« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد میرزا محمدحسین احمدی‌فقیه‌یزدی

1404/09/24

بسم الله الرحمن الرحیم

مفهوم کذب/أحكام المفطرات /كتاب الصوم

 

موضوع: كتاب الصوم/أحكام المفطرات /مفهوم کذب

 

کذب

سخن پیرامون مبحث «کذب» بود و در این مسئله مهم، ما چند دقیقه‌ای [تأمل می‌کنیم].

مرحوم شیخ انصاری بحث بسیار زیبا و دقیقی را در باب کذب دارند. ایشان در چند موضع بحث کرده‌اند: یکی در باب عدالت - که چه چیزهایی ناقض عدالت انسان می‌شود، که یکی از آن‌ها معلوم است که کذب است - و در جاهای دیگر؛ یکی در [باب] معاملات که نحوه کذب [را بیان می‌کنند] و حتی «توریه» که یکی از مباحث مهمی در بحث فقهی است [که] کجاها می‌شود از توریه استفاده کرد و این‌ها. ایشان در مجموع یک بحث خیلی زیبا و عالی دارند که آقایان مباحثه و مطالعه بفرمایند تا من بیشتر از محضر شما استفاده کنم.

ایشان می‌فرمایند کذب [این‌گونه] نمی‌شود [که] یک‌دفعه بگویند این کذب است. فوری حمل بر کذب [نکنند]؛ نمی‌توانیم هر سخنی را فوراً حمل بر کذب کنیم و بگوییم این کذب است. چرا؟ زیرا کذب - به تعبیر ایشان - به حسب وجوه و اعتبارات تفاوت می‌کند. آن زمان که ما بحث ایشان را خوب می‌فهمیدیم و دنبال می‌کردیم، [نکات] بسیاری داشتیم و حق با مرحوم شیخ انصاری بود؛ و واقعاً چه شخصیت بزرگواری بوده‌اند و چه عالی تفکر می‌کرده‌اند. ایشان می‌گوید کذب به حسب وجوه و اعتبارات تغییر می‌کند. به یک وجهی ممکن است این کذب باشد، [اما] همان مطلب به وجهی [دیگر] و به اعتبار دیگری صدق داشته باشد و صادق باشد. پس نمی‌توانیم به‌صورت مطلق چیزی را بگوییم کاذب است.

حال مثالی که دیروز راجع به نسبت دادن به ائمه (علیهم‌السلام) یا نسبت به خداوند متعال زدیم [را در نظر بگیرید]؛ آن [سخن] ممکن است به حسب وجوه و اعتباراتی تغییر کند. آیا باید ببینیم به حسب شنونده این را کذب حساب کنیم و سپس بگوییم مبطل روزه‌اش است؟ یا به حسب قصد این شخص که انشاء می‌کند و مطلب را می‌گوید؟ یا به حسب نسبتی که به آن راوی می‌دهد یا نسبتی که به آن معصوم می‌دهد؟ [آیا] از آن جهت که نسبت می‌دهد حساب کنیم و به عنوان کذب محسوب داریم؟ اصلاً این کاذب بودن، به تعبیر مرحوم شیخ انصاری، به حسب وجوه و اعتبارات تفاوت می‌کند. یک جا می‌توانیم بگوییم این کذب است، به یک معنا [هم] می‌توانیم بگوییم این صدق است.

چون راوی نقل کرده و این روایت رسیده است و این آقا هم دارد این روایت را نقل می‌کند، نمی‌توانیم بگوییم این کذب است. به حسب اعتبار اینکه راوی نقل کرده و به حسب اینکه دارد این روایت را به حسب [نقل] راوی نقل می‌کند، این به حسب وجوه و اعتبارات نمی‌شود گفت کذب است؛ [بلکه] این صادق است.
خب، این به حسب وجوه و اعتباراتی که مرحوم شیخ می‌فرمایند، عیناً همان‌طور است. به حسب وجوه، این شنیدنی است [یعنی نقل قول است]؛ او دارد از باب شنیده‌اش ذکر می‌کند. نه اینکه از باب اعتقاد خودش یا رأی خودش بگوید؛ [بلکه] از باب آن چیزی که شنیده است دارد ذکر می‌کند و انتساب به شنیدن می‌دهد. اینجا هم دارد انتساب به راوی می‌دهد؛ به حسب اینکه چون راوی گفته است، من دارم نقل می‌کنم.

