1404/10/07
بسم الله الرحمن الرحیم
حرمت روزه در سفر و تبیین استثنائات شرعی/أحكام المفطرات /كتاب الصوم
موضوع: كتاب الصوم/أحكام المفطرات /حرمت روزه در سفر و تبیین استثنائات شرعی
عدم جواز صوم در سفر و استثنائات آن
بحث پیرامون مسئله «سفر» و «صوم در سفر» بود و ظاهراً این امر قاعدهای است که همگان باید بدان توجه داشته باشیم؛ چه بسا این مسئله بهترین شاهد مثال برای تعارضاتِ استدلالی در روایاتِ این باب باشد که در آن مقایسههایی صورت میپذیرد. از یک سو، حکم کلی مبنی بر عدم جواز روزه در سفر است؛ حکمی که به قدری متقن و مستحکم بیان گردیده که دلالت بر منع مطلق دارد. عبارات فقهی بدین شرح است: «لا یصح الصوم الواجب من مسافر یلزمه التقصیر الا ثلاثة ایام فی بدل الهدی... و ثمانیة عشر یوماً فی بدل البدنة لمن افاض من عرفات قبل الغروب عامداً... و النذر المشترط سفراً و حضراً علی قول المشهور.» این مطلب بسیار اِحکام یافته است و بنابر بیانی که در میان فقهای عظام مطرح گردیده، صوم در سفر به هیچ روی جایز نمیباشد، مگر در این دو موردی که استثنا شده است.
این دو مورد که مستند به آیه شریفه قرآن کریم میباشند، عبارتند از: نخست «ثلاثة ایام فی بدل الهدی» و دوم «ثمانیة عشر یوماً فی بدل البدنة»، مختص به شخصی که تا هنگام مغرب در عرفات وقوف ننمود و پیش از فرارسیدن مغرب از آنجا خارج گردید؛ اعم از آنکه دارای عذر موجهی بوده یا آنکه از روی تسامح و تعجیل خارج شده و وقوف تا مغرب را درک نکرده باشد. عبارت «لمن افاض من عرفات قبل الغروب عامداً» نصّ فرمایش مرحوم محقق (اعلی الله مقامه) است. مورد دیگر ناظر به نذری است که مشترط باشد؛ بدین نحو که مکلف به عنوان مثال صیغه نذر جاری میسازد که ایام البیض از ماه رجب یا ماه شعبان را «سفراً و حضراً» روزه بدارد؛ بدین معنا که از ابتدا، متعلق نذر خویش را مقید به هر دو حالت حضر و سفر مینماید. بنابر قول مشهور فقها، در چنین فرضی نذر منعقد میگردد و روزه در حین سفر نیز صحیح خواهد بود.
تطبیق مسئله بر نذر اعتکاف در سفر
پیشتر نیز معروض داشتیم که در عصر حاضر، این استفتا بسیار شایع گردیده است که اشخاصی قصد ادای فریضه اعتکاف را دارند؛ فیالمثل در مسجد جامعِ یک شهر یا در مکان مقدسی نظیر مسجد امام حسن عسکری (علیه السلام) یا مسجد جمکران حاضر میشوند و نذرِ اعتکاف مینمایند. در ضمن نذرِ اعتکاف، بالتبع حکم روزه نیز روشن است؛ زیرا در بطن نذرِ صحیحِ اعتکافِ ایشان، این قصد نهفته است که میخواهند در مسجدی با عظمتِ خاص، در اثنای سفر معتکف گردند، و از آنجا که در ضمن این اعتکاف، ادای فریضه صوم واجب است، لذا این صومِ سهروزه، خواه در سفر و خواه در حضر، در حقیقت متعلق نذر ایشان واقع شده است.
مکلف در ابتدا اینگونه نیت نموده که تحت هر شرایطی معتکف گردد؛ چه در وطن خویش مستقر باشد و چه به اقتضای مصلحتی، نظیر درک فضیلت و عظمت یک مسجد خاص، عزم سفر نماید تا خود را به آن مکان مقدس و جایگاه رفیع برساند. بنابر قول مشهور، در این فرض، هم صوم و هم اعتکافِ وی صحیح بوده و از عهده او ساقط میگردد.
بررسی روایات دال بر تشدید منع صوم در سفر
مسئله پرهیز از صوم در سفر در این باب به حدی واجد اهمیت است که در پارهای از روایات، از جمله روایت منقول از محمد بن حکیم، چنین آمده است: «سمعت اباعبدالله علیه السلام یقول...»؛ حضرت امام صادق (علیه السلام) اینگونه میفرمودند: «لو ان رجلاً مات صائماً فی السفر ما صلیت علیه.» یعنی اگر شخصی در اثنای سفر در حالت صوم از دنیا برود و روزه سفری گرفته باشد... بر چنین فردی نماز میت اقامه نمیکنم؛ چرا که مرتکب تخلف و معصیت بزرگی گردیده است.
