1404/09/26
بسم الله الرحمن الرحیم
فقه رفتاری و اخلاقی در نظام خانواده/فقه خانواده /فقه اجتماعی
موضوع: فقه اجتماعی/فقه خانواده /فقه رفتاری و اخلاقی در نظام خانواده
اینجانب اکنون مطلبی را که بناست مطرح گردد و تفکری که تا حدی پیرامون آن انجام دادهام، بیان میدارم؛ همراهی بفرمایید تا ببینیم با کمک عزیزان چه نتیجهای میتوانیم بگیریم. مبحث بنده، مبحث سنگینی است؛ بدین معنا که امر سهلی نیست و کار دشواری است. در سوره مبارکه بقره، آیه شریفه [اشاره به حدود آیات] ۲۳۸ و این حدود، تقریباً آیات متعددی که در رابطه با تربص است، [مانند] آیه ۲۲۷ و آیاتی که پیش از آن است؛ [بخشی] از آیه را قرائت کنم که بیشتر [مورد نظر است]:
﴿وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىٰ يَطْهُرْنَ ۖ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ * نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّىٰ شِئْتُمْ ۖ وَقَدِّمُوا لِأَنفُسِكُمْ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُم مُّلَاقُوهُ ۗ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ * وَلَا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِّأَيْمَانِكُمْ أَن تَبَرُّوا وَتَتَّقُوا وَتُصْلِحُوا بَيْنَ النَّاسِ ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ * لَّا يُؤَاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَٰكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ ۗ وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ * لِّلَّذِينَ يُؤْلُونَ مِن نِّسَائِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ ۖ فَإِن فَاءُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ * وَإِنْ عَزَمُوا الطَّلَاقَ فَإِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾.
از این آیات مطالبی فهمیده میشود؛ یک بحث، همان بحث احکام است که خب احکامی در رسالههای عملیه آمده است و به لحاظ حکم شرعی، مانند آیه بعد از آن که میفرماید: ﴿وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ﴾ و غیره، فقها مطالبی را استفاده کردهاند و جنبههای حکم قضیه و حکم شرعی را بیان نمودهاند؛ احکام را بیان کردهاند.
یک قسمت دیگری که برای ما مهم است و بناست مورد بحث بنده قرار گیرد ،مقصود بنده در اینجا، جنبه «رفتاری» مباحث است. چرا که خیلی از این فقه خانوادههایی که نوشتهاند و مسائلی از این دست، مدنظرشان همین مسائل احکام است که در خیلی از مباحث فقهی آمده و فقها نوشتهاند و احکام را معین [کردهاند]؛ اما مسائل رفتاری، که بحث رفتاری با خانواده و فقه خانواده از لحاظ مسائل رفتاریِ خانواده و تربیتی است، بیشتر هدف بنده قرار گرفته است و میخواهم بحث اصول [فقه] را هم برای این رابطه برقرار کنم که اگر از عهدهمان بربیاید، کار مناسبی است که انجام میگیرد.
عرض بنده این است که در مسئله رفتاری، مثلاً آیه شریفه در اینجا میفرماید: ﴿فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ﴾؛ در محیض و موقع حیض، زنها را کنارهگیری کنید -بحث این است که نزدیکشان نروید- ﴿فَاعْتَزِلُوا﴾. سپس دوباره میفرماید: ﴿وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىٰ يَطْهُرْنَ﴾. مبحثی که شما در اصول دارید، مبحث مهمی است؛ بحث «مفاهیم» و «وصف»، «شرط» و «نهی»، اینها بالاخره در اصول بحث شده است و اینها میتواند کمک کند. این مباحث اصولی، بحث فقه ما را در خانواده مؤثر واقع میسازد و میتواند اثرگذار باشد و نتیجه بدهد. حال روی این موارد تأملی بفرمایید، من اصل بحث را به همین اندازه عنوان میکنم.
یک بحث هم این است که مقصود از این ﴿حَتَّىٰ يَطْهُرْنَ﴾ چیست؟ یک بحث فقهی است که آیا غسل هم باید بکنند یا همین که پاک شدند کفایت میکند؟ خب آن یک بحث فقهی است؛ ولی بحث اخلاقی در اینجا [عبارت] ﴿قُلْ هُوَ أَذًى﴾ است، چون این امر موجب آزار آنان میشود. آنها در حال و وضعیت خاص خودشان هستند؛ اگر بخواهیم در این موقع حیض، یک نوع رفتارهای خاصی با آنها داشته باشیم، قرآن میفرماید اذیت و آزار کردنِ آنها اضافه میشود؛ خودشان اذیتی دارند، یک اذیت هم شما به ایشان اضافه میکنید؛ این جایز نیست. این به لحاظ اخلاقی و فقه خانوادگی خوب نیست و آیه قرآن در اینجا دارد بیان میفرماید. حال [از لحاظ] مفهوماً، منطوقاً، وصفاً و غیره، نکتههای زیادی در این [آیه] به دست میآید که انشاءالله همراهی بکنید تا ببینیم چه میشود؛ این یکی.
