1404/07/12
بسم الله الرحمن الرحیم
لزوم نیت در روزه و زمان دقیق آن/شرائط وجوب الصوم /كتاب الصوم
موضوع: كتاب الصوم/شرائط وجوب الصوم /لزوم نیت در روزه و زمان دقیق آن
نیت روزه
در بحث نیت روزه، اگر روزه مخصوصی مد نظر باشد، باید نیت همان روزه خاص صورت گیرد. اما اگر روزه در اصل خود متعین باشد، مانند روزه ماه رمضان، برخی فقها فرمودهاند که نیت آن باید از ابتدای شب صورت پذیرد. این امر در مباحث مربوط به احتلام و لزوم غسل، و تفاوت بین خواب اول و دوم، بیشتر روشن خواهد شد که نیت اصلی روزه باید از ابتدای شب وجود داشته باشد. هر آنچه که با نیت منافات داشته باشد یا دستوری از جانب شارع است که باید رعایت شود، از همان ابتدا باید نیت آن وجود داشته باشد؛ هرچند هنوز اذان صبح گفته نشده باشد. به عنوان مثال، فرد باید غسل جنابت خود را از قبل انجام دهد تا روزهاش صحیح باشد.
بنابراین، هم نیت روزه و هم نیت غسل باید وجود داشته باشد تا روزه فردای او صحیح باشد. حتی اگر فرد به خواب رود و دوباره بیدار شود، نیت غسل برای صحت روزه او ضروری است.
حال، اگر فردی نیت روزه کرد و بر همین نیت توجه داشت که روزه میگیرد، اما نوع روزه (به عنوان مثال، روزه سیزدهم ماه رجب به عنوان مستحب و ایام البیض، یا قضای پدر، یا قضای خودش) را تعیین نکرد، ایشان میفرمایند که روزهاش صحیح نیست. زیرا قابلیت این روزه مانند روزه ماه رمضان نیست که به خودی خود متعین است و فقط نیت روزه ماه رمضان کفایت میکند. در آنجا که روزه به خودی خود متعین است، نیازی به تعیین خاص نیست و فرد میتواند همان قصد قربت را داشته باشد. اما در اینجا که روزه متعین نیست و باید با نیت، تعیین شود، چارهای جز تعیین یکی از موارد مورد نظر نیست. اگر تعیین نشود، اساساً این روزه صحیح نخواهد بود.
این امر به روزه متعین برمیگردد و خود دلیل میشود که این تعیین نوع، اثرگذار است. اگر اثرگذار نبود، در آنجا نیز باید اثر میگذاشت. در حقیقت، آنچه واجب بر گردن فرد است، معین است؛ اما اینجا با نیت معین میشود. بالاخره، با نیت است که روزه یا مستحب سیزدهم ماه رجب میشود، یا با تعیین اینکه من قضای پدر را میگیرم، یا روزه خودم را میگیرم، یا استیجاری میگیرم. بدون نیت، هیچ چیز معین نمیشود. تخصص و تعین ذاتی این روزه با نیت است و بدون نیت، هیچ تمایزی ندارد. اما آن روزه (رمضان) تمایز ذاتی خود را دارد.
حال، بحث دقیق دیگری اینجا مطرح میشود. اکنون که قرار شد نیت تعیین شود، ایشان میفرمایند که حضور نیت باید از اولین جزء صوم باشد. باید فرمایش ایشان را با فرمایشات مرحوم صاحب جواهر مقایسه و بررسی کنیم.
ایشان میفرمایند: «لابد من حضورها عند اول جزء من الصوم»؛ یعنی از اولین دقیقهای که هنوز اذان صبح نگفتهاند، فرد باید بداند که این روزه، روزه پدرش است که میگیرد.
بنابراین، اگر ساعت ۱۰ یا ۱۱ صبح شده و فرد روزه گرفته، اما اکنون میخواهد تعیین کند که این روزه را به جای پدرش حساب کند، یا مثلاً روزه سیزدهم ماه رجب است و به عنوان ایام البیض، تا کنون چیزی نخورده و قصدش روزه بوده، اما تعیینش را ساعت ۱۰ یا ۱۱ قبل از ظهر انجام دهد که برای مستحب سیزدهم ماه رجب است، ایشان میفرمایند خیر، «لابد من حضورها عند اول جزء»؛ این نیت مخصوص باید از اولین جزء صوم وجود داشته باشد.