ظاهر روایت حاکی از آن است که شخص مذکور، قصد نذر نداشته است؛ زیرا چنانچه پای نذر در میان میبود، لابد در متن روایت اشارتی به این نکته میرفت. ظاهراً کلام معصوم (علیه السلام) بر وجه اطلاق بیان میگردد. استظهار حقیر این است که این روایت در مقام بیان شدتِ اهمیتِ پرهیز از صوم در سفر وارد شده است؛ اما چنانچه مسئله نذر با قیود و خصوصیات مختص به آن مطرح باشد، ظاهراً اطلاق این روایت شامل آن فرض نخواهد شد.
همچنین روایات دیگری که در این باب وارد شدهاند، تنها به استثنای همان سه روزِ منصوص در آیه شریفه، و یا روایاتی که مقرر میدارند «ثمانیة عشر یوماً فی بدل البدنة»، محدود میگردند. بنابراین، انحصارِ استثنائاتِ روایی به این دو موردی که صریحِ آیات قرآن کریم است و مختص به فریضه حج و شخص حاجی میباشد و به سایرین تسری نمییابد، بسیار مقرون به صواب و نزدیک به واقع به نظر میرسد.
بررسی خبر یونس در کیفیت صوم بدل از هدی
مضافاً بر اینکه روایتی بدین مضمون وجود دارد که از یونس نقل شده است؛ خبر یونس: «عن ابی عبدالله علیه السلام فی رجل متمتع لم یکن معه هدی...» ناظر به شخصی است که در حال ادای حج تمتع میباشد، لکن «هدی» (قربانی) به همراه ندارد؛ خواه به دلیل عدم استطاعت مالی بوده، و خواه از پیش تمهیدات آن را فراهم نیاورده باشد، لذا هدیِ خویش را برای ذبح در آنجا به همراه ندارد. همانگونه که در مباحث روز گذشته نیز متذکر شدیم و تبیین نمودیم، واژه «قربانی» و «قربان» اساساً مشتق از ریشه «تقرب» و به معنای تقرب جستن الی الله است؛ بدین معنا که شخص با ذبح قربانی، عملی را به قصد تقرب به درگاه الهی به انجام میرساند. به عبارت دیگر، غایتِ مقصود از این قربانی، نوعی تعبد و بندگی از طریق ذبح، با نیت تقرب الی الله است. اگرچه گوشت آن ذبیحه در مصارف معینه خود توزیع میگردد و به دست فقرا، خانوادهها، همسایگان و سایر مستحقین میرسد، لکن غرض اصلی از ذبح، همان تقرب الی الله و توجه به ساحت ربوبی میباشد.
بنابراین، در فرضی که شخص از این ابزارِ تقرب (یعنی قربانی هدی) محروم است، چه تکلیفی به عنوان جایگزین آن مقرر میگردد؟ باید سه روز روزه بدارد. «قال: یصوم ثلاثة ایام.» سائل استفسار مینماید که اکنون که هدی به همراه ندارد، چه تکلیفی بر عهده اوست؟ حضرت (علیه السلام) پاسخی میفرمایند که دقیقاً منطبق بر نصّ آیه شریفه است. میفرمایند: شخص باید سه روز روزه بگیرد؛ یک روز پیش از روز ترویه (قبل الترویة بیوم)، روز ترویه (یوم الترویه) و روز عرفه (یوم عرفة). صومِ این سه روز بدین کیفیت خواهد بود.
و شما فضلای ارجمند کاملاً مستحضرید که در اثنای این ایام، عملاً سفری در حال تحقق است. وجه آن چیست؟ بدان سبب که روز ترویه زمانی است که حاجی هنوز در مکه مکرمه استقرار دارد. روز ترویه... فضلایی که توفیق تشرف به حج را داشتهاند، به خوبی واقفاند که در روز نهم... وجه تسمیه آن به «ترویه» نیز آن است که در این روز، حجاج آب با خود برمیداشتند؛ بدین صورت که کوزهها، ظروف و مشکهای آب را پر میکردند تا به هنگام عزیمت به سوی عرفات و منا، آب کافی به همراه داشته باشند. از این رو، این روز به «یوم الترویة» شهرت یافته و در این مقطع، حجاج کماکان در مکه حضور دارند.
در مکه... که چه بسا سرّ استحبابِ آن نیز همین باشد که عزیمت ایشان به سوی منا، از مبدأ حرم و بیتالله الحرام آغاز گردد. در زمانهای گذشته، این سیره برکات عظیمی به همراه داشت؛ چرا که حاوی نوعی پیادهرویِ عبادی بود، هرچند که مسافتْ طویل مینمود. البته در سالیان اخیر، با احداث تونلهای ارتباطی، مسیرها کوتاهتر گردیده است؛ هرچند که اکنون وسایل نقلیه از طریق این تونلها تردد مینمایند، اما زائرانِ پیاده نیز از همین مسیرها عبور نموده تا خویشتن را به عرفات و سایر مشاعر مقدسه برسانند.
