1404/09/15
بسم الله الرحمن الرحیم
موجبات ابطال روزه/أحكام المفطرات /كتاب الصوم
موضوع: كتاب الصوم/أحكام المفطرات /موجبات ابطال روزه
ابطال صوم
موضوع بحث پیرامون مباحثی است که در روایات شریفه وارد شده و تعیینکننده اموری است که موجب ابطال صوم میگردند. این مبحث بسیار جامع است و علمای بزرگوار آن را بررسی نمودهاند؛ مواردی که در روایات بیان شده و موجب بطلان روزه یا وجوب کفاره (اعم از قضا و کفاره) میگردند، مورد بحث قرار گرفتهاند.
از جمله مواردی که ذکر شده، روایتی است که در کتاب «الخصال» نقل گردیده: از محمد بن حسن، از صفار، از احمد بن ابیعبدالله، از پدرش، به صورت مرفوعه از حضرت ابیعبدالله (علیهالسلام). این روایت در کتاب «وسائلالشیعة» نیز در ابواب «ما یمسک الصائم» (حدیث ششم) نقل شده است. حضرت فرمودند: «خمسة أشیاء تفطر الصائم: الأکل، والشرب، والجماع، والارتماس فی الماء، والکذب علی الله وعلی رسوله وعلی الأئمة علیهمالسلام». (پنج چیز است که روزهدار را افطار میدهد: خوردن، آشامیدن، آمیزش جنسی، فرو بردن سر در آب، و دروغ بستن بر خدا و پیامبر و امامان علیهمالسلام).
در اینجا تعبیر به «خمسه» (پنج مورد) شده است؛ بدین معنا که ارتکاب هر یک از این پنج مورد، موجب بطلان روزه میگردد. البته در روایات دیگری نیز مباحثی مطابق با این روایات یا خارج از این مفاهیم پنجگانه وجود دارد که باید جداگانه مورد بحث قرار دهیم. فعلاً یکی از مواردی که واضح بود و بحث آن گذشت، «اکل و شرب» با تمام خصوصیاتش بود که ذکر کردیم. مورد دیگر مسأله «جماع» بود که برخی از اقسام آن بیان شد و اکنون نکاتی را اضافه میکنیم. مورد دیگر «ارتماس در آب» است، به معنای فرو بردن کامل سر در آب به گونهای که آب تمام سر را فرا بگیرد؛ که تعبیر روایت «الارتماس فی الماء» میباشد. مورد دیگر که بحث مفصلی دارد و باید بیشتر به آن بپردازیم، کذب بستن بر خدا، رسول خدا و ائمه (علیهمالسلام) است؛ یعنی انتساب دروغ به خداوند یا پیامبر یا یکی از ائمه، که این عمل موجب بطلان روزه میگردد.
کفاره
قسمت مهمی که باید روشن شود، بحث کفاره هر یک از این موارد است؛ زیرا روایات میان افطار عمدی به حرام و افطار به غیرحرام تفاوت قائل شدهاند و ما نیز باید در اینجا این تفاوت را لحاظ کنیم، چرا که این امر (افطار به حرام) مثلاً موجب وجوب کفاره جمع میشود. این کفاره در صورتی که افطار با فعل حرام صورت گرفته باشد، با افطار به امر حلال متفاوت است. همانطور که در بحث جماع، تفاوت است میان جماع به زنا یا جماع با همسر شرعی خویش؛ همچنین در مسأله خوردن غذا.
این نکته حائز اهمیت است و در عبارات بزرگانی همچون صاحب جواهر و دیگران که از منابع مختلف نقل کردهاند، آمده است. ایشان فرمودهاند: اگر بقایای غذا در میان دندانهای شخص باشد و آنها را پاک نکرده باشد، و در اثنای روز که روزهدار است، این ذرات از لای دندان خارج شود و او آنها را ببلعد، این عمل موجب باطل شدن روزه میشود؛ زیرا مصداق «اکل» است و او در حال خوردن میباشد. لکن ایشان تفکیک قائل شده و فرمودهاند: اگر این ذرات غذا متعفن و فاسد شده باشند (جزء قاذورات)، خوردن آنها چون حرام است، شخص به حرام افطار کرده است. بنابراین، اگر غذایی که در دهان مانده هنوز سالم باشد و غذای صحیحی محسوب شود، افطار به حرام نیست؛ اما اگر گندیده شده و تنفر طبع از آن حاصل شود، افطار به حرام محسوب میگردد. آقایان فقها نیز این نظر شرعی را نقل و تأیید نمودهاند.