یکی دیگر، بحث ﴿نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ﴾ است که از این هم معانی ظریفی میتوان به دست آورد و نقطههای مهمی دارد. یعنی [مانند] وقتی که انسان یک جایی [زمین زراعی] دارد؛ وقتی یک زمین مناسب و پاکی هست و در آن بذر خوب و صحیحی ریخته بشود، این باعث میشود که یک محصول خیلی کامل، جامع و درستی از آن دربیاید. ولی اگر آن زمین مناسب نباشد، یا بذر مناسب نباشد، یا زمانش زمانِ مناسبی نباشد، آب دادنش و خدمت کردن به آن بذر درست انجام نگیرد، آن محصول نتیجه نمیدهد؛ و لذا تشبیهی در این آیه شریفه وجود دارد که بیانگر یک فقه بزرگ و با عظمتی برای خانواده در اینجا است. این آیه هم دارای مفاهیم و مقاصدی است که از آن فهمیده میشود و این هم یک باب خیلی ارزشمندی در فقه خانواده است.
مورد دیگر اینکه، سوم: ﴿وَلَا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِّأَيْمَانِكُمْ﴾. یکی از راههای مقدسبازی، ظاهرسازی و اصلاح ذاتالبینِ ظاهری و ساختگی که درست میکردند، با قسم بوده است. میگفت من قسم خوردم که مثلاً دیگر اسم پسرم را نبرم؛ قسم خوردم که دیگر با این دخترم مثلاً گفتگو نکنم؛ قسم خوردم که فلان؛ قسم خوردم که با این زنم یا با مادرم مثلاً دیگر گفتگویی نداشته باشم، سر سفرهاش ننشینم، با هم غذا نخوریم. یک چنین چیزهایی را با قسم و تبرع برای خودشان درست میکردند؛ ﴿أَن تَبَرُّوا وَتَتَّقُوا﴾ به عنوان تقوا و اینها ﴿وَتُصْلِحُوا﴾؛ این کار را نکنید: ﴿وَلَا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً﴾؛ خدا را در معرض اینگونه قسمهای آیهای قرار ندهید. ﴿وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾؛ خدا میداند که شما با این کارها دارید یک ظاهرسازی میکنید. که این هم دارد یک فقه مهم خانواده را نشان میدهد که با قسم و آیههایی که درست میکردند، یک چیزهایی را با قسم از خودشان خلاصه سلب میکردند یا از دیگران سلب میکردند و رفتارهای زندگی را با قسم به هم میزدند. که قرآن با صراحت میفرماید اولاً این کار را نکنید: ﴿وَلَا تَجْعَلُوا﴾؛ بعدش هم میفرماید که اگر هم این کار را کردید: ﴿لّا يُؤَاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ﴾؛ اینها یک چیزهای لغوی است، این قسمها، قسمهای بیپایه و مایهای است. ﴿وَلَٰكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ﴾؛ چه بحث قشنگی است! آن چیزی که انشاء قلبی است و در قلبتان میآید، آنها را مورد مؤاخذه قرار میدهد؛ اما اینهایی که با کلماتی میآیید و آیههایی درست میکنید و با قسم یک ترتیب اثرهایی میدهید به معنای اینکه ﴿تَبَرُّوا وَتَتَّقُوا﴾، اینها هیچ ارزشی ندارد و این قسم اصلاً جایگاه خود را پیدا نمیکند. که هم حکم شرعی در اینجا به دست میآید، و هم یک حکم ارتباط خانوادگی و فقه خانوادگی را در اینجا [نشان میدهد]. چون بیشتر هم در خانواده اینجور [اتفاق میافتد]، گرچه در بین مردم هم که میآید همین حرفهاست؛ این لغو است. اینطور قسمها و اینطور چیزها ارزشی ندارد. بعدش هم فرموده: ﴿وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ﴾؛ خدا میآمرزد. خیلی ترتیب اثر دادن به اینطور قسمها و اینها که با این اغراض انجام گرفته، جایگاهی ندارد.
چهارمین مطلبی که در اینجا باز هست -اینها مطالب مهمی است که در فقه خانواده خیلی بحث طولانی دارد و اصلاً خودش یک کتاب مفصلی میشود اگر از آن اولِ شروعِ این بحث تا اینجا دنبال بگیریم- ﴿لِّلَّذِينَ يُؤْلُونَ مِن نِّسَائِهِمْ﴾ است. این هم یک نوع قسم است که میگفتند تا چهار ماه مثلاً ما اصلاً نزدیک نمیشویم به این زنهایمان و قسم میخوردند و اینها؛ ﴿تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ﴾. خب ﴿فَإِن فَاءُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ﴾؛ اگر [در] این چهار ماهی که مورد نظرتان بوده، آمدید یک قسمی خوردید و اینجور آمدید برای خودتان «ایلاء» کردید و اینطور قسمی به وجود آوردید، این را بدانید که بعد از اینکه چهار ماه شد، دیگر تمام شد؛ برگردید به همان وظیفهای که از نظر فقه خانواده دارید، آن همه مباحث را انجام دهید، به طور صحیح انجام دهید؛ دیگر این را خیلی دنبال نکنید و تعقیب نکنید بعد از آن چهار ماهی که در حرفهایتان آمده است.