فاصله میان عرفات و منا با کیفیتی که در گذشته وجود داشت، به نوبه خود یک سفر محسوب میگردید؛ چرا که مسافت آن یقیناً بالغ بر هشت فرسخ شرعی بود. در شرایط کنونی نیز با وجود احداث همین تونلها، ظاهراً مسافت کماکان در حدود هشت فرسخ میباشد؛ هرچند بر اساس گزارشاتی که واصل گردیده، ممکن است اندکی کمتر از هشت فرسخ باشد. این تقلیلِ مسافت بدان جهت است که شهر مکه وسعت یافته و فضای شهری اتساع پیدا کرده است؛ و از سوی دیگر، محدودههای عرفات و منا نیز توسعه یافته و شرایط جغرافیایی آنها دستخوش تغییر شده است. با این وجود، اگر ملاک را بر وضعیت سابق قرار دهیم، مسلماً این طیِ طریق نیز نوعی سفر به شمار میآید.
بنابر آنچه گذشت، و مطابق با روایت حضرت امام صادق (علیه السلام)، مکلف یک روز از این سه روز (یعنی یوم الترویه) را عملاً در سفر روزه میدارد. تفصیلِ این ایامِ سهگانه بدین قرار است: یک روز پیش از روز ترویه (قبل الترویة بیوم)، در حالی که زائر کماکان در محل اقامت خویش و هتل مستقر است، روزه میگیرد. روز دوم، یوم الترویه است که چنانچه مکلف به مستحباتِ آن نیز عمل نماید، نهایتاً تا مقارن غروب آفتاب به سوی مشاعر حرکت میکند. و در نهایت، یوم عرفه... که در منطقه عرفات واقع است و دارای فاصله مسافتی با مکه مکرمه میباشد. با این وصف، مکلف یک روز از روزهها را با چنین کیفیتی (در حال طی مسیر و سفر) به جای میآورد.
حکم تأخیر صوم و تلاقی با ایام تشریق
حال اگر قائل شویم که این حکم اختصاص به قربانی خاصِ «هدی» دارد که بدلِ آن، صوم در این ایامِ مشخص است. راوی میگوید: «فقلت له اذا دخل یوم الترویة و هو لا ینبغی ان یصوم بمنی ایام التشریق؟» اگر یوم ترویه فرا رسید... بدین معنا که مکلف توفیق نیافت یک روز قبل از ترویه و روز ترویه را روزه بدارد، و زمان داخل در یوم الترویه گردید؛ در نتیجه قادر به درک این سه روزِ روزه نخواهد بود. از سوی دیگر، «لا ینبغی ان یصوم بمنی» ؛ سزاوار و جایز نیست که در منا در ایام تشریق روزه بدارد. بدین بیان که اگر مکلف در مکه حضور داشت و در ایام ترویه در محل استقرار و آسایش خویش ساکن بود (همانگونه که در عرف عامیانه دیار یزد میگویند: در محل استقرار خود بود)، روزه گرفتن بر وی مشقت نداشت؛ لکن اکنون که به منا آمده و ملزم به انجام مناسکی چون رَمی جمرات میباشد و باید خویشتن را مهیای اعمال دیگری نظیر حلقِ رأس و غیره نماید، در اینجا دیگر «لا ینبغی» ؛ یعنی به هیچ وجه سزاوار نیست که بتواند در چنین شرایطی روزه بدارد، آن هم روزهای که به عنوان بدلِ هدی واجب گردیده است.
معصوم (علیه السلام) در این مقام چنین میفرمایند... و از آنجا که سزاوار نیست در ایام تشریق در منا روزه بدارد و قادر به انجام آن نمیباشد، حضرت (علیه السلام) میفرمایند: «فاذا رجع الی مکة صام.» پس از آنکه مکلف مجدداً به مکه مراجعت نمود، میتواند این صومِ سهروزه را پس از انقضای ایام تشریق به جای آورد. مطابق با همین روایت، فقهای عظام نیز فتوا دادهاند که پس از سپری شدن ایام تشریق، حاجی به مکه بازگشته و سه روزِ روزه خویش را به عنوان بدلِ هدی ادا مینماید.
حکم ضیق وقت و عدم امکان اقامت در مکه
مطلب دیگری نیز در ذیل این روایتِ زیبا افزوده شده است. راوی میگوید: به حضرت عرض نمودم...
