1404/10/08
بسم الله الرحمن الرحیم
مشروعیت روزه در سفر/شرائط وجوب الصوم /كتاب الصوم
موضوع: كتاب الصوم/شرائط وجوب الصوم /مشروعیت روزه در سفر
حکم ادای روزه واجب و مستحب در سفر
بحث پیرامون صوم بود که آیا ادای آن در سفر جایز است یا خیر؛ ادله متقن و وافی دلالت بر عدم جواز آن دارند. حال جای این پرسش است که آیا صرفاً صوم واجب در سفر نامشروع است یا صوم مستحب نیز مشمول همین حکم میگردد؟ مشهور فتاوا و انظار فقها بر آن است که ادای روزه در سفر، اعم از واجب و مستحب، به هیچ وجه جایز نمیباشد.
استثنای مسأله: انعقاد نذر مطلق پیش از عروض سفر
مگر در یک مسأله مستثنی که بهطور مجزا طرح گردیده است؛ بدین بیان که چنانچه مکلف نذر مطلقی نموده باشد؛ به عنوان مثال، ملتزم شده باشد که بهطور مستمر در ایامالبیضِ هر ماه روزه بدارد و این نذر منعقد گردد. حال اگر از قضا سفر لازمی برای وی عارض شود، از آنجا که نذر ابتدائاً بهطور صحیح منعقد گشته و متعاقباً سفر پیشآمد نموده است، از ادله چنین مستفاد میگردد که مانعی متصور نیست و مکلف میتواند به موجب نذر خویش، این روزه را در سفر ادا نماید. ما این مسأله را بهعنوان یک امر مسلّم از فتاوای اعاظم و قدمای اصحاب استنباط نمودهایم. این امر، جبرانکننده برخی از شبهات و اشکالاتی است که ممکن است به اذهان خطور نماید؛ بدین معنا که فتاوای قدما در این باب کفایت امر را میکند. بنابرین، چنانچه روزه از باب نذر باشد، مکلف میتواند به مفاد نذر خویش عمل نماید.
بررسی جواز روزه در سفر به واسطه نذر اعتکاف در مکان معین
در رابطه با مسأله اعتکاف نیز که پرسشهای متعددی و پیدرپی پیرامون آن مطرح میگردد، اینگونه پاسخ بیان فرمودیم که اگر مکلف نذر اعتکاف نموده باشد؛ به این نحو که مکان معینی واجد شرافت خاصی بوده و وی نذر کند که به عنوان نمونه، در محضر ثامنالحجج حضرت امام رضا (علیهالسلام) مشرف به مشهد شده و معتکف گردد؛ چنانچه نذر بر انجام اعتکاف در مشهد مقدس منعقد شده باشد، همین اعتکاف مسوغ آن است که ولو مکلف در حال سفر باشد، روزههای خویش را ادا نموده و معتکف نیز بشود.
یا در مسجدی که از جهات شرافت خاصی برخوردار است، به نحوی که رجحانی در متعلق نذر ملحوظ باشد. به عنوان مثال، مسجد امام حسن عسکری (علیهالسلام) در قم که برای مکلف واجد اهمیت است، یا اساساً نفس شهر قم که از شرافت زیارتی و جایگاه «عش آل محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلم)» برخوردار است. بر همین اساس، برخی استفتاء مینمایند که اگر شخصی به قصد مسجد مقدس جمکران که فضیلت خاصی برای آن وارد شده است و به نیت ساحت مقدس حضرت ولیعصر (ارواحنا له الفداء) قصد اعتکاف در آن مکان را بنماید، حکم آن چیست؟ ظاهراً هیچیک از این موارد با اشکالی مواجه نمیباشد؛ به این دلیل که شرافت مزبور، خواه ذاتی باشد و خواه بالعرض، گاه به حسب زمان تحقق مییابد؛ مانند ایامالبیض که فینفسه واجد شرافتی خاص است. بدینسان، مکلف زمان خاصی را معین نموده و نذر وی بر این امر استوار است که در این ایام مشخص روزه بدارد.
