1404/11/11
بسم الله الرحمن الرحیم
حکم خروج منی بر اثر نگاه شهوتآلود در حین روزه/أحكام المفطرات /كتاب الصوم
موضوع: كتاب الصوم/أحكام المفطرات /حکم خروج منی بر اثر نگاه شهوتآلود در حین روزه
طرح مسئله و قرائت عبارت المحقق الحلی
خب، بحثهای ما در مسئله صوم و توجه به بعضی از جهاتی که امروز متداوله و باید توجه بهش بشه و جوابِ مسئله شرعی سؤالم زیاد پیش میآد. ایشون عبارت مرحوم محقق را اینجور میفرمایند: «و مَن نظر إلى مَن يحرم عليه نظرها بشهوة فأمنى، قيل: عليه القضاء، و قيل: لا يجب، و هو كذا لو كانت محلّلة لم يجب».
بررسی مسئله عدم قصد ابطال صوم در عوارض قهری
دانشجوها خیلی این مسئله را سؤال میکنند که در حین مسائل تحصیل و درسشون یه اتفاقات اینجوری پیش میآد، با یک نظری به... قبل هم یه سؤال یکی از این... پیش میکرد که اینطور مسئله پیدا میشه. آیا این احتلام یا این هایلهای که برای او حاصل شده، ضرر به روزه او میزنه با اینکه قصدِ روزه باطل کردن نداشته، اما قصدِ نظر به شهوت ممکن [است] پیش بیاد؟ آیا میشه این دو تا را از هم جدا کنیم که در بحثهای سابق ما بود و خیلی جدی گرفتیم این بحث را؟
بحث مهمی بود که گفتیم اگر قصد عمدی برای بطلان روزه را نداشته باشه، مثل اینکه نشسته غذایی خورده ولی اصلاً حواسش به روزهاش نبوده، گفتیم روزهاش چیه؟ صحیحه دیگه. و موارد دیگری که مفطراتی را بود که قصدِ بطلان روزه را نکرده بوده ولی پیشامد کرده. آیا اینجا هم که خیلی اتفاق میفته ما بتوانیم به همین صورت عمل کنیم؟ اینجا، گمان عرض کنم که خیلی جای مطالعه عمیقی داره اینجا. تصور میشود که باید ما این مسئله را به طور...
بررسی ادله قول به وجوب قضا
«من نظر إلى من يحرم عليه نظرها بشهوة»؛ نظر کرده به کسی که حرام بوده براش، حالا اونش مهم نیست مرد باشه یا زن، نگاه میکنه به یک نظری به شهوتی به کسی، «فأمنى». ایشون فرمودن: فقط «قيل إنّ عليه القضاء»، و هو خيرة الشهيد، و المحكي عن المفيد و المبسوط و سلّار و غيرهم للنهي. از اول چون نهی داره این کار را نباید بکنه، کار حرامه، اینجوری را نباید بکنند. این نهی موجب چی شده؟ فساد صومش شده، پس باید قضا را به جا بیاره. ولی مسئله کفارهاش را هیچکدام این بزرگواران ذکر نکردند، چون برای افطار نکرده این کار را، به عنوان مفطر قهریه که پیشامد کرده، پس به عنوان افطارِ روزه نکرده، همین اندازه موجب قضا میشه، باید قضا را به جا بیاره. البته این روزهاشم را باید تمام کنه، اینشم خب بعضی دیگر ذکر کردند. «و قيل لا يجب و هو الأشبه».
بررسی ادله قول به عدم وجوب قضا (قول اشبه)
خیلی گفته است که نه، اصلاً اینجا برای او وظیفهای پیش نمیاد، چون بنای بر بطلان روزه را نداشته. ولو کار حرام کرده، اما این چون قصد افطار نداشته، مفطر به حساب نمیاد: «و هو عند المصنّف وفاقاً للسيدين و الفاضلين و الشهيدين و القاضي و الحلّي» که این اشبه، اینو ذکر کردند که قضا نداره، «لا يجب عليه و هو الأشبه». علتش هم را اصل این کردند: «للأصل المعتضد بما في الخلاف و محكيّ الناصريّة من الإجماع، و لا نهيَ مقتضٍ للفساد». این نوع نهی، مقتضی فسادِ روزه او نمیشود؛ نهیه، اما نهیه که مرتبط با باطل کردن روزه نداره، کار خطایی کرده.
