1404/07/09
بسم الله الرحمن الرحیم
نیت تقرب و تعیّن صوم/شرائط وجوب الصوم /كتاب الصوم
موضوع: كتاب الصوم/شرائط وجوب الصوم /نیت تقرب و تعیّن صوم
نیت تقرّب
بحث مهم در اینجا موضوع «نیت» و بهویژه «نیت تقرّب» است.
اگر نیت، متقرّباً الی الله، برای روزه انجام گیرد و آن روزه معیّن باشد ـ مانند ماه مبارک رمضان یا نذر معیّن ـ آیا چنین نیتی کفایت میکند؟ ظاهر آن است که چنین نیتی که بر پایه تقرّب الی الله صورت گرفته است، در جایگاه خود قرار میگیرد و همان روزهای خواهد بود که خداوند متعال معیّن کرده است.
اکنون این پرسش مطرح است که آیا چنین نیتی در روزه معیّن کفایت میکند؟ گفته شده است: «نعم»، و در واقع همین دیدگاه بیشتر مورد توجه بزرگان پیش از محقق بوده است. در مقابل، دیدگاه دیگر آن است که این کفایت نمیکند و باید خصوصیات روزه در نیت ذکر شود. محقق نیز میفرماید: «و هو الأشبه»؛ یعنی صرف نیت تقرّب الی الله کفایت نمیکند، بلکه باید تعیین صورت گیرد.
اما با توجه به ادله و موازینی که در روایات مشاهده میکنیم، بیشتر از این معیّن نشده است؛ تنها لازم است که نیت وجود داشته باشد و آن نیت هم به صورت تقرّباً الی الله باشد.
تعبیر برخی بزرگان که مرحوم صاحب جواهر نیز نقل کرده، چنین است: «بل یکفی مصداق الاطلاق الذی یجامع التشخّص».
بدین معنا که یک اطلاق در نظر گرفته میشود که روزه به صورت خاص تعیین نشده، اما در مقام عمل، مصداق آن تشخّص مییابد. او کلیت روزه را میگوید، اما عملاً روزه مصداق مشخص پیدا میکند. بنابراین، دلیلی بر عدم تعیّن وجود ندارد، بلکه دلیل باید در طرف مقابل باشد؛ یعنی اینکه تعیّن این امساک خاص با نیت تقرّب الی الله تحقق یافته است.
از این رو، هنگامی که کسی روزه را متقرّباً الی الله انجام دهد، امتثال محقق شده است؛ خواه قصد کند که این روزه، روزه ماه رمضان باشد یا نکند. کلیت روزه و قصد تقرّب الی الله کفایت میکند، زیرا ماه رمضان به خودی خود معیّن است و عمل او نیز بر همین اساس صورت میگیرد.
قابل توجه است که محقق در اینجا تعبیر زیبایی دارد: «و بالجمله لا ریب فی حصول الفعل ممتثلاً لأمر العامل به مطلقاً».
یعنی با همین نیت تقرّب و اقدام به روزه، شخص ممتثل است و امتثال امر الهی تحقق یافته است. همین امتثال بودن به امر الهی، صدق و مصداق واقعی روزه را محقق میسازد؛ چه تعیّن خاصی در نیت ذکر شود، چه نشود.
بنابراین، باید گفت که روزه چنین فردی، از باب امتثال، صحیح است؛ هرچند نیت امر خاص را به خصوص در ذهن نیاورده باشد. همین که مصداق امتثال امر الهی تحقق یافته، کفایت میکند. ما پیشتر نیز توضیح دادیم که شرایط صحت روزه، همان صدق امتثال است و شرط دیگری ندارد. پس اگر همه شرایط جمع شده باشد جز تعیّن، و آن تعیّن در واقع مشخص باشد ـ مثلاً ماه رمضان بودن ـ کفایت میکند و صدق امتثال دارد.
ازاینرو، پاسخ مسئله آن است که ملاک در صحت روزه، همان صدق امتثال است. این صدق امتثال، امری متیقن است؛ و بر این اساس نه وجوب قضا دارد و نه وجوب کفاره، بلکه به همین مقدار کفایت میکند. اما آنچه برخی فقها گفتهاند که «برائت یقینیه از تکلیف لازم است»، چنین تحلیل کردهاند که چون مکلف نیت نکرده، برائت یقینیه چگونه حاصل میشود؟
در اینجا باید افزود: اگر مقصود از قصد تعیین، جنبه وجوبی مستقل باشد و آن را به عنوان واجبی جداگانه مطرح کنند، و سپس بگویند چون این واجب رعایت نشده، روزه صحیح نیست، چنین ادعایی دلیل محکمی ندارد. زیرا اینکه بخواهیم از روایات، وجوبی مستقل برای قصد تعیین استخراج کنیم، دشوار است. بهویژه در جایی که خودِ واقع معیّن است، مانند ماه مبارک رمضان. پس این وجوبِ جداگانه از دلائل بهدست نمیآید.
اگر گفته شود که اقتضای ذات عمل چنین است که وجوب روزه همراه خود، قصد تعیین دارد، در پاسخ باید گفت: تعیین در واقع وجود دارد و حکم الهی بر آن رفته است. اگر مکلف در نیت خود آن را ذکر نکرده باشد، باز هم عمل او مطابق با واقع انجام گرفته و همان تعیّن واقعی تحقق یافته است. بنابراین، وجوب مستقلی در اینجا وجود ندارد، بلکه تنها یادآوری و ذکر آن تعیّن در نیت است.
اعتبار قصد تعیین نیازمند دلیل است و بدون دلیل نمیتوان آن را شرط دانست. البته در مواردی که مکلف در برابر چند وظیفه متعدد قرار دارد و میخواهد یکی از آنها را انجام دهد، باید قصد تعیین داشته باشد؛ زیرا «إنما الأعمال بالنیات». اما در مواردی که موضوع خود بهطور واقعی معیّن است، مانند روزه رمضان، چنین شرطی وجود ندارد.
اثر این بحث از نظر فقهی، در وجوب قضا یا کفاره ظاهر میشود. در اینجا نیز همانگونه که اکثر فقها نتیجه گرفتهاند، وجوب قضا نیازمند دلیل جدید است. اگر عملی در زمان و مکان خود ساقط شد، انجام آن در غیر زمان و مکان اصلی نیازمند دلیل است. بنابراین، چون دلیلی مستقل برای وجوب قضا یا کفاره وجود ندارد، نمیتوان چنین وجوبی را اثبات کرد.
اگر اطلاقی وجود داشت که هر کس روزه ماه رمضان از او فوت شود، باید کفاره بدهد، آن یک دلیل مستقل بود. اما در اینجا فرد امتثال کرده است، هرچند قصد تعیین نکرده است. بنابراین، نه قضا و نه کفاره ثابت نمیشود.
در اصول نیز این بحث مطرح است که وقتی عملی انجام گرفت، حمل بر صحت میشود، مگر آنکه یقین به بطلان آن وجود داشته باشد. در اینجا نیز چون روزه بهطور کامل گرفته شده و واقعاً معیّن است، گرچه تعیین در نیت ذکر نشده، عمل حمل بر صحت میشود و آثار قضا و کفاره بر آن مترتب نمیگردد.
البته در مقام احتیاط، احوط آن است که قصد تعیین نیز ذکر شود، اما اینکه بدون آن روزه باطل باشد، دلیلی ندارد. بلکه دلیل بر صحت آن قویتر است.