حال مکلف این روزه را با اعتکاف مقارن میسازد. به عنوان مثال، شخص نذر نموده که منحصراً در ماه رجب و ایامالبیضِ آن روزه بدارد و این اختصاص، صرفاً به جهت شرافت زمانی معین گردیده است. بر حسب اتفاق، سفری برای وی حاصل میگردد که پیشتر در ذهن او مطمح نظر نبوده، اما اکنون سفر واجبی بر عهده وی مستقر گشته و در زمره برنامههای او قرار گرفته است. ظاهراً در این مورد نیز میتوان قائل به این قول شد که چون نذر اولیه مکلف بر پایه آن شرافت زمانی و در زمان معین منعقد گشته و اکنون سفر برای او عارض شده است، وی مجاز است به جهت آن نذرِ معینِ مربوط به ایامالبیض، روزه خویش را ادا نماید؛ در حالی که سفر خود را نیز از باب ضرورتِ پیشآمده انجام میدهد. از آنجا که نذر برای ایامالبیض محقق و مستقر بوده است، به نظر میرسد در اینگونه موارد نیز محذور شرعی وجود نداشته باشد، چرا که سفر در اینجا یک امر عارضی محسوب میگردد.
تنظیر عروض سفر به عروض بیماری در استمرار نذر
کما اینکه در مواردی ممکن است عارضه بیماری برای مکلف پدیدار گردد. اگر شخص بیمار شود، دیگر قادر به ادای روزه نخواهد بود. در اینجا با وجود آنکه روزه به واسطه نذر و به حسب زمان یا مکان، وجوب بالعرض پیدا کرده است، اما از آنجا که مکلف به سبب بیماری توان روزه گرفتن را فاقد است، حکم مینماییم که افطار نمودن برای وی به دلیل مرض جایز میباشد. در باب نذر نیز عيناً همین استدلال جاری است؛ زیرا انعقاد و بقای نذر مشروط به زمانی است که مکلف واجد استطاعت بر صوم بوده و عذری در میان نباشد. لکن اکنون که بیمار گشته و قدرت بر ادای صوم از وی سلب شده است، در مقام نذر نیز حکم همینگونه مبرهن میگردد. بیان میداریم که وجوب وفای به نذر منوط به توانایی مکلف بر روزهداری است؛ حال اگرچه اصل نذر به نحو صحیح منعقد گردیده، اما تقارن آن با عارضه بیماری موجب سلب توانایی مکلف از ادای صوم شده است. بنابرین، در هر صورت، عارضه بیماری برای این شخص یک امر بالعرض محسوب میشود که همین امر عارضی، مانع از جواز روزهداری گشته است و اکنون که جواز صوم از وی منتفی شده، افطار نمودن در این مقام بلااشکال است.
تأثیر سفر از باب تابعیت بر ادای نذر
در همین مقام، نکته شایان ذکر دیگری نیز وجود دارد و آن مبحث تابعیت است؛ بدین فرض که شخصی به عنوان تابع محسوب شود؛ به عنوان مثال زوجهای که تابع همسر خویش است. حال ضرورتی برای زوج حادث شده است. زوجه بنایی بر افطارِ روزه نداشته و در مقام عمل به نذر خویش است؛ لکن اکنون با سفری مواجه است که به واسطه تابعیت بر وی واجب گردیده است. از آنجا که زوج بر اساس ضرورتی ملزم به انجام سفر است، زوجه نیز که تابع وی میباشد، از باب تابعیت چارهای جز همراهی با همسر در این سفر ندارد. به نظر میرسد با وجود این امور عارضی که پیشتر بدان اشاره نمودیم، اصل نذر همچنان به قوت خود باقی است و ادای آن بر ذمه مکلف واجب میباشد. در این فرض، سفرِ حادثشده ناشی از اراده استقلالیِ زوجه نبوده، بلکه سفری است که به اقتضای تابعیتِ شوهر، بر وی الزام گشته است.
در این موضع، قائل بر آن هستیم که این وجوب بالعرض که از باب تابعیت برای زوجه پدید آمده است، خَلَلی به اصل نذر وارد نمیسازد و نذر به حال خود محقق و نافذ است. نذری که وی به نحو مطلق منعقد ساخته بود تا به عنوان مثال، در ایامالبیضِ این ماه روزه نذری بدارد، اکنون با یک سفر واجب به سبب تابعیت همسر تقارن یافته است. به نظر میرسد در این فرض نیز زوجه در حال ادای نذر خویش بوده و محذوری در میان نیست؛ لذا ادای نذر در این سفر نیز جایز شمرده شده و وی مجاز به صیام میباشد. همانگونه که معروض گردید، این جنبه عارضی موجب بطلان اصل نذر نمیگردد، بلکه اصل نذر در جایگاه خود مستقر میباشد. و چون این مرحله پس از استقرار نذر است، تکلیف مکلف منحصراً ادای همان نذر مستقر است و سفر، مانعی در مسیر ادای این نذر ایجاد نمینماید.
