1404/11/05
بسم الله الرحمن الرحیم
كتاب الصوم/ما يوجب القضاء والكفارة /وجوب افطار
موضوع: كتاب الصوم/ما يوجب القضاء والكفارة /وجوب افطار
تبیین موضوع: حکم افطار در فرض خوف تشدید بیماری
در مباحث فقهی خویش به مقطعی نائل آمدیم که با عنایت به تقارن با حلول ماه مبارک رمضان، شایسته است التفات ویژهای نسبت به ابعاد گوناگون این مسئله مبذول گردد. موضوع مذکور عبارت است از مسئله «بیماری» که از جمله مباحث چالشبرانگیز و کثیرالابتلاء بوده و پرسشهای متعددی پیرامون آن مطرح میگردد. تعبیر مرحوم محقق و همچنین مرحوم صاحب جواهر (رضوان الله تعالی علیهما) که آن را در ذیل بخش «لواحق» در مسائل فقهی مرقوم فرمودهاند، بدین شرح است: «الاول المرض الذی یجب معه الافطار ما یخاف به الزیادة بالصوم»؛ بدین معنا که مکلف صرفاً همین مقدار خوف داشته باشد که در صورت امساک و روزهداری، بیماری فعلی وی شدت خواهد یافت و بر وخامت آن افزوده خواهد شد.
بدیهی است شخص بیماری که اساساً توانمندی و استطاعت روزه گرفتن را فاقد است، تکلیف از وی ساقط بوده و شرعاً نباید امساک نماید. بحث کنونی ناظر به قسم دوم است؛ یعنی موردی که در حد «یخاف به الزيادة بالصوم» (بیم تشدید بیماری در اثر روزه) باشد. مقصود، خوفی است معتنابه که عقلا و عرف مردم آن را خوفی موجه و صحیح قلمداد نمایند، نه یک واهمه شخصی و فاقد ملاک عقلایی؛ از این رو، این نوع از خوف از نظر شرعی دارای اعتبار تام است.
راههای احراز ضرر: علم مکلف و ظن مستند به اماره
در اینجا عبارتی که ایشان مرقوم فرمودهاند، حائز اهمیت و بسیار دقیق میباشد؛ مرحوم صاحب جواهر میفرمایند: «المرض الذی یجب معه الافطار ما یخاف منه الزیادة بالصوم و یبنی فی ذلک علی ما...» (که این مسئله بسیار ظریفی است) «علی ما یعلمه فی نفسه». مفهوم عبارت آن است که یا شخص مکلف شخصاً تشخیص میدهد و خودِ روزهدار به این قطع و یقین دست مییابد که این عملِ عبادی برای وی منشأ ضرر خواهد بود و روزه گرفتن موجب آسیب رسیدن به بیماریاش میگردد. به عنوان مثال، شخص مبتلا به دیابتِ حاد است و چنانچه اقدام به روزهداری نماید، به کلیهها یا سایر اعضای بدن وی آسیب وارد میشود و در نهایت، برای او خوف تشدید عارضه حاصل میگردد؛ یعنی خوف از ازدیاد بیماری به واسطه این صوم.
عبارت مرحوم محقق در این مقام چنین است که: «إمّا أن یعلمه فی نفسه أو یظنه»؛ بدین معنا که گاهی مکلف به ضرر، علمِ قطعی پیدا نمیکند، ولیکن ادراک وی در حد ظن و گمان است؛ یعنی یک گمان عقلایی دارد مبنی بر اینکه این امساک و روزهداری، موجب تشدید بیماری و افزون شدن عارضه وی خواهد شد. حصول این ظن غالباً مستند به یک اماره است (یظنّه لأمارةٍ)؛ یعنی شخص به واسطه یک نشانه متوجه وقوع این ضرر میگردد؛ نظیر «قولِ عارف»، همچون گفتار متخصصی که نسبت به ماهیت بیماری شناخت تام دارد، که در زمان ما مصداق بارز آن طبیب حاذق میباشد. طبیب تشخیص میدهد که این نوع از بیماری به گونهای است که در صورت امساک، تقلیل آب بدن منجر به غلظت خون و بروز عوارض جانبی متعدد گشته و در نتیجه، بیماریِ فعلیِ شخص تشدید یافته و بر وخامت آن افزوده خواهد شد.
کفایت احتمال معتدبه و عدم شرطیت وصول به حد ظن
هنگامی که چنین خوفی محقق گردید، خواه در حد ظن باشد یا صرفاً خوف عقلایی برای مکلف حاصل شود، در این مقام افطار واجب میگردد (یجب معه الافطار) و مکلف شرعاً ملزم به شکستن روزه خویش است. مضافاً بر این، همانگونه که در گذشته بیان شد: «بل قد عرفت فیما تقدم الاکتفاء بالخوف»؛ بدین معنا که وجودِ صِرفِ همین مرتبه از خوف کفایت نموده و مکلف به استناد آن، باید روزه خود را افطار نماید. این خوف، با احتمالی که قابل اعتنا باشد، تحقق مییابد (یتحقق بالاحتمال المعتد به)؛ یعنی پیدایش این خوف در گرو احتمالی است که در نزد عرف عقلا، احتمالی معتنابه و شایسته اعتنا به شمار آمده و آن را مبنایی قابل اعتماد میدانند.«و إن لم یصل إلی حدّ الظنّ»؛ مقصود از این خوف، همانگونه که تبیین گشته است، صرفِ یک احتمال عقلایی و معتنابه است، هرچند این احتمال به مرتبه ظن و گمان نیز واصل نگردد. لذا ضرورتی ندارد که ادراک شخص حتماً به سرحدّ ظن برسد (بدین نحو که ظن پیدا کند روزهاش باطل است)، بلکه همان احتمال عقلایی کفایت میکند؛«کما سمعت تفصیل الکلام فی ذلک»، همانطور که تفصیل این مباحث در مطالب پیشین توسط بزرگان ایراد گردیده است. در مقطع کنونی، به بیان و تقریر همین مقدار از این مبحث فقهی بسنده مینماییم.