1404/07/14
بسم الله الرحمن الرحیم
قاعده نفی و اثبات فساد روزه/شرائط صحة الصوم /كتاب الصوم
موضوع: كتاب الصوم/شرائط صحة الصوم / قاعده نفی و اثبات فساد روزه
نیت
در بحث بسیار مهم نیت، عرایضی ذکر گردید و حضار محترم توجه فرمودند. بنده قصد دارم بیان نمایم که اگر بخواهیم بحث نیت را از هر دو جهت، یعنی وجوداً و عدماً، مورد بررسی قرار دهیم، تا مانع از فساد گردد؛ زیرا آقایان همواره به فساد صوم (باطل شدن روزه) ارجاع دادهاند که اگر فرد این نیت را نداشته باشد، روزه او فاسد است. این مطلب روز گذشته به خوبی بیان و تبیین شد و واضح بود که عزیزان پس از جلسه نیز سوالاتی مطرح میکردند و این نشاندهنده دقت نظر ایشان بود.
تعبد و افساد صوم
قاعده نفی و اثبات افساد صوم
بنده پس از تأملات بسیار در این قضیه، به این نتیجه قطعی رسیدم که در اثبات فساد، اساساً بدون دلیل، نمیتوانیم بگوییم این روزه فاسد است؛ مگر اینکه یک دلیل تعبدی اقامه شود؛ زیرا صرف الامساک و آن عمل روزه که آغاز شده، دلیلی بر فسادش نمیتوانیم بیاوریم؛ مگر اینکه تعبد وارد شود و شما بتوانید فساد را با دلیل تعبدی اثبات کنید. بنده بر این نظریه، پس از تأملات انجام شده، بسیار قاطع هستم که جنبه اثباتی برای فساد، یعنی اینکه اثبات کنیم و بر ثبوت فساد قرار دهیم، باید حتماً دلیل شرعی داشته باشد.
مثالهای کاربردی (تزریقات)
انسان کم میآید، عصبانیتش زیاد میشود، سخنان بیمعنی میگوید و حتی بسیاری از این مسائل روانی که اکنون پدید آمده، کشف شده است که مادهای مثلاً در مغز او کم میآید. وقتی این ماده را تزریق میکنند و به مغز میرسد، آن فرد عادی میشود مانند سایرین. خب، اینها اکنون در هنگام روزه استفاده میشود (تزریق).
جمعبندی قاعده و ذکر مثال مهم
بنده نظرم این است که در اینجا قضا و کفاره و اینها، مربوط به موارد خاصی است که در روایات آمده است. هر چه این مباحث اثباتیه است، بالای سر میگذاریم و مورد قبول واقع میشود؛ اما در طرف نفی، به این گستردگی نمیتوانیم بگیریم. این قاعده را جدی بگیرید و سپس ملاحظه نمایید که بحث عالم و جاهل و همچنین جاهل مقصر یا جاهل قاصر در همه موارد باب صوم، یک نتیجه کاملاً واضحی از کار به دست میدهد و بسیاری از این سؤالات را به راحتی میتوانید بر اساس همین قاعده جواب دهید و مشکل را حل کنید.
مثال مسافر و جنابت
بررسی احتمال عمد در مثال
غسل کرده است. حالا اگر هم عمد بگویید، یعنی عمداً بیخیال بوده و گفته است: «ما خب مسافر هستیم و هر چه هست، بعداً.» حالت عمد نیز در این شخص به وجود آمده است؛ اما بالاخره امساکهای دیگرش پابرجاست؛ ولی به این لحاظ که به خاطر روزه، غسل را تأخیر انداخته و نرفته غسل بکند، به عنوان اینکه «من مسافر هستم، این کار را نکردم و غسل را همان موقع نرفتم انجام ندادم.»