یا اینکه فرد شبهنگام نیت بیتوته میکند و این تبعیتها به طور مستمر بر حکم خود باقی میماند. از ابتدای شب نیت میکند که این روزه برای سیزدهم ماه رجب است، از همان ابتدا این نیت در ذهنش میآید که فردای آن روزه را برای پدرش میگیرد، از شبی که در حالت بیتوته است، این نیت را به طور مستمر دارد تا نزدیک اذان صبح و پس از آن نیز همینطور به طور مستمر ادامه میدهد. اگر نه، سر شب این نیت را داشت، اما در اولین جزء اذان صبح، نیت را تغییر داد و تصمیم گرفت که روزه پدر را در وقت دیگری بگیرد و فردای آن را به عنوان سیزدهم رجب انجام دهد، خب این نیت مستمر نیست. اگر مستمر باشد، بله، تا پایان اولین جزء، تا آخرین جزءش باید معلوم باشد که برای سیزدهم ماه رجب میگیرد، یا برای پدر، یا قضای خودش، یا قضای ماه رمضان خودش. به نظر میرسد این خطور نیت که ایشان از «اول جزء من الصوم» میفرمایند و آن را امری قطعی میدانند، با ادله مطابقت دارد. ادلهای که ما داریم، تقریباً (حتی اگر به صورت قطعی هم نگوییم) نزدیک به دلیل مطلق و دلیلهای اطلاقی، این مورد را در بر میگیرد که حتماً باید جزئی از شب را جزء نیت خود قرار دهد. روایات خاصه خود را دارد. بنابراین، آنچه منافی با روزه باشد، نباید قبل از فجر و قبل از طلوع فجر وجود داشته باشد. و اگر عزم خود را تغییر دهد و از این عزم جازم به تردید بیفتد، صحیح نیست.
این مسئله، اگر ما ادعای سیره کنیم، کاری است که صاحب جواهر میفرمایند. ایشان درباره تعیین و مستمر بودن نیت میفرمایند که باید غیر ناقض باشد و ناقضی برایش نیاید، همانطور که مصنف فرموده است. پس اگر در ذهن و حافظه و فکرش این نیت را تغییر دهد، صحیح نیست. هیچ اختلافی در اینجا شناخته نشده، بلکه اجماع به هر دو قسمش بر این است که این نیت باید مستمر باشد و تعیینش به طور کامل از اولین جزء تا آخرین جزء صوم وجود داشته باشد.
ایشان نکتهای را مطرح میفرمایند که بنده نسبت به آن تأمل دارم (البته پدرم نیز رحمتالله علیه همین حرف را میزدند). این جایگاه مطالعه عزیزان است و باید خوب روی آن جدی باشید. ایشان میفرمایند: «بل السیرة التی هی اعظم من الاجماع علیه». مرحوم پدر ما معتقد بودند که اکثر احکام را با سیره به دست میآوریم. اساساً زمینه، زمینه سیره است. این حرف مهمی است و ایشان تقریباً این نظر را ذکر میکردند که «السیرة اقوی الادله». حتی همین بحثی که در اصول (که انشاءالله بعداً از آن استفاده میکنم) درباره کشف مراد شارع است (که اکنون لفظ را عوض کردیم)، مسئله سیره مهم است. ایشان میفرمودند که «اقوی الادله». اینجا هم ایشان، مرحوم صاحب جواهر، بعد از اینکه میگویند: «بل الاجماع بقسمیه علیه»، میفرمایند: «بل السیرة التی هی اعظم من الاجماع علیه». ایشان لفظ «اعظم» را به کار بردهاند. وقتی میگوییم «اقوا» و اینها، ایشان میفرمایند «اعظم»؛ یعنی بزرگتر است. حال، از این لفظ «اعظم» چه بفهمیم؟ شما ببینید چه میفهمید. مقصود ایشان اگر اعظم به این معناست که کمکم داریم به یک امر بدیهی و ضروری میرسیم، از این جهت میگویند «اعظم». حال، «اقوی الادله» هم ضرری ندارد؛ اجماع یک دلیل است، این دیگر دلیل اقوی میشود. ایشان فرمودهاند: «بل السیرة التی هی اعظم من الاجماع علیه» بر این است که باید تعیین کند و معین کند. بدون تعیین نمیتواند آن روزه را به حساب بیاورد. به طور مستمر، از اولین جزء صوم تا آخر آن، باید این نیت را داشته باشد.
حال، اگر کسی بگوید که نیت اول من این بوده که برای سیزدهم ماه رجب روزه گرفتم، اما نزدیک ساعت ۱۰ و ۱۱ روز شده، بگوید نه، حالا من این را تبدیل کنم به قضای پدر و به جای آن حساب کنم، بر این فتوا و این نظری که اکنون محکم داده شده، میفرمایند جایز نیست. از اولین جزء تا آخرین جزء صوم باید یک نیت واحد داشته باشد و تغییر و تبدیل معنا ندارد. فعلاً بحث آن باقی بماند تا ادامه دهیم.