حکم نگاه شهوتآلود به محلله
ما اگر اینجوری ذکر کنیم که اگر حالا... «و كذا لو كانت محلّلة لم يجب»؛ اگر این نگاه کردنش نگاهِ محلل بوده، آمده در منزل و نگاه شهوتی به خانمش کرده، به محلله خودش کرده، اینم «لم يجب القضاء أيضاً»؛ قضایی نیست، حالا ازش هم منی صادر شده. بلکه هو این مورد اولیٰ از اون اولیه، چرا؟ اولیه نهی بود، اینجا که نهی هم در کار نیست و حلال بوده برای او. «نعم، لو كان من عادته الإمناء بذلك و قد قصده، وجبت الكفّارة عليه فضلاً عن القضاء».
حکم نگاه در صورت وجود عادت به امناء
اما اگه خودش را میشناسه، میدونه که من یه همچین وضعیت مزاجی مخصوصی من دارم که وقتی نگاه به شهوت میکنم، یقیناً برای من امناء حاصل میشه. خب این از اول که خودش میداند اینطوری، این دیگه یقیناً خب این مورد داره او اقدام به افطار میکنه چون توجه به این مسئله داره که من عادتاً یه همچین حالتی برام حاصل میشه؛ مطلبم صحیحه. اینجا هم قضا به گردنش میفته که باید قضا به جا بیاره و هم کفاره: «وجبت الكفّارة عليه فضلاً عن القضاء»، دیگه بالاتر قضا که یقینیه که قضا. البته همه این موارد هم روزه را باید ادامه بده تا... نمیشه بگین حالا که افطار کرد دیگه امساک دیگه لازم نیست، باید امساکش هم داشته باشه تا مغرب.
طرح اشکال در خصوص وجوب امساک و تفاوت آن با سفر
ببخشید، چرا باید داشته باشه؟ خب این الان دیگه روزه باطل شده. بله، این فرمایش شما را باید حالا ما توضیح بدیم در جایگاه خودش. این مثل مسافرتی نیست که حالا که رفته مسافرت، دیگه ازش روزه ساقط شده. اینجا امر به امساک با امر به روزه، تفصیل کردند بعضی که امساک یه مسئله هست، یه مسئله صحت روزه. این امر به امساکش را داره، در سفره که امر به امساک دیگه نداره و اونجا باید بره دیگه همین که اتفاق افتاد و روزه را در سفر بالاخره افطار کرد، اون دیگه بعدش هم اگه آمد تو محل خودش، در وطن خودش، دیگه اینجا روزه نداره، که این در ذهنِ جنابعالی این بود دیگه، اینم جوابش روشنه. پس ما یک دستور روزه داریم، یک دستورِ امساک هم داریم، یعنی جدا. اینه که بعضی آمدند این دو تا را تفکیک کردند؛ روزه باطل شد، ولی امساک... فقط در مورد سفره که امر به امساک نباید بکنه و باید اصلاً روزه را نگه نداره، اصلاً وظیفهاش هم اینه که روزه دیگه نگه نداره، توجه؟ یه روزهای نیست، که همونی که نظر جنابعالی است، پس روزهای نیست دیگه. ولی در اینجا موارد، دستورِ امساک هست.
تبیین رابطه امساک و روزه و بررسی قاعده اندراج
آخه بعضی از آقایان هم مایی که قائل... قائلند امساک با روزه یکی است. بعضی آمدند تو این مسئله ذکر کردند به این صورت، ولی خب واقعیتش اینه که ادله این به دست میاد؛ قبلش چون در بحث اصول ما یک بحثی را عنوان کردیم که ظاهراً جنابعالی هم تشریف داشتید اونجا، ما علت بطلان را در هر جایی میگفتیم باید شرع معین کنه. از خودمون نمیتوانیم چیزی دربیاریم، باید علت بطلان را پیدا کنیم. اینجا: «فضلاً عن القضاء لاندراجه حينئذٍ بما دلّ عليهما»؛ من حیف میبینم که این بحث قشنگیِ بعدش را امروز که وقت تمام شد، بعدِ بعدش، ادامهاش را دیگه جلسه فردا ادامه بدیم که لازمه که این تکه و سؤالاتی هم که حضرتعالی دارید اونم جواب داده بشه.
بله؟ بحث اندراجه. آه، این بحث «لاندراجه حينئذٍ بما دلّ عليهما»؛ این اندراجِ این مسئله را باز در جلسه دیگر باید توضیح بدیم، إنشاءالله همه توجه میفرمایید. و چطور میشه این.