی که حکم به ترتب احکام بر صرفِ عزیمت مسافر نموده‌اند، برخاسته از همین مبنای ذهنی است. این مسئله مؤید همان قاعده‌ای است که در علم اصول بیان داشتیم؛ مبنی بر اینکه برخی اجماعات بر اساس «وصفِ موجود» محقق می‌شوند؛ یعنی با لحاظ آن وصف موجود، حکمی صادر گردیده و بر آن اتفاق آرا حاصل می‌شود، چنان‌که در بحث کشفِ سنت تبیین گردید. بنابر این، با استناد به مبنای مذکور، اقتضائات عرفیِ زمانِ صدور روایات، منشأ اتفاق نظر فقها گردیده است. فتاوای پیشینِ مبتنی بر لزوم تبییت نیز ناظر بر واقعیات عرفی عصرِ صدور روایات بوده است؛ چرا که در آن دوران ابزارها کنونی وجود نداشت و فقها بر اساس اقتضائات عینی آن زمان فتوا صادر نموده‌اند و حتی در صورت وجود اتفاق آرا در گذشته، منشأ آن همین شرایط خاص بوده است که عدول از آن متعارف نبوده است. شایان توجه است که شرایط زندگی آنان همگون با عصر معصوم (علیه‌السلام) بوده و تحولی در موضوعات رخ نداده بود؛ لذا فتوای به لزوم تبییت را مقتضای موضوع می‌دانستند؛ اما امروزه با تحول ماهوی موضوع، دلیلی بر التزام به حکم سابق وجود ندارد.

 

logo