1404/10/01
بسم الله الرحمن الرحیم
انتساب دروغ به خداوند و پیامبر (ص) در حین روزه/أحكام المفطرات /كتاب الصوم
موضوع: كتاب الصوم/أحكام المفطرات /انتساب دروغ به خداوند و پیامبر (ص) در حین روزه
کذب بر خدا و پیامبر (ص) در مبطلات روزه
اما مبحث ما پیرامون موضوع حائز اهمیتی است که در دانش فقه، در ذیل مبحث روزه و عواملی که موجب نقض (بطلان) آن میگردد، مطرح شده است؛ از جمله این موارد، انتساب کذب به ساحت باریتعالی و پیامبر اکرم (ص) میباشد. بله، ما این موضوع را تبیین نمودیم و خاطرنشان ساختیم که در هر موردی که مورد مداقه قرار گیرد، وجوه و اعتبارات گوناگونی مشاهده میشود؛ لذا مباحث را بر حسب همین وجوه و اعتبارات پیگیری مینماییم. بنده در اینجا در نظر دارم مطلبی را محضر عزیزان ذکر نمایم تا انشاءالله مثمر ثمر واقع گردد.
تمایز میان مقام انشاء و مقام نقل
چنین متصور است - و این تصوری بسیار روشن میباشد - که هنگامی که شخصی درصدد انتساب مطلبی برمیآید، "کذب" در واقع نوعی انشا و انتساب است. در حالی که گاه شخص واقف است که سخن او صِرفِ نَقل است و احتمال دارد این نقل، ضعیف بوده و از قوت لازم برخوردار نباشد؛ در این صورت، مشارٌالیه درصدد انتساب نیست، بلکه صرفاً به بیان نقل میپردازد و تصریح میکند که مطلب مذکور بدین صورت در قالب حدیثی روایت شده است. بنابراین، در اینجا نِسبت در مقام انتسابِ قطعی نیست، بلکه در مقام نَقل است. چنانچه موضوع از مقولهی نقلِ حدیث باشد، حتی اگر آن حدیث ضعیف باشد، از آنجا که گوینده در مقام نقل قرار دارد، اصلاً عنوان "کذب" بر آن صدق نمیکند؛ زیرا حقیقتِ "انشای کذب" منوط به آن است که خودِ شخص واقف باشد که در حال انتسابِ کذب است، در حالی که در اینجا مشارٌالیه چنین قصدی ندارد، بلکه صرفاً روایت میکند.
حکم نقل روایات ضعیف یا مضامین موهون
آری، در مقام نقل، چنانچه محرز باشد که موضوعی واهی است و انتساب آن به شارع مقدس با اشکال مواجه است، در اینجا حتی در مقام نقل نیز بایستی احتیاط نمود؛ چرا که شخص درمییابد این سخن با ساحت شارع مقدس مناسبتی ندارد، هرچند که نقل شده باشد. لذا در این مواضع احتیاط واجب است و با وجود اینکه میتوان آن را به عنوان یک "نقل" بیان نمود، اما چون نوعی انتساب به شارع از آن مستفاد میگردد، ممکن است مشمول عنوان کذب بر خدا و رسول شود؛ لذا بایستی از نقل آن اجتناب ورزید.
عدم بطلان روزه در صورت نقل بدون اسناد
لکن چنانچه موضوع خارج از شأن شارع نباشد، بلکه صرفاً جنبهی نقلی داشته باشد و فراتر از آن نرود، در اینجا میتوان قائل شد که انتسابِ نقل، ضرری به صحت روزه نمیرساند؛ زیرا گوینده در حال بیانِ حکمی از احکام یا توصیفِ خصوصیتی در حد نقل است و توصیفات و مسائل را صرفاً روایت میکند. در این حالت، عنوان کذب بر خدا و رسول بر آن صادق نیست و انشای کذبی صورت نپذیرفته است. (در پاسخ به پرسش یکی از شاگردان مبنی بر اینکه "روایت شده است"): بله، این موضوع بدین صورت روایت شده و بدین نحو از ایشان نقل میگردد؛ لذا گوینده انتساب نمیدهد، بلکه بیان میدارد که موضوع از بابِ نقل است.
اشتراط علم به خلاف واقع در تحقق عنوان کذب
نکتهی دیگری که در اینجا باید بدان اشاره نمود و بسیار ثمربخش است، این است که در تحقق عنوان کذب، التفات و توجهِ شخصِ منتسبکننده به "خلافِ واقع بودنِ" موضوع، شرط است. اما در جایی که شخص اصلاً علمی به صدق یا کذبِ مطلب ندارد و نمیداند که آیا خلاف واقع است یا خیر، ابداً نمیتوان عنوان کذب را بر عمل او اطلاق نمود. کذب تنها در صورتی محقق میگردد که شخص واقف باشد واقعیت امر چیز دیگری است و با این حال، خلافِ آن را انتساب دهد؛ تنها در این صورت "کذب" محقق میشود. بنابراین، در جایی که طرفِ مقابل (موضوعِ انتساب) معین و روشن نیست، عنوان کذب بر آن بار نمیشود. این مبحث تا بدینجا به عنوان جریانی مرتبط با کذب بر خدا و [نامفهوم] تلقی میگردد؛ البته نکتهی دیگری نیز وجود دارد که در جلسهی آتی بدان خواهیم پرداخت.