• مستشکل: در این فرض، آیا در مکه نیازمند قصد اقامت شرعی میباشد؟
• استاد: خیر، صرفاً برای سه روز حضور مییابد. نکته حائز اهمیت در همین مقام است و این بخش از روایت، دقیقاً پاسخگوی پرسش جنابعالی است. راوی عرضه میدارد: با خود اندیشیدم که شگفتا، این سه روز روزه در مکه چگونه میسر است؟ لذا پرسیدم: «قال قلت فان اعجله اصحابه و ابوا ان یقیموا بمکة». یعنی چنانچه همسفران و کاروانِ وی در حال عزیمت باشند و همراهان در حرکت بوده و او نیز ناگزیر به همراهی با آنان باشد؛ در این حالت که مکلف قصد ادای صوم سهروزه را دارد، اما در مکه فرصت مهیا نگردید، در ایام قبل از ترویه، یوم الترویه و یوم عرفه نیز میسور نشد، و در ایام تشریق نیز به جهت تزاحم با سایر مناسک «لا ینبغی» و ناممکن بود... و اکنون نیز سه روز مهلت اقامت در مکه را ندارد. حضرت (علیه السلام) در پاسخ به این مسئله که «فان اعجله اصحابه و ابوا ان یقیموا بمکة» و همراهان منتظر توقف او نمیمانند، فرمودند: «قال فلیصم فی الطریق». یعنی باید در مسیر بازگشت روزه بدارد. در آن زمان که با مَرکبهایی چون شتر و وسایل نقلیه آن اعصار طی طریق میکردند و سفر نیز به طول میانجامید، مکلف روزههای خویش را در بین راه ادا مینمود. بنابراین، این حدیثِ شریف با دقت و صراحتِ تمام، مسئلهای را که مستند به آیه شریفه قرآن است، به طور کامل تبیین میفرماید.
پرسش و پاسخ پیرامون تکمیل صوم بدل هدی در وطن
• مستشکل: پس در اینجا چه باید گفت؟ آیا امکان دارد که در خودِ مکه روزه بدارد؟
• استاد: بله، آن مسئله مجزایی است که آیه شریفه صراحتاً بیان فرموده است.
• مستشکل: بدین معنا که اگر همین سه روز را روزه بدارد، وجوب قربانی از ذمه وی ساقط میگردد؟
• استاد: بله، چرا که این صوم، بدل از همان هدی است. بله، در ادامه نیز به وطن خویش بازمیگردد که این مطلب نیز صریحِ آیه شریفه قرآن است.
• مستشکل: یعنی ادای آن هفت روزِ باقیمانده در وطن، وجوب حتمی دارد؟
• استاد: بله، زیرا آن هفت روز، در استمرار و تتمه همین تکلیف است. مکلف با سه روز روزه گرفتن، کاملاً بریالذمه نمیگردد؛ بلکه با آن سه روز، اصلِ حجِ وی تصحیح میشود. ادای هفت روز دیگر، تکلیف مستقلی است که مکلف ملزم به اتیان آن است. در ادامه، مصنف محقق مطلب دیگری را بدین شرح بیان فرمودهاند: «و لا ینافی ذلک صحیح ابن مسلم ان احدهما علیهم السلام»؛ که انشاءالله مباحث مربوط به این بخش را در جلسه آتی پی خواهیم گرفت؛ مبحثی که در آن پیرامونِ اختیارات و رخصتهایی که به مکلفین در مسئله صوم داده شده است، بحث خواهد شد.
• مستشکل: در آن صورت اگر در خود مکه روزه بدارد... بله... یعنی با ادای این سه روز روزه، وجوب قربانی از عهده او ساقط میشود؟
• استاد: بله، زیرا این صوم بدل از هدی میباشد. بله، مابقی را نیز پس از مراجعت به وطن خویش به جای میآورد... که این امر نیز صریحِ آیه شریفه قرآن است.
• مستشکل: یعنی آن هفت روزِ مابقی را حتماً باید در وطن خویش ادا نماید؟
• استاد: بله، این وجوب به سببِ تتمیم و تکمیلِ همان تکلیف است. ذمه مکلف صرفاً با آن سه روز بری نمیگردد. با ادای سه روز نخست، صحتِ اصلِ حجِ وی محقق میگردد، و آن هفت روزِ دیگر، تکلیفِ مجزایی است که موظف به اتیان آن است.
• در نهایت، مصنف مطلب دیگری را در اینجا متذکر شده و فرمودهاند: «و لا ینافی ذلک صحیح ابن مسلم ان احدهما علیهم السلام» ؛ که
انشاءالله تفصیلِ مباحث این بخش را در جلسه فردا طرح خواهیم نمود؛ مبحثی که ناظر بر رخصتها و اختیاراتی است که به این دسته از مکلفین در مسئله صوم اعطا میگردد.