1404/06/25
بسم الله الرحمن الرحیم
اهمیت بیاندازه نیت در اعمال دینی و زندگی/شرائط وجوب الصوم /كتاب الصوم
موضوع: كتاب الصوم/شرائط وجوب الصوم /اهمیت بیاندازه نیت در اعمال دینی و زندگی
در فقه، ناگزیر از پرداختن به مسئلهی «نیت» هستیم؛ موضوعی که با این عرض و طول در بیانات بزرگان آمده و مرحوم صاحب جواهر نیز در اینجا اهمیت بسیاری برای آن قائل شدهاند. باب نیت، فصلی مفصل و لنگرگاه عظیمی در مباحث فقهی است. چنانکه در جلسهی گذشته بیان گردید، نیت در برخی از اعمال «رکن» و در برخی دیگر در حد «شرط صحت» کفایت میکند. شرط صحت بودن، صرفاً ناظر به آثار وضعی و رفع تکلیف است تا عمل از جهت قضا و کفاره صحیح باشد. اما رکنیت، به حسب واقع و مراتب عالی نیت است.
عنوان «تقرباً الی الله» به گونهای است که صحت تمام مراتب نیت را تضمین میکند. هر کس که عزم و نیتش تقرب به خداوند باشد، عملش صحیح خواهد بود. حتی بزرگان و علمای ما، انجام عمل به نیت «رجاءً» را نیز پذیرفتهاند. به این معنا که اگر کسی در مشروعیت عملی یقین ندارد، اما آن را به امید (رجاء) مطلوبیت نزد شارع و به قصد تقرب به خداوند انجام دهد، این نیت صحیح است. به عنوان مثال، نماز عید غدیر را به جماعت و به نیت «رجاءً متقرباً الی الله» اقامه کند. این دیدگاه صحیح است، زیرا خودِ «امید»، نوعی از نیت است؛ امید به ثواب و صحت عمل. همین امید به اینکه عمل، مرضیِّ شارع مقدس است، برای تحقق تقرب کفایت میکند. بنابراین، اگر فقیهی در موردی با تردید مواجه شد، میتواند آن را به صورت رجائی انجام دهد.
لذا اگر دامنهی نیت را توسعه دهیم، «متقرباً الی الله ولو رجاءً» برای صحت عمل کافی است. بر همین اساس، مرحوم محقق فرمودهاند: «و یکفی فی رمضان أن ینوی أنه یصوم متقرباً الی الله».
یکی از موضوعاتی که شایسته است عزیزان در باب آن تحقیق کرده و به ارائه کنفرانس بپردازند، همین مسئلهی ظریف و ارزشمند نیت است که قابلیت پژوهشهای علمی قوی را داراست. قرب و منزلت هر فعلی، بر اساس نیت آن سنجیده میشود و روایات بسیاری نیز بر این امر دلالت دارد.
در اینجا به چند روایت که در این زمینه نقل شده است، اشاره میکنیم. روایتی بسیار دقیق در کتاب «من لا یحضر الفقیه» از صفوان بن یحیی نقل شده است: «سُئل الصادق (علیه السلام) عن الصلاة فی البِیَع و الکنائس». از امام صادق (علیه السلام) دربارهی نماز خواندن در معابد یهودیان (بِیَع) و مسیحیان (کنائس) سؤال شد. حضرت فرمودند: «صَلِّ فیها» (در آنها نماز بخوان). راوی میپرسد: «أُصَلّی فیها و إن کانوا یُصَلّون فیها؟» (آیا نماز بخوانم، هرچند آنان نیز در آنجا [به آیین خود] عبادت میکنند؟). امام پاسخ دادند: «نعم، أما تقرأ القرآن: قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَىٰ شَاكِلَتِهِ؟ صَلِّ إلی القبلة و دَعْهُم». (بله، مگر قرآن را نخواندهای که میفرماید: بگو هر کس بر اساس ساختار و نیت خود عمل میکند؟ تو به سوی قبله نمازت را بخوان و آنان را به حال خود واگذار).
این روایت به ظرافت، جایگاه نیت را در بالاترین مرتبه قرار میدهد. هر کس طبق «شاکله» و نیت خویش عمل میکند. پروردگار آگاهتر است که چه کسی هدایتیافتهتر است («فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَىٰ سَبِيلًا»). نیتهای افراد، حتی اگر در یک مکان به عبادت مشغول باشند، دارای درجات متفاوتی است. خلاصهی کلام آنکه، اصل و اساس، نیت است و عمل بر مبنای آن سنجیده میشود.
مضمون همین مطلب در روایتی از حضرت امام رضا (علیه السلام) نیز نقل شده است که انجام عمل خیر و شر، بر حسب نیت ارزیابی میگردد. مشابه این روایت در کتاب «تهذیب الاحکام» نیز آمده که ملاک صحت عمل را به نیت بازمیگرداند. در کتاب «وسائل الشیعه» نیز روایتی از حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) به نقل از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ذکر شده است: «لا قولَ إلّا بعملٍ، و لا قولَ و لا عملَ إلّا بنیّةٍ». هیچ گفتاری بدون عمل، و هیچ گفتار و کرداری بدون نیت، ارزش ندارد. به عنوان مثال، اگر دست شخصی هنگام پوشیدن لباس، سهواً به دیگری برخورد کند، این عمل با زمانی که همان برخورد با نیت اهانت صورت گیرد، از حیث ماهیت و نتیجه، کاملاً متفاوت است.