افطار به امر مُحرم که موجب کفاره جمع میشود، میان حرمت ذاتی و حرمت عرضی تفاوتهایی دارد که برخی بزرگان ذکر کردهاند. ممکن است یک حرمت ذاتی باعث افطار شود، مانند افطار با زنا یا شرب خمر که ذاتاً حرام هستند. اما گاهی حرمت به صورت عارضی حاصل میشود؛ مانند اینکه شخص چیزی را تناول کند که برای او ضرر دارد. خوردن چیزی که برای مزاج انسان ضرر دارد حرام است، اما این حرمت جنبه عارضی دارد؛ ذات آن شیء غذاست و فینفسه چیز خوبی است، اما چون برای این شخص خاص ضرر دارد، نباید بخورد. مانند مواردی که برخی پزشکان ذکر میکنند؛ شخصی که مبتلا به بیماری دیابت و قند است، مصرف شیرینیجات (مانند گوشفیل و امثالهم) که قند بالایی دارند، به حسب عارض برای او مضر است و خوردن آن حرام میباشد. حال اگر با چنین چیزی افطار کند، این همان حرمت عارضی است؛ زیرا ذاتاً آن خوراکی حرام نبوده، ولی به جهت ضرر داشتن، عنوان محرم عرضی یافته است.
بنابراین در مجموع ملاحظه میفرمایید که ما مبحثی را مرور میکنیم که در روایات آمده و میان این موارد تفاوت قائل شدهاند. این تفاصیل در فتاوا و بهویژه در مباحث مرحوم صاحب جواهر به صورت مفصل ذکر شده است. علیالاجمل، ما امروز به ذکر همین مقدار اکتفا میکنیم تا اصل بحث مطرح شده باشد و مباحث تکمیلی به جلسات بعد موکول گردد.
به عنوان مثال، روایتی از ابن عقیل معروف است («روی ابن عقیل علی ما نقله العلامة») که بیان کردهاند: «أن الرجل إذا جامع فی شهر رمضان عامداً فعلیه القضاء والکفارة» (اگر مردی در ماه رمضان عمداً جماع کند، بر او قضا و کفاره واجب است).
در اینجا هم باید قضا را به جا آورد و هم کفاره بدهد؛ با اینکه اصل عمل جماع برای او (با همسرش) جایز بوده، اما چون در ماه رمضان و در حال روزه و عالماً و عامداً انجام داده است، کفاره تعلق میگیرد. لذا خصوصیتی بین جماع و سایر موارد قائل شدهاند.
حال سؤال اینجاست که آیا در اینجا باید کفاره جمع بدهد؟ یا اگر عمل تکرار شد، حکمش چیست؟ مثلاً یک مرتبه جماع کرد و روزهاش باطل شد، سپس دوباره آمد و جماع کرد؛ آیا برای دفعه دوم باز هم باید یک قضای دیگر و یک کفاره دیگر بدهد؟ یا اینکه یک کفاره برای هر دو مرتبه کافی است؟
در باب تکرار، روایت مذکور (که همان حدیث دوم از ابواب «ما یمسک» است) اینگونه میفرماید: «فإن عاد إلی المجامعة فی یومه ذلک مرة أخری فعلیه فی کل مرة کفارة» (پس اگر در همان روز مجدداً برای جماع بازگشت، بر اوست که برای هر مرتبه کفاره بدهد).
نباید بگوید که چون با جماع اول روزه من باطل شد و از بین رفت، پس بار دوم برای من جایز است؛ خیر. این بحثی است که میان روایات تفاوتهایی در آن دیده میشود و انشاءالله در جلسه آینده باید این موارد و موجبات کفاره را با استفاده از متن روایات توضیح دهیم.