مختار استاد: تفکیک میان نذرِ نفس سفر و نذرِ شرافت مکانی یا زمانی
بنابرین، چنانچه مسأله را بدین نحو تبیین نماییم؛ در صورتی که مکلف نفس سفر را متعلق نذر خویش قرار دهد... عنایت بفرمایید، مختار بنده در این مقام آن است که اگر نذر به سبب خود سفر منعقد گردد، با معضلی فقهی مواجه خواهیم شد؛ هرچند که فقهای عظام در این باب فتوای به جواز دادهاند و آراء ایشان نیز صائب و محترم است. لکن به اعتقاد ما، انعقاد نذرِ روزه به واسطه و به قصد نفس سفر، خالی از اشکال نیست. اما چنانچه جنبه سفر در نذر ملحوظ نبوده، بلکه نذر به داعیِ شرافت زمانی یا مکانی منعقد شده باشد، به نظر میرسد این نذر محقق و نافذ بوده و مکلف ملزم است هم اقتضائات سفر و هم آن شرافت مکانی را پاس بدارد. بدین ترتیب، محل اشکال ما دقیقاً در جایی است که نذر منبابِ سفر صورت پذیرد؛ چرا که در روایات شریفه از صیام در حال سفر نهی شده است. نهیِ وارد در این روایات، دارای اطلاق میباشد و ما شرعاً مجاز نیستیم که این اطلاق را به استناد نذر مرتفع سازیم.
در مقابل، چنانچه سفر به صورت عارضی و لاحق پدیدار گردد، در حالی که نذر مکلف پیشتر محقق و مستقر شده باشد؛ به عنوان مثال، نذرِ منعقدشده بر روزهداری در ایامالبیض که در جای خود نافذ و محقق بوده و اکنون سفری برای مکلف عارض گردیده است (نظیر همان مسأله تابعیت زوجه از شوهر که عرض شد، یا هر سفر دیگری که انجام آن بر شخص واجب شده باشد)؛ و یا در فرضی که نذر به قصد بهرهمندی از شرافت مکانی منعقد شده تا مکلف در آن مکان حضور یافته و عمل عبادی خویش را به انجام رساند (مانند همان اعتکافی که پیشتر بیان گردید)؛ در تمامی این فروض، مانعی متصور نیست و نذر منعقد میگردد. از آنجا که نذر محقق شده است، مکلف شرعاً موظف است در هر صورت آن را به جا آورد و عارضه سفر هیچگونه مزاحمتی در این مسیر ایجاد نکرده، بلکه مکلف مبادرت ورزیده و به مفاد نذر خویش عمل مینماید.
اشاره به مسأله نذر مقید و ارجاع آن به جلسه آینده
در اینجا مطلب دیگری نیز متصور است که اقتضای بسط و بررسی مستوفی دارد؛ و آن فرضی است که مکلف دارای نذر مقید باشد. چنانچه نذر از ابتدا به نحو مقید منعقد شده باشد (به همان تعبیرِ نذر مقید)، بررسی این مقوله، در صورت امکان، به جلسه آتی موکول میگردد؛ چرا که در این باب، روایاتی برای نذر مقید مورد استشهاد قرار گرفته است. توضیحِ آنکه، اگر نذر از نوع مطلق باشد، قائل میشویم که مکلف مجاز به ادای آن در سفر نمیباشد؛ زیرا از آنجا که نذر مطلق است، وی همواره میتواند در ظرف زمانیِ دیگری غیر از زمان حدوث عذر، مفاد نذر را امتثال نماید. لکن اگر نذر از نوع مقید باشد، به سبب تقییدِ لحاظشده در آن، آثار فقهی متفاوتی بر آن مترتب خواهد بود. تفصیل و تبیین این مباحث را در جلسه آینده ارائه خواهیم فرمود.