ولی در عین حال آیه این را میخواهد بفرماید که این مقداری هم که هست، یک نوعی ارتباط خانوادگی [است]؛ برای اینکه با این [زن] حالا یک غضبی پیدا شده یا بین اینها یک گفتگو و نقار خاطری پیدا شده، این حالا «تربص» کردند. این تربص که یک وقفهای درست میکند و یک نوع مثلاً خودداری از خودشان داشتن [است]، این خودداری در چهار ماه، کفایت میکند. و حالا در اینجا بحث میشود که آیا آن موقعی بوده که زنهای متعدد داشتند؟ اینها یک زن نداشتند، چند زن داشتند؛ حال یک زن را در اینجا میآوردند و تربص میکردند. خب این خیلی فرق میکند با آن کسی که [فقط] یک زن داشته باشد. آن [شخص] چند تا زن داشته، تربص میکرده، یک زن را مثلاً تربص میداده [در حالت انتظار میگذاشته]؛ آن زن هم در گرفتاری قرار میگرفته که این [مرد] فاصله میگرفته تا چهار ماه؛ خب این خودش یک بحثی است. ولی اگر بحث این باشد که نه، زنهای متعدد نداشتند و یک زن بوده، این خودش یک مضیقه مهمتری پیش میآید که تربص در این چهار ماه، آن هم با یک زن [باشد]. خود این بحث هم یک بحث خیلی مفصلِ اخلاقیِ خانواده هست که باید به این هم توجه شود و به این آیه توجه خاص بشود.
بعدش هم [میفرماید]: ﴿وَإِنْ عَزَمُوا الطَّلَاقَ﴾. حالا همه اینها مقدمه، گاهی وقتها [مقدمه] طلاق دادن بوده است؛ اینها را درست میکردند و هی این برنامههای «یُؤلُونَ» را عقب و جلو میکردند برای اینکه نهایتاً قضیه طلاق را پیش بکشند و بیاورند. حالا میفرماید اگر شما «عزم طلاق» کردید، یعنی یک جنبه قلبیِ جدی و حساب طلاق را -که یک انشاء قلبی است- اگر آنها را آوردید: ﴿وَإِنْ عَزَمُوا الطَّلَاقَ فَإِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾؛ [اگر] در قلبتان این انشاء جدی هست، خب بله، خدا میداند که آیا دارید طلاق ظاهری و یک همچین طلاق موقتی میزنید برای چهار ماه و از این تربصها درست میکنید؟ [یا] یک وقت این است که نه، طلاق واقعی و عزم واقعی طلاق دارید؛ خدا میفهمد، میداند و سمیع و علیم است به این کار شما. ﴿وَالْمُطَلَّقَاتُ﴾؛ حالا اگر این طلاق حاصل شد، حالا ﴿وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ﴾ که یک حکم شرعی برای زنها در این باب معین میفرماید آیه قرآن [و] اینها.
ولی آثار فقهی، یک مسئله است که فقها آوردند و تکلیف درست کرده است؛ «تکلیف» به نظر میرسد. خب آنها که دیگر فقه خانواده به آن معناست که تکالیف است؛ که این هم معین است و وظیفهای است که زن باید انجام دهد، وظیفهای است که مرد باید انجام دهد؛ از لحاظ نفقه و جهات دیگر و در منزل نگه داشتن تا عدهاش بگذرد و یا تا در زمان عده میتواند رجوع کند و اینها احکام فقهی است که خب فقه خانواده هم هست، نه اینکه نباشد؛ اما اینها احکام فقهیِ واجب و مستحب و مکروه و مباحش بیان شده است. اما «فقه رفتاری» -اگر این باشد مقصود- که بیشتر هم ما این را داریم و از این آیات میخواهیم استفاده کنیم، یک کتاب بسیار ارزشمندی در اینجا هست که دیگر «اصول» [فقه] را باید به میدان بیاوریم؛ به خاطرِ چه؟ مفاهیمی که از آن فهمیده میشود؛ انواع مفاهیمی که هست، که بحثها در فقه آمده و در اصول هم بحث شده است. و در اصول [بحث کنیم] که آیا این مفاهیم چقدر حجت دارد؟ کجاها حجت دارد؟ کجا حجت ندارد؟ این مواردی که در آنجا ذکر کردند، اینها را محک بزنیم در این آیات شریفه و از آن بهره ببریم برای مباحث فقه خانواده. این عرض بنده، مختصری از مجموعه این کار است که جایگاه وسیعی و مطلب وسیعی در کار میآید. بنده حالا دیگر گوش میکنم به فرمایشات آقایان.