« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد میرزا محمدحسین احمدی‌فقیه‌یزدی

1404/07/20

بسم الله الرحمن الرحیم

مسئله نیت در عبادات/شرائط وجوب الصوم /كتاب الصوم

 

موضوع: كتاب الصوم/شرائط وجوب الصوم /مسئله نیت در عبادات

 

در بحث فقه، در این بحثی که ذکر شد و توجه قلبی شخص بر انجام نماز، روزه و عبادت بود، ما همین اندازه را برای نیت کافی می‌دانستیم. به این معنا که اگر بنا دارد نماز ظهر را بخواند و اکنون وقت نماز ظهر فرارسیده و قصد خاصی به صورتی که در ذهن او عیناً حاضر باشد، نکرده، ولی بنای بر خواندن نماز ظهر را داشته، ما معتقدیم نماز او صحیح است، ولو اینکه در لحظه فعلی با خصوصیات کامل در ذهنش نیامده باشد. چنانچه قصد وجه را که علما رد کرده‌اند و عمده بزرگان ما دیگر ضرورتی برای آن نمی‌بینند، به همین دلیل است که یک نیت کامل که شامل اصل عبادت است، کفایت می‌کند و عبادت درست است. ما در باب روزه نیز همین سخن را می‌گوییم؛ به این معنا که همین اندازه که نیتی برای گرفتن روزه دارد، کافی است. دیگر نیت خاص برای امروز با خصوصیت خاصه‌ای، اصلاً لزومی ندارد، ولی کار خوبی است، کار پسندیده‌ای است که اگر قبل از ظهر، به تعبیری که فرموده‌اند، تجدید نیت کند.

اجماعاتی که اینجا در بعضی عبارت‌ها هست یا شهرتی که در بعضی قسمت‌ها ادعا شده، اینها نیز قابل جواب است. برای اینکه آنچه قدر متیقن بوده، دقت بفرمایید، این کاری که بنده عرض می‌کنم، یک قدر متیقنی است که اجماع بر آن می‌شود. اگر عزیزان خیلی دقت کنند، اشتباه نشود، عرض بنده خوب روشن شود: اگر یک اجماعی بر قدر متیقن انجام گرفت، بحث کشف قول معصوم و آن جهات و آنها، یک حرف دیگری است یا اجماع لطفی. و آنجا ما یک اجماعی که الان فعلاً با آن سر و کار داریم و نظر علما به صورت اجماع یک نظر داده‌اند، بنده عرضم این است: در قدر متیقن اگر اجماعی آمد، نمی‌توانیم بگوییم غیرمتقین مخالف اجماع است. اجماع آمده، موطن آن بر قدر متیقن است. خیلی خب، قدر متقن را گرفته به اینکه شما اگر قبل از ظهر نیت بکنید، این کامل است و خوب است. این قدرمتقین است. اجماع هم بر این مانده. اجماع اینجا نفی مقابلش را نمی‌کند. این اجماع آمده بر مبنای قدر متقین، بر این محقق شده، اما اینکه وجوب بیاورد به طوری که در مقابل این اجماع، نظر غیر قدر متقین را بگویید که همان ذُکر کفایت می‌کند، این را بگوییم مخالف اجماع است، ما این را قبول نداریم. مخالفتی با اجماع ندارد. اجماع بر قدر متیقن ذکر شده و همه علما این را دیده‌اند. پس ما اینجا بابی باز می‌شود که مخالفت‌های اجماع، آنجایی که "لیس الا" دارند که یعنی اجماع است بر این و "لیس الا"، خب آن قبول است، اجماع متعین کرده و کار را معین کرده. اما اگر اجماع معلوم است که فقط از باب قدر متیقن بر آن اجماع آمده ولی ادله دیگر داریم، موازین دیگر داریم که آن موارد دارد می‌فرماید که صحیح است، این کار را صحیح می‌داند. ما نمی‌توانیم به خاطر اجماع متیقن در قدر متیقن، همه آن ادله را کنار بگذاریم و بی‌ارزش حساب بکنیم؛ چون اجماع در قدر متقین داریم.
اینجا اجماع در جهت اثبات است، در جهت نفی نیست.
در جهت اثبات قدر متیقن است . در مقابل نفی موارد دیگر نیست. همین‌طور که ایشان ذکر می‌کنند، من تشریحش کردم که ایشان هم خوب بیان فرمودند. مقام نفی موارد دیگر نیست. موارد دیگر می‌تواند با ادله خودش قابل قبول باشد و این مواردی که این‌طوری هست، عزیزان خوب دقت بفرمایید. اگر اجماعاتی آمده بر قدر متیقنی انجام گرفته، کاری به موارد دیگر ندارد. این معقد اجماع و مورد اجماع مربوط به این قسمت بوده، بقیه دیگرش مربوط به ادله خودش است و ادله خودش جواب می‌دهد.
پس مطلب روشن شد که ما اگر ذُکر را با ادله خودش پیدا کردیم که این کفایت می‌کند، این ادله ذُکر دارد صحت عمل را کفایت می‌کند. پس عمل این کسی که روزه گرفته با ذُکری که دیشب داشته یا روزه ای قبلش داشته که من اول ماه رمضان را روزه می‌گیرم، به همان کفایت می‌کند. ولو اینکه نیت خاص را نکرده باشد، به خصوص اول اذان صبح این نیت خاص را نکرده باشد. این فعلش صحیح است، این روزه‌اش هم صحیح است. در مورد نماز هم ما همین اندازه می‌گوییم کفایت می‌کند و اجماعاتی که در این زمینه هست، تعین نمی‌آورد، بلکه فقط از باب قدر متیقن است.