پس به حسب وجوه و اعتبارات، مرحوم شیخ این کذب را به این صورت ذکر می‌کند. [در این] وقت، آیا ما در [مسئله] بطلان [روزه به واسطه] کذب بستن به خدا و رسول، می‌توانیم این حرف‌ها را پیاده کنیم و درست دقت نماییم؟ یا فقط از باب اینکه اعتقاد او این باشد که دارد به خدا دروغ نسبت می‌دهد، همین باعث بر این باشد که صوم او باطل شود؟ یا هر یکی از این وجوه و اعتبارات [که] باشد، کلاً به [لحاظ] همه این وجوه و اعتبارات، نوعی که عرفاً به آن کذب بگویند، آن را هم بگوییم کذب است و دیگر همه را به یک چوب برانیم و بگوییم دیگر تمام شد؟ یا نه، تفاوت‌هایی در اینجا وجود دارد و ما باید قائل [به تفصیل] بشویم. بدون این تفاوت‌ها نمی‌توانیم فوراً بگوییم این مبطل روزه است.

ظاهراً سخن شیخ، سخنی عمیق و سخنی درست است. انتساب کذب به معنای کذب، یک حقیقت و یک واقعیت معنوی دارد. همان‌طور که بنده در بحث اصول ذکر کردم، معانی جایگاه خود را دارند. خارج از آن معانی چه می‌شود؟ معانی مجازی [می‌شود]. اینجا هم همان قضیه مجاز و حقیقت را باید بیاوریم. آن کذبی که موجب بطلان روزه می‌شود، باید آن معنای حقیقی‌اش لحاظ شود و آن معنا - [یعنی] آن کذب واقعی که شد - بله، مبطل است. ولی اگر به حسب وجوه و اعتبارات دیگر، مجازاً شما به آن کذب می‌گویید [و] کذب واقعی نیست - [بلکه] به حسب انتساب‌هایی است، به حسب وجوهی است، به حسب اعتباراتی است - این به آن صورت کذب به حساب نمی‌آید. پس به حسب وجوه و اعتبارات تغییر می‌کند.

ما این بحث را اولین نوبتی که... [زمانی بود] در جریانی که آقایی را در بحث‌های انتخابات محکوم کرده بودند؛ آن موقع بنده این حرف را زدم. مطالبی را ایشان در ذکر... [بنده] گفتم این به حسب وجوه و اعتبارات، شما نمی‌توانید بگویید این‌ها کاذب است. آن حرف‌هایی که زده، برای خودش درست زده است؛ شما دارید حمل بر کذب می‌کنید. و بلکه شما الان مقصرید که دارید در بحث... به نظر شما غریب آمده و می‌گویید چون این غریب آمده، مدام بنا می‌کنید چیزهایی را گفتن و حرف‌های بی‌ربطی ذکر کردن.

مثلاً فرض بگیرید دوران تحصیلش را [از] آن موقعی که پدرش او را وادار به تحصیل کرده و طلبه‌اش کرده، شروع کرده است. طلبگی یعنی چه؟ یعنی اینکه دنبال علم دین راه بیفتد. از همان موقع کتاب «نصاب [الصبیان]» را جلویش گذاشته و شرح «الفیه» هم دارد حفظ می‌کند و طلبه شده است. شما [می‌گویید] این چه معنا می‌دهد که بگویید نخیر، این از سن کم، [در] آن دوران صباوتش [که] او می‌گوید من طلبه بودم، به واسطه اینکه پدرم مرا... این‌ها حمل بر کذب می‌کنند. این‌ها حمل بر کذب می‌کنند.
در حالی که یک واقعیتی است؛ شهود دارند، نفرات دارند، همه می‌دانند. [اما] او حمل بر کذب می‌کند [و] مردم عوام را هم در اینجا اغوا می‌کند تا بالاخره این رأی را از این شخص سلب کند. از همان موقع بنده ذکر کردم که بابا، این مسئله به وجوه و اعتبارات برمی‌گردد. ببینید به چه وجهی او دارد می‌گوید من طلبه بودم؛ دلیلش چیست؟ با چه طلبگی‌ای... ببخشید دیگر من بیشتر از این [ادامه ندهم].

به هر حال، این مسئله مهمی است؛ مسئله هم معنای حقیقی و هم جایگاه معنای مجازی، هم در معانی حروف و هم در معانی عام و خاص، و هم در اینجا که معنا به وجود نبوده - اصلاً معنا وجود نداشته - [و] حالا با هوش مصنوعی دارد این معنا به وجود می‌آید یا با وجوه و اعتبارات جدیدی به وجود می‌آید.

 

logo