در حدیث دیگری آمده است: «لا حسبَ إلّا بالتواضع، و لا کرمَ إلّا بالتقوی، و لا عملَ إلّا بالنیّة». شرافت و بزرگی در تواضع، کرامت در تقوا، و ارزش عمل در نیت است. اساس و رکن عمل، نیت است و عمل تنها به واسطهی آن ارزش و اعتبار مییابد.
آثار نیت بر عمل به حدی است که میتوان آن را عامل رشد و عظمت عمل دانست. در اینجاست که یک «ضریب عددی» به وجود میآید. کیفیت نیت و درجهی اخلاص در آن، ارزش عمل را به صورت تصاعدی افزایش میدهد. حقیقت عمل به نیت آن وابسته است. به عنوان مثال، شخصی نماز خود را در مسجد محله، مسجد جامع یا در مسجدالحرام اقامه میکند. این انتخاب مکان، که برخاسته از نیت است، ارزش عمل را به ضریب بالاتری ارتقا میدهد. همچنین انتخاب زمان خاص یا تقارن عمل با عبادات دیگر مانند اذان، نوافل یا تسبیح حضرت زهرا (سلام الله علیها)، همگی به واسطهی نیت، ضریب اثربخشی عمل را افزایش میدهند.
در جلسهی گذشته به «انشاء نیت» اشاره شد. «انشاء» در لغت به معنای به وجود آوردن است. در علوم ادبی، میان جملهی «خبری» و «انشائی» تفاوت قائل شدهاند. جملهی خبری از واقعیتی در خارج حکایت میکند و از این رو، قابلیت صدق و کذب دارد؛ اما جملهی انشائی، خود، ایجادکنندهی یک واقعیت است و صدق و کذب در آن راه ندارد. «انشاءات نفس»، نفس را تعالی میبخشد و به آن عظمت میدهد. به عبارت دیگر، هویت هر انسان را باید بر اساس «انشاءات» او، یعنی نیتهایی که در وجود خود ایجاد کرده، ارزیابی نمود.
مقاماتی که در اماکن مقدسه مانند مسجد کوفه به نام اولیای الهی (مانند مقام حضرت خضر یا امام سجاد علیهما السلام) شناخته میشوند، صرفاً محلی برای اقامهی نماز توسط ایشان نبوده است. معنای دقیقتر آن است که آن بزرگواران در آن مکان، با نیتی خاص، به مقام و علوّ رتبهای دست یافتهاند. آنجا محل تجلی آن رشد و عظمتی است که به واسطهی عمل و نیت حاصل شده است. مقام حضرت ابراهیم (علیه السلام) نیز همینگونه است؛ آن مکان، محل تجلی آن حرکت نفسانی و عظمتی است که ایشان به آن نائل آمدند. ما نیز هنگامی که در آن مقام قرار میگیریم، به برکت آن مکان و عظمت آن مقام، با توسل و حضور قلب، نیت میکنیم که به مرتبهای اعلی دست یابیم.
بنابراین، هویت هر انسان، مجموعهی «انشاءات» اوست. درس اخلاق، در حقیقت، همین اصلاح نیت است؛ زیرا تمام فضائل اخلاقی بر پایهی نیت صحیح استوار میشود. تعین و تشخص هر انسان به نیت اوست و همین نیت، او را به مقام عالی میرساند. شخصیتهای برجسته در میان اصحاب پیامبر و ائمه، همگی به واسطهی مقام نیت و «انشاءات وجودی» خود به آن جایگاه رسیدهاند. این انشاءات، وجود انسان را متحول میسازد؛ یعنی حقیقت وجودی او به وجودی دیگر تبدل مییابد.
چنانکه در حدیث آمده است: «الناسُ معادنٌ کمعادنِ الذهبِ و الفِضّة». انسانها همچون معادن طلا و نقره هستند. این انشاءات است که فلز وجود انسان را مشخص میکند. یکی به واسطهی نیت خود به ارزش طلا، دیگری به ارزش نقره، و برخی نیز همچون آهن («وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ») استوار و تأثیرگذار میشوند. در واقع، این نیت است که ماهیت و جایگاه حقیقی وجود انسان را معین میکند.
بنابراین، ارزش هر روزه نیز به مقام و مرتبهی روزهدار بستگی دارد که آن هم تابع نیت اوست. روزهی یک ولیّ خدا یا یک معصوم، با روزهی امثال ما متفاوت است. این تفاوت در رتبه، که امری معنوی و وجودی است و نه مادی، به واسطهی نیت حاصل میشود. در اینجاست که معنای «تقرباً الی الله» به خوبی فهمیده میشود؛ نیت، رتبهی وجودی انسان را آنچنان بالا میبرد که او را به مقام قرب الهی نزدیک ساخته و مشمول عنایت ربوبی میگرداند.