این یک مطلب که مطلب خیلی مهمی بود، عزیزان روی آن مطالعه جدی کنند. حالا اگر یک کسی یک عذری دارد و با عذر خودش هم نیت دارد که روزه را نگیرد، این دیگر خیلی این بحث پیش می‌آید و مورد ابتلاست. مثلاً فرض بگیرید مریض است و برای او خودش می‌گوید: «فمن کان منکم مریضاً» صدق می‌کند به من و این قصد روزه نگرفتن دارد، نه ذُکر دارد که ذُکر به روزه داشته باشد، بلکه قصد این دارد که روزه را نگیرد. چرا؟ مریض است. به عنوان مریضی می‌گوید من نمی‌خواهم روزه بگیرم و فردا روزه نمی‌گیرم. اما وقتی ساعت ۸، ۹ و ۱۰ آمد، دید نه، حالش به جا هست، می‌تواند روزه بگیرد. ولو در ذُکرش اول روزه نگرفتن بوده، ولی حالا پیش آمده و حالا می‌بیند می‌تواند روزه بگیرد، مشکل آن‌چنانی ندارد. بگوییم اینجا نیتش چون از اول وقت نداشته و حالا ساعت ۱۰ و ۱۱ الان دارد تصمیم روزه را می‌گیرد، بگوییم این روزه‌اش جایز نیست، چنانچه که بعضی این نظر را داده‌اند.

من نمی‌خواهم عرض بکنم که این تجدید نیتی که فقها ذکر کرده‌اند، مثل این مورد که مریض هست و مرضش خوب شد و الان می‌تواند نیت بکند. جایگاه نیتش را حالا بعضی بزرگان ذکر کرده‌اند تا قبل از مغرب اگر چیزی موجب بطلان نداشته باشد، تا قبل از مغرب خب قول شاذ هم هست ولی خب بالاخره گفته شده. بعضی ذکر کرده‌اند تا قبل از اذان ظهر، قبل از زوال می‌تواند نیت کند و حالا که ولو اینکه از اولش قصد نداشته، ولی الان قصد روزه می‌تواند بکند و این روزه‌اش را صحیح بداند. و حتی بعضی که تجدید نیت را در نظر داشتند، خواسته‌اند از ادله به دست بیاورند که تجدید نیت این عنایت و پشتیبانش روایات خاصه هست.

این را عزیزان خوب دقت بفرمایید، ببینیم از خود روایات می‌توانیم این را به دست بیاوریم که کسی اصلاً نیت نداشت و الان نیت می‌خواهد بکند، این به لحاظ شرعی می‌گوییم که این نیتش کافی است و ادله محکمی...
هیچی نیت نداشته، فرض این است که نیت عام او تا به حال مریض بوده. الان هم برای او مسلم بوده، مثلاً فرض کنید مریض قندی، چیزی دیابتی، چیزی دارد که می‌دانند که دکترش هم گفته‌اند نه، ولی حالا می‌بینند ساعت ۱۰ و ۱۱ که شد، می‌بیند الحمدالله خداوند توفیق بهش داده که در این ماه رمضان روزه را بگیرد.
اگر واقعاً یک در ذُکر و اینها به آن معنا که ولو یک ضعیفش هم باشد، شما می‌خواهید قوی‌اش کنید، خیلی خب، آن موقعی باشد. ولی الان این است، نه، قدر مسلم بهش حرف می‌زدند، می‌گفت نه، اصلاً من بنا ندارم اصلاً روزه بگیرم، هیچی. چون مریضم، بنایش هم قطعی بود و تمام شد. حالا الان دارد محاسبه این جهت می‌کند که من می‌توانم اینجا روزه بگیرم.
من تصورم این است که از ادله به خوبی به دست می‌آید و نیت را من می‌خواهم دو قسم کنم. حالا ببینید این حرف من جا می‌افتد یا من رد بشوم. من نمی‌خواهم بگویم یک نیت واجب است، یک نیت استحبابی است. روایاتی که هست، نیت استحبابی را دارد بیان می‌کند. اگر ما توی این تشکیک این نیت را وارد بشویم که بالاخره نیت را ما قائل به تشکیک می‌شویم، یک درجه ضعیف دارد، یک درجه عالی دارد، درجه بالاتر دارد که خلصین هم نسبت به آن اهمیت می‌دهند و خیلی دنبال می‌کنند. خیلی جایگاه دارد که این حرف را جدی بگیرید و روایات هم در این باب می‌شود اصلاً خوب معنا کرد، یک معنای روشنی دارد و آن این است که اصل النیة باید باشد به حد واجب، تمام شد. یک حدی بالاتر از این است، می‌خواهد این مقام نیت را ببرد بالاتر و این نیت را ما می‌گوییم مستحب است، یک استحباب دارد.
بله، حالا یک بحث دیگری هم هست اینجا که اگر دو تا تکلیف را تداخل کند با هم، این باید جداگانه ما این حرف را ببینیم. با یک نیتی می‌تواند دو مصداق را تداخل بکند، این تداخل نتیجه‌اش چی می‌شود، این حرف دیگری است. و لذا بعضی جاها گفته‌اند خیلی خب مثلاً جبیره کرده، تیمم برده. نه.
احتیاطاً یا آمده خودش.
حالا آقایان مرحمت کنید اینها را رویش مباحثه جدی بکنید که ببینید می‌شود ادله را به این صورت. بنده تقریباً قطعی دارد، نظر من به قطعی می‌رسد که این روایات بابش اصل باب استحباب است و مواضع موازینش موازین استحبابی است. وزن این روایات را ببینید و محملش را دقت بفرمایید تا ببینیم چه می‌